کپی رایت ماله بدبخت بیچاره هاست؛ کی به کیه؟!
سخنان تاملبرانگيز جنابان الهام و احمد جنتي در خصوص دولتهاي قبل جمهوري اسلامي، تاسفبار است. الهام به گونهاي از اعتماد مردم به دولت نهم و سلامت سياسي آن در جهت انفتاح روابط سياسي با كشورهايي كه تابوي ارتباط با آنها وجود داشت، سخن ميراند كه گويا دولت نهم حتي امكان حرمتبخشي و يا حليتدهي به حلال و حرام الهي را نيز داراست. اينگونه بيمهريها كه گاه و بيگاه از سوي برخي عناصر مطرح ميشود، زيبنده نظام و خدمات صادقانه فرزندان اين مرز و بوم نيست. به راستي جنابان جنتي و الهام، دولت نهم را جزيرهاي منحصر به فرد در كليت تاريخ استقرار نظام جمهوري اسلامي ميبينند؟ اينكه جناب الهام ميگويد مردم از دولتهاي قبل ميترسيدند، شامل دولتهاي عصر امام خميني(ره) هم ميشود؟ آيا شامل عصر رياستجمهوري رهبر معظم انقلاب هم ميشود؟ آيا حضرت ايشان فراموش كردهاند تمام آن دولتها در مرحله دوم حيات خود نيز مجددا از مردم راي اعتماد گرفتهاند؟ آيا بالا رفتن آراي خاتمي در انتخابات دوم خود، نشانه ترس مردم بوده است؟ نكته ديگر آنكه آيا آقاي جنتي يادشان رفته كه عمده روسايجمهور و بخش وسيعي از كارگزاران جمهوري اسلامي از فيلتر صلاحيت ايشان گذر كردهاند؟ اگر آنها صالح و درست كردار بودند، چرا ايشان امروز چنين موضعي دارند و اگر اشتباه كردند، چرا امروز لب به سخن گشودهاند. به راستي ايشان و همفكرانشان در كجاي تاريخ انقلاب اسلامي ايستادهاند كه چنين از خود ابراز سپاسگزاري ميكنند؟ دولتهاي ميرحسين موسوي، هاشميرفسنجاني و سيدمحمد خاتمي هرچند با نقاط ضعفهايي روبهرو بودند اما در ادامه خواست و مقدرات انقلاب و مردم به قدرت رسيدند. بخش وسيعي از مبارزان پيش از انقلاب، زندان كشيدهها و به تعبير امام سيلي خوردهها سكان مديريت كشور را در زمان جنگ و پس از آن در دستان خود گرفتند. روزگاري بر اين سرزمين رفته است كه گاهي در سيلوهايش يك كيلو گندم هم نبوده است. قدمها و موجباتي در دولتهاي پيشين رفته كه موجب فخر، عزت و مباهات است. چرا تيشه برداشته به ريشهها ميزنيد؟ به چه دليلي دولت نهم را كه نه از نظر سابقه، مبارزه، مديريت، تخصص با دولتهاي ماقبل خود حتي قابل مقايسه هم نيست چنين به اعتلا ميكشيد اما خدمات ياران امام و ياران غار انقلاب اسلامي را به هيچ ميانگاريد؟ اين مسير به صواب و خردمندي نيست.با اين رفتارها به كجا ميرسيم؟ چه آيندهاي را هدف گرفتهايم؟ آقايان عزيز! در دنياي بزرگ، ملتهب و پرهياهويي زندگي ميكنيم. هم از نظر عده در مضيقهايم و هم از نظر عده در اقليت، شما را چه ميشود كه علاقهمند هستيد، همه بزرگان گذشته انقلاب و اسلام را از قطار مملكت پياده كنيد. اين رفتارها شمشير دولبه است. اين قطار ايستگاههاي ديگري هم دارد. كمي هشيار باشيد ادعاى مدير سرويسهاى جهانى بى.بى.سى درباره تأسيس شبكه فارسى بى.بى.سى دريچه - مدير سرويس جهانى بى.بى.سى با مهم توصيف كردن تلويزيون فارسى اين شبكه و ابراز رضايت از استفاده برخى از مردم ايران از ماهواره،مدعى تقاضاى بالاى برنامههاى كانال فوق از سوى ايرانيان شد. »ايجل چپمن« ادعا كرد: »ما بررسىهاى گستردهاى در اين باره انجام دادهايم و مىدانيم كه شمار قابل توجهى از مردم ايران داراى ديش ياآنتن ماهوارهاى هستند و به اخبار و مسائل سياسى روز علاقمندند و مىخواهند سرويس جهانى بى.بى.سى چنين امكاناتى عرضه كند.بى.بى.سى سابقه طولانى در پخش برنامه به زبان فارسى دارد، يعنى در مدت 65 سال، شمار شنوندگان اين برنامه قابل توجه است و تقاضإ؛براى رسانهاى جديد وجود دارد. ولى واقعيت اين است كه اگر قرار باشد اين رسانه تأثير زيادى داشته باشد، لازم است تلويزيون نيز در كنار آنقرار داشته باشد، به همين جهت امروز راهاندازى تلويزيون فارسى را اعلام مىكنيم.« وى با تأكيد بر اختصاص بودجه دولتى براى تأسيس اين شبكه گفت: »دولت بريتانيا تأمينكننده هزينههاى ما است، اما اين به معنى عدماستقلال شبكه نخواهد بود!« وى با ادعاى بىطرفى اين تلويزيون افزود: »تلويزيون بى.بى.سى فارسى در شروع كار خود، روزانه هشت ساعتبرنامه خواهد داشت كه عصرها به وقت ايران خواهد بود. چون مردم غروبها وقت بيشترى براى تماشاى تلويزيون دارند و تلويزيون فارسىعلاوه بر اين نوع برنامهها، برنامههاى فرهنگى هم خواهد داشت و حتى مقامات ايران نيز مىتوانند در برنامههاى ما شركت كنند. ما داراىسرويس راديو و سايت اينترنتى فارسى هستيم، حالا مىخواهيم تلويزيون هم داشته باشيم.« وى پيشبينى كرد پخش برنامههاى شبكه يادشده طى يكسال آينده انجام شود. اضافه مىشود وزير دارايى انگليس نيز از تخصيص بودجه ساليانه پانزده ميليون پوند براى راهاندازى و ادارهاين شبكه تلويزيونى سخن گفت. اپوزيسيون اينترنتى را بهتر بشناسيم
دريچه - يك گروه از سلطنتطلبان و فراريان در تلاش براى شبههافكنى عليه سياستهاى نظام جمهورى اسلامى ايران به عنوان اپوزيسيون اينترنتى بهصورت مستمر مطالبى را عليه كشورمان منتشر مىكنند. در اين مجال به معرفى برخى از آنان پرداختهايم: - »جمشيد پيمان« كه وابسته به سازمان مجاهدين خلق (منافقين)است در موضوعات سياسى و اقتصادى در سايتهاى ايران آزاد، همبستگىملى و... فعاليت مىكند. - »عليرضا نورىزاده« كه وابستگى خاصى به جريان روشنفكر و ليبرال دارد در موضوعات تلفيقى با عمده گرايش سياسى و امنيتى درسايتهاى گويا نيوز، نورىزاده و... عليه جمهورى اسلامى فعاليت مىكند. - »فريبا مرزبان« وابسته به كانون نويسندگان (روشنفكرى) مىباشد و در موضوعات سياسى و اجتماعى در سايتهاى ديدگاه، گزارشگر و...فعاليت مىكند. - »مسعود نقرهكار« به جريان روشنفكر - ليبرال وابسته است و در موضوعات سياسى و در سايتهاى شهروند، اخبار روز و... بر عليه جمهورىاسلامى فعاليت مىكند. - »مسعود بهنود« كه وابسته به جريان روشنفكر - ليبرال است در حيطه سياسى و اجتماعى در سايتهاى روز آنلاين، گويا نيوز، بهنود و... عليه جمهورى اسلامى فعاليت مىكند. - »محمد چراغى« كه وابستگى به جريان چپ كارگرى - طيف افراطى - دارد در زمينه سياسى و در سايتهاى 60 ميليون، عصر نو، كارگران و...فعاليت مىكند. - »رؤيا مقدس« به جريان چپ كارگرى و طيف ميانهرو وابسته است و در موضوعات سياسى و ادبى در سايتهاى عصر نو و... به فعاليتمىپردازد. - »نيره توحيدى« كه وابسته به جريان اصلاحطلب )خارج از كشور( و فمينيستى افراطى مىباشد كه در قالب موضوعات سياسى و اجتماعى درسايتهاى نشريه ما، زنان، رها و... مىنويسد. - »حسن شريعتمدارى« كه وابستگى به جريان جمهورىخواهان دارد در موضوعات سياسى در سايتهاى جمهورى، شهروند و... به فعاليت برعليه جمهورى اسلامى مىپردازد. - »امير فرشاد ابراهيمى« كه وابسته به جريان اصلاحطلب و طيف افراطى مىباشد در حيطه سياسى و اجتماعى و در سايتهاى و وبلاگهاىپرستو، اميرفرشاد، روزآنلاين و... به فعاليت مىپردازد. رويكرد حزب مشاركت به برگزارى دورههاى يكساله دريچه - حزب مشاركت اقدام به برگزارى دورههاى يكساله آموزشى براى اعضا و كادرهاى خود كرده است. بنا به پيشنهاد كميته آموزش و تصويبشوراى مركزى و هيأت اجرايى جبهه مشاركت، مقرر شد اولين دوره يكساله آموزشى اين حزب در هشت حوزه شامل »حوزه اجتماعى« بهمسؤوليت حميدرضا جلايىپور، »حوزه فرهنگى« به مسؤوليت هادى خانيكى، »حوزه حقوقى«، »سياسى« و »روابط بينالملل« به مسؤوليتعبدالله رمضانزاده، »حوزه اقتصاد و توسعه« و »حوزه مطالعات« حزبى به مسؤوليت ميردامادى و »حوزه مسائل اجرايى« به مسؤوليت عبادپوربرگزار شود. محسن ميردامادى در مراسم آغاز به كار اولين دوره آموزشى جبهه مشاركت هدف از برگزارى دوره آموزشى يكساله را نزديك شدن ديدگاههاىاعضاى حزب به يكديگر دانست و گفت: اميدواريم بعد از پايان اين دوره، افرادى كه مىخواهند حزب را اداره كنند، ديدگاههايشان به هم نزديكشود و اختلاف كمترى بين آنها وجود داشته باشد. اسماعيلى رئيس كميته آموزش جبهه مشاركت نيز در اين مراسم گفت: اين دوره با جمعبندى تجربه هشت ساله فعاليت حزب شكل گرفتهاست. در مراسم آغاز به كار اولين دوره آموزشى جبهه مشاركت، برخى از اعضاى شوراى مركزى از جمله خاتمى، خانيكى، كولايى، كاشفى،هادى قابل، جلايىپور، جلالىزاده و علوىتبار حضور داشتند. ادعاى مدير سرويسهاى جهانى بى.بى.سى درباره تأسيس شبكه فارسى بى.بى.سى دريچه - مدير سرويس جهانى بى.بى.سى با مهم توصيف كردن تلويزيون فارسى اين شبكه و ابراز رضايت از استفاده برخى از مردم ايران از ماهواره،مدعى تقاضاى بالاى برنامههاى كانال فوق از سوى ايرانيان شد. »ايجل چپمن« ادعا كرد: »ما بررسىهاى گستردهاى در اين باره انجام دادهايم و مىدانيم كه شمار قابل توجهى از مردم ايران داراى ديش ياآنتن ماهوارهاى هستند و به اخبار و مسائل سياسى روز علاقمندند و مىخواهند سرويس جهانى بى.بى.سى چنين امكاناتى عرضه كند.بى.بى.سى سابقه طولانى در پخش برنامه به زبان فارسى دارد، يعنى در مدت 65 سال، شمار شنوندگان اين برنامه قابل توجه است و تقاضإ؛براى رسانهاى جديد وجود دارد. ولى واقعيت اين است كه اگر قرار باشد اين رسانه تأثير زيادى داشته باشد، لازم است تلويزيون نيز در كنار آنقرار داشته باشد، به همين جهت امروز راهاندازى تلويزيون فارسى را اعلام مىكنيم.« وى با تأكيد بر اختصاص بودجه دولتى براى تأسيس اين شبكه گفت: »دولت بريتانيا تأمينكننده هزينههاى ما است، اما اين به معنى عدماستقلال شبكه نخواهد بود!« وى با ادعاى بىطرفى اين تلويزيون افزود: »تلويزيون بى.بى.سى فارسى در شروع كار خود، روزانه هشت ساعتبرنامه خواهد داشت كه عصرها به وقت ايران خواهد بود. چون مردم غروبها وقت بيشترى براى تماشاى تلويزيون دارند و تلويزيون فارسىعلاوه بر اين نوع برنامهها، برنامههاى فرهنگى هم خواهد داشت و حتى مقامات ايران نيز مىتوانند در برنامههاى ما شركت كنند. ما داراىسرويس راديو و سايت اينترنتى فارسى هستيم، حالا مىخواهيم تلويزيون هم داشته باشيم.« وى پيشبينى كرد پخش برنامههاى شبكه يادشده طى يكسال آينده انجام شود. اضافه مىشود وزير دارايى انگليس نيز از تخصيص بودجه ساليانه پانزده ميليون پوند براى راهاندازى و ادارهاين شبكه تلويزيونى سخن گفت. اپوزيسيون اينترنتى را بهتر بشناسيم
دريچه - يك گروه از سلطنتطلبان و فراريان در تلاش براى شبههافكنى عليه سياستهاى نظام جمهورى اسلامى ايران به عنوان اپوزيسيون اينترنتى بهصورت مستمر مطالبى را عليه كشورمان منتشر مىكنند. در اين مجال به معرفى برخى از آنان پرداختهايم: - »جمشيد پيمان« كه وابسته به سازمان مجاهدين خلق (منافقين)است در موضوعات سياسى و اقتصادى در سايتهاى ايران آزاد، همبستگىملى و... فعاليت مىكند. - »عليرضا نورىزاده« كه وابستگى خاصى به جريان روشنفكر و ليبرال دارد در موضوعات تلفيقى با عمده گرايش سياسى و امنيتى درسايتهاى گويا نيوز، نورىزاده و... عليه جمهورى اسلامى فعاليت مىكند. - »فريبا مرزبان« وابسته به كانون نويسندگان (روشنفكرى) مىباشد و در موضوعات سياسى و اجتماعى در سايتهاى ديدگاه، گزارشگر و...فعاليت مىكند. - »مسعود نقرهكار« به جريان روشنفكر - ليبرال وابسته است و در موضوعات سياسى و در سايتهاى شهروند، اخبار روز و... بر عليه جمهورىاسلامى فعاليت مىكند. - »مسعود بهنود« كه وابسته به جريان روشنفكر - ليبرال است در حيطه سياسى و اجتماعى در سايتهاى روز آنلاين، گويا نيوز، بهنود و... عليه جمهورى اسلامى فعاليت مىكند. - »محمد چراغى« كه وابستگى به جريان چپ كارگرى - طيف افراطى - دارد در زمينه سياسى و در سايتهاى 60 ميليون، عصر نو، كارگران و...فعاليت مىكند. - »رؤيا مقدس« به جريان چپ كارگرى و طيف ميانهرو وابسته است و در موضوعات سياسى و ادبى در سايتهاى عصر نو و... به فعاليتمىپردازد. - »نيره توحيدى« كه وابسته به جريان اصلاحطلب )خارج از كشور( و فمينيستى افراطى مىباشد كه در قالب موضوعات سياسى و اجتماعى درسايتهاى نشريه ما، زنان، رها و... مىنويسد. - »حسن شريعتمدارى« كه وابستگى به جريان جمهورىخواهان دارد در موضوعات سياسى در سايتهاى جمهورى، شهروند و... به فعاليت برعليه جمهورى اسلامى مىپردازد. - »امير فرشاد ابراهيمى« كه وابسته به جريان اصلاحطلب و طيف افراطى مىباشد در حيطه سياسى و اجتماعى و در سايتهاى و وبلاگهاىپرستو، اميرفرشاد، روزآنلاين و... به فعاليت مىپردازد. رويكرد حزب مشاركت به برگزارى دورههاى يكساله دريچه - حزب مشاركت اقدام به برگزارى دورههاى يكساله آموزشى براى اعضا و كادرهاى خود كرده است. بنا به پيشنهاد كميته آموزش و تصويبشوراى مركزى و هيأت اجرايى جبهه مشاركت، مقرر شد اولين دوره يكساله آموزشى اين حزب در هشت حوزه شامل »حوزه اجتماعى« بهمسؤوليت حميدرضا جلايىپور، »حوزه فرهنگى« به مسؤوليت هادى خانيكى، »حوزه حقوقى«، »سياسى« و »روابط بينالملل« به مسؤوليتعبدالله رمضانزاده، »حوزه اقتصاد و توسعه« و »حوزه مطالعات« حزبى به مسؤوليت ميردامادى و »حوزه مسائل اجرايى« به مسؤوليت عبادپوربرگزار شود. محسن ميردامادى در مراسم آغاز به كار اولين دوره آموزشى جبهه مشاركت هدف از برگزارى دوره آموزشى يكساله را نزديك شدن ديدگاههاىاعضاى حزب به يكديگر دانست و گفت: اميدواريم بعد از پايان اين دوره، افرادى كه مىخواهند حزب را اداره كنند، ديدگاههايشان به هم نزديكشود و اختلاف كمترى بين آنها وجود داشته باشد. اسماعيلى رئيس كميته آموزش جبهه مشاركت نيز در اين مراسم گفت: اين دوره با جمعبندى تجربه هشت ساله فعاليت حزب شكل گرفتهاست. در مراسم آغاز به كار اولين دوره آموزشى جبهه مشاركت، برخى از اعضاى شوراى مركزى از جمله خاتمى، خانيكى، كولايى، كاشفى،هادى قابل، جلايىپور، جلالىزاده و علوىتبار حضور داشتند. اين هيات که متشکل از نمايندگان وزارتخانه هاى کشور ، دفاع ، نفت و بهداشت و همچنين سازمانهاى آتش نشانى و دفاع مدنى کويت است ، طى جلسه اى با اعضاى کميسيون روابط خارجى مجلس کويت موارد احتمالى در صورت استفاده امريکا از گزينه نظامى عليه ايران را بررسى مى کنند . مقامات دولتهاى عربى حوزه خليج فارس تاکنون بارها از احتمال استفاده امريکا ازگزينه نظامى عليه ايران و پيامدهاى آن بر کشورهاى خود سخن گفته اند که در اين ميان کويت بعنوان کشورى که شانزده سال پيش صحنه تهاجم آمريکا به عراق بود ؛ تنها دولت عربى حاشيه خليج فارس است که رسما از اقدامات خود براى امادگى در جهت مقابله با پيامدهاى استفاده احتمالى امريکا ازگزينه نظامى عليه ايران پرده برداشته است . کويت در جريان تهاجم نظامى مارس 2003 آمريکا وانگليس به عراق ، پايگاه اصلى نظاميان امريکايى وانگليسى در حمله به عراق بود . به گزارش سرويس اخبار ويژه آريا، به نقل از روزنامه ايتاليايى ايل جورناله Il Giornale، اسحاق شامير بوش پدر و پوتين هر سه قبل از رسيدن به مقام رئيس دولت ماموران جاسوسى و حتى تروريست بوده اند. مدت زمانى که بوش پدر براى رسيدن به مقام رياست جمهورى از يک جاسوس ساده طى کرد بسيار کوتاه بود. وى از ژانويه 1976 تا ژانويه 1977 عهده دار رياست سازمان سيا بود و بعد از آن بلافاصله فعاليتهاى سياسى خود را بر عهده دار شدن رياست کاخ سفيد آغاز کرد. اين روند در مورد رئيس جمهور فعلى روسيه، ولاديمير پوتين هم صادق است. هر چند که مدارک و شواهد مستندى در دست نيست اما به گفته برخى از ناظران شخص رئيس جمهور در پشت صحنه مرگ روزنامه نگار روس آناپولتيکووسکايا و جاسوس سابق کا گه به الکساندر ليتونينکو است. به گفته اين ناظران عامل محرک اين قتلها مى تواند عادات قديم و يا حتى دوستيها و دشمنى هاى قديمى شخص رئيس جمهور باشد. پوتين فعاليت جاسوسى خود را با اف اس ب، وارث کا گه به آغاز کرد و در طول ساليان به طرز ماهرانه اى تبديل به شخصيت اول سياسى روسيه شد. اما قبل از وى نيز يورى آندروپوف از چنين سابقه اى برخوردار بود. ابتدا در مجارستان نظام زور و قتل وعمومى را اعمال کرد سپس در سال 1967 به مقام رياست کا گه به انتخاب شد و در سال 1982 به عنوان رهبر اتحاد جماهير شوروى رسيد. سازمان جاسوسى اسرائيل موساد هم قهرمانهاى مخصوص به خود را دارد. اسحاق شامير فرمانده گروههاى تروريست مامور موساد و پدر شبکه داموکل است وى براى دستگيرى نازيها حتى متوسل به کمک اتو اسکورزنى کسى که در سال 1943 موسيلينى را از بند آزاد کرد شد شامير او را قانع کرد که دوستان نازى خود را در محلى در اسپانيا دور هم جمع کند تا بتواند آنها را به دام بيندازد. اما شايد يکى از بزرگترين جاسوسهاى اسرائيل کايبم هرزوگ فرزنده خاخامى ايرلندى و عضو حاگانا ارتش مخفى رژيم صهيونيستى باشد که بعد از سال 1947 فعاليتهاى سياسى خود را آغاز کرد و بالاخره به مقام رياست جمهورى اسرائيل رسيد. اما امروز هم در ميان سردمداران اسرائيلى کسانى هستند که پيش از اين مشغول فعاليتهاى جاسوسى بوده اند. وزير امور خارجه اسرائيل تيزيپى ليونى 49 ساله داراى 2 فرزند و جاه طلبيهاى خاص به خود است. وى زمانى نور چشمى شارون و امروز معاون نخست وزير و وزير امورخاجه اسرائيل است. وى بعد از گولدا ماير دومين زن در تاريخ رژيم صهيونيستى است که موفق به کسب مقامات بالاى سياسى شده است. اما ظاهرا تمايلات سياسى او در اين حد متوقف نمى شوند. به دنبال بحران سياسى اخير در کابينه صهيونيستى وى خواستار استعفاى اولمرت شده تا شخصا بتواند رياست حزب کاديما را به عهده بگيرد. 4 سال خدمت در موساد به او ياد داده اند که چگونه از عزم راسخ و محافظه کارى خويش بيشترين استفاده را ببرد. به خاطر تجارت وى در زمينه پاکسازى قومى خيليها به او لقب خانم پاک clean را داد ه اند و بسيارى از تحليلگران امروز از خود مى پرسند که آيا مى توان او را به عنوان رهبرى مناسب براى اسرائيل تلقى کرد. دکتر محمود احمدى نژاد و شيخ خليفه بن زايد آل نهيان در اين مذاکرات علاوه بر بررسى مهمترين مسايل منطقه اى و بين المللي؛ در مورد گسترش همکارى ها و مناسبات دوجانبه گفتگو خواهند کرد. گفتنى است؛ رييس جمهورى اسلامى ايران كه به دعوت رسمى امير امارات متحده عربى به اين كشور سفر كردهاست، ساعتى قبل وارد ابوظبى شد و در فرودگاه اين شهر از سوى شيخ خليفه بن زايد آل نهيان، امير و شيخ محمد بن راشد آل مكتوم نخست وزير امارات و حاكم دبى مورد استقبال رسمى قرار گرفت. در اين مراسم پس از نواخته شدن سرود ملى دو كشور، دکتر محمود احمدى نژاد و شيخ خليفه بن زايد آل نهيان از گارد احترام ديدن کردند. همچنين۲۱ گلوله توپ به نشانه احترام به ورود رييس جمهورى اسلامى ايران در مراسم استقبال رسمى شليك شد به گزارش خبرنگار پارلمانی مهر، محمد رحمتی که هنگام خروج از نهاد قانونگذاری با خبرنگاران مواجه شد در پاسخ به سئوالات مکرر آنها درباره وضعیت راههای کشور اظهار داشت : گفتگوی شتابزده فایده ندارد و باید در فرصت مناسب کنار هم نشسته و با هم صحبت کنیم تا حق مطلب ادا شود. خبرنگار مهر از وزیر راه و ترابری سئوال کرد آیا هنوز به این گفته خود پایبند است که یابندگان چاله در سطح راههای اصلی پس از پایان سال 85 سکه هدیه می گیرند ، رحمتی پاسخ داد: بنده هیچ کجا اعلام نکردم که سکه می دهم. رحمتی در واکنش به خبرنگاران که یاد آور شدند رسانه ها از قول وی چنین مطلبی را اعلام کرده اند گفت: آنها خودشان باید جوابگو باشند اما اگر شما از بنده سکه می خواهید یک سکه 10 ریالی به شما خواهم داد. سال گذشته برخی رسانه ها از قول وزیر راه و ترابری نوشته بودند که با توجه به افزایش بودجه این وزارتخانه راههای اصلی کشور ترمیم می شود و چنانچه در سال آینده مردم چاله ای را به وی نشان دهند سکه دریافت خواهند کرد. مردم سالاري ؛ بررسي يك نظريه در دو نظام حقوقي چكيده ""مردم سالاري"" از مفاهيم بحث برانگيز در حوزه فلسفه سياست و حقوق است. با توجه به گرايشي كه در كشورهاي گوناگون به اين نظريه وجود دارد، اين پرسش مطرح شده است كه آيا مي توان مردم سالاري را منطبق با فرهنگ و ارزش هاي هر ملت بومي ساخت يا مردم سالاري نظريه اي يكپارچه است كه نفي مطلق يا تسليم كامل تنها چاره مواجهه با آن است؟ واژه هاي كليدي : مردم سالاري، جمهوريت، اعلاميه جهاني حقوق بشر، قانون اساسي، مردم سالاري ديني بخش اول:شيوه هاي مواجهه مسلمانان با مفاهيم جديد بايد تصريح كرد كه: راه سوم و عاقلانه آن است كه پس از شناسايي و درك عميق ودرست مفاهيم نو پيدا در همان بستر و با همان مشخصاتي كه با آن زاييده شده اند ,به مباني و اصول فكري و عقيدتي خود مراجعه كنيم , آنچه را در تعارض با اين مباني و اصول نيست , بپذيريم و به هنگام تعارض نيز بدون ترديد و وحشت ,به باورهاي درست خود پاي بند بمانيم و صد البته اين گفته منافاتي با پويايي تفكر ديني و نويابي در اقيانوس بي انتهاي معارف الهي نيست و نبايد به تجويز تحجر وخشك انديشي تأويل شود .مشكل آن است كه براثر نا آشنايي يا غفلت با آنچه خود داريم، آن را از بيگانه تمنا مي كنيم و از كساني جوياي هدايت و خوشبختي مي شويم كه خود سرگردان وادي جهل و شقاوتند. 6 بخش دوّم: مطالعه موردي؛ نظريه مردم سالاري داستان مردم سالاري و دموكراسي نيز در كشور و ميان انديشمندان ما حلقه اي از زنجيره همين ماجراي غم انگيز و طولاني است. در حالي كه اين مفهوم نيز مانند مفاهيم ديگر در زادگاه خود نيز داراي قرائت و معناي واحدي نيست ، طرفداران و مروّجان قرائت هاي گوناگون و مخالفان سرسخت قرائت رسمي ، تلاش مي كنند تا همگان را ناگزير از پذيرش و پيروي شيوه خاصي از آن نشان دهند و ثابت كنند كه "راه سوم وجود ندارد." اين مقاله در صدد آن است كه پس از اشاره اي كوتاه به اين مفهوم وتلقي فرهنگ غرب از آن ، به تحليل و ارائه ديدگاه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه پرداخته و به نقد نظير اين ادعا بنشيند كه ورود اين مفاهيم به قانون اساسي "چالش ميان مدرنيته و دين " است و چون "ريشه هاي اين مفاهيم در متون ديني اسلامي وجود ندارد" بايد در اين چالش، مدرنيته را پيروز و مقدم دانست. 1ـ بستر و دليل پيدايش نياز به حكومت براي اداره زندگي بشر براي هيچ خردمندي قابل ترديد و انكار نبوده ونيست. امّا پذيرش اين واقعيت،نه تنها مشكلي را حل نمي كند، كه آغازگر پيدايش پرسش هاي فراوان است. پرسش هايي كه در طول قرن هاي متمادي ذهن كنجكاو و انديشه نقّاد بشر را به خود مشغول داشته و علوم جذّاب و پر دامنه اي چون فلسفه سياست و حقوق را پديدار ساخته است. نخستين و اصلي ترين پرسش ، پس از پذيرش اصل لزوم برپايي حكومت آن است كه حاكم كيست و چگونه بايد حكومت كند. طبع رهايي طلب و فزوني خواه فرزند آدم؛ گر چه خود را ناچار به قبول محدوديتها و پيروي از قواعد "حاكم" مي بيند، امّا همواره از خود پرسيده است كه چه كسي و چرا مي تواند آزادي هاي مرا محدود ساخته و با وضع قوانين و لازم الاجرا كردن آن دايره خواست و انتخاب شهروندان را تنگ و كوچك كند. به چه دليل اراده تقنيني و يا اجرايي كسي به عنوان "حاكم" بر اراده و آزادي فردي مقدم باشد. منبع اين قدرت ومنشأ اين برتري چيست؟ اين پرسش هنگامي كه در حوزه تقنيين مطرح مي شود، مباحث مربوط به "منابع حقوق" را بنيان مينهند و آن گاه كه در عرصه سياست و فلسفه حكومت خود نمايي ميكند، گفت و گوهايي تحت عنوان "منبع مشروعيت" را در پي دارد و از اين رو ديرينه اين مباحث به درازا و قدمت تاريخي پيدايي آن پرسشها ، يعني تفكر انساني ، است. در پاسخ به اين سؤال كه چرا و چه كسي حق حكمراني بر جامعه بشري را دارد، ذهن ساده و فطرت انسان، او را به قدرتي برتر حواله مي داد كه به صرافت مي دانست كه اصل خلقت و وجود وي نيز از همان جا نشأت گرفته است. به همين جهت "كهن ترين اعتقاد در باب سرچشمه قدرت، منشأ ماوراء الطبيعه اي از آن است" كه بر اساس آن "قدرت فرمانروايان منبعث از خالق و آفريننده جهان هستي است و اراده ذات پروردگار در سپردن كار فرمانروايي و سر چشمه قدرت به فرد يا به گروه يا طبقه ويژه اي مدخليت دارد. اين همان نظريه اي است كه در چهار چوب حقوق الهي، به عنوان حاكميت تئوكراتيك7 مشهور شده است" و البته "در طول تاريخ سه شكل متفاوت به خود گرفته است"(قاضي ،1375،ص231) امّا با گذشت زمان، آلوده شدن فطرتها و عملكرد ناصواب حاكماني كه با كنار نهادن فرمانروايان راستين الهي، به ناحق از اين پشتوانه فكري سود مي جستند ، اين نظريه مهجور واقع شد و جاي خود را به انديشه هايي داد كه با فرض حذف نقش ماوراء الطبيعه اي در حكومت به دنبال پاسخي ديگر مي گشتند. اين چرخش كه در نوع تكامل يافته خود حذف دين از زندگي اجتماعي و محدود كردن آن به جنبه هاي فردي (سكولاريسم)8 ناميده مي شود، گرچه گاه ناشي از الحاد و سوء فهم و نيّت بوده است،امّا در بسياري از موارد نتيجه همان سوء استفاده هاي زشت و كاركردهاي ناموجّهي است كه از آن ياد شد. آدميان كه دين و پشتوانه مذهبي را دستمايه توجيهات خنك و نادرست روش و منش حاكمان متظاهر مي ديدند، تلاش كردند تا با قطع عقبه فكري آنان، هاله دروغين تقدس را از اطراف حكمرانان بزدايند و با نقد پذير كردن آنان روزنه اي به سمت صلاح و فلاح خويش بگشايند. متأسفانه "حكومت خلفا در صدر اسلام نيز از اين گونه بوده است. حكومت هايي از نوع خلافت اموي و عباسي و عثماني و همچنين حكومت پاپها در اروپاي قرون وسطا نيز مدعي همين گونه حكومت بوده اند؛ اگر چه، در واقع، نوع حكومت آنها، با دستگاه پرشكوه شاهانه اي كه داشته اند، به پادشاهي خود كامه همانندتر بوده است، بويژه كه جانشيني نيز در اين خلافت ها موروثي بوده است."(آشوري، 1378،ص329) بدين ترتيب است9 كه انديشمندان، بويژه غربي ها كه از بنيه و علقه ضعيف تر اعتقادي برخوردار بوده واز طرف ديگر رنج هاي بيشتري از حكومت به نام خدا را تجربه كرده بودند، براي پاسخ به پرسش نخستين ، راه ديگري را جستجو كردند. نقطه عزيمت و مفروض اوليه آنان در اين سير جديدِ فكري ناديده گرفتن نقش دين در حكومت و سياست بود و با همين فرضيه ، دوباره پرسيدند كه چه كسي حق دارد بر ما حكومت كند؟ در پاسخ به اين سؤال سه نظريه كلي ارائه شد: الف-گروهي تحت تأثير گذشته فكري به دنبال فردي گشتند كه ذاتاً از ديگران برتر است، حق دارد بر ديگران فرمان براند و نظارتي بر قدرت نامحدود او وجود ندارد.در اين شيوه كه يكّه سالاري يا اتو كراسي ناميده مي شود "يكه سالار(اتوكرات) ممكن است قدرت خود را از راه رسوم و سنت هاي اجتماعي كسب كرده باشد يا به زور به دست آورده باشد كه در صورت اول يكّه سالاري مشروع از راه وراثت يا پذيرش فرمانگزاران است ودر صورت دوم ديكتاتوري است"(آشوري، 1378،ص330) ب- درمقابل،گروه ديگري كوشيدند تا اندكي از فردگرايي فاصله گرفته و مطلوب خود را در طبقه يا گروهي برتر بيابند. آريستوكراسي يا مهانسالاري نتيجه تلاش اين دسته محسوب مي شود. معناي اصلي اين كلمه، كه در عين حال توجيه اخلاقي آن را نيز در بر دارد،حكومتِ سرآمدان است كه برتري ايشان بر اساس وراثت و شرف خوني است و، بنابراين، مي توان آن را " نژاد سالاري" يا " مِهانسالاري" (حكومت نژادگان و اشراف) ترجمه كرد. البته يافتن يك معيار كلي (جز وراثت) براي برتري سخت دشوار است و در عمل تاكنون كمتر معياري براي گزينشِ بهترين كسان به كار رفته است....در عرف،حكومتي را "مهانسالار" (آريستو كراتيك) مي خوانند كه قدرتِ دولت در آن مطلق و در دست طبقه ي ممتاز باشد و آن طبقه ،حاكميت را از راهِ وراثت و امتيازهاي طبقه اي در دست گرفته باشد و ديگر طبقات را در آن راه نباشد." (آشوري، 1378،ص19) ج_ و سرانجام گروه سومي نيز پاسخ در خور را ،نه يكه سالاري و نه مهانسالاري،كه مردم سالاري يا دموكراسي دانستند.آنان دليلي نمي ديدند تا فرد يا طبقه و گروهي را ذاتاً برتر از ديگران و شايسته حكومت بدانند،همه مردم را در حق حكومت مساوي مي دانستند؛به گونه اي كه اگر "فرض كنيم كه دولت – كشور از ده هزار شهروند تركيب يافته باشد،سهم هر عضو دولت –كشور،يك ده هزارم قدرت حاكم است"(قاضي ، 1375،ص194) طرفداران مردم سالاري، منشأ حقانيت و واگذاري حكومت به فرمانروايان را مردم دانسته و به همين جهت نيز معتقدند آراي مردم يگانه منبع مشروعيت حكومت،خواست آنان تنها معيار تعيين كننده و رضايت آنان هدف و آرمان منحصر به فرد حاكمان است. 2 ـ تحولات تاريخي و ماهوي گرچه گفته اند به لحاظ پيشينه تاريخي"از زمان هرودت،تاريخ نويس معروف، مي توان مفهوم دموكراسي را در آثار فلاسفه و نويسندگان يونان ملاحظه كرد" (قاضي، 1375،ص751) و "لفظ دموكراسي در اصل در دولت شهرهاي يونان باستان پديد آمد"(آشوري، 1378،ص157) ، امّا نه در مفهوم، نه در شيوه اجرا و نه در شاخص هاي اندازه گيري مردم سالاري وحدت نظر وجود ندارد. به اين ترتيب بايد پذيرفت كه مردم سالاري انواع و درجات گوناگون و متفاوتي را بر مي تابد. الف- اولاً دموكراسي داراي انواع متفاوتي است كه تنها در برخي عناصر اشتراك دارند.به تعبير برخي نويسندگان مشاركت سياسي و رقابت سالم دو عنصر ذاتي و اصلي مردم سالاري هستند (هانتينگتون، 1381، ص 10) كه مي تواند به منزله "جنس" دموكراسي شناخته شود.امّا "هريك از انواع دموكراسي علاوه بر جنس مذكور فصلي هم دارند كه در واقع بخشي از ذات آنهاست كه فقط ميان همان نوع از دموكراسي مشترك است"(علوي تبار، 1375، ص30). اين فصل مميزها بر اساس زمينه هاي فرهنگي هر كشور و يا گذر زمان قابل تغيير است و در نتيجه دموكراسي انواع مختلفي دارد و نبايد آن را محدود به نوعي خاص نظير "دموكراسي ليبرال" دانست.اين اختلاف چندان شايع و گسترده است كه به گفته ويلسون دموكراسي در هيچ دو كشوري يكسان نيست.(عالم، 1380،ص296) ب- هر نوعِ خاصي از دموكراسي داراي شدت و ضعف و درجات گوناگون است ؛ به تعبير علمي آن "مردم سالاري يك كلي مشكّك است . از نظر منطقي برخي از مفاهيم كلي به طور يكسان بر مصاديق خود صدق نمي كند . مثلاً مفهوم روشن را در نظر بگيريد . اين مفهوم داراي مصاديقي مانند خورشيد،چراغ،ماه وآتش است .امّا ديده مي شود كه روشنايي برخي از اين مصاديق به مراتب بيش از ساير مصاديق است...مردم سالاري نيز از اين گونه مفاهيم است ؛ يعني هر چند مي توان مرزي ميان حكومت هاي مردم سالاري و غير مردم سالاري قائل شد ، اما در ميان دو طرف اين تقسيم بندي با طيف گسترده اي از حكومتها مواجه خواهيم شد"(علوي تبار، همان ص14) ساموئل هانتينگتون در كتاب "موج سوم دموكراسي در پايان سده بيستم" با تشريح و بررسي روند خاص دموكراسي در كشورهاي گوناگون مي نويسد : "اين نظر مطرح است كه آيا بايد دموكراسي و غير دموكراسي را دو موضوع كاملاً جدا از هم در نظر گرفت يا اينكه آن را موضوع واحدي دانست كه دائماً تغيير و تحول مي پذيرد." او با تأكيد بر اينكه "بيشتر تحليل گران برداشت دوم را مي پذيرند" مي افزايد:"اين برداشت در نيل به مقاصدي سودمند است مثلاً در تشخيص درجات دموكراسي در كشورهاي مختلف (ايالات متحده،سوئد،فرانسه،ژاپن) كه ظاهراً دموكراسي به حساب مي آيند و يا تعيين درجات قدرت و ضعف اقتدار گرايي در كشورهاي غير دموكراتيك " (هانتينگتون، 1381، ص 14) ج- نه تنها طرفداران هرنوع خاص از دموكراسي به تخطئه انواع ديگر آن پرداخته اند،بلكه اصل نظريه حكومت مردم سالاري نيز داراي مخالفان جدي از ميان انديشمندان غربي است. حتي در يك مطالعه تاريخي،ارسطو نيز با اشاره به آراي موافق و مخالف درباره دموكراسي، به اين نتيجه مي رسدكه "نه كار انتخاب فرمانروايان را بايد به توده مردم سپرد و نه طبقه نظارت برايشان را. " (ارسطو، 1364، ص 130) زيرا "انتخاب درست كار دانايان است، مثلاً در هندسه ، گزينش استاد فن كار مهندسان است و در دريانوردي كار كشتيبانان "(ارسطو، 1364، ص 130) ونيز"همچنان كه پزشك بايد گزارش شيوه درمان بيمار را (نه به خود بيمار بلكه) به پزشكان ديگر دهد و از اين رو فقط پاسخگوي ايشان است، در فنون عملي ديگر نيز مسئوليت بايد فقط در برابر دانايان فن باشد." (ارسطو، 1364، ص 129) خلاصه آنكه در كنار مزايايي كه براي مردم سالاري شمرده اند،ايرادات نظري و عملي نيز بر سپردن سرنوشت ملت ها به رأي اكثريت وارد كرده اند.10 ريشه ايرادها به اين بر مي گردد كه در دموكراسي رأي ها را مي شمارند نه اينكه آنها را وزن كنند و به همين دليل برخي آن را حكمراني عوام،كنار نهادن فرزانگان و ترجيح كميت بر كيفيت نام نهاده اند. همچنين گفته اند چنين شيوه اي زمينه را براي سوء استفاده و عوام فريبي صاحبان زر و زور و تزوير فراهم مي آورد. از اين روست كه ارسطو با آن مخالفت مي كرد، افلاطون آن را "حكمراني جهالت" مي ناميد و كارلايل هم "حكومت فرصت طلبان و شارلاتانها" را نام مناسب تر براي اين شيوه از حكومت معرفي مي كرد.11 تن مي نويسد: "ده ميليون نادان را كه روي هم بگذاريد،يك دانا نمي شود."خطاها را كه با هم جمع كنيد حقيقتي از آن در نمي آيد و كيفيت از كميت صادر نمي شود. و بالاخره آلن دوبنوا مي گفت: "دموكراسي كه آن قدر به نظر در تئوري زيبا مي آيد در عمل ميتواند به چيزي هراس انگيز تبديل شود." (هانتينگتون، 1381، ص 28) درست است كه انتساب حكومت به خدا و دين ممكن است مورد سوء استفاده هاي چندش آور و وحشتناك قرار گيرد،امّا كدام عقيده و آرمان زيبا از اين احتمال مصون است؟آيا همين مفهوم مردم سالاري مورد سوء استفاده قرار نگرفته و نمي گيرد و به نام اراده و خواست مردم چيز ديگري بر آنان تحميل نمي شود؟بنابراين اعتراضات عملي را نبايد معيار قضاوتهاي علمي قرار داد.انتساب به دين،اگر در مواردي مورد بهره برداري ناروا قرار مي گيرد،التزامات و تقيدهاي دروني را نيز موجب مي شود"در جايي كه دولت حاكميت خود را به عنوان امانت از خدا مي گيرد طبيعي است كه نمي تواند از اراده او ،به عنوان سرچشمه قدرت خود،سرپيچي كند.اين نكته را حتي كساني كه به حكومت مذهبي اعتقاد ندارند و در پي يافتن مبناي اجتماعي براي حكومت هستند پذيرفته اند؛چنانكه دوگي،جامعه شناس و حقوقدان فرانسوي،نظريه الهي حاكميت را منطقي تر از نظريه هاي دموكراسي مي بيند."(كاتوزيان ،1377،ص218) با اين همه بايد پرسيد كه با فرض نفي حكومت قانون خدا بر زندگي اجتماعي، آيا راهي بهتر از اين مي توان انتخاب كرد؟ تعيين كننده بودن رأي اكثريت،مزايا و معايبي دارد،امّا بالاخره چه بايد كرد؟طرفداران دموكراسي و آن دسته از انديشمندان،به خصوص در غرب،كه مردم سالاري را ترجيح داده اند منكر ناكامي ها و ناشايستگي هاي آن نيستند بلكه در مجموع آن را از يكه سالاري و يا مهانسالاري بهتر ديده اند. آنان پذيرفته اند كه "دموكراسي حكومتي ايده آل نيست و به قول چرچيل دموكراسي بدترين نوع حكومت است امّا بهترين نوع حكومتي است كه در دسترس داريم. در واقع آن را بايد بدين علت پذيرا باشيم كه نعم البدل ندارد." (كاتوزيان ،1377،ص218) به عقيده آنان "تنها علاج بيماري هاي دموكراسي،دموكراسي بيشتر است"(عالم ،1380،ص311).بايد انصاف داد كه با فرض نفي خدا سالاري و نقش احكام الهي در زندگي اجتماعي،اين جمع بندي ها متين بوده و مردم سالاري احتمالاً معقول ترين فلسفه و شيوه براي حكومت بر آدميان است . امّا آيا با تغيير اين پيش فرض و در مقايسه با نظريه خدا سالاري كه به معناي حقيقي و پيراسته از خرافات و سوءاستفاده ها حق سالاري محض است ، باز هم مي توان همين قضاوت را داشت؟آيا ممكن است كسي در همان حال كه به حاكميت دستورات وقواعد ديني بر زندگي عمومي اعتقاد دارد،به همين جمع بندي برسد؟ پيش از اين اشاره شد كه اختلاف گسترده در انواع و درجات مردم سالاري و ايرادات نظري و عملي وارد بر آن، منافاتي با توافق بر حداقل ها و پذيرش آن در مجموع، ندارد.به رغم همه گفت وگوهايي كه در اين زمينه وجود دارد،امروزه،هم از نظر مفهوم و هم از نظر شاخص هاي ارزيابي و اندازه گيري مردم سالاري مي توان قدرمتيقن ها يي يافت.اين قدرمتيقن ها كه با درج در اسناد بين المللي جنبه حقوقي هم پيدا كرده اند،مي تواند مبنايي براي داوري و مقايسه موضع قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران،به عنوان نظريه مكتوب و رسمي فقه شيعي،با موازين جهاني باشد. از نظر مفهوم ،بطور خلاصه مي توان "حق همگان براي شركت در تصميم گيري در مورد امور همگاني جامعه" را محصول نهايي نظريه مردم سالاري دانست.اين حق شامل تصميم گيري در اصل انتخاب و تشكيل يك نوع خاص از نظام سياسي و اعطاي مشروعيت و قدرت به آن،وضع قوانين و مقررات دلخواه و همچنين انتخاب حاكمان و مجريان مي شود. از نظر شاخص ها نيز اموري از قبيل همگاني بودن مشاركت،وجود آزادي ها،چند گانگي سياسي،حكومت اكثريت و احترام به اقليت،برابري مردم و توزيع خردمندانه قدرت را از مشخصات مردم سالاري در عصر جديد مي دانند.(قاضي ، 1375، صص771-758) ناگفته پيداست كه ضرورت ندارد تا مشاركت مردم و تصميم گيري آنان در مورد سرنوشت خود و حاكمان لزوماً به صورت مستقيم12 صورت پذيرد .اين شيوه،اگر چه در مورد جوامع بدوي و بسيار كوچك قابل تصور بوده و هست،در دوران كنوني ممكن نيست و به صورت غير مستقيم و از طريق نمايندگي 13 اعمال مي شود. به هرحال آنچه اكنون از نظريه مردم سالاري به صورت مضبوط و رسمي در منابع معتبر حقوق بين الملل بازتاب يافته است همين است كه مردم در انتخاب نوع حكومت و مجريان آزاد بوده و مشاركت داشته باشند. بنيادي ترين متن در اين زمينه را بايد اعلاميه جهاني حقوق بشر14 دانست كه در تاريخ 10 دسامبر 1948 ميلادي به تصويب مجمع عمومي سازمان ملل متحد رسيده است و در مقدمه آن آمده است: "مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني حقوق بشر را آرمان مشتركي براي تمام مردم و كليه ملل، اعلام مي كند تا جميع افراد و همه اركان اجتماع،اين اعلاميه را دائماً در مدّ نظر داشته باشند و مجاهدت كنند كه به وسيله تعليم و تربيت ، احترام اين حقوق و آزادي ها توسعه يابد و با تدابير تدريجي ملي و بين المللي، شناسايي و اجراي واقعي و حياتي آنها چه در ميان خود ملل عضو و چه در بين مردم كشورهايي كه در قلمرو آنها مي باشند تأمين گردد." طبق ماده 21 اين اعلاميه: "1- هر كس حق دارد كه در امور عمومي كشور خود،خواه مستقيماً و خواه با وساطت نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند،شركت جويد.2- هر كس حق دارد با تساوي شرايط،به مشاغل عمومي كشور خود نائل آيد.3- اساس و منشأ قدرت حكومت،اراده مردم است.اين اراده بايد به وسيله انتخاباتي برگزار گردد كه از روي صداقت و به طور ادواري صورت پذيرد.انتخابات بايد عمومي و با رعايت مساوات باشد و با رأي مخفي يا طريقه اي نظير آن انجام گيرد كه آزادي رأي را تأمين مي كند." نظير همين عبارت در ماده 25 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي 15 (مصوب 16 دسامبر 1966 مجمع عمومي سازمان ملل متحد) نيز مورد تأكيد قرار گرفته است.16 امّا اعلاميه اسلامي حقوق بشر در بخشي از اين موادّ ديدگاهي متفاوت را عرضه كرده است. متن ماده 23 اين اعلاميه كه در تاريخ 5 اوت 1990 ميلادي به تصويب وزراي امور خارجه سازمان كنفرانس اسلامي در قاهره رسيده است، چنين مي گويد: "الف - ولايت امانتي است كه استبداد يا سوء استفاده از آن شديداً ممنوع مي باشد،زيرا كه حقوق اساسي از اين راه تضمين مي شود. ب- هر انساني حق دارد در اداره عمومي كشور خود بطور مستقيم يا غير مستقيم شركت نمايد.همچنين او مي تواند پستهاي عمومي را بر طبق احكام شريعت متصدي شود." بند” ب” اين ماده منافاتي با مقررات مندرج در اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي ندارد. امّا روشن است كه در بند “الف” از ادبياتي كاملاً متفاوت با اسناد ياد شده استفاده كرده است . وجه تفاوت و دليل آن را در بحث هاي بعدي خواهيم گفت بخش سوم: مردم سالاري از نگاه اسلام وقانون اساسي پرسشي كه اينك مطرح است رابطه دين ومردم سالاري است . به عبارت ديگر موضوع اين است كه "نظريه مردم سالاري" از نگاه منابع و آموزه هاي اسلامي چگونه ارزيابي مي شود؟ داراي چه ميزان از اعتبار و ارزش است ؟ آيا مي توان در نظام اسلامي , معتقد به مردم سالاري بود وبا ابداع نظريه مردم سالاري ديني , آن نظريه ها را در منظومه انديشه سياسي اسلام وارد كرد ؟ يا آنگونه كه برخي گفته اند دين و دموكراسي هيچ گاه قابل جمع نيستند ؟ با نگاهي به پاسخ هاي داده شده به اين پرسش مي توان جلوه هاي آشكاري از سه نوع مواجهه مسلمانان با مفاهيم جديد را مشاهده كرد ؛ برخي به " انكار يا تسليم محض" رو آورده اند و برخي ديگر به "تركيب و التقاط". امّا چنانكه گفتيم راه صحيح "نقد اصول گرايانه" است : يعني شناخت دقيق و صحيح بستر و دلايل پيدايش اين نظريه ها , مباني ، پيش فرضها و آثار و نتيجه هاي آن و سپس سنجش و ارزيابي آنچه به دست آمده است با اصول مسلم و ثابت شريعت . طبيعي است كه نتيجه چنين نگاهي ممكن است پذيرش يا نفي كامل اين نظريه و هر نظريه ديگري مانند آن باشد و يا پذيرش مقيد و تعديل شده تمام يا قسمت هايي از آن. قبل از هر مقايسه اي بين تعاليم اسلامي و اصول قانون اساسي با اركان نظريه مردم سالاري، ياد آوري چند نكته ضروري است الف- برخي طرفداران و مرو جان شيوه "انكار يا تسليم محض" در برابر انديشه ها و مفاهيم جديد , اصولاً روش"نقد اصول گرايانه" را نمي پسندد و معتقدند كه نبايد از نگاه دين به نقد اين نظريه ها پرداخت , دموكراسي را ( آنگونه كه غربي ها ساخته و پرداخته اند) , نه تنها بايد پذيرفت و به نقد و تعديل آن از منظر تعاليم ديني نينديشد , كه بر عكس ؛ بايد به نقد و باز خواني دين به نفع اصول ثابت دموكراسي همت گماشت . براي مثال"پاره اي از احكام فقهي موجود با دو اصل مهم دموكراسي , مساوات حقوقي همه شهروندان و اصل هدف قانون بايد تأسيس منافع همه شهروندان باشد , معارضه دارد "(مجتهد شبستري ،1379،صص116-117) و چاره اي جز"اجتهاد جديد" نيست تا پاي بندي به اين احكام موجب نگردد كه " با آنها به جنگ دموكراسي برويم "( مجتهد شبستري، 1379،ص11) بي پرده تر از اين , گفتار كساني است كه براي ترسيم مدل مطلوب " جمهوري خواهي " به تخطئه آيات قرآن و احكام فقهي مستنبط از آن مي پردازند و با تأكيد بر اينكه مردم سالاري تمام عيار تنها راه خروج از بن بست موجود است , به صراحت مي نويسند : "حكم نجاست كفار , حكم جواز غيبت كفار و مخالفان (اهل سنت), حكم برده گيري و برده فروشي يعني خريد و فروش انسان , حكم قتل مرتد , تفاوت حقوق برده و آزاد و كل الگوي روابط عبد و مولا , نشان از نابرابري مي كند كه سدّ راه دموكراسي است " (گنجي) و لذا "امكان جمع اسلام و دموكراسي وجود ندارد" (گنجي) صرفنظر از نمونه هاي ياد شده از احكام فقهي , كه در جاي خود قابل گفت وگو و مناقشه است , مقصود اصلي ياد آوري خطاي فاحش در روش مذكور است . اينان تصور كرده اند دموكراسي داراي مباني , اصول , نتايج و روشهاي مشخصي است كه مورد اجماع همگان است ؛ به گونه اي كه به فرض تعارض با دين , آنكه بي ترديد بايد عقب نشيني كند , همانا دين است ؛ اين در حالي است كه ديديم نه آن مباني , اصول , نتايج و روشها مشخص و داراي مقبوليت عامه است و نه ضرورتي براي هماهنگ كردن دين با آنها وجود دارد . اين چه منطقي است كه در تعارض دو منظومه فكري , كه بنا به اعتقاد اينان هر دو نيز پذيراي قرائت هاي گوناگون و "اجتهاد جديد" هستند , آنكه از پيش محكوم به شكست , عقب نشيني و صلح اجباري است , حتماً دين است و بس! "اكنون جاي طرح اين سوال است كه چرا ممنوع ساختن دولت از تجاوز به اصول حقوق بشر يا ماركس - لنين در قوانين اساسي با مباني حكومت جمهوري و حاكميت ملي مبانيت ندارد،ولي , همين كه از اصول اسلامي سخن به ميان مي آيد تعارض چنان زننده و آشكار مي شود كه ديگر نمي توان بين دو مفهوم "جمهوري" و "اسلامي" را جمع كرد؟ چرا ملت آمريكا يا فرانسه مي تواند در قوانين اساسي خود قواعد خاصي را , به عنوان حقوق بشر يا ملت , بياورد و مجلس را از تجاوز بدان ها منع كند ... ولي ملت ايران نمي تواند چنين اقدامي را در باره اصول اسلامي بكند؟!"(كاتوزيان ، 1377،ص119) ب- بر ا ساس آنچه كه گفته شد مدعا و محصول نهايي نظريه مردم سالاري دو مطلب زير است : اول- اصولاً خواست و حكم الهي دخالتي در زندگي اجتماعي ندارد . هرچه هست نتيجه اراده آدميان است ؛چه در عرصه قانونگذاري و چه در عرصه اجرا و مجريان .بنابر اين آراي مردم است كه قانون حاكم و حاكم قانوني را تعيين كرده و به آن مشروعيت مي دهد . در يك كلام "اساس و منشأ قدرت حكومت اراده مردم است17 " (بند 3 ماده 21 اعلاميه جهاني حقوق بشر). دوم- مردم مي توانند و بايد در اداره كشور نقش ايفا كنند . آنان , نه تنها سر چشمه حقانيت و مشروعيت قوانين و نظام هاي حاكم هستند , بلكه بايد بطور ادواري در انتخابات شركت كنند و با گزينش مديران و مجريان دلخواه , حضور خود در ساختار زندگي سياسي و اجتماعي را كامل تر كنند . بنابراين"همگان حق مشاركت در اداره امور عمومي كشور را دارند ؛ چه مستقيم و چه از طريق انتخاب نمايندگان ". (بند يك همان ماده) اين دو مطلب بيانگر فلسفه نظري پيدايش دموكراسي و نتيجه عملي آن است . در مطلب نخست آن جهان بيني كه مردم سالاري را در عمل به دنبال دارد ، مورد توجه است و در مطلب دوم آن روش عملي كه زاييده باور به نفي نقش دين در امور اجتماعي است ، مورد تأكيد قرار گرفته است . بنابراين آنچه در غرب به عنوان نظريه مردم سالاري متولد و معرفي شد ، نه يك جهان بيني صرف است و نه يك روش عملي، تنها ؛ شيوه عمل خاصي است كه بر بستر اعتقاداتي ويژه درباره خدا ، انسان و جهان شكل گرفته و تجويز شده است . با اين حال روشن نيست كه چگونه و چرا عده اي اصرار دارند مباني فكري و عقيدتي آن را ناديده گرفته و ادعا كنند " دموكراسي در دنياي امروز يك شكل و شيوه حكومت است ، در مقابل شكل و شيوه حكومتهاي ديكتاتوري "(مجتهد شبستري، 1379،ص108) و لذا " دموكراسي در سرزمين هاي مختلف با آداب و رسوم و عقايد و فلسفه هاي ويژه هر قوم و هر ملت انطباق پيدا مي كند و در صدد تغيير آنها بر نمي آيد ." 18(مجتهد شبستري،محمد،1379،ص109)بر همين پايه نيز ادعا مي شود كه مردم سالاري تقيّدپذير نيست ؛ "دموكراسي مسلمانان مي توان داشت ، اما دموكراسي اسلامي نمي توان داشت . " (مجتهد شبستري، 1379،ص109) چنين گفته هايي نه با تحليل هاي تاريخي سازگار است و نه واقعيت هاي خارجي آن را تأييد مي كند . هم اينك نيز كشورهاي مدعي دموكراسي بر بي طرفي خود نسبت به دين ! پافشاري كرده و با همين استدلال رعايت احكام اسلامي نظير حجاب را براي شهروندان خود و حتي تبعه كشورهاي ديگر در قلمرو حكومت خود ممنوع مي كنند . ج ) بر اي مقايسه نظريه " مردم سالاري " با " مباني و احكام اسلام " چاره اي جز مبنا قرار دادن قرائتي معتبر از هر كدام وجود ندارد . تحولات پر نوسان تاريخي و برداشت هاي متفاوت از دموكراسي و همچنين متون ديني راه را براي سفسطه ، مقايسه ها و استنتاج هاي نادرست هموار مي كند . براي جلو گيري از اين اشكال ، محور قرار دادن قرائت هاي معتبر و مكتوب از هر يك مي تواند راهگشا باشد . به اين منظور از سويي اعلاميه جهاني حقوق بشر و از سوي ديگر قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مبناي ادامه اين بحث است . اعلاميه جهاني حقوق بشر و پيرو آن ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي قرائتي جهاني را از نظريه مردم سالاري ارائه مي دهد كه محصول همه انديشه ورزي ها و تجربه هاي تاريخي مغرب زمين است . اين محصول در دو مطلب پيش گفته قابل جمع بندي است . قانون اساسي نيز كه توسط عده زيادي از مجتهدان تهيه و با تأييد مراجع بزرگ ديني و مردم مسلمان ايران به عنوان سند رسمي و مبناي اداره نظام جمهوري اسلامي ايران پذيرفته شد ، متن حقوقي و اسلامي مناسبي است كه منبع ديگر بررسي ما به شمار مي رود. نتيجه گيري: مردم سالاري و قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران اكنون نوبت بازگشت به پرسش آغازين است . نظر اسلام ، آنگونه كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تثبيت شده است ، درباره مردم سالاري چيست ؟ در يك جمع بندي كلي مي توان گفت از دقت و تدبر ، در اصول مختلف قانون اساسي مي توان به اين نتيجه قطعي رسيد كه مردم سالاري به مثابه يك روش براي اداره حكومت و امور عمومي جامعه نه تنها منافاتي با ديدگاه فقه سياسي شيعه ندارد ، كه مورد تأكيد و تأييد صريح و عملي آن است . اما مردم سالاري به مثابه يك جهان بيني كه طبيعتا" آثاري در عمل نيز دارد ،نمي تواند مورد تائيد باشد .با مراجعه به متون و نصوص غير قابل تأويل اسلامي اين نكته چندان روشن است كه در " اعلاميه اسلامي حقوق بشر" به تصويب و امضاي همه كشورهاي مسلمان رسيد.چنانكه ديديم در بند "الف"ماده 23 آن اعلاميه به جايِ عبارت " اساس و منشأ قدرت حكومت اراده مردم است" كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده است، بر عنصر "ولايت" تأكيد شد و اينكه "امانتي" خداداد است كه نبايد مورد سوء استفاده قرار گيرد. تفكيك اين دو نگاه مي تواند پايان بخش بسياري از مناقشات عملي ، سوء برداشتها19 و بعضا" مغالطات و سفسطه هاي عوام فريبانه باشد . طبق قانون اساسي : "درجمهوري اسلامي ايران امور كشور بايد به اتكاء آراي عمومي اداره شود ؛ از راه انتخاب رئيس جمهور ، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، اعضاي شورا ها و نظاير اينها ، يا از راه همه پرسي در مواردي كه در اصول ديگر اين قانون معين مي گردد . "(اصل6) " مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ ، نژاد ، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود ." (اصل 64)؛ به گونه اي كه غير مسلمانان و پيروان ساير مذاهب و اديان شناخته شده نيز در سرنوشت كشور داراي حق رأي مساوي بوده و در مجلس شوراي اسلامي هم داراي نمايندگاني از خود هستند.(اصل13) آنان " در انجام مراسم ديني خود آزادند و در احوال شخصيه و تعليمات ديني بر طبق آيين خود عمل مي كنند " (اصل3،بند9) همچنين دولت موظف است همه امكانات خود را به كار برد تا با " رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه" (اصل3،بند7)و" تأمين آزادي هاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون" (اصل3،بند8) زمينه را براي " مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خويش" (اصل 3،بند6) ونيز" محو هر گونه استبداد و خود كامگي و انحصار طلبي" (اصل43 ، بند3)فراهم آورد . مسئولان كشور موظفند تلاش كنند تا با "تنظيم برنامه اقتصادي كشور به صورتي كه شكل و محتوا و ساعات كار چنان باشد كه هر فرد علاوه بر تلاش شغلي ، فرصت و توان كافي براي خود سازي معنوي ، سياسي و اجتماعي و شركت فعال در رهبري كشور و افزايش مهارت و ابتكار داشته باشد" (اصل 8) افزون بر اين "در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير ، امر به معروف و نهي از منكر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يكديگر ، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت" (اصل 9) و به اين ترتيب مردم نه تنها در گزينش فرمانروايان و اداره امور كشور مشاركت مي كنند ، بلكه از آنچه در دنياي امروز به عنوان "حق نظارت همگاني" بر هيأت حاكمه ياد مي شود، نيز برخوردار است و اين را نه "حق " كه " وظيفه " خود نيز تلقي مي كند و از اين رو "هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزادي هاي مشروع را ، هر چند با وضع قوانين و مقررات سلب كند ." (اصل 23) "تفتيش عقايد ممنوع " (اصل26)و " نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند "(اصل27) ، تشكيل "احزاب ، جمعيت ها و انجمنهاي سياسي و صنفي و انجمن هاي اسلامي و اقليت هاي ديني شناخته شده" (اصل 58)و نيز "اجتماعات و راهپيمايي ها" (اصل 59)از جمله حقوق و آزادي هاي ملت است . حتي از نظر قانون گذاري نيز در محدوده مقرردر قانون اساسي "اعمال قوه مقننه از طريق مجلس شوراي اسلامي است كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل مي شود ."(اصل100) و بالاتر اينكه "در مسائل بسيار مهم اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي و فرهنگي ممكن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسي و مراجعه مستقيم به آراي مردم صورت گيرد ."(اصل 103) مردم، حتي در سطح روستاها، با تشكيل شوراها ي محلي بر همه "برنامه هاي اجتماعي، اقتصادي، عمراني، بهداشتي، فرهنگي، آموزشي و ساير امور رفاهي" (اصل 114) نظارت دارند و "استانداران، فرمانداران، بخشداران و ساير مقامات كشوري كه از طرف دولت تعيين مي شوند در حدود اختيارات شوراها ملزم به رعايت تصميمات آنها هستند." (اصل 62) همه مقام هاي حكومتي با رأي مردم در جايگاه خويش قرار مي گيرند، البته گاه با "رأي مستقيم" نظير رئيس جمهور(اصل 107) و نمايندگان مجلس( اصل 111) و گاه نيز با "رأي غير مستقيم" ؛ به طوري كه حتي "تعيين رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است" (اصل1) و خبرگان به نمايندگي از سوي مردم بر كار كرد او نظارت كرده و در صورت لزوم "از مقام خود بر كنار خواهد شد." (اصل 111) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران،برمبناي جهان بيني و فقه اسلامي،مردم سالاري را به منزله يك جهان بيني خاص نپذيرفته است. به بيان روشن تر؛ گر چه طبق اصول متعددي كه برخي از آنها ذكر شد رأي مردم در انتخاب اصل نظام سياسي20، اداره امور كشور و گزينش همه صاحب منصبان نقش اصلي را ايفا مي كند ، امّا اين امر نه از آن باب است كه قانون اساسي براي دين و احكام الهي نقشي در زندگي اجتماعي انسانها قائل نيست. در جمهوري اسلامي ايران،"ميزان رأي ملت است" امّا نه به دليل ناديده گرفتن احكام و مقررات الهي،بلكه به آن دليل كه ميزان بودن رأي ملت هم دقيقاً خواست ديني و يكي از احكام و مقررات الهي است و به همين جهت، هم مردم و هم نمايندگان آنان، مكلفند در استفاده از اين "حق" خود،حدود و تكاليف الهي را مراعات كنند.براي مثال "تعيين رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است" (اصل107)امّا آنان در اين انتخاب خود نبايد از "شرايط مذكور در اصول پنجم و يكصدونهم" كه برگرفته از احكام فقهي است تجاوز كنند( اصل107). همچنين "مجلس شوراي اسلامي نمي تواند قوانيني وضع كند كه با اصول و احكام مذهب رسمي كشور...مغايرت داشته باشد." (اصل 72)و موازين اسلامي "بر اطلاق يا عموم همه اصول قانون اساسي و قوانين و مقررات ديگر حاكم است."(اصل 4) حتي رئيس جمهور نيز كه "با رأي مستقيم مردم انتخاب مي شود"(اصل114) ،بدون آنكه رهبري اقدام به "امضاي حكم رياست جمهوري پس از انتخاب مردم"(اصل 110،بند9) كند،رسميت نيافته و از مشروعيت ديني و در نتيجه قانوني براي شروع بكار برخوردار نيست21 ؛ چرا كه طبق موازين ديني"رهبر منتخب خبرگان ،ولايت امر و همه مسئوليت هاي ناشي از آن را بر عهده خواهد داشت."(اصل107) پذيرش مردم سالاري به مثابه يك روش و عدم پذيرش آن به مثابه يك نگرش ناشي از همان تحليلي است كه از سير تفكر غرب به سوي دموكراسي ارائه شد.ديديم كه مردم سالاري در آن سامان هنگامي مطرح شد كه نفي دين در عرصه حكومت و سياست پذيرفته شده بود.آنان با اين پيش فرض كه خدا و احكام او حاكميتي بر سرنوشت اجتماعي انسان ندارند نتيجه گرفتند كه بهترين فلسفه و شيوه اداره امور جامعه مبنا قرار گرفتن رأي مردم است.اين گفته درست را نمي توان منكر شد كه: "تفاوت عمده نگرش اسلامي با دموكراسي در همين نقطه است كه حاكميت اصالتاً از آنِ كيست.دموكراسي مي گويد از آنِ خود انسان است و اسلام مي گويد از آنِ خدا است. دموكراسي مي گويد هيچ كس حتي خدا حق حاكميت و تعيين تكليف براي انسان ها را ندارد تا چه رسد به پيامبر و امام معصوم و وليّ فقيه.فقط آن گاه كسي غير از خود انسان حق حاكميت بر او را پيدا مي كند كه انسان خود به او اين حق را بدهد...تا مردم با رأي خود به كسي اجازه حكومت ندهند هيچ كس صلاحيت حكومت و حق حاكميت بر آنها را ندارند؛نه خدا،نه پيامبر،نه امام معصوم،نه وليّ فقيه و نه هيچ كس ديگر"(مصباح يزدي، 13 ،ص314) طبيعي است كه چنين ديدگاهي نمي تواند مورد قبول كساني باشد كه با تأسيس "اصل عدم ولايت" و بر اساس دلايل عقلي و شرعي به اين نتيجه قطعي مي رسند كه جز ذات مقدس باري تعالي هيچ كس اصالتاً حق حكمراني بر ديگران را ندارد(نراقي،1375،ص529)؛حتي پيامبران و فرستادگان او. پيامد چنين باوري آن است كه هر حكومت مشروعي منوط به جعل و نصب الهي است و مقررات حاكم بر زندگي اجتماعي و شيوه اداره جامعه را نيز "وحي الهي" بنيان مي نهند ؛ گر چه به هنگام سكوت و اذن شارع ،خواست مردم و نمايندگان آنان مي تواند راهگشا باشد.(صدر، 1421،ص19) قانون اساسي نيز از آن جهت كه بر همين انديشه استوار است، قهراً نمي تواند براي رأي مردم حاكميت مطلق قائل شود. طبق اصل دوم : "جمهوري اسلامي ،نظامي است بر پايه ايمان به: 1- خداي يكتا (لا اله الا الله) و اختصاص حاكميت و تشريع به او و لزوم تسليم در برابر امر او. 2-وحي الهي و نقش بنيادي آن در بيان قوانين. 3-معاد و نقش سازنده آن در سير تكاملي انسان به سوي خدا. 4-عدل خدا در خلقت و تشريع. 5- امامت و رهبري مستمر و نقش اساسي آن در تداوم انقلاب اسلام. 6 – كرامت و ارزش والاي انسان و آزادي توأم با مسئوليت او در برابر خدا..." اصل پنجاه و ششم نيز كه از حق حاكميت ملت سخن مي گويد ، قبل از هر چيز تأكيد مي كند كه "حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است.." آيا با اين وصف باز هم مي توان گفت كه طبق قانون اساسي آراي عمومي منشأ مشروعيت و حقانيت حكومت است و بدون هيچ قيدي بر همه چيز مقدم است؟! 1- فلاسفه و حكما اصطلاحي دارند به نام استسباع كه به فارسي آن را شيرگير ترجمه كرده اند ، مي گويند بعضي از حيوانات كوچك وقتي با حيوانات درنده اي روبرو مي شوند(مثلاً وقتي خرگوش با شير مواجه مي شود) حالت استسباع پيدا مي كند يعني اراده فرار از آنها سلب مي شود. ... در مورد جوامع نيز همين وضع برقرار است. گاهي افراد ملت ها در مقابل افراد ملل ديگر حالت خود باختگي و استسباع پيدا مي كنند... " پيرامون انقلاب اسلامي ، چاپ دوم، ص120 2 - عبدالكريم سروش، روزنامه صبح امروز ، شهريور 78.اين روزنامه در تاريخ 12/8/78 مقاله اي را ترجمه و بدون نقد منتشر كرد كه در آن آمده است:((دامنه تساهل، امور جنسي و هم جنس بازي را نيز فرا مي گيرد.اين امور مردود است امّا نبايد ممنوع باشد.)) 3 - « و ماهِيَ الّاحَيا تُناَ الدُّنيا نَموتُ و نَحيا و ما نَحنُ بِمَبعوثينَ »، سوره مومنون ، آيه 37 4 - « مَن عَمِل صالحاً مِن ذَكَرٍواُنثي و هُو مُومنُ فَلنُحيِيَّنَّهُ حياهً طيبّهً » ، سوره نحل، آيه 97 . 5 - « و اَمَّا الذّينَ سُعِدوافَفيِ الجنهِ خالدينَ فيها» ، سوره هود، آيه 108 بيدلي در همه احوال خدا با او بود او نمي ديدش و از دور خدايا مي كرد... 7 - تئوكراسي (Theocracy) را يزدان سالاري نيز ترجمه كرده اند . داريوش آشوري، دانشنامه سياسي، چاپ پنجم،1378 ،انتشارات مرواريد، ص329 8 - Secularism . با چشم پوشي از اختلاف بيان هايي كه در مورد مفهوم دقيق اين واژه وجود دارد ، آنچه گفته شد محصول و وجه بارز سكولاريسم به شمار مي رود. 9 - با اين تحليل معلوم مي شود كه عملكردكليسا تا چه اندازه در پيدايش فلسفه جديد سياست و منزوي كردن دين از صحنه عمل اجتماعي مؤثر بوده است. البته همانگونه كه اشاره شد، عملكرد خلفا و سلاطين مسلمان هم در اين روند بي تأثير نبوده است. رفتار آنان نيز باعث شد تا انديشه جدايي دين و سياست ( سكولاريسم يا عَلمانيت ) در جوامع اسلامي نيز وارد شود؛ چنانكه مي بينيم از همان ابتدا «عده اي از مسلمانان نيز سخت طرفدار آن بودند، آن هم مسلمانان روشنفكر متدين .چرا؟ اين مسلمانان در حقيقت از يك جريان ديگر رنج مي بردند،و آن اينكه در جهان تسنن به حكم اينكه خلفا و سلاطين را "اولواالامر" مي دانستند و اطاعت آنها را از جنبه ديني واجب مي شمردند ،همبستگي دين و سياست به صورت در خدمت قرار گرفتن دين از طرف سياست بود ، آنان كه طرفدار جدايي دين از سياست بودند اينچنين جدايي را مي خواستند ، يعني مي خواستند خليفه عثماني يا حاكم مصري صرفاً يك مقام دنيايي شناخته شود، نه يك مقام ديني،و وجدان مذهبي و ملي مردم در انتقاد از او آزاد باشد.و اين سخني درست بود...عده اي از مسلمانان عرب كه از علمانيت و جدايي دين از سياست دفاع مي كردند،نمي خواستند دخالت توده را در سياست به عنوان يك وظيفه ديني انكار كنند، مي خواستند اعتبار ديني و مذهبي مقامات سياسي را نفي نمايند...وابستگي دين به سياست به مفهومي كه در بالا طرح شد يعني مقام قدسي داشتن حكام،اختصاص به جهان تسنن دارد،در شيعه هيچ گاه چنين مفهومي وجود نداشته است.تفسير شيعه از "اولواالامر" هرگز به صورت بالا نبوده است."مرتضي مطهري ،همان ، صص27-29. 10- براي نمونه نگاه كنيد به: عبدالرحمن عالم،همان،صص 304-311 ،داريوش آشوري، همان،صص 158-159. محمد تقي مصباح يزدي،نظريه سياسي اسلام،ج2،صص 198- 200 11 - نقل از:عبدالرحمن عالم، همان 12 -Directive Democracy . "اين صورت از دموكراسي"دموكراسي مستقيم" نام دارد.اين شكل از حكومت بويژه در آتن (سده ي پنجم ق.م.) پديد آمد و در آن همه ي مردم (بجز زنان و بردگان) مستقيم در وضع قوانين شركت مي كردند و براي امور اجرائي نيز به نوبت عهده دار سمتها مي شدند ، و دادرسان دادگاهها نيز با قرعه برگزيده مي شدند. جمهوري روم نيز با برخي از جنبه هاي دموكراسي آشنائي داشت و روش نمايندگي نخستين بار در آن به كار بسته شد، اما با پيدايش دوره ي امپراطوري دموكراسي نيز از آن رخت بر بست.اما آنچه در جهان امروز در پهنه ي ((دولت- ملت))ها به نام دموكراسي شناخته مي شود ،دموكراسي غير مستقيم يا نمايندگي است؛ يعني انتخاب نمايندگاني كه در مجلسهاي قانونگذاري خواست اكثريت مردم را به اجرا گذارند. )) داريوش آشوري،همان،ص 157 همچنين گفته اند(( مردم سالاري مستقيم در برخي از كانتونهاي سويس و ايالات آمريكا هنوز هم إعمال مي شود. به علاوه در قوانين ممالكي نظير فرانسه و ايتاليا، همه پرسي يا ابتكار عام يا وتوي مردم كه از مظاهر و وسايل مردم سالاري مستقيم است، پيش بيني شده است .لكن در مجموع اكثر ممالك اصولاً دارد نهادهاي مردم سالاري غير مستقيم اند.زيرا اين شيوه از لحاظ اجرايي، كاربردي تر است.)) دكتر ابوالفضل قاضي ،همان،ص766 13 -Representive Democracy. 14 -The universal Declaration of Human Rights 15 -International Convent on Civil and Political Rights. 16 - ماده 25 :(( هر انسان عضو اجتماع حق و امكان خواهد داشت بدون (در نظر گرفتن) هيچ يك از تبعيضات مذكور در ماده 2 و بدون محدوديت غير معقول: الف- در اداره امور عمومي بالمبا شره يا به واسطه نمايندگاني كه آزاد انتخاب شوند شركت نمايد. ب- در انتخابات ادواري كه از روي صحت به آراء عمومي مساوي و مخفي انجام شود و تضمين كننده بيان آزادانه اراده انتخابات كنندگان باشد رأي بدهد و انتخاب بشود. ج- با حق تساوي طبق شرايط كلي بتواند به مشاغل عمومي كشور خود نائل شود.)) 17 – چنين برداشتي از اين بند نمي تواند تمام و بدو ن خدشه باشد ؛ در عين حال براي ادامه بحث با آنانكه (( منشا قدرت )) را (منشا مشروعيت )) معني كرده اند و براي تكميل گفتگو ها از مناقشه در آن پرهيز شد . قدرت حكومت ، چنانكه پيداست ، با مشروعيت آن متفاوت است؛ گرچه خود قدرت هم با(( اراده مردم)) تبلور مييابد و به اين معني از ديدگاه ما نيز پذيرفتني است البته نبايد ناگفته نهاد كه در متن اصلي از واژه ((Authority)) استفاده شده كه در فرهنگ سياسي اصولا" به معناي اقتدار بكار مي رود نه (( قدرت)) ( power ) . درباره تفارت با قدرت نيز گفته ها فراوان است و اگر آن را (( قدرت مشروع )) بدانيم به برداشت فوق نزديك مي شود ؛ گرچه ترجمه آن نادرست خواهد بود . به هر حال متن اصلي اين قسمت از بند 3 ماده 21 اعلاميه جهاني حقوق بشر چنين است : (( The will of the people shall be the basis of the authority of government.)) 18 - همان ، ص 109 مقايسه كنيد با آنچه از ايشان در خصوص تعارض پاره اي از احكام فقهي با اصول دموكراسي و لزوم رفع تعارض از طريق اجتهاد جديد در احكام فقهي نقل شد. 19 - متاسّفانه اينگونه سوء برداشت ها تنها در فضاي سياسي كشور رايج نيست و حتي در محافل روشنفكري نيز نمونه هاي فراوان دارد . براي مثال آيت الله مصباح يزدي با اشاره به اينكه (( اساس دموكراسي غربي ، در زمينه قانون گذاري ، بر اين استوار است كه واقعيتي جداي از خواست مردم وجود ندارد تا براساس آن بايد ها و نبايد ها كشف شود .)) ( نظريه سياسي اسلام ، ج 1 ، ص 163 ) نتيجه مي گيرند كه (( پذيرش اسلام ، به عنوان مجموعه مقررات و قوانين حاكم بر جامعه ، با پذيرش دموكراسي در قانون گذاري به هيچ وجه سازگار نيست.)) ( همان ، ص 165 ) . امّا حجت الاسلام دكتر محمد مجتهد شبستري كه درست در نقطه مقابل دموكراسي را تنها و تنها يك (( شكل و شيوه حكومت مي داند)) ، بدون توجه به اختلاف آشكار مبنايي ، از او به عنوان يكي از((مخالفان ديني دموكراسي)) انتقاد مي كند . ( نقدي بر قرائت رسمي از دين ، ص 108 ) ! اين در حالي است كه آيت الله مصباح يزدي تصريح كرده اند ((اگر دموكراسي در بُعد قانونگذاري به معناي اصالت دادن به رأي انسانهاست،حتي اگر اين قوانين بر خلاف حكم خدا هم باشد چنين دموكراسي اي از ديدگاه اسلام و مسلمين مردود است.امّا اگر دموكراسي معناي ديگري داشته باشد،بدين صورت كه با حفظ مباني و اصول و ارزشهاي اسلامي،مردم مي توانند با انتخاب نماينده در مسائل قانوني و اجتماعي جامعه خود دخالت كنند و با تعيين نمايندگاني قوانين خاصي براي شرايط زماني و مكاني خاص وضع كنند؛اين چيزي است كه در كشور ما وجود دارد.يعني مردم نمايندگان مجلس را انتخاب مي كنند،نمايندگان مجلس نيز درباره لايحه اي مشورت و بحث مي كنند و آن را به تصويب ميرسانند؛ ولي اعتبار مصوّبات مجلس مشروط به اين است كه مخالف احكام اسلام نباشد. به هر حال ، اين كه مردم براي تعيين مقرّرات متغير، در شرايط خاص زماني و مكاني، نمايندگاني انتخاب كنند، چيزي است كه در كشور ما جريان دارد و امام همين روش را امضاء فرمودند، قانون اساسي ما نيز همين روش را امضاء كرده است و اگر دموكراسي در قانونگذاري به همين معناست ، چنين دموكراسي اي وجود دارد و كسي با آن مخالف نيست.)) (همان، ص181). 20 - اصل 1: (( حكومت ايران جمهوري اسلامي است كه ملت ايران... در همه پرسي... به آن رأي مثبت داد.)) 21 - امام خميني (ره) معتقد بودند: ((اگر...رئيس جمهور با نصب فقيه نباشد ،غير مشروع است.وقتي غير مشروع شد ، طاغوت است،اطاعت او اطاعت طاغوت است.)) (صحيفه نور ، ج9 ،ص251) و بر اساس همين اعتقاد و در اجراي بند 9 اصل 110 به هنگام امضاي حكم اولين رئيس جمهور، چنين نوشتند: ((...به موجب اين حكم رأي ملت را تنفيذ و ايشان را به اين سمت منصوب نمودم ، لكن تنفيذ و نصب اينجانب و رأي ملت مسلمان ايران محدود است به عدم تخلف ايشان از احكام مقدسه و تبعيت از قانون اساسي اسلامي ايران.)) (صحيفه امام ، ج12،ص139 ). همين مضمون به هنگام امضاي حكم رؤساي جمهور بعدي نيز تكرار شده است.(همان،ج15 ،ص68 وج15 ، ص279 وج19 ،ص371). منابع: 1 ـ قرآن كريم 2 ـ آشوري ، داريوش، دانشنامه سياسي ، چ 5 ، تهران ، انتشارات مرواريد، 1378 3 ـ ارسطو ، علم سياست ، ترجمه دكتر حميد عنايت ، چ 4 ،انتشارات امير كبير، 1364 4 ـ اعلاميه اساسي حقوق بشر 5 ـ اعلاميه جهاني حقوق بشر 6 ـ ( امام ) خميني ، سيد روح الله، صحيفه نور ، ج 15 و ج 19. 7 ـ سروش ، عبدالكريم ، روزنامه صبح امروز، 12 / 8 / 1378 8 ـ صدر ، سيد محمد باقر، الاسلام يقود الي الحياه ، چ1 ، موسسه الهادي ، 1421 ق. 9 ـ عالم ، عبدالرحمن، بنيادهاي علم سياست ، چ 7 ، انتشارات ني، 1380 10 ـ علويتبار، عليرضا، مردم سالاري درجوامع درحال توسعه، مجله كيان، ش 29، فروردين 1375. 11 ـ قاضي ، ابوالفضل ، حقوق اساسي و نهادهاي سياسي ، ج 1، چ 6، انتشارات دانشگاه تهران، 1375. 12 ـ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران 13ـ كاتوزيان ، ناصر ، مباني حقوق عمومي، چ 1 ، نشر داد گستر ، 1377. 14 ـ گنجي ، اكبر ، مانيفست جمهوري خواهي . 15 ـ مجتهد شبستري ، محمد، ماهنامه كيان ، ش 45، بهمن 1377. 16 ـ مجتهد شبستري ، محمد ، نقدي بر قرائت رسمي از دين ، چ 1، تهران ، طرح نو ، 1379. 17 ـ مصباح يزدي ، محمد تقي، نظريه حقوقي اسلام . 18 – مصباح يزدي، محمد تقي، نظريه سياسي اسلام ، ج 1 و ج 2 . 19 – مطهري ، مرتضي، پيرامون انقلاب اسلامي ، بي جا ، بي تا، چ 2. 20 ـ مطهري، مرتضي، نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير، چ 1 ، انتشارات صدرا، بي تا. 21 ـ ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي 22 ـ هانتينگتون ، ساموئل، موج سوم دموكراسي در پايان سده بيستم ، ترجمه احمد شهسا، چ3 ، تهران ، انتشارات روزنه ، 1381.
گروه سياسي؛ اظهارات منوچهر متکي و محمد جواد لاريجاني در بحرالميت اردن درباره اسرائيل مبني بر اينکه هيچ کشوري را نمي توان از نقشه جهان حذف کرد، به مناقشه يي تازه بين حاميان دولت احمدي نژاد تبديل شد.
متکي وزير خارجه ايران و محمدجواد لاريجاني يکي از تئوريسين هاي جناح راست طي چند روز گذشته براي شرکت در ميزگرد همايش اقتصادي اردن به سواحل درياچه نيمه خشک بحرالميت رفتند و در ميزگردي که با عنوان طرح صلح عربي برگزار شد، با تاکيد بر اينکه ايران قصد حذف هيچ کشوري را از روي نقشه جهان ندارد، انتساب سخناني به احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران را، فضاسازي رسانه هاي غربي و تحريف اظهارات ايشان دانستند.احمدي نژاد آبان ماه سال 84، در حالي که چند ماهي بيشتر از عمر دولتش نمي گذشت درهمايشي بر لزوم حذف اسرائيل از نقشه جهان تاکيد کرد که سخنان وي موجي از اعتراضات داخلي و خارجي را برانگيخت. پس از آن احمدي نژاد با تلطيف اظهارات خود، به نوعي فقط بر نامشروع بودن دولت اسرائيل تاکيد داشت تا بدين ترتيب از فشارهاي جهاني مبني بر سياست خصمانه و جنگ طلبانه ايران بکاهد.در همين راستا، متکي و لاريجاني نيز در اردن با چنين هدفي محو اسرائيل را ايده ايراني ندانستند و در عين حال بر برگزاري همه پرسي در فلسطين با حضور تمام ساکنان آن اعم از يهودي، مسلمان و مسيحي تاکيد کردند.
در همايش بحرالميت حدود هزار تن از سرمايه داران، مديران کلان اقتصادي و سياستمداران جهان شرکت داشتند و به رغم آنکه برنامه نشست، رشد فرهنگي و اقتصادي خاورميانه اعلام شده بود، اما عمده مذاکرات اجلاس در زمينه بحران جاري در عراق و سرزمين هاي فلسطين بود.
از اين رو منوچهر متکي وزيرخارجه کشورمان در ميزگردي که با مقامات بلندپايه اردن، پاکستان، افغانستان، عربستان و بحرين برگزار شد، اعلام کرد که ايران هيچ طرحي براي نابودي هيچ کشور يا ملتي ندارد.
وي با بيان اينکه «هر بچه دبستاني مي داند که محو هيچ کشوري از نقشه جهان امکان پذير نيست» افزوده بود که بهترين راه حل، انجام همه پرسي در سرزمين هاي اشغالي است.در عين حال، محمدجواد لاريجاني نيز در مصاحبه با روزنامه الدستور چاپ اردن ضمن تکذيب سياست ايران مبني بر محو اسرائيل از نقشه جهان، خاطرنشان کرد که اين، محصول فرعي رسانه هاي غرب است.
لاريجاني که مذاکره پشت پرده اش با نيک براون، مقام بلندپايه انگليسي نيز که قبل از انتخابات دوم خرداد 76 به جنجال سياسي بدل شد، با سرزنش رسانه هاي غربي تصريح کرد؛ رئيس جمهور ما هرگز درباره اين موضوع صحبت نکرده است.اما زمان زيادي از مطرح شدن چنين اظهاراتي از دو چهره برجسته هيات ايراني حاضر در بحرالميت نگذشته بود که موجي از انتقادات از سوي طيف راست، عليه اين دو تن به علت طرح چنين سخناني به راه افتاد.
به گونه يي که منوچهر متکي ساعتي بعد از آنکه چنين اظهاراتي به نقل از وي از خبرگزاري ها مخابره شد در گفت وگو با ايرنا، خبر برخي خبرگزاري ها را تکذيب کرد و گفت؛ خبر برخي خبرگزاري هاي غربي را به نقل از من در همايش اقتصاد جهاني درباره رژيم صهيونيستي تکذيب مي کنم.من در اين نشست مطرح کردم که هر دانش آموز دبستاني مي داند که ملتي مثل ملت فلسطين، از نقشه جغرافيا حذف شدني نيست.
متکي گفت؛ آنچه درباره آن بحث مي کنيم، رژيمي است که اساس و بنيادش غيرقانوني است.
وزير امورخارجه ايران در ادامه اين مصاحبه گفت؛ به رغم رابطه ويژه يي که شاه ايران با دو رژيم آپارتايد آفريقاي جنوبي و رژيم صهيونيستي داشت، پس از پيروزي انقلاب اسلامي اين روابط قطع شد.وي افزود؛ پس از از بين رفتن رژيم آپارتايد آفريقاي جنوبي، بهترين مناسبات را با آفريقاي جنوبي از سرگرفتيم و اکنون اين مناسبات برقرار است.
متکي خاطرنشان کرد؛ درباره رژيم صهيونيستي از بعد از انقلاب اسلامي به اعتبارنامه اين رژيم در سازمان ملل راي منفي داديم، يعني ما اين رژيم را به رسميت نمي شناسيم.وي تاکيد کرد؛ به نظر ما، همه ملت اصلي فلسطين بايستي در يک انتخابات آزاد و با حضور همه ساکنان فلسطين اعم از مسلمان، مسيحي و يهودي، حکومت دلخواه خودشان را تشکيل دهند.
همچنين «رجانيوز» پايگاه اينترنتي نزديک به دولت با انتشار مطلبي به نقد سخنان لاريجاني پرداخت و اظهاراتش را غيرمسوولانه دانست و نوشت؛ وي با تکذيب کردن صدور چنين سخناني از سوي احمدي نژاد و ساخته و پرداخته دانستن آن از سوي غرب، هنوز معلوم نيست به موجب کدام حکم يا مجوز به اظهارنظر از سوي رئيس جمهوري مي پردازد و سخنان اصولي و استراتژيک وي را تکذيب مي کند.رجانيوز افزود؛ اين در حالي است که رسانه هاي غربي پس از بيان اين رهنمود حکيمانه حضرت امام(ره) مبني بر لزوم حذف اسرائيل از نقشه جهان از سوي احمدي نژاد و البته به جهت تخريب وي، به انعکاس گسترده و هماهنگ آن پرداختند، اما نتيجه اين اقدام مغرضانه غرب، به وجود آمدن سوال اساسي درباره مشروعيت رژيم صهيونيستي نزد افکار عمومي دنيا و ايجاد زمينه براي تبيين راه حل استراتژيک ايران درباره موضوع فلسطين شد.اما سخنان جواد لاريجاني که به صورت جداگانه در يک مصاحبه مشکوک و يک مناظره بيان شده، به سرعت به تيتر اول اغلب رسانه هاي دنيا تبديل شده است و آنان سعي کرده اند با کنار هم قرار دادن اين سخنان با خبر سخنان متکي در اردن که گفته بود «نمي توان کشوري را از روي زمين حذف کرد»، نتيجه «عقب نشيني احمدي نژاد» يا «وجود اختلاف ميان مسوولان ايراني» را تبليغ کنند.
همچنين رجانيوز با اشاره به مذاکرات پنهاني لاريجاني با نيک براون ديپلمات برجسته انگليس در آستانه انتخابات رياست جمهوري هشتم افزوده که وي در مقاطع گوناگون با اظهارنظرهايي تعجب برانگيز خوراک مناسبي را براي اربابان رسانه يي غرب فراهم کرده بود. گفت وگوي پشت پرده وي با مقامات انگليسي درست در زماني که دولت اين کشور در برابر ايران تخاصم کم سابقه يي از خود بروز مي داد نيز مشهورترين گاف هاي اين عنصر راست گرا و محافظه کار است که اين بار هم، موجب ذوق زدگي غرب از سخنان وي شده است.
از سوي ديگر «کيهان» هم از مصاحبه لاريجاني با روزنامه اسرائيلي «جروزالم پست» انتقاد کرد و سخنان وي را مغاير با سياست رسمي ايران دانست و نوشت؛ اين در حالي است که همه مي دانند که حضرت امام خميني(ره) در عبارت درخشاني که اکثر مردم دنيا با آن آشنا هستند، فرموده اند؛ «اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود» و افزوده اند؛ «ما ملت هاي اسلامي را به محو اسرائيل از نقشه جهان فرا مي خوانيم»، انکار موضع انقلابي ايران از سوي اين ديپلمات سابق فقط القاکننده پشيماني ايران از مواضع انقلابي - اسلامي است و صدالبته به هيچ وجه واقعيت ندارد.
اعراب هم انتقاد کردند
اما در کنار نارضايتي داخلي از اظهارات متکي و لاريجاني که به گفته حاميان رئيس دولت نهم، موجب نمايش رسانه يي پشيماني و عقب نشيني ايران و دولت احمدي نژاد از آرمان هايش شده است، عرب ها نيز به انتقاد از سخنان وزير خارجه ايران پرداختند.
اشاره برخي کشورهاي عربي به آن بخش از اظهارات منوچهر متکي درباره طرح صلح عربي بود که به نظر وي اين طرح با مشکل روبه رو خواهد شد.
در اجلاس بحرالميت (که در شرايطي برگزار شد که ميان جنبش هاي فتح و حماس، دو گروه اصلي سياسي فلسطيني درگيري جريان دارد و اسرائيل هم حملات گسترده يي عليه حماس انجام مي دهد) طرح صلحي از سوي عربستان به منظور رفع مساله اسرائيل و فلسطين ارائه شد اما منوچهر متکي با بيان اينکه رژيم صهيونيستي قصد معامله صلح ندارد، پيش بيني کرد اين طرح با مشکل مواجه مي شود.
به گزارش ايسنا، خبرگزاري امريکايي آسوشيتدپرس گزارش داد، منوچهر متکي وزير خارجه ايران گفت؛ ما در طول 30 سال گذشته 130 طرح داشته ايم، اما هيچ يک به دليل رويکرد طرف ديگر محقق نشد.
وي افزود؛ به علاوه هيچ شانسي را براي موفقيت طرح صلح عربي شاهد نيستيم، زيرا اين طرح در پرداختن به مسائل سرنوشت ساز نظير پايتخت کشور فلسطيني و حق بازگشت پنج ميليون آواره با شکست روبه رو مي شود.
پس از اين سخنان متکي بود که کشورهاي عربي شرکت کننده در نشست بحرالميت به انتقاد از موضع ايران در قبال مساله برقراري صلح بين اسرائيل و اعراب پرداخته و فلسطين را موضوعي عربي دانستند که ربطي به ايران ندارد.ملک ترکي الفيصل، سفير سابق عربستان در واشنگتن در رويکردي عرب گرايي با انتقاد از ايران گفت؛ اين يک مساله عربي است و بايد در چارچوب جماعت عرب حل شود. معروف البخيت، نخست وزير اردن نيز ادعا کرد؛ وزير امور خارجه ايران وقتي که گفت 130 طرح براي ايجاد صلح فلسطيني - عربي وجود داشت، اشتباه کرد. طرح صلح عربي اولين طرح از اين نوع است و مسيري روشن و مفصل را به سوي صلح ارائه مي کند.
با اين حال متکي خاطر نشان کرد که هدف ايران کمک به حل بحران هاي خاورميانه است و امريکا و رژيم صهيونيستي را مسوول آن دانست.
وي در نشست امنيت و ثبات خاورميانه که حامد کرزي، رئيس جمهور افغانستان نيز در آن حضور داشت، گفت؛ ايران همواره بخشي از راه حل بحران منطقه بوده است.
متکي گفت؛ ايران قصد دارد در نشست 7 خرداد ميان سفيران ايران و امريکا در بغداد بگويد که سياست هايش در عراق « اشتباه» بوده و به شکست منجر شده است.
اين گزارش افزود؛ اين اظهاراتي است که زمينه را براي مذاکرات احتمالا غيرسازنده آماده مي کند.
با اين حال براساس گزارش آسوشيتدپرس، متحدين عربي واشنگتن در کنفرانس مجمع اقتصاد جهاني از نفوذ رو به رشد ايران در خاورميانه انتقاد کردند و به ديپلمات ارشد ايران گفتند از مساله درگيري اسرائيل - فلسطين کنار بماند و در خصوص برنامه هسته يي اش بازتر عمل کند.
براساس اين گزارش شيخ سلمان بن حمد الخليفه، وليعهد بحرين از ايران خواست درباره برنامه هسته يي اش شفاف تر باشد. الخليفه افزود؛ ايران مي تواند فناوري اش را براي اهداف صلح آميز توسعه دهد، اما اين بايد به روشي روشن و شفاف انجام شود.
مناقشه در مجلس درباره تشکيل گروه دوستي پارلماني ايران - امريکا بالا گرفت
گروه سياسي؛ طرح عده يي از نمايندگان براي تشکيل گروه دوستي پارلماني ايران - امريکا به مناقشه يي در جلسه علني مجلس تبديل شد و همزمان غلامعلي حداد عادل رئيس مجلس هم نطق تندي را عليه امريکا ايراد کرد که با فرياد مرگ بر امريکا و مرگ بر اسرائيل جمعي از نمايندگان توام شد. مناقشه در جلسه علني روز گذشته مجلس از آنجا آغاز شد که حسن کامران نماينده اصفهان و عضو فراکسيوان اصولگرايان خواستار اخراج نمايندگاني از مجلس شد که اين طرح را ارائه داده اند.هفته گذشته بيش از 15 نماينده مجلس از فراکسيون هاي سه گانه اصولگرايان، وفاق و کارآمدي و اقليت طرح تشکيل گروه دوستي پارلماني ايران - امريکا را ارائه دادند. در همان دقايق اوليه يي که اين طرح ارائه شد واکنش جنجالي برخي نمايندگان از جمله علاءالدين بروجردي رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس را در پي داشت. متعاقباً نمايندگان امضاکننده طرح به کميسيون امنيت ملي فراخوانده شدند و از آنان درباره علت اقدام به طرح تشکيل گروه دوستي پارلماني ايران - امريکا توضيح خواسته شد؛ توضيحاتي که به نظر مي رسيد بيشتر حالت بازخواست داشت و نمايندگان مورد عتاب قرار گرفتند. پس از آن کاظم جلالي مخبر کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس اعلام کرد موضوع تشکيل گروه دوستي پارلماني ايران - امريکا جدي نبوده و مساله منتفي است. البته همزمان با اين تحول برخي مخالفت ها و موافقت ها هم با اين طرح به عمل آمد. به خصوص نمايندگاني چون داريوش قنبري و ناصر نصيري اعلام کردند وقتي سياست نظام بر مبناي گفت وگو با امريکا قرار گرفته است ديگر نبايد از تحرکات دوستي پارلماني در اين خصوص انتقاد کرد. از طرف ديگر برخي نمايندگان تندرو اصولگرا هم به اعتراض پرداختند و نمايندگان مدافع اين طرح را گروهي واداده قلمداد کردند. کما اينکه حسن کامران در جلسه علني ديروز همين عبارت را به کار برد و طي تذکري شفاهي با استناد به بند 23 مربوط به حفظ شأن و منزلت مجلس گفت؛ نبايد تحرک چند نماينده را براي تشکيل گروه دوستي پارلماني ايران - امريکا به حساب کل مجلس گذاشت، بلکه حساب اين تعداد اندک از بقيه مجلس جداست. کامران گفت؛ امريکا دشمن ايران است و هيچ اتفاق جديدي رخ نداده است بنابراين نمي دانم مبناي اقدام نمايندگان يادشده چه بوده است به خصوص اينکه مردم هم در کوچه و بازار در خصوص اين مساله از ما سوال مي کنند و توضيح مي خواهند.ملت ايران بايد حساب تعداد معدودي از نمايندگان را که از امريکا دفاع مي کنند، از مابقي نمايندگان جدا کنند. کامران، حداد عادل رئيس مجلس را مخاطب سخنان خود قرار داد و گفت؛ هرچند تذکر بنده به اداره صحن مربوط نمي شود ولي واقعاً مساله شأن و منزلت مجلس را کجا بايد طرح کنيم؟حدادعادل پاسخ داد؛ آن را به بنده بگوييد.کامران هم متقابلاً گفت؛ برخي نمايندگان با به کارگيري کلماتي از امريکايي که جنايتکار است و مجلس آن عليه حکومت ما پول تقسيم مي کند، دفاع مي کنند که اين شأن مجلس را مخدوش مي کند.وي افزود؛ شأن مجلس بالاتر از اين حرف هاست و مردم هم همواره توضيح مي خواهند.نماينده اصفهان گفت؛ حساب تعداد معدودي را ملت ايران اسلامي از مابقي نمايندگان جدا کنند.وي افزود؛ ما نبايست جلوتر از نظام حرکت کنيم، نبايد هم عقب بيفتيم.کامران خطاب به حدادعادل گفت؛ شما مکانيزمي را اتخاذ کنيد که واقعاً هر کس در مجلس هر چيزي را نگويد تا در بيرون اين تصور پيش نيايد که در مجلس برخي وکيل امريکا هستند و از مجلس اسلامي اخراج بايد شوند. وي افزود؛ با اين صحبت ها کل نمايندگان مشکل پيدا مي کنند.محمد نبي رودکي نماينده شيراز و ديگر عضو فراکسيون اصولگرايان هم در تذکر آيين نامه يي جداگانه يي ضمن انتقاد از اعلام نام وي به عنوان موافقان تشکيل گروه دوستي پارلماني ايران و امريکا در برخي سايت هاي خبري اين موضوع را تکذيب کرد. رودکي نيز در ادامه جلسه علني مجلس و طي تذکر شفاهي خود اعلام کرد؛ بنده نيز در مورد شأن و منزلت نمايندگان و دفاع از حقوق نمايندگان تذکر دارم.وي افزود؛ هفته گذشته بحث گروه دوستي پارلماني ايران و امريکا مطرح شد و برخي رسانه ها از امضاي اينجانب در پاي اين تقاضا خبر داده بودند که بنده آن را تکذيب مي کنم.نماينده شيراز ادامه داد؛ بنده مکرراً گفته ام که دولت امريکا يک دولت زورگو، اشغالگر و مانع حقوق بشر است ولي متاسفانه برخي سايت هاي خبري اسم بنده را به عنوان موافقان تشکيل گروه دوستي ايران و امريکا آورده بودند.
حداد عادل؛ ژست حقوق بشري امريکا را محکوم مي کنيم
غلامعلي حداد عادل رئيس مجلس هم در نطق پيش از دستور خود در آغاز جلسه علني مجلس به ماجراي حمله اسرائيل به غزه اشاره کرد و اروپا و امريکا را به خاطر سکوت و همراهي با اسرائيل محکوم کرد.حداد عادل سياست امريکا در حمايت از حقوق بشر و دموکراسي را ژست تبليغاتي و فاقد محتوا خواند و گفت؛ امريکا به خاطر بازداشت يک نفر در کشوري که از قضا طبق قوانين معتبر آن کشور هم برپا مي شود اين همه جاروجنجال به پا مي کند اما در برابر کشتار مردم فلسطين توسط فرزند نامشروعش اسرائيل سکوت پيشه مي کند و از آن حمايت مي کند. وي افزود؛ اين همان امريکايي است که خود را پرچمدار دموکراسي و آزادي در جهان مي داند و مدعي است که مي خواهد دموکراسي و آزادي را براي کشورهاي اسلامي و خاورميانه به ارمغان بياورد.
وي اظهار داشت؛ امريکايي ها با چنين کارنامه سياهي انتظار دارند مورد نفرت جهان اسلام نباشند؟ و انتظار دارند که در دنيا نزد انسان هاي با وجدان و با انصاف جايي داشته باشند؟ ملت امريکا بايد دولت امريکا را به سبب اين که آبرويي براي امريکا در حمايت از اسرائيل در جهان امروز باقي نگذاشته است، بازخواست کند. ما اين رفتار وحشيانه رژيم صهيونيستي را محکوم کرده و همدردي خود را با خانواده هاي شهدا اعلام مي کنيم و براي شهيدان فلسطيني از آغاز تا امروز طلب علو درجات مي کنيم. در اين لحظه تعدادي از نمايندگان شعار مرگ بر امريکا و مرگ بر اسرائيل را سر دادند.
تذکر به وزير خارجه
همچنين سيد جلال يحيي زاده نماينده تفت و ميبد و عضو فراکسيون اصولگرايان هم در تذکري کتبي از وزير خارجه خواست تا نسبت به اعلام و ابلاغ شفاف نفي هرگونه مذاکره و ارتباط با دولت زورگو، گستاخ و بي ادب امريکا اقدام کند. يحيي زاده در تذکر خود به مباحثي اشاره کرد که اخيراً درباره گفت وگوي ايران و امريکا مطرح شده است. وي از وزير خارجه خواست تا سريعاً اين اخبار را تکذيب کند.
اعتراض بسيج و نيروهاي حزب الله
البته اين تنها نمايندگان اصولگراي مجلس نبودند که به بحث رابطه ايران و امريکا اعتراض کردند. بلکه چند روزي است که تشکل هاي بسيج دانشجويي و برخي نيروهاي حزب اللهي هم به جمع مخالفان مذاکره پيوسته اند و از دولت احمدي نژاد و وزارت خارجه خواسته اند تا در برابر اين مساله از خود واکنش نشان دهند و توضيحات خود را براي امت حزب الله و بسيجيان تشريح کنند. جمعي از بسيجيان چند روز پيش هم مقابل نهاد رياست جمهوري تجمع کردند و نارضايتي خود را از موافقت دولت ايران براي مذاکره با امريکا بيان داشتند، تجمعي که به درگيري محدود بين بسيجيان و حراست رياست جمهوري هم منجر شد اما در نهايت بسيجيان با صدور بيانيه يي خواستار توضيح در اين زمينه شدند. بسيجيان در اين بيانيه خواستار آن شدند تا در صورتي که بحث مذاکره با امريکا به سياست رسمي نظام تبديل شده است مقام معظم رهبري در اين زمينه فتوا صادر کنند.
طرح تشکيل گروه دوستي پارلماني ايران و امريکا به معناي سازشکاري نيست
سيد جلال حسيني طراح پيشنهاد تشکيل گروه دوستي پارلماني ايران و امريکا با انتشار نامه يي به تبيين نظر پيشنهادي خود پرداخت و به نظرات گوناگوني که پيرامون اين طرح مطرح شده و سوالات و ابهامات موجود در اين زمينه پاسخ داد.
به گزارش مهر سيدجلال حسيني نماينده زنجان در مجلس در نامه خود که متن آن را در اختيار خبرنگاران قرار داد، آورده است تفکر جنگ طلبانه در کاخ سفيد رو به افول است و افول اين تفکر در مجلس نمايندگان امريکا ناشي از نارضايتي عموم مردم آن کشور از انديشه توسعه طلبانه دولت بوش است.وي ادامه داد؛ درک جايگاه واقعي ايران در منطقه و جهان و اعلام کتبي امريکا مبني بر مذاکره مستقيم و بدون پيش شرط با جمهوري اسلامي اقتضا مي کرد پيش از ورود دولتمردان به اين عرصه، مقدمات لازم از طريق پارلمان هاي منتخب دو ملت فراهم شود.طراح پيشنهاد تشکيل گروه دوستي پارلماني ايران و امريکا تاکيد کرد؛ مذاکره به معناي تسليم شدن يا کوتاه آمدن از حقوق و منافع ملي نيست بلکه آغاز يک جنگ نرم در ديپلماسي براي طرح مسائل في مابين دو کشور است.حسيني ادامه داد؛ با توجه به حقانيت جمهوري اسلامي و مواضع اصولي و منطقي و گسترده نفوذ معنوي، فرهنگي و سياسي ايران در منطقه و جهان و با توجه به ناتواني امريکا در مديريت تفکر توسعه طلبانه، شرايط براي کشورمان به گونه يي است که مي تواند بالاتر از طرف امريکايي در فضاي برابر مذاکره ظاهر شود.وي در ادامه از مخالفان طرح پيشنهادي خود انتقاد و از آنها سوال کرد؛ چگونه مذاکره مستقيم با دولتمردان امريکا در عراق ضد امريکايي است ولي پيشنهاد تشکيل گروه دوستي پارلماني بين ايران و امريکا بر اساس آنچه در مجالس دنيا مصطلح است سازشکاري، ارزش فروشي و اقدام امريکايي تعبير مي شود.
در تجمع اعتراضي به انحلال انجمن اسلامي دانشگاه علامه اعلام شد
در همين ارتباط جمعي از دانشجويان دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه طباطبايي ظهر ديروز در اعتراض به مشکلات به وجود آمده براي انجمن اسلامي اين دانشگاه در صحن دانشگاه تجمع کردند.
در ابتداي اين تجمع يکي از فعالان دانشجويي تصريح کرد؛ انجمن اسلامي آخرين فرصتي است که براي دانشجويان باقي مانده تا بتوانند انجمن منتخب خود را در دانشگاه داشته باشند. اگر قرار باشد انجمن انتصابي انتخاب شود ديگر هيچ انجمني در دانشگاه وجود ندارد و ما مجبوريم هر آنچه را که به ما تحميل مي کنند بپذيريم. وي افزود؛ مديريت دانشگاه هفته گذشته در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه علامه طباطبايي گفته بود عده يي مي خواهند محيط دانشگاه را براي مخالفان نظام به وجود آورند و آن را ناامن کنند. آيا طي چند سال گذشته ما امنيتي در دانشگاه داشته ايم؟ دانشگاه هاي کشور در يک ماه اخير به شدت مورد فشار قرار گرفتند و در شهرهاي سنندج، مريوان، شيراز، سبزوار، اصفهان و... برخي تشکل هاي دانشجويي اجازه فعاليت ندارند. اين فعال دانشجويي بيان کرد؛ امروز ما دور هم جمع شديم تا حقيقت را بيان کنيم. ما اجازه نمي دهيم انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه منحل شود.
دانشجويان تجمع کننده شعار دادند؛ «انجمن منتخب حمايتت مي کنيم». در ادامه اين تجمع يکي ديگر از دانشجويان بيان کرد؛ تمام دانشکده هاي دانشگاه طباطبايي طي يک هفته گذشته درصدد آن هستند تا اجازه ندهند انجمن اسلامي اين دانشگاه منحل شود، چراکه تمام حقايق از طريق اين تشکل بازگو مي شود. ما شاهد بوده ايم طي هفته هاي گذشته دانشجويان دانشگاه اميرکبير مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و در اين دانشگاه درگيري هاي زيادي به وجود آمد، اما آنها اجازه ندادند انجمن منتخب شان از بين برود. به گزارش ايسنا يک فعال دانشجويي اين دانشکده نيز در اين تجمع تصريح کرد؛ من نه مخالف کسي هستم نه مي خواهم کسي را سرنگون کنم اما حرفم اين است که احضار دانشجويان به کميته انضباطي، تعليق و... نشان دهنده آن است که ما بايد مسووليت خود را نسبت به همکلاسي هاي خود نشان دهيم و اجازه ندهيم که با ما مانند يک زنداني برخورد و حرمت دانشجويي را لگدمال کنند.
دانشجويان تجمع کننده پلاکاردهايي در دست داشتند که بر روي آنها شعارهايي در انتقاد از رياست دانشکده و درخواست هاي دانشجويان نوشته شده بود. در ادامه اين تجمع يکي از دانشجويان دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي بيان کرد؛ ما سه شنبه انتخابات انجمن اسلامي اين دانشکده را به هر شکلي که هست برگزار خواهيم کرد. اولين خواسته ما اعلام انجمن اسلامي دانشجويان و انحلال انجمن انتصابي دانشگاه است. وي افزود؛ باز شدن فضاي فرهنگي در دانشگاه بسيار اهميت دارد و اين رفتار با دانشجويان درست نيست. آنها موظفند حد خود را بدانند و طبق قانون رفتار کنند. دانشجويان اين دانشگاه مي خواهند براي برگزاري برنامه هاي خود مجوز رسمي داشته باشند و هر روز درگيري ذهني درباره برگزاري برنامه هاي خود نداشته باشند. در پايان تجمع اين دانشجويان در حالي که سرود «يار دبستاني من» را مي خواندند به سمت کلاس هاي خود حرکت کردند. اين تجمع در حالي صورت گرفت که ظهر روز گذشته در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي در اعتراض به تصميمات گرفته شده درخصوص انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي نيز تجمع برگزار شد.
در همين ارتباط دبير انجمن اسلامي اين دانشکده اظهار داشت؛ اين تجمع از ساعت 12 ظهر آغاز شد و دانشجويان به کلاس هاي خود نرفتند تا رئيس دانشکده پاسخگوي سوالات دانشجويان باشد.
وي افزود؛ همچنين يکشنبه شب نيز در مقابل خوابگاه پسران دانشگاه علامه طباطبايي برخي دانشجويان در اعتراض به اتفاقات يک هفته گذشته تجمع کردند.
جلسه دفتر سياسي جبهه مشارکت ايران اسلامي شنبه شب تشکيل شد. در اين جلسه پس از تبادل اخبار سياسي، موضوع قانون شکني هاي اخير به بهانه طرح امنيت اجتماعي مورد بحث قرار گرفت. در اين زمينه اعضاي دفتر سياسي حزب مشارکت اعتراض شديد و تأسف خود را نسبت به نقض مکرر قانون و خدشه دار شدن آشکار حقوق شهروندان در طرح امنيت اجتماعي اعلام داشتند و تاکيد کردند که مقابله با امور و پديده هاي ناهنجار حتي برخورد با اراذل و اوباش و قانون شکنان - که در ضرورت مقابله با آن جاي ترديد نيست- نبايد توجيهي براي اعمال خشونت و زير پا گذاشتن علني قانون توسط مجريان و ضابطان آن باشد. اعضاي دفتر سياسي جبهه مشارکت با يادآوري روش هاي مشابه در سال هاي دهه هفتاد که به بهانه برخورد با ناهنجاري هاي اجتماعي آغاز و به بروز انحراف و خودسري در مهمترين نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي کشور منتهي شد، نگراني خود را از تکرار چنان روندهايي اعلام کرده و اظهار داشتند در حالي که تمام ارکان حاکميت در اختيار جريان حاکم است، کمبود و ضعف قوانين موجود نيز بهانه درستي براي به کار بردن روش هاي خشونت آميز و غيرقانوني که در شرايط پيچيده کنوني تصويري ناخوشايند از کشور و نظام در جهان بر جاي مي گذارد، نيست.اعضاي دفتر سياسي جبهه مشارکت با تاکيد مجدد بر محوريت قانون در رفتارهاي ارکان حکومت در مقابل شهروندان، خواستار توجه دستگاه قضايي و نيروي انتظامي براي جلوگيري از قانون شکني ضابطان قضايي شدند.
به گزارش ايلنا در اين اطلاعيه آمده است؛ «روز شنبه بار ديگر شاهد صحنه تاسف برانگيز ديگري از ضرب و شتم دانشجويان دانشگاه اميرکبير بوديم که نتيجه ضعف مديريت در اين دانشگاه است.
در ادامه اين اطلاعيه آمده است؛ «طي دو هفته گذشته، 10 حکم محروميت از تحصيل براي دانشجويان دانشگاه صادر شده است و نزديک به 20 دانشجو به دانشگاه ممنوع الورود شده اند .» انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه اميرکبير ضمن محکوم کردن ضرب و شتم دانشجويان اين دانشگاه توسط نيروهاي انتظامات، اعتراض شديد خود را به مديريت دکتر رهايي، اعلام کرده است.
احضار 9 دانشجو در دانشگاه علامه
همچنين شش عضو انجمن اسلامي دانشکده ادبيات و سه عضو انجمن اسلامي دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي روز گذشته به کميته انضباطي احضار شدند.
عليرضا ارشادي فرد، دبير انجمن اسلامي دانشکده ادبيات با اعلام خبر احضار شش عضو انجمن اسلامي دانشکده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي به ايلنا گفت؛ «امروز بنده به همراه «ماندانا چترچي»، «مجيد دري»، «اميرحسين ايرجي»، «سعيد فيض الله زاده» و «حميده حسيني» به کميته انضباطي احضار شديم.»
همچنين مرتضي اصلاح چي دبير انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي نيز گفت؛ «حراست دانشگاه علامه طباطبايي امروز از اداره آموزش دانشکده اقتصاد خواسته است که از حضور «مازيار سميعي»، «مهديه گلرو» و «آيدين اخوان» از اعضاي انجمن اسلامي اين دانشکده بر سر کلاس ها جلوگيري کند در حالي که هيچ کدام از اين افراد حکم کميته انضباطي ندارند.»
وي افزود؛ «همچنين «مريم سادات سيدکريمي» عضو انجمن اسلامي دانشکده علوم اجتماعي روز گذشته به صورت تلفني به حراست احضار شده است.»
احضار به کميته انضباطي در دانشگاه ياسوج
از سوي ديگر چهار دانشجوي دانشگاه آزاد ياسوج که حدود دو هفته پيش در تريبون آزاد اين دانشگاه به نقد عملکرد دولت و مجلس هفتم پرداختند، روز گذشته به کميته انضباطي فراخوانده شدند.
به گزارش «ايلنا»، «يعقوب حسين زاده»، «داريوش حسين زاده»، «جمال الدين ارجمند» و «داريوش ارجمند» چهار دانشجوي فراخوانده شده به کميته انضباطي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ياسوج هستند.
تاکنون شاکي و دليل احضار چهار دانشجوي منتقد به کميته انضباطي دانشگاه آزاد اسلامي ياسوج مشخص نشده است.
لازم به يادآوري است در مراسم مذکور، «ستار هدايت خواه»، نماينده شهرستان هاي بويراحمد و دنا در مجلس، با انتقاد شديد از مديران دوران اصلاحات در کهکيلويه و بويراحمد، آنان را مديراني فاسد و ناکارآمد خواند و عملکرد اغلب مديران دولت نهم را مطلوب ارزيابي کرد که اين سخنان وي مورد انتقاد دانشجويان هوادار اصلاحات قرار گرفت.
نيمه اول
بازي طبق پيش بيني ها شروع شد. دوندگي ميثم بائو در 45 دقيقه نخست به همراه آمادگي وحيد طالب لو، ويژگي هاي بازي استقلال در اين نيمه بودند و در طرف مقابل سايپا با استفاده از اشتباهات مدافعان کناري استقلال به دنبال رسيدن به گل از جناحين زمين بود. بدبياري استقلال در اين نيمه نيمکت نشيني علي عليزاده بود که به واسطه اوت دستي هاي پرشمار، مي توانست موقعيت هاي قابل توجهي براي آبي پوشان رقم بزند. در اين نيمه استقلال روي اشتباه حميدرضا فرزانه و پاس عالي ميثم بائو به گل اول بازي رسيد تا سياوش اکبرپور يکي از معدود گل هاي فصل خود را در مهم ترين 90 دقيقه ليگ به ثبت برساند.
نيمه دوم
اين نيمه روندي متفاوت با جريان بازي در نيمه اول داشت. استقلال مثل هفته هاي قبل پس از پيش افتادن از حريف، کم کم عقب کشيد. هافبک ها به دستور صمد مرفاوي بيشتر به جنگ فيزيکي در ميانه زمين مشغول شدند و مهاجمان هم که به مانند مدافعان، روز کاملاً کم فروغي را در پيش داشتند. بازي روان تر سايپا در اين نيمه به رغم واکنش هاي فوق العاده طالب لو آنقدر موقعيت نصيب اين تيم کرد که دفاع فشرده استقلال هم دواي کار نباشد.
وضعيت جدول
در ديگر بازي ديروز در شيراز، فيروز کريمي و تيمش دست به کاري بزرگ زدند تا با پيروزي خارج از خانه جلوي فجر سپاسي، مثل سايپا حالا مدعيان اصلي ليگ ششم باشند. سعيد رمضاني با يک شوت از راه دور ديدني در دقيقه 50 تنها گلزن بازي ديروز بود. فعلاً در جدول سايپا و استقلال اهواز با يک امتياز اختلاف در صدر قرار دارند و اين در حالي است که استقلال در رتبه سوم بايد در انتظار اتفاقات دو روز آخر باشد.
حاشيه ها
1- دختر و داماد ماسيمو موراتي به همراه تعدادي از بازيکنان مدرسه فوتبال اينترميلان بازي را از نزديک تماشا کردند. اين در شرايطي بود که يکي از خبرگزاري ها قبل از بازي خبر داد؛ حراست ورزشگاه آزادي از حضور دختر موراتي در ورزشگاه ممانعت کرده و به همين دليل موراتي نيز ورزشگاه را با ناراحتي ترک کرده است.
2- کيومرث هاشمي سرپرست فدراسيون فوتبال و عليرضا دبير از جمله مهمانان ويژه اين مسابقه بودند. ناصر حجازي هم پس از چند سال غيبت در استاديوم حضور داشت و بارها مورد تشويق هواداران قرار گرفت.
3- الونگ الونگ مدافع پرسپوليس که مربيان پرسپوليس از حضورش در ايران ابراز بي اطلاع مي کردند، دقايقي پيش از مسابقه به همراه مدير برنامه هايش در جايگاه حضور پيدا کرد.
4- علي فتح الله زاده، سرپرست استقلال پس از بازي ديروز با طعنه گفت؛ ما قبلاً هم به صمد مرفاوي گفته بوديم که براي فصل بعد به فکر يک مربي بزرگ هستيم و او فقط اين چند بازي شانس نشان دادن خود را دارد و حالا هم فقط دو بازي براي او باقي مانده.
5- مرفاوي و عليزاده، ديروز به اندازه محسن ترکي، داور بازي از طرف تماشاگران آبي، مورد نوازش قرار گرفتند،
حرف هاي مربيان
علي دايي؛ اشتباهات جزيي از فوتبال است و ما امروز از اشتباهات استقلال استفاده کرديم. سايپا براي قهرماني دو فينال ديگر پيش رو دارد.
صمد مرفاوي؛ آنهايي که براي ليگ برنامه ريزي مي کنند، بايد کم کم بازنشسته شوند. ما 25 روز است که بازي نکرديم و حالا در عرض 10 روز سه بازي مهم بايد انجام دهيم.
نتايج ديروز
سايپا 2 - استقلال 1
گل ها؛ محسن خليلي دقايق 74 و 76 براي سايپا و سياوش اکبرپور دقيقه 36 براي استقلال
فجر سپاسي 0 - استقلال اهواز 1
گل؛ سعيد رمضاني دقيقه 50 براي استقلال اهواز
انسان نیز چون باقی حیوانات در طول حیات خویش نیاز های مختلفی را تجربه و احساس می نماید که پاسخ نگفتن به این نیازهای واقعی به معنی پرورش نیافتن و خفتن استعدادی از قوای اوست . بلوغ و کامل شدن فیزیولوژیک بدن نیاز جدیدی را برای او به ارمغان می آورد و آن نیاز جنسی است . نیاز جنسی از ابعاد روحی ، روانی و عاطفی و جسمی برخوردار است . نیازی است که خداوند برای بقاء و ایجاد نسل در تمام حیوانات قرار داده . لذا همانگونه که اقتضای حکمت الهی ضرورت بقای نسل بشر بوده است ، علی القاعده این نیاز نیز می بایست ضروری و گریز ناپذیر باشد . چه اگر نیازی قابل چشم پوشی بوده باشد طبیعتاً نتیجه ضروری به ودیعه گذاشتن نیاز جنسی در انسانها نمی تواند بقاء نسل بوده باشد . از این استدلالهای عقلی که بگذریم وجدان و تجربه نیز اقتضای گریز ناپذیری پاسخ به نیاز جنسی را می نماید . بدین معنا که پاسخ نگفتن به آن به زندگی طبیعی خللی وارد می سازد و بیماریهایی چون افسردگی و انحرافات جنسی و عطش جنسی ( که شخص در طول شبانه روز تمام قوایش مصروف قوه جنسی و معطوف به آن است ) و.... را به دنبال خواهد داشت.
آنچه موجب می شود بحث ارضای نیاز جنسی در مقوله تفریحات مورد بررسی قرار گیرد آن است که ارضای نیاز جنسی توأم با نوعی نشاط ، فرح و شادکامی می باشد و البته این بحث در نوشتار پیش رو معطوف به غیر از ارضای این نیاز با تشکیل خانواده و ازدواج دائم است.
اگر چه بهترین راه ارضای نیاز جنسی و بهره مندی از نشاط جسمی و عاطفی و روحی آن همانا ازدواج و یافتن شریک جنسی می باشد اما صنعتی شدن جوامع و کمبود شغل ، افزایش زاد و ولد و سلامت جسمی افراد ، ازدیاد متقاضیان شغل و ضرورتهای مالی جهت ازدواج و از طرف دیگر افزایش تحریکات جنسی و پایین آمدن سن بلوغ جنسی و عوامل دیگر سبب شده است نیاز جنسی به نحوی که عدم ارضای آن به روند طبیعی زندگی خلل وارد سازد محقق باشد . اما ضرورتهای مادی و معنوی جهت تشکیل خانواده و ازدواج مهیا نباشد . در مقابل چنین نیاز قدرتمند و شعله وری چند راه پیش روی دستگاه های مسوول می باشد .
الف ) حاکمیّت اسلامی به واسطه برداشت خاصی از منابع فقهی انبوه جوانان نیازمند به ارضای جنسی را دعوت به تقوی و پیشه نمودن صبر نماید . که قرآن می فرماید : " فلیستعفف الذین لایجدون نکاحاً حتی یغنیهم الله من فضله " موضوع این دعوت به عفاف ، زنان و مردانی هستند که امکان نکاح و ازدواج برایشان فراهم نیست . سؤال اینجاست ، آیا جوان در جامعه فعلی امکان اجابت این نیاز را ندارد ؟! اگر با وجود انبوه زنان و مردان خواهان رفع نیاز جنسی راه های حلال این عمل نشاط زا متروک است این سؤال پیش می آید که وظیفه حاکمیت در احیاء قوانین و سنن اسلامی چه می شود ؟
بعلاوه آیه کریمه فوق الذکر وظیفه فردی را که امکان رفع نیاز جنسی از راه حلال را نمی یابد معین می نماید اما قطعاً وظیفه حاکمیّت اسلامی باز کردن راه های حلال رفع نیاز جنسی است نه گوشزد نمودن آیه فوق الذکر.
ثانیاً در جای دیگر خداوند متعال می فرماید : "احل لکم لیلة الصیام الرفث الی نساء کم علم الله انکم تختانون انفسکم"
خداوند در شبهای ماه رمضان همبستری شما و همسرانتان را مباح فرمود ، چون می دانست شما اگر یک ماه شبانه روز منع شوید از عمل خاص جنسی خیانت می ورزید و امر الهی را زیر پا می گذارید .البته خداوند می دانست که اولیاءش بسیار بیش از یک ماه هم می توانند خود داری داشته باشند ، اما چون احکام اسلامی برای عموم مردم است توان متوسط را در نظر می گیرد و از فرستادن قانونی که طاقت عموم آن را بر نمی تابد ، دوری می نماید . نکته حائز اهمیّت آن است که خداوند می فرماید : " الرفث الی نساء کم " یعنی شما یک ماه دوری از همبستری را تحمل نمی کنید اگر چه راه برای مابقی تفریحات جنسی باز باشد .
حال چگونه است که حاکمیّت اسلامی جوان را در طول مدت بلوغ و غلیان شهوت و نیاز جنسی تا زمان اشتغال و توان ادارة خانواده به احتراز از اجابت نیازهای جنسی آنهم به تمامی انحاء آن دعوت می نماید . ناگفته پیداست که این دعوت اجابت نشده و مسوولیت حاکمیّت اسلامی هم رفع نخواهد شد .
وضعیت آنگاه بغرنج تر می شود که حاکمیّت علاوه بر توصیه به صبر پیشگی از جانب جوانان ، خود نیز با استفاده از قوه قهریه از برقراری ارتباطی که بر محور رفع نیاز جنسی است در چهار چوبی غیر از ازدواج تعریف میشود جلوگیری نماید حال آنکه نهادینه نمودن صبر پیشگی جوانان با توسل به تجسس و رفتاری منافی حقوق انسانی و اسلامی افراد در تعارض جدی با احکام اسلام می باشد و موجبات دوری و مقابله جوانان با سنت و فرهنگ اسلامی را فراهم می آورد .
ب) راه دوم در مواجهه با مسأله نیاز های جنسی رو به تزاید جوانان ، تلاش در جهت فراهم آوردن ضرورتهای ازدواج و تشکیل خانواده است . شغل ، مسکن ، توانایی ها و بلوغ ذهن از جمله اولیّات و ضروریات ازدواج دایم است . چه در این نوع ازدواج ، غرض رسیدن به یک نوع آرامش و ایجاد محیطی جهت تربیت نسل بعد می باشد . به نظر می رسد علاوه بر عدم امکان فراهم آوردن ضرورتهای مادی برای تمامی افرادی که نیاز مند رفع حوایج جنسی می باشند ، اصلاً ازدواج جوان قبل از سنین حدود 25 سالگی توأم با بلوغ ذهنی و آمادگی فکری و روانی نباشد . در جوامع سنتی ما ، جوان تا رسیدن به بلوغ جنسی بسیاری از مهارتها را آموخته بود . بعلاوه اغلب تا سالیانی پس از ازدواج با پدر و مادرخود زندگی می نمود و ثانیاً جامعه و ارتباطات از پیچیدگی فعلی برخودار نبود و مهارتهای کمتری برای اداره زندگی طلب می نمود ( اما فرضاً یک پسر 15 تا 20 ساله فعلی تنها به رفع نیاز جنسی می اندیشد ) لذا ترویج و تلاش در جهت تسهیل ازدواج دایم اگر چه بسیار ضروری است اما قطعاً پاسخگوی نیازهای جامعه نمی باشد . آنچه در جامعه نیز به چشم می آید ، آنست که بعضاً جوان در 10 ساله اول بلوغ که بیشترین تلاش را در جهت رفع نیاز جنسی انجام می دهد با مواجه با نبود فرهنگی پاسخگو در سنت بومی جامعه به دنبال تجربه فرهنگ لذت محور بی مبالات غرب می رود .
بی اعتمادی به دین و کارآمدی حاکمیّت دینی از دیگر عوارض نگاه غیر واقع بینانه به نیازهای جنسی جوانان جامعه است که در خلاصه شدن تلاش حاکمیّت در این زمینه در چهار چوب تسهیل ازدواج دایم رخ می نماید.
ج) راه دیگری که پیش روی حاکمیّت است ،تغافل از این نیاز بالفعل و ضروری است . این رفتار به راه سپردن غرائز برای رسیدن به مقاصد غریزی از نزدیک ترین راه می انجامد . در حقیقت این شرع و عقل است که راه هایی را برای بهره مندی از بیشترین منافع غرایز جنسی با کمترین هزینه ، توصیه می نماید و حاکمیت اسلامی با برگزیدن تغافل از آنچه در جامعه می گذرد ، در حقیقت از جریان عقلانیت و قانون شرع در مسیر ارضای نیاز های جنسی چشم پوشیده است . این نکته نیز حایز اهمیّت است که خواه و ناخواه جامعه هنجار و قوانینی را برای رفع نیازهای خویش بر می گزیند . هر گاه حاکمیت اسلامی از تعریف هنجارهای خاص در جهت رفع این نیازها باز ماند غرایز به مدد شناسایی فرهنگ های موجود در مسیر ارضای نیازهای مذکور ، خود هنجاری را تعریف می نماید و پس از آن با درونی شدن این هنجارها که می تواند فرهنگ بی مبالات غرب باشد ، با ابزار تشویق و توبیخ آنرا گسترش داده و حتی پیگیری این امر را در مبادی و پیش فرض های فرهنگی می نماید . رشد جریانات سکولار از یک طرف و مقابله با شعارها و نمودهای فرهنگ سنتی در سطح جامعه میوه تلخ شور آب تغافل از آنچه در جامعه می گذرد می باشد ( برای نمونه می بینیم که آرام آرام با زنانی که با حجاب کامل به فروشگاه ها مراجعه می کنند - خصوصاً در قسمت های مرفه نشین شهر – برخورد مناسبی صورت نمی گیرد . این امر می تواند نشان از درونی شدن و پذیرفته شدن برخی نمادهای فرهنگ جنسی غرب در جامعه باشد که با توبیخ فرهنگ معارض همراه شده است )
نکته دیگر در بحث تغافل این است که گاه به ذهن می رسد حاکمیّت به جوانان توصیه می نماید نسبت به این نیاز خویش تغافل نمایند و این الگو را به عنوان رفتار مطلوب اسلامی معرفی می نماید . اگر چه این امر ممکن است در مواجهه با نیاز های کاذب کارگشا باشد ، اما همانگونه که تغافل از گرسنگی اسباب سیری را فراهم نمی آورد ، تجربه نشان می دهد غالباً تغافل از نیازهای متعارف و واقعی توأم با سختی و اتلاف انرژی جسمی و روحی و روانی بسیار می باشد که غالب افراد آمادگی پذیرش آنرا ندارند و چنانچه گذشت اسلام از وضع قوانینی که غالب مردم طاقت آنرا ندارند ، ( خصوصاً در بحث غریزه جنسی ) ابا داشته است.
د) راه دیگری که حاکمیّت اسلامی می توانددر برخورد با این نیازها در پیش گیرد ، آنست که نیاز جنسی جوانان خصوصاً در 10 ساله اول بلوغ که اوج نشاط جنسی است را به رسمیّت بشناسد و به عنوان یک واقعیت و یک نیاز که علی ایّ حال راهی را برای ارضای آن خواهد جست بپذیرد .
به عنوان مقدمه این نکته را متذکر می شوم که در دسته ای از روایات آمده است که مؤ من اوقات خویش را سه قسمت نماید : معاد ، معاش ، لذایذ و به این قسمت اخیر در انجام بهتر آن دوقسم کمک بگیرد .لذا اگر چه در فرهنگ اسلامی ، لذات هدف و محور نیستند ، اما به عنوان عامل مهمی که بدون آن نه عبادت و نه اقتصاد به سر منزل نخواهد رسید ، مورد توجه قرار گرفته است.
در غرب و جوامع مادی اگر شخص با تمام توان در 5 روز هفته به انجام فعالیت اقتصادی می پردازد ، برای آنست که دو روز آخر هفته را به خوبی از زندگی لذت ببرد . لذا دائماً اسباب لذت متنوع و جدید تری تعریف می شود . تا شخص از انگیزه کافی برای فعالیت اقتصادی برخوردار باشد . اما در فرهنگ اسلامی ، لذات وسیله کارآمدی شمرده شده اند که بدون این ابزار ، شخص از نشاط کافی برای پیش بردن امر دین و دنیا برخوردار نخواهد بود . روایات دیگری نیز در فرهنگ اسلامی ما به تفصیل به ابعاد لذت جنسی پرداخته است از آن جمله " خیر لهو المؤمن التمتع بالنساء " که در این روایات از تفریح جنسی به عنوان بهترین تفریح فرد مسلمان یاد شده است و یا در روایت دیگری از لذت جنسی در کنار نماز شب به عنوان ابزار لذت و خوشگذرانی و تفریح مؤمن نام برده شده است . این روایات نشان می دهد، لذت جویی حلال جنسی در جهان بینی اسلامی ، امری است کار ساز و در مسیر کمال بشر و نه منافی آن.
اما چنانچه که گذشت ، ازدواج دایم در دهه اول بلوغ جنسی ، غالباً میسر نیست و حداقل در سالیانی از این دهه ، مطلوب هم نیست به علاوه ، تعداد قابل توجهی از زنان و مردان هم که جوانی را پشت سر گذاشته اند ، شرائط ازدواج دایم را ندارند . حال با توجه به واقع بینی که مفروض تحلیل نوع رفتار حاکمیّت در این بند ( بند د ) می باشد ، حاکمیّت چه راهی را پیش روی نیازمندان به اطفاء میل جنسی قرار خواهد داد ؟ به نظر می رسد این راه نباید دشواریهای واقعی ازدواج دایم را داشته باشد ، به علاوه چهارچوبی تعریف شده باشد که حقوق زن و مرد را محترم شمارد و بهره مندی از نشاط جنسی را با کمترین هزینه ( البته به صورت نسبی ) به ارمغان آورد . با در نظر گرفتن این نکته که بحث در واکنش حاکمیّت اسلامی نسبت به نیاز جنسی افراد جامعه است جا دارد توجه ویژه ای به منابع فقهی شود ، چه در دیدگاه مسلمانان ، شرع چراغ راه عقل است و عقل با اذعان به ناتوانی از درک تمامی ابعاد رفتار فرد و اینکه این رفتار چه نتایجی در حیات روحی و روانی و مادی و معنوی فرد و جامعه خواهد داشت و به اصطلاح با اذغان به عدم درک آنچه مصلحت فرد و جامعه در آن نهفته است ره جو و مدد جو از ارشاد و امر شرع است لذا برای آنکه در این مختصر قدری به فرهنگ پاسخگویی به نیاز جنسی از دیدگاه اسلام نزدیک شویم ، به روایاتی در این باب اشاره می شود . البته در ضمن نکاتی که در ذیل یادآور می شویم تنها به یک روایت در هر نکته به عنوان نمونه پرداخته می شود تا اختصار مراعات شده باشد . این نکته را هم متذکر می شویم که عناصری چون مصلحت اندیشی یا قرار گرفتن تحت تأثیر عرف موجود جامعه موجب می شود که برخی داده های فرهنگ اسلامی ، توسط عالمان دینی بیان نشود به علاوه در بسیاری اوقات کسانی که به عنوان مبلغ دینی با مردم ارتباط دارند چندان از علم دین بهره نبرده اند . لذا ممکن است آنچه در ذیل به عنوان نظریه و تئوری اسلام در جهت پاسخگویی به نیازهای جنسی افراد جامعه بیان می شود ، برای خواننده گرامی تازگی داشته باشد . لذا چنانچه خود ائمه فرموده اند در بیان حقایق دینی ، حیا را کنار گذارده و به دور از مصلحت اندیشی به برخی متون دینی به همراه توضیح مختصری اشاره می شود.
1- امام صادق (ع) می فرماید : علی (ع) مکرر می فرمود : " لولا ما سبقنی به بنی الخطاب ما زنا الاّ شقی "
این بدان معناست که سد باب ازدواج موقت توسط خلیفه ثانی موجبات آن را پدید آورد که مردان پاک سرشت و مؤمن گاهی در آنچنان فشار جنسی قرارگیرند که به ارتباط جنسی بی ضابطه و حرام تن در دهند.
2- امام صادق (ع) : رسول خدا (ص) فرمود : " رذال موتاکم العُزّاب " در روایت دیگری می فرمایند : " رکعتان یصلیهما متزوج افضل من رجل عزب یقوم لیله و نهاره " در روایت اول پست ترین مردگان مسلمین را آنان می شمارد که در دوران بی همسری مرده اند و در روایت دوم به فضیلت فرد متأهل بر غیر آن اشاره می نمایند . در توضیح « عزب » و اینکه مراد از شخص بدون همسر در این روایات چیست ؟ امام موسی کاظم (ع) می فرمایند : « مراد آن شخصی نیست که همسر دایم ندارد بلکه هر کسی که ارتباط مجاز شرعی با جنس مخالف داشته باشد عزب نمی باشد » از این دسته روایات که تنها به دو نمونه از آن اشاره شد چنین بر می آید که در فرهنگ اسلامی با توجه به اینکه معمولاً بین سالیان نیاز جنسی تا ازدواج دایم فاصله است ، نداشتن ارتباط مجاز قبل از ازدواج دایم ، مذموم است و مورد نهی و تشویق شده است که فرد پس از بلوغ جسمی نحوه ای از ارتباط سالم با جنس مخالف را داشته باشد تا هم از نشاط حاصل از آن برخوردار شود و هم از برقراری ارتباط غیر مجاز و مضر در اثر فشار جنسی دور بماند و این دقیقاً عکس آن چیزی است که در عرف فعلی جامعه ایران متداول است ، که شخص مؤمن و با حیا را کسی می دانند که پیش از عقد دایم هیچ گونه ارتباط جنسی با جنس مخالف نداشته باشد.
3- امام صادق (ع) : " ان الله تبارک و تعالی حرّم علی شیعتنا المسکر من کل شراب و عوّضهم من ذلک المتعه " در این روایت به مسئله افزایش نشاط و شادابی جامعه در صورت رواج ازدواج موقت اشاره می نماید ومی فرماید : مسلمین به جای آنکه از شراب ومسکرات لذت ببرند از لذت جنسی حاصل از ازدواج موقت بهره مند شوند.
4- امام صادق (ع) من خوشم نمی آید که مردی از شیعیان من بمیرد در حالی که سنتی از پیامبر را ترک کرده باشد .شخصی پرسید : آیا پیامبر ازدواج موقت نموده اند ؟ امام (ع) فرمودند : بلی و این آیه را تلاوت نمودند : اذ أسرّ النبّی الی بعضی ازواجه ....." و در روایتی دیگر از امام باقر (ع) در شأن نزول این آیه آمده است : " رسول خدا (ص) به صورت مخفیانه ازدواج موقت انجام می دادند پس برخی از همسران ایشان مطلع به پیامبر اسلام (ص) بد گمان گردیدند . پس پیامبر فرمود : این ازدواج موقت بود و بر من حلال و شما آن را از دیگر همسرانم بپوشانید . این روایت علاوه بر آنکه نشان دهنده آن است که پیامبر (ص) و معصومین (ع) این عمل را انجام می داده اند ، به این نکته نیز اشاره دارد که ازدواج موقت ، بهتر است در خفا و توأم با پرده پوشی انجام شود . چنانچه در روایات دیگری هم بر این نکته تأکید شده است که شاهد گرفتن هنگام عقد ، در عقد موقت لازم نیست به خلاف عقد دایم . و همچنین در روایات دیگری نیز گفته شده است : « قول زن در نداشتن شوهر و تمام شدن عده و مانند آن تصدیق می گردد و تفتیش و سؤال لازم نیست »
لذا ضرورتهای مخفی ماندن عقد موقت که مصلحت زن و شوهر در آن است ، در نظر گرفته شده است .
5- شیخ مفید (ره) در کتابی به نام « رساله متعة» روایت مربوط به این فرع فقهی را جمع آوری نموده است . در یکی از روایات این کتاب امام صادق (ع) می فرمایند : « ای اسماعیل جعفی آیا امسال ازدواج موقت کردی ؟ اسماعیل پاسخ داد : بلی با یک زن از اهل بربر . حضرت فرمودند : اسماعیل ازدواج موقت نما ولو با زنان اهل سند »
این روایت نشان می دهد که حضرت تأکید داشتند اصحابشان این کار را انجام دهند تا از یک سو این سنت اسلامی احیا شود و از سوی دیگر آثار و منافع و خواص خویش را در جامعه به جای گذارد .ثانیاً با وجود مخاطراتی که در انجام این عمل وجود داشته ( اهل سنت این عمل را بدعت می دانستند ) حضرت به اصحاب خویش دستور می دادند این عمل را با کسانی که از کلیّت دین و قوانین اهل سنّت بیگانه اند انجام دهند . البته بدعت های زیادی در زمان خلفا پایه گذاری شد اما تأکید ائمه بر احیای این سنت خاص جز بواسطه آثار خاص و اجتماعی آن ( چنانچه در حدیث شماره 1 اشاره شد ) نیست .
6- امام رضا (ع) : " ازدواج موقت حلال است : لمن لم یغنه الله بالتزویج فلستیعفف بالمتعة فان استغنی عنها بالتزویج فهی مباح له اذا غاب عنها " « کسانی که خداوند آنها را بی نیاز نگردانده است به واسطه ازدواج دایم ، پس عفت ورزند با انجام دادن ازدواج موقت ...." امام (ع) عفت ورزی را همراه با انجام ازدواج موقت مورد امر قرار می دهد و البته به کسانی که دارای همسر دایم هستند توصیه می فرمایند در صورت دوری از همسر دایم این کار انجام دهند . البته امام باقر (ع) در روایت دیگری تصریح می فرمایند که شخص می تواند ازدواج موقت نماید اگر چه همسر دایمش در دسترس باشد .
7- امام رضا (ع) به برخی دوستان خویش نوشت : « حرص نزنید بر انجام ازدواج موقت . بر شماست که فقط این سنت را احیا نمایید پس به سبب زیاد مشغول شدن به ازدواج موقت از همسران خویش باز می مانید و ایشان از ما تبری می جویند و کافر می شوند و لعنت می کنند کسی را که شما را بر انجام این کار امر کرد »
این روایت گویای ضرورت دوری از افراط و تفریط در این عمل است و البته حضرت (ع) کسانی را نهی می فرمایند که همسر دائم داشته و در انجام این عمل رعایت اعتدال را ننموده اند .
8- از امام صادق (ع) سوال می شود : آیا می توان با زنی که زناکار است ازدواج موقت نمود ؟ حضرت (ع) پاسخ می دهند : « اشکال ندارد ، چون تو با این کار او را از عمل حرام دور می کنی » این روایت نشان از سهل گیری شریعت و واقع بینی آن است که حتی برای زنان خاص که از روند طبیعی خارج شده اند برنامه اصلاحی دارد . روایات فوق که گویای گوشه ای از فرهنگ پاسخگویی به نیاز جنسی در جامعه اسلامی است و مورد عمل و اعتماد فقها نیز می باشد ، بیانگر آنست که ما با یک استحاله فرهنگی در این زمینه مواجهیم . انسان در طول زندگی مفاهیمی را تعریف نموده و اسم
گذاری می نماید . تطبیق هر کدام از آن عناوین آثار و لوازم خاصی را به دنبال دارد . دین با باز تعریف و ایجاد دگرگونی در این مفاهیم نظام ارزشی خویش را تعریف می نماید.
مفاهیمی چون شهوترانی و افراط در ارضای نیاز جنسی و خروج از اعتدال ، معنای عرفی مغایر با معنا و مفهوم شرعی این کلمات پیدا کرده اند که درعرف امروز جامعه کسانی که بخواهند به توصیه ائمه (ع) قدری نزدیک شوند ، افرادی شهوتران و لاقید به حساب می آیند ، غافل از آنکه خود ائمه (ع) اولین عمل کنندگان به دستورات خویش هستند و تا زمانی که مفاهیم و تعاریف شرعی در کتابها خاک بخورد و فرهنگ و هنجارهای جاری در جامعه غیر از آن باشد نمی توان توقع سعادت و بهروزی که دین وعده داده است را برای جامعه داشت .
ازدواج موقت به مانند ازدواج دایم نحوه ای تعهد سپاری زن و مرد به یکدیگر است که به تبع آن حقوق و تکالیفی برای زوجین ثابت می گردد . این عقد از سهولت ، سیالی ، روانی خاصی برخوردار است و ازکمترین ارتباط چون محرم شدن زوجین در شنیدن کلام یکدیگر ( اگر ارتباط کلامی توأم با نحوه ای لذت جویی باشد ) تا تمامی مراحل ارتباط زن و مرد را پوشش می دهد و در حدود مختلف قابل تعریف و به زوجین اجازه برقراری ارتباط می دهد . طبعاً هر کدام از زوجین که از تکالیف خویش تعدی نماید به واسطه وجود آن عقد قابل الزام است.
متأسفانه موج غربزدگی سایه افکنده برفرهنگ یکصد سال اخیر ما موجب شد بسیاری گمان نمایند برای دستیابی به پیشرفتهای غرب راهی جز دست شستن از فرهنگ اسلامی – ایرانی خود و پوشیدن فرهنگ غربی در همه زمینه ها نیست . لذا چون در فرهنگ لیبرال غربی ، آزادی عمل در نحوه ارتباط زن و مرد حاکم است ( والبته این لاقیدی با مذاق غرایز از برقراری ارتباط توأم با تعهد و تعریف حقوق و حدود طرفین سازگارتر است) بسیاری از عناصر فرهنگ ساز و گروههای مرجع جدید همچون تحصیل کردگان غرب و هنرمندان و ....با تمام توان به زشت نمودن و تخریب فرهنگ جنسی بومی و تأسیس فرهنگ جنسی جدید مبتنی بر ارزشهای مغرب زمین پرداختند .در این میان رمان و داستانهای صادق هدایت ، جمالزاده ، صادق چوبک و ... در تغییر نگرش جامعه نسبت به ازدواج موقت و تزریق مفهوم خود فروشی به این مفهوم بسیار مؤثر بودند . گامهایی که در مسیر تغییر فرهنگ اسلامی در ابعاد مختلف برداشته شده است آنچنان دقیق و مؤثر بوده که حضور کارشناسان علوم انسانی و سیاستمداران غربی که اسلام را مانع منافع خویش می دانسته اند محرز می سازد .به عنوان مثال در بحث فرهنگ جنسی اولاً گروههای مرجع جدیدی همانند وسوپراستارها پدید آمدند . ثانیاً نحوه ارتباط جنسی بی قاعده به نحو هوس انگیزی در رادیو، تلویزیون ، وداستانها ، سینما و ...عرضه شد . ثالثاً آزادی جنسی به عنوان حق طبیعی انسان مورد تأکید قرار گرفت و ...
از طرف دیگر چنانچه در روایت مورد اشاره قرار گرفته است واهمه زنان و علی الخصوص زنان شوهر دار از به خطر افتادن موقعیت خویش به واسطه رواج ازدواج موقت در مؤثر واقع شدن تبلیغاتی که علیه این عقد مشروع انجام می شد مؤثر بوده است . حال آنکه خیل زنانی که امکان ازدواج دایم برایشان فراهم نیست نیز برای بهره مندی از حداقلهای این نیاز چشم به راه دستی از غیب اند که راهی مشروع پیش رویشان بگذارد.
جای بسی تأسف است که پس از انقلاب ابزار پاسخگویی به نیازهای جنسی باز تعریف نشده و در مسیر بر آوردن این نیازها در زندگی جمعی ، هنجارهای مناسب پی ریزی نشده و به وعظ و سخنرانی و دعوت به تقوی بسنده شد . به نظر می رسد با توجه به آنچه گذشت ، ازدواج موقت نقش بسزایی در تعریف هنجارهای پاسخگو به نیازهای جنسی در جامعه اسلامی خواهد داشت .
و این وظیفه حاکمیت است تا با کمک گیری از دانشمندان علوم انسانی و ابزار حاکمیت مدرن گام هایی را در جهت جامعه پذیر نمودن این سنت اسلامی بردارد . باشد که پس از آن جامعه ای با نشاط تر و دین مدار تر را تجربه نماییم.
پی نوشت:
1- نور / 33.
2- بقره / 187.
3- فرمان 8 ماده امام ( مورخ 24/ 9/ 61 ) خطاب به قوای امنیّتی.
4- کافی / ج 5 / ص 87.
5- کافی / ج 5 / ص 321.
6- وسائل الشیعه / ج 21 / ص 14.
7- صادق لاریجانی / مقاله دین و دنیا / سایت پژوهشگاه مجلس خبرگان. WWW. NEZAM.ORG
8- وسایل الشیعه / ج 11 / ص 10.
9- کافی / ج 5 / ص 329.
10- من لایحضره الفقیه / ج 2 / ص 242.
11- کافی / ج 5 / ص 329.
12- وسائل الشیعه / ج 21 / ص 7.
13- تحریم / 2.
14- وسائل الشیعه / ج 21 / ص 13.
15- وسائل الشیعه / ج 21 / ص 10.
16- همان / ج 21 / ص 65.
17- همان / ج 21 / ص 30.
18- همان / ج 21 / ص 15.
19- همان / ج 21 / ص 22.
20- همان / ج 21 / ص 23.
21- همان / ج 21 / ص 23.
22- همان / ج 21 / ص 29.
وزير علوم؛
محمد مهدي زاهدي، وزير علوم در هتل ديزين که به دعوت نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه ها سخنراني مي کرد، گفت؛ «در مورد وضعيت ناآرامي که مي گوييد وضعيت را عادي مي بينيم و برخي حرکات که صورت مي گيرد به اعتقاد ما اکثر آن طبيعي بوده و مقداري بايد سعه صدر داشته باشيم.»
به گزارش ايسنا، زاهدي با اشاره به اظهارات يکي از استادان دانشگاه درباره وضعيت دانشگاه اميرکبير اظهار داشت؛ « وزارت علوم سعي مي کند حرکاتي انجام ندهد که شأن و شوون دانشگاهيان را زير سوال ببرد. حرکاتي که در دانشگاه اميرکبير صورت گرفت بسيار قبيح بود و دل هر مسلماني را به درد آورد.»
وي ادامه داد؛ « اظهارنظرهاي اوليه خود دبيران اين نشريات آن بوده که ما اين کار را انجام نداديم. وزارت اطلاعات و قوه قضائيه روي اين بحث کار مي کنند و منتظريم که آنها اعلام کنند و مطمئن باشيد که اگر وزارت اطلاعات و قوه قضائيه اعلام کنند که فردي از دانشگاهيان در اين کار دست داشته، يقين داشته باشيد که وزارت علوم با آن قاطعانه و بدون هيچ مسامحه يي برخورد مي کند. قصاص قبل از جنايت کار درستي نيست، هرچند که بسياري از تشکل ها وزارت علوم را مورد سوال قرار داده اند که چرا با اين چهار مدير مسوول نشريه برخورد نشده است. ما با هر خطاکاري در دانشگاه ها برخورد مي کنيم.»
وزير علوم در مورد وضعيت دانشگاه لرستان گفت؛ «ما قانونمداري را در دانشگاه ها حاکم مي کنيم. متاسفانه در دوراني برخي از تشکل هاي دانشجويي مي خواستند بدون آنکه به چارچوب و مقررات توجه کنند به فعاليت بپردازند و احساس مي کردند هر کاري را که مي خواهند بايد انجام دهند. ما که آمديم گفتيم مخلص همه تشکل ها هستيم اما در چارچوب ضوابط و با کسي مشکل نداريم. اما برخي تشکل ها حاضر نبودند خود بر اساس ضوابط کار کنند. در بحث لرستان نيز قضيه بر اين گونه است و اين اتفاق افتاد. ناآرامي هايي که شما مي گوييد ما واکنش طبيعي تلقي مي کنيم و ما از موضع خود عدول نکرده ايم. ما براي تشکل هاي دانشجويي احترام قائليم و خارج از آن را برنمي تابيم و خوشبختانه در اين رابطه وحدت نظر وجود دارد و اختلافي هم نيست.»
وي افزود؛ « در بحث استادان دانشگاه لرستان متاسفانه در آنجا جمعي بودند که در مقابل رئيس دانشگاه جبهه گرفتند که يک جريان خاص سياسي در اين دانشگاه را قبول نداشتند و چند دفعه اعتراض کردند و ما به آن توجه کرديم و بعد متوسل به برخي نمايندگان مجلس شدند که اين نمايندگان اصرار داشتند که اگر اين رئيس را برنداريد تهديد مي کنيم و من به آنها گفتم که مشکل رئيس را بگوييد که اگر مشکلي وجود داشته باشد من وي را عوض مي کنم.
بنابراين برخي کارها در دانشگاه نبايد به عنوان ناآرامي تلقي شود چراکه برخي افراد خواسته هاي فردي دارند که گاهي به صورت تشکلي مطرح مي کنند.»
مهدي کروبي با اشاره به حوادث پلي تکنيک؛
مهدي کروبي، دبيرکل حزب اعتماد ملي، در ديدار با جمعي از دانشجويان گفت؛ «شرايط ما به عنوان طرفداران نظام و جمهوري اسلامي شرايط خاص، سخت و دشواري است. 28 سال از حکومت جمهوري اسلامي مي گذرد و اين طبيعي است که يک مجموعه يي که نزديک به 30 سال فعاليت مي کند قصور، تقصير و کاستي داشته باشد.»
به گزارش ايسنا کروبي ادامه داد؛ «براي عمل به برخي وعده ها که داده شد، کاري نکرديم و مشکلاتي در رابطه با آزادي، حقوق مردم، کرامت انسان و زندگي انسان که جزء آرمان هاي امام نيز است، پيش آمده پس اين از نپختگي آدمي است که هنگامي که قدرت در دستش هست شعار و وعده هاي غيرعملي بدهد که اين اتفاقاً آسيبي بود که در دوره اصلاحات نصيب جريان اصلاحات شد.»
دبيرکل حزب اعتماد ملي با بيان اينکه يکي از آفت هاي مهم جامعه آفت افراط و تفريط و عدم حفظ تعادل بوده است، گفت؛ «هميشه گفته ام بايد با حفظ تعادل و رعايت خط قرمزها موضع گيري کرد و اشکالات عنوان شود. من به دانشجوياني که مي خواهند انجمن اسلامي را در خط تفکر امام پيش برده و آن را حفظ کنند توصيه مي کنم که مراقب باشيد به صورت حساب شده عمل کنيد. يعني از اسلام، جمهوري اسلامي و امام (ره) دفاع کنند؛ و قطعاً دفاعي که حذف و برخورد در آن باشد در درازمدت ادامه پيدا نمي کند.»دبيرکل حزب اعتماد ملي با اشاره به حوادث اخير دانشگاه اميرکبير گفت؛ « اگر در رابطه با اين حوادث بگوييم که يکي از تشکل هاي دانشگاه اين کار را کرده من عقيده ندارم که يک عده شيعه مسلمان براي کوبيدن رقبا به اهل بيت(ع) و پيامبر(ص) توهين کنند و اگر بگوييم که اين بچه ها اين کار را کرده اند حداقل آنها مي فهمند تبعات آن چه بوده است. از اين رو افرادي در درون جريان مي آيند و کاري مي کنند که به هيچکدام از دو طيف وابستگي نداشته و معتقد به هيچکدام از دو طيف نيستند.»
کروبي با تاکيد بر اينکه بايد جلوي اين قضايا گرفته شود، گفت؛ « افرادي که ثابت نشده متهم هستند را متهم نکنيد. اساس بحث آن است که اگر تعادل باشد مي توان در درازمدت کار کرد، اما اگر حالت انتقام جويي، فرصت طلبي و تحقير طرف مقابل پيدا شود، سياست ها در کوتاه مدت شکست مي خورد.»کروبي تصريح کرد؛
« سريع کسي را متهم نکنيد. وقتي چيزي غيرمعمول است و طرف مقابل مي گويد من اين کار را نکردم وظيفه آن است که قبول کنيد و احتمال دهيد که افراد ديگري اين کار را کرده اند، چراکه در متهم کردن و نسبت دادن بايد با احتياط باشيد و احتمال بدهيد دست هاي ديگري بيرون از دانشگاه اين کار را انجام داده است.»وي در رابطه با بحث انتخابات گفت؛ « ذره يي نبايد ترديد کرد که بايد در انتخابات حضور فعال داشت. حتماً بچه ها را آماده کنيد که انتخابات خوبي داشته باشيد که اين انتخابات بسيار مي تواند موثر باشد.»
کروبي افزود؛ « در شرايط کنوني تعادلي در جامعه به وجود آمده که اين تعادل بهترين زمينه براي کار کردن است. امروز افراط و تفريط در بين گرايش ها و جريانات کمتر شده و همه به سمت عقلانيت و تعادل پيش مي روند، بنابراين مي توان دانشجويان را در اين جهت فعال کرده و تاثيرگذاري دانشجويان را بيشتر کرد.»
در هنگامه يي که دانشگاه اميرکبير شاهد اعتراض جمع کثيري از دانشجويان در اعتراض به نشريات دانشجويي به دليل توهين به مقدسات بودند، بخشي از دانشجويان معترض که کلاس هاي درس را تعطيل کرده بودند، از ضرورت ايجاد انقلاب فرهنگي دوم سخن راندند؛ انقلاب فرهنگي که در گام نخست بايستي با تصفيه هاي دانشگاهي آغاز مي شد . پيشينه اجراي انقلاب فرهنگي اول به بعد از انقلاب 57 مي رسيد که منجر به تعطيلي دانشگاه ها شد و تغيير ساختار جدي را براي دانشگاه ها به ارمغان آورد...
کار امکان ناپذير
احمد شيرزاد رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس ششم مسائل مطرح شده در مورد ضرورت انقلاب فرهنگي را شعاري دانشجويي برشمرد و گفت؛ بعيد است چنين مساله يي بتواند به مرحله اجرا درآيد زيرا تعطيل کردن دانشگاه ها توسط يک جريان دانشجويي ميسر نيست حتي زماني که دانشگاه توسط حکومت تعطيل شد، اين سوال مطرح شد که آيا حکومت از اداره يک دانشگاه عاجز است، اما جريان هاي مدافع انقلاب فرهنگي پاسخ مي دادند که قصد دارند تغييرات ساختاري ايجاد کنند تا زمينه بروز انحراف هاي علمي و فرهنگي از بين برود.
وي در ادامه افزود؛ گروه هايي که در حال حاضر از تسلط يک جانبه بر دانشگاه نااميد شدند پس از اينکه مشاهده کردند روش هاي آنها موجب انزواي جنبش دانشجويي نشد، اکنون در تلاش هستند که بخشي از ايده هايي که در انقلاب فرهنگي اول عده يي به دنبال اجراي آن بودند را اجرايي کنند. بنابراين درصدد اجراي تصفيه هاي فرهنگي و دانشگاهي هستند. شيرزاد با غيرقابل دفاع خواندن برخوردهاي کميته انضباطي تاکيد کرد؛ برخوردهاي شبه قضايي با دانشجويان اصلاً قابل دفاع نيست و پيامد آن نارضايتي در سطح وسيع بين جامعه دانشگاهي است، زيرا دانشگاه نهادي نيست که بتوان آن را تحت سلطه يک تفکر درآورد و تضميني وجود ندارد که 27 سال ديگر گروه ديگر نيايد و خواستار انقلاب فرهنگي ديگر نشود، من همان زمان نيز مخالف انقلاب فرهنگي بودم.
موضع نظام يا موضع شخصي
نجفقلي حبيبي رئيس سابق دانشگاه علامه طباطبايي با غير قابل اجرا بودن انقلاب فرهنگي در دانشگاه گفت؛ به نظر من اين ايده فضاي لازم را براي اجرا در بين نهادهاي کشور ندارد و بيشتر موضع شخصي است. اگر افرادي بخواهند اين ايده را جدي بگيرند و اجرايي کنند، بايد به عواقب ناگوار آن در جامعه دانشگاهي توجه لازم را داشته باشند.
رئيس سابق دانشگاه علامه با اشاره به انقلاب فرهنگي ابتداي انقلاب تاکيد کرد؛ انقلاب فرهنگي که 27 سال پيش صورت گرفت به دنبال ايجاد انقلاب بود که به تبع آن دانشگاه و ساير نهادها دچار تحولات جدي شد. حال بايد پرسيد اگر قصد ايجاد انقلاب فرهنگي داريد و مي خواهيد اين ساختار را دگرگون کنيد جاي اين ساختار دگرگون شده چه چيزي را مي خواهيد بگذاريد، در حالي که انقلاب فرهنگي اول با برنامه ريزي مدون صورت گرفت.
وي با تاکيد بر اين مساله که اين موضع گيري، موضع کلي نظام نيست و موضع شخصي است، تاکيد کرد؛ نبايد به هيچ عنوان با طرح موضع شخصي زمينه بروز التهاب را در دانشگاه ها فراهم کرد. کساني که از جريان هاي ناهماهنگ با ايده هاي خود ناراحت هستند بايد بدانند که اين دانشگاه ها مايه افتخار هستند و همين دانشگاه ها اساتيد جواني را در حوزه انرژي هسته يي به جامعه ما تقديم کرده اند و به هيچ وجه نبايد زمينه التهاب را در اين محيط فرهنگي فراهم کرد.
نفوذ نيروهاي خودي به محيط دانشگاه
ميلاد اسدي عضو انجمن اسلامي دانشگاه خواجه نصير طرح نفوذ جريان هاي خودي به دانشگاه ها را عامل طرح شعار انقلاب فرهنگي دوم برشمرد و گفت؛ «جنبش دانشجويي بايد با پرهيز از ايجاد و وارد شدن به چنين فضاي ملتهبي که مي تواند مورد سوء استفاده نيروهاي راديکال و تندرو قرار گيرد، به دنبال دفاع از خواست عموم دانشجويان باشد. زيرا «قشر دانشجو، قشر راديکال است و برخلاف ساير تشکل هاي ديگر به دور از خطوط قرمز و حد و مرزها رفتار مي کند، جنبش دانشجويي در چارچوب محدوديت ها معناي خود را از دست مي دهد.»
وي در ادامه افزود؛ طبيعي است وقتي دانشجو نمي تواند از طرق مسالمت آميز و رسمي به مطالبات خود دست يابد، براي رسيدن به خواسته هايش از برخوردهاي راديکالي استفاده کند.
اسدي اتفاقات اخير دانشگاه اميرکبير و تهران را نشات گرفته از فضاي راديکال خارج دانشگاه و براي دستيابي به اهداف غير دانشجويي خواند و ابراز عقيده کرد؛ « اگر اين مطالبات برخاسته از خواسته هاي تمام دانشجويان بود، رسيدگي به آن ضروري بود. حرکت هاي اخير، تسويه حساب با برخي نيروهاي داخل دانشگاه هاست و از طرف قشر خاصي از دانشجويان متمايل به جناح سياسي خاص دنبال مي شود.»
تکرار نادرست انقلاب فرهنگي
صادق زيباکلام استاد علوم سياسي دانشگاه تهران با توجه به انقلاب فرهنگي سال 59 گفت؛ هدف انقلاب فرهنگي در آن سال تصفيه دانشگاه ها از اساتيد و دانشجويان مخالف نظام بود و نه نيروهاي صادق و مومن، زيرا هدف انقلاب فرهنگي بسيار ريشه دار بود و ما به دنبال تغيير نظام آموزش عالي بوديم نه اخراج و تصفيه چهار دانشجوي منتقد.
زيباکلام تصريح کرد؛ تنها اتفاقي که در سال 1359 نيفتاد، انقلاب فرهنگي بود. دانشگاه ها سه سال تعطيل شدند و هزينه هاي بيهوده يي پرداخت شد که نه به نفع انقلاب و نه به نفع نظام اسلامي و کشور بود و به جز ضرر و زيان دستاورد ديگري نداشت.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران گفت؛ کساني که «انقلاب فرهنگي دوم» را مطرح مي کنند، جريانات تندرو و راديکال متعلق به نيروهاي وابسته به اصولگرايان و جناح راست و محافظه کار هستند که از تفکرات سياسي بيرون دانشگاه متاثرند.
زيباکلام افزود؛ اخراج دانشجويان و اساتيد منتقد وضع موجود و تصفيه دانشگاه از عناصر ناراضي و منتقد حکومت را نمي توان «انقلاب فرهنگي» نام نهاد .
ابعاد مشخص نشده انقلاب فرهنگي
عبدالمجيد معاديخواه، وزير ارشاد اسبق با اشاره به اين مساله که هنوز کار پژوهشي در زمينه تبعات انقلاب فرهنگي 59 انجام نشده است، گفت؛ در کشور ما براي جمع بندي تجربه هاي گذشته مثل «انقلاب فرهنگي سال 59» ساز و کاري آکادميک وجود ندارد تا بعد از جمع بندي اين تجربه ها با حضور و مشارکت مردم از آنها در اداره امور کشور استفاده شود.
وي افزود؛ زدن حرف هاي پراکنده در خصوص گذشته، دردي را دوا نمي کند و ظاهراً روش آکادميک براي جمع بندي تجربيات گذشته به رسميت شناخته نشده است.
معاديخواه تصريح کرد؛ در سال هاي گذشته به طور مثال در جريانات سال 59 بيشتر بر موج ها سوار بوده ايم و مسائل روزمره ما را به اين سمت و آن سمت کشيده است که البته تا حدي قابل دفاع است اما بعدها براي جمع بندي تجربيات گذشته و نگاه انتقادي به قدم هاي گذشته مان با مشارکت مردم، کاري انجام نداده ايم.
تجمع در برابر شوراي انقلاب فرهنگي
عباس سليمي نمين، مدير مرکز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران گفت؛ شعار «انقلاب فرهنگي دوم» هيچ مشکلي را حل نمي کند زيرا «انقلاب فرهنگي سال 59» اصلاح ساختاري بود در صورتي که الان ما مشکل اجرايي داريم. زيرا دانشجويان بايد «شوراي عالي انقلاب فرهنگي» را تحت فشار قرار دهند تا مشکلات اجرايي دانشگاه ها برطرف شود.
وي افزود؛ مشکل «شوراي عالي انقلاب فرهنگي» اين است که هر کدام از اعضاي آنها چندين و چندکاره هستند و ضمن همه کارهايي که مي کنند، در جلسات شورا هم شرکت مي کنند. ما با اين نيروها قادر نيستيم «انقلاب فرهنگي» را به ثمر برسانيم و آنها بايد از کارهاي ديگر دست بردارند و به اين مهم بپردازند. اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي مسووليت اين نهاد را پذيرفته اند. اما به اين امانت و لوازم آن تن نمي دهند که اين جفاي بزرگي به دانشجويان و آحاد ملت است.
اين روزنامه نگار خطاب به دانشجوياني که خواستار «انقلاب فرهنگي دوم» هستند، گفت؛ ما هم اکنون در دانشگاه ها مشکل ساختاري نداريم که بخواهيم انقلاب فرهنگي کنيم. مشکل ساختاري دانشگاه ها در انقلاب فرهنگي برطرف شد و دانشجويان بايد از شوراي عالي انقلاب فرهنگي بپرسند چرا آنها نتوانسته اند به وظايف خود عمل کنند و اين شورا هنوز نتوانسته است مهندسي فرهنگي براي کل کشور تدوين کند؟
سخن آخر
طرح شعار انقلاب فرهنگي دوم که زمينه هاي بروز آن از قبل مهيا شده بود در فضاي کنوني چندان دور از انتظار نبود. زماني که دولت نهم به قدرت رسيد در صدد برآمد که دانشگاه را به عنوان بستر تحول آفرين جامعه دگرگون سازد. در گام نخست وزير علوم دولت نهم آيت الله عميد زنجاني را به رياست بزرگ ترين و سياسي ترين دانشگاه ايران برگزيد و زمينه ايجاد واکنش را در دانشگاه فراهم ساخت. سخناني که از سوي دولت مطرح مي شد بيانگر عزم جدي در انقلاب فرهنگي به شيوه نرم در دولت نهم بوده است. ستاره دار کردن دانشجويان، احضار دانشجويان و برخورد با فعالان جنبش دانشجويي، محروميت از تحصيل دانشجويان فعال براي ادامه تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد، تهمت به جنبش دانشجويي و برخورد امنيتي با دانشگاه از جمله اقداماتي است که دولت نهم انجام مي دهد تا دانشگاه را منطبق با انديشه هاي خود کند.
هرچند جريان هايي که منتسب و حامي دولت بودند در جريان دانشگاه اميرکبير با قاطعيت خواستار انقلاب فرهنگي هم بودند. اما مشخص شده است که ايجاد چنين اتهامي در دانشگاه نه تنها به سود جريان هاي حامي دولت نيست، بلکه فقط زمينه التهاب بيشتر را فراهم مي کند که اين فضاي ملتهب به هيچ عنوان به سود هيچ يک از جريان هاي سياسي دانشگاه نيست حتي کساني که مدافع انقلاب فرهنگي هستند.
هفته یی که سپری شد از چند نکته حائز اهمیت برای دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران برخوردار بود.
![]()
▪ امریکا الان به طور جدی به دنبال این است که به محض پایان زمان قطعنامه سوم در سوم خرداد، دوباره برای تصویب قطعنامه جدیدی علیه ایران شروع به فعالیت کند تا دامنه تحریم ها و محدودیت ها را علیه ایران گسترش دهد.در واقع ما الان باید به امریکایی ها ثابت کنیم که نمی شود تو بیایی در عراق و مشکلاتت را حل کنی؛ ولی مشکلات ایران در آنجا باقی بماند. ضمن اینکه این مشکلات دارد توسط خود امریکایی ها افزایش پیدا می کند. بنابراین این دو مساله بحران امنیتی عراق و بحث پرونده هسته یی ایران باید در کنار هم پیش برود.
● ولی مقام های امریکایی اعلام کرده اند که بحث مذاکره فعلی جدای از مساله پرونده هسته یی ایران است.
▪ بله، برای این که مطرح شدن پرونده هسته یی ایران در مذاکرات عراق به نفع امریکایی ها نیست.
● پس در صورت نپذیرفتن بحث هسته یی ایران در این مذاکرات، آیا ایران به پای میز مذاکرات خواهد رفت ، به نظر شما چه اتفاقی خواهد افتاد؟
▪ من نمی گویم مذاکرات را به هم بزنند. مذاکرات را باید گسترش بدهند. برای این که؛ این مذاکرات واقعاً به نفع مردم عراق که همسایه، هم دین و از دوستان نزدیک ما هستند، است. حتی الان دولت عراق از دوستان نزدیک ایران است. بنابراین ما باید در جهتی که مشکلات آنان حل شود؛ حرکت کنیم و به این مذاکره هم با همان دید نگاه کنیم. اما باید در کنار آن نیز واقعاً به فکر حل مشکلات ایران باشیم.
● در صورت همکاری ایران با دولت امریکا برای ایجاد امنیت در عراق چقدر به زمان نیاز است؟
▪ اصلا ًزمان آن معلوم نیست.
● یعنی زمان بلند مدت می خواهد؟
▪ ببینید امریکا اول باید بفهمد اتهام هایی که درخصوص ناامنی داخلی عراق به ایران می زند، بی خود است. نتیجه این می شود که امریکا تازه باید برود به دنبال آن عوامل اصلی که باعث ناامنی در عراق شده اند. در واقع آنان را شناسایی کند و سعی کند تا جلوی ایجاد ناامنی در عراق را بگیرد.
● قبل از شروع مذاکرات با ایران می تواند درخواست توقف یا تعلیق تحریم را مطرح کند؟
▪ پیش شرط لازم نیست. منتها باید مذاکرات را شروع کرد و با ادامه مذاکره و پیشرفت روند آن، موضوع انرژی هسته یی را نیز به آن پیوند زد.
● الان به غیر از موضوع انرژی هسته یی ، چه مباحث دیگری برای ایران مطرح است که بتواند در روند این مذاکرات پیگیری کند؟
▪ موضوع های دیگری هم وجود دارد. ولی اکنون مساله یی که برای ایران مهم است و دارد برای کشور مشکل ایجاد می کند، بحث تحریم ها است که روز به روز توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد گسترش پیدا می کند. ما باید جلوی این روند را بگیریم. یعنی نباید بگذاریم که قطعنامه جدیدی علیه ایران صادر شود.
آقای دکتر، محور بعدی مصاحبه در مورد سفر احمدی نژاد رئیس جمهور ایران به دو کشور امارات متحده عربی و عمان است. این سفر از چند وجه مورد توجه قرار گرفته است؛ نخست اینکه، سفر ایشان همزمان بود با سفر منطقه یی دیک چنی که هدف از آن را «تبلیغات ضد ایرانی» بوش در منطقه نامید.
وجه دوم سفر ایشان به کشور امارات متحده عربی برمی گردد که تبلیغات رسانه های عربی را در مورد پیشنهاد ایشان در مورد جزایر سه گانه ایران در خلیج فارس به دنبال داشت که البته تکذیب شد و وجه سوم به برقراری روابط با مصر برمی گردد که هر چند در دوران سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور اصلاح طلب ایران تاحدی از تیرگی این روابط کاسته شد، ولی اظهارنظر احمدی نژاد در خصوص تاسیس سفارتخانه ایران در مصر به یکباره و بدون هیچ برنامه ریزی از دیگر نکاتی بود که مورد توجه محافل سیاسی- علمی کشور قرار گرفت.
● در کل ارزیابی شما از دستاوردهای این سفر و اثرات آن چیست؟
▪ در اینجا چند نکته مطرح است. نخست اینکه سفر همزمان دیک چنی و احمدی نژاد اصلاً ربطی به هم ندارد. رئیس جمهور وقتی می خواهد به کشوری سفر کند، حداقل از سه ماه قبل برنامه ریزی می شود. اینکه این سفر همزمان با سفر دیک چنی شد، در واقع آن سفر دیک چنی بود که به دلیل بحرانی که آنان در منطقه دارند، خیلی برنامه ریزی شده انجام نشد. بنابراین همزمانی این دو سفر یک مساله اتفاقی بود. اما در مورد سفر ایشان به امارات و عمان؛ که به نظر من سفرشان به امارات متحده عربی کار اشتباهی بود.
● چرا سفر رئیس جمهور ایران به امارات را یک کار اشتباه می دانید؟
▪ این کار اشتباه بود، چون امارات متحده عربی در مورد تمامیت ارضی ایران ادعا دارد و ادعا روی تمامیت ارضی مساله خیلی مهمی است. به نظر من نکته یی که به آن توجه نشده بود، این مساله بود که باید فکر می شد چرا تا به حال هیچ رئیس جمهوری به امارات متحده عربی نرفته است؟ چرا قبل از انقلاب هم رئیس کشور به امارات سفر نکرده است؟ دلیل آن یک دلیل مهم است. اثر کار کارشناسی شده بود، ایشان متوجه می شدند که بحث تمامیت ارضی ایران که امارات روی آن حرف دارد بحث کوچکی نیست.رئیس جمهور یک کشور فقط در شرایطی حق دارد به امارات سفر کند که آن مساله حل شده باشد وگرنه معنایش این است که این مساله خیلی برای رئیس جمهور مهم و حساس نیست.?پس از بازگشت ایشان به ایران، برخی از رسانه های عربی ادعا کردند که رئیس جمهور ایران پیشنهاد تازه یی درخصوص جزایر سه گانه ایران به امارات داده اند و ...
ببینید، همین حرف رسانه های عربی تایید تحلیل من است. البته من فکر نمی کنم آقای رئیس جمهور چنین حرفی زده باشد. ولی چرا این خبرها بیرون می آید، برای اینکه نفس رفتن به امارات، معنایش این است که ایران یک مقدار نسبت به بحث جزایر شل شده و شروع می کنند به این گونه خبرسازی ها و جوسازی های روانی. بنابراین بنده ضمن اینکه معتقد هستم ما با همه کشورهای خلیج فارس باید رابطه مان خوب شود، حتی با خود امارات متحده عربی، اما سفر در حد رئیس جمهور را صلاح نمی دانم. چون ریاست جمهوری بحث حاکمیتی دارد و بحث مسوولیت حفظ تمامیت ارضی. پس تا این قضیه حل نشده بود، ایشان نباید به این کشور می رفت.
در واقع ایشان وقتی می توانستند به این کشور بروند که یا این قضیه حل شده بود، یعنی امارات دست از ادعایش برداشته و یا این که قول می دادند این موضوع را از دستور کار سیاست خارجی شان خارج کنند.
● یعنی چه؟
▪ یعنی امارات دیگر نباید موضوع جزایر را در تبلیغات دنبال کند؛ نه در اجلاس های منطقه یی مثل اجلاس شورای همکاری خلیج فارس یا اتحادیه عرب و نه در ارتباط با جلسات با اتحادیه اروپا و نه در سازمان ملل مطرح کند؛ همچنین نه در دیوان بین المللی لاهه. در چنین شرایطی که این سوءتفاهم بین دو کشور حل شده یا اصلاً از دستورکار خارج شده است، اشکالی ندارد که ایشان به امارات سفر کند. ولی اگر چنین مساله یی نبوده، همان طور که عرض کردم این سفر، سفر مناسبی نبوده و کار درستی انجام نشده است.
● ارزیابی شما از برقراری رابطه با مصر چیست؟
▪ من در زمانی که در وزارت امور خارجه مسوولیت داشتم و حتی همین الان؛ رابطه با مصر را مساله مثبتی می دانستم و می دانم که به نفع هر دو کشور است زیرا مصر بزرگترین کشور جهان عرب است و ما با همه کشورهای عربی رابطه داریم. حتماً باید با مصر هم رابطه داشته باشیم. برای همین عرض کردم زمانی که در این زمینه مسوولیت داشتم؛ خیلی تلاش کردیم تا با مصر رابطه برقرار کنیم، ولی نشد. دلیل آن را هم درگذشته گفته ام که پرونده رابطه با ایران در مصر؛ در دست نیروهای امنیتی مصر است.
● چرا؟
▪ این پرونده در وزارت امورخارجه مصر نیست. به دلایل سوابقی که حتماً آقای مبارک این پرونده را در دست نیروهای امنیتی قرار داده است. بنابراین وقتی مسائل امنیتی مطرح باشد، چون بینش امنیتی، یک بینش بدبینانه است و به این راحتی هم تغییر نمی کند، پس این مساله که رئیس جمهور ما بگوید که ما می خواهیم با مصر رابطه برقرار کنیم، اشکال ندارد. خوب هم هست. اما متاسفانه این ادبیات آقای احمدی نژاد است که می گوید تا عصر امروز سفارتخانه بزنیم؛ ببینید، عجله در مسائل دیپلماسی کارساز نیست. ایشان باید زمانی در این خصوص صحبت می کرد که قبلاً زمینه سازی های آن انجام شده بود. به محض اینکه ایشان این سخن را گفت، باید چهار ساعت بعد آقای مبارک رئیس جمهور مصر پاسخ ایشان را می داد و اعلام می کرد که بنده هم با پیشنهاد احمدی نژاد موافق هستم و رابطه بین دو کشور ایران و مصر برقرار می شود. اما اینکه ایشان این حرف را می زند و تا الان که من دارم با شما مصاحبه می کنم، دولت مصر - جز در سطح وزارت خارجه- تا این لحظه هیچ عکس العملی نشان نداده است، این یک اهانت به رئیس جمهور ایران است. خود ایشان هم به دلیل همان عجله و اقدامات غیرکارشناسی که معمولاً انجام می شود، باعث این کار شده است. بنابراین بنده با اصل قضیه موافقم، اما در صورتی که با روش های دیپلماتیک، مذاکرات زمینه سازی شود و بعد از اینکه توافق دو دولت انجام شد، ایشان باید این حرف را می زد اما ایشان بدون این که این کارها بشود، این حرف را زدند و نتیجه اش هم این بود که هیچ پاسخی از طرف مصر دریافت نشد. البته تا این لحظه که من دارم با شما مصاحبه می کنم و این برای رئیس جمهور ایران خوب نیست و این یک ضعف بزرگ در دیپلماسی ما و درخصوص نحوه پیشبرد مسائل است.
● و آخرین محور را در رابطه با پایان یافتن مهلت ۶۰ روزه سومین قطعنامه صادر شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه پرونده هسته یی ایران بررسی کنیم. شما وضعیت کنونی را چگونه ارزیابی می کنید؟
▪ من در این خصوص به طور کلی صحبت کردم. البته در گذشته هم گفته ام و الان هم معتقدم که در هر صورت باید ما جلوی روند صدور قطعنامه های زنجیره یی را بگیریم و باید این سیکل معیوبی را که برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد شده، بشکنیم.
بنابراین هر فعالیتی که می توانیم باید انجام بدهیم تا جلوی این روند گرفته شود. مثل مذاکراتی که آقای لاریجانی و سولانا دنبال می کنند. البته همان طور که عرض کردم، امریکا عامل اصلی پیشبرد این روند است و به محض اینکه این تاریخ تمام می شود، برنز؛ معاون وزیر امورخارجه امریکا شروع به زمینه سازی می کند تا کشورهای ۱«۵ را آماده ارائه قطعنامه جدید به سازمان ملل متحد کند. پس ما باید جلوی این امر را بگیریم. حالا از طریق مذاکره با سولانا یا مذاکره با خود امریکایی ها که داریم در مورد مساله عراق شروع می کنیم.پس باید از طریق هر اقدام دیگری که بتوان جلوی این روند را گرفت یا قطعنامه جدید دیگری در سازمان ملل متحد دریافت نکنیم، این کار را انجام دهیم

هیچ گاه نگفتم سکه می دهم
وزیر راه و ترابری که امروز به مجلس آمده بود، همچون دفعات گذشته از پاسخگویی به سئوالات متعدد و اصرار خبرنگاران با این بهانه که گفتگوی شتابزده بی نتیجه است خودداری کرد.
1- انكار يا تسليم محض
2- تركيب و التقاط
3_ نقد منطقي و اصول گرايانه
سالها دل طلب جام جم از ما مي كـرد و آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد
گوهري كز صدف كون و مكان بيرون است طلب از گمشدگان لب دريا مي كـرد
مشكل خويش بر پير مغان بردم دوش كو به تأييد نظر حل معما مي كرد
ديدمش خرم و خندان قدح باده به دست وندر آن آيينه صد گونه تماشا مي كرد
گفتم اين جام جهان بين به تو كي داد حكيم گفت آن روز كه اين گنبد مينا مي كرد
رییس پلیس فرودگاههای كشور گفت: در راستای اجرای طرح برخورد با بدحجابی و ارتقای سطح امنیت اخلاقی جامعه ۱۷ هزار و ۱۳۵ نفر از این افراد با ارشاد و تذكر پلیس فرودگاه های كشور مواجه شدند.
![]()
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پلیس, سردار محمود بتشكن، رییس پلیس فرودگاههای كشور، گفت: در راستای تدابیر فرمانده نیروی انتظامی در خصوص ارتقا و تامین امنیت اجتماعی و اخلاقی جامعه، پلیس فرودگاه نیز از ابتدای اجرای طرح همزمان با سایر قسمتهای مختلف ناجا اقداماتی را در این خصوص انجام داده است.
رییس پلیس فرودگاههای كشور در ادامه از برگزاری جلسات با مسوولان شركت ها و سازمانها خبر داد و افزود: در فرودگاههای كشور جلساتی را به منظور آموزش و توجیه پرسنل نسوان با هدف تاكید بر رعایت شئونات اسلامی و عدم ارائه سرویس و تسهیلات به افراد هنجار شكن در سطح فرودگاههای كشور انجام دادهایم.
بت شكن تاكید كرد: در راستای اجرای طرح برخورد با بد حجابی به منظور تامین امنیت اخلاقی جامعه ۱۷ هزار و ۱۳۵ نفر از این افراد با برخورد ارشادی و انتظامی پلیس مواجه شدند.
وی دراین رابطه افزود: ۸۵۰ نفر از زنان بدحجاب با برخورد انتظامی و اخذ تعهد كتبی به مواجه شدند و ۱۳۰ مورد پرونده نیز تشكیل شده است.
این مقام انتظامی گفت: تعداد ۸۰ نفر زن و ۵۰ نفر مرد دستگیر و به دادسرا اعزام شدند و از مسافرت ۵۰ نفر خانم بدحجاب كه رعایت شئونات اسلامی را نكرده بودند در پروازهای داخلی و خارجی ممانعت به عمل آمد.
بت شكن در خاتمه به كشفیات این حوزه اشاره كرد و افزود: ماموران انتظامی فرودگاههای كشور تعداد ۶۳ بطر مشروب الكلی، تعداد زیادی ادوات و آلات قمار و ۱۴ دستگاه رسیور ماهواره از مسافران كشف كردند كه در این رابطه پروند برای متهمان تشكیل و به مقام قضایی فرستاده شده است.
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
گروه سياسي؛ در حالي که پس از وقايع هفته هاي اخير دانشگاه هاي کشور نظير دانشگاه اروميه، مازندران و اميرکبير، وضعيت انجمن هاي اسلامي برخي ديگر از دانشگاه ها نيز در شرايط نامعلوم و در حال تعليق به سر مي برد، روز گذشته تعدادي از دانشجويان دانشکده هاي مختلف دانشگاه علامه در اعتراض به انحلال انجمن اسلامي اين دانشگاه و جلوگيري از برگزاري انتخابات دانشجويي تجمعات مختلفي را برگزار کردند.
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
دفتر سياسي جبهه مشارکت ايران اسلامي اعتراض شديد و تأسف خود را نسبت به نقض مکرر قانون و خدشه دار شدن آشکار حقوق شهروندان در طرح امنيت اجتماعي اعلام کرد.
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
روابط عمومي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه اميرکبير در اطلاعيه يي نسبت به ضرب و شتم اعضاي اين انجمن توسط نيروهاي انتظامات اعتراض کرد.
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
استقلال، بهترين فرصت را براي نزديکي به جام قهرماني از دست داد. يک نمايش تقريباً متوسط و باخت به جدي ترين حريف، يعني سايپا، فعلاً شرايط بالاي جدول را پيچيده تر از قبل ساخته است. سايپا و استقلال اهواز که ديروز بعدازظهر بازي هايشان را بردند، يک امتياز بيشتر از استقلال جمع کرده اند. اما دو بازي بعدي استقلال که در استاديوم آزادي خواهد بود، همچنان تعيين سرنوشت ليگ را به هفته آخر مي کشاند. منتظر باشيد،
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
تفریح را می توان به عملی که موجب ایجاد نشاط در فرد می شود ، تعریف نمود . تفریح از این نقطه نظر که آیا ضرورت زندگی هست یا خیر به دو قسم تقسیم می شود . ثمره این تقسیم آن است که در قسمی از تفریح به این امر توجه داده می شود که در این بحث به نیازهای ضروری زیستن پرداخته می شود و طبعاً بحث تفریح به عنوان مطالعه در مورد امری که بازگشت به لوازم زیستن دارد ، بیشتر مورد دقت و تأمل قرار خواهد گرفت تا قسمی که تنها در بهبود زیستن کمک می نماید . این نوشتار ناظر به آن قسم از تفریحاتی است که ضروری زیستن است و فقدان این تفریحات به زندگی طبیعی خلل وارد می کند . اگر چه این تفریحات خود از حیث نیازهای بشری یا عصری و تمدنی و ....قابل تأمل و تعریف می باشند ، اما این نوشتار ناظر به خصوص تفریحات جنسی است که با توجه به جوان بودن جامعه ما از اهمیّت خاصی برخوردار است.
نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
معصومه ستوده
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
● امریکا جدای از تبلیغات خود علیه ایران چگونه می خواهد به ایران ضربه بزند؟
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
دولت کويت هياتى را براى آمادگى اين کشور درباره استفاده احتمالى امريکا از گزينه نظامى در مورد ايران تشکيل داد .
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
اسحاق شامير؛ رهبر سياسى رژيم صهيونيستي، بوش پدر؛ رهبر سياسى آمريکا و پوتين؛ رهبر سياسى روسيه، هر سه قبل از رسيدن به مقام رئيس دولت، ماموران جاسوسى و حتى تروريست بوده اند.
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
نخستين دور مذاکرات مشترک هيئت هاى بلند پايه جمهورى اسلامى ايران و امارات متحده عربى ظهر امروز يکشنبه به رياست رييس جمهورى اسلامى ايران و امير امارات متحده عربى آغاز شد.
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |
رییس پلیس فرودگاههای كشور گفت: در راستای اجرای طرح برخورد با بدحجابی و ارتقای سطح امنیت اخلاقی جامعه ۱۷ هزار و ۱۳۵ نفر از این افراد با ارشاد و تذكر پلیس فرودگاه های كشور مواجه شدند.
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت
توسط امیرحسین| |


