تبليغاتX
روزگارما
روزگارما

کپی رایت ماله بدبخت بیچاره هاست؛ کی به کیه؟!

 

سعيد امين: حال و هواي ورزش زنان ايران سرانجام از حالت ابري خارج شده و به وضعيت آفتابي نزديك‌تر مي‌شود.

27 سال بعد از اينكه بانوان واليباليست ايراني به دليل حفظ ارزش‌هاي اسلامي از شركت در مسابقات بين‌المللي محروم شدند سرانجام با طراحي اولين لباس فرم ورزش واليبال، زنان ايراني اجازه حضور در رقابت‌هاي بين‌المللي را پيدا كردند.

وقتي داورزني رياست فدراسيون واليبال زنان كشور طي نشستي با مسوولان ورزش كشور خواستار حضور زنان با حفظ ارزش‌هاي اسلامي در مسابقات جهاني شد و براي بار اول عنوان كرد كه مي‌توان براي زنان لباسي طراحي كرد كه علاوه بر راحتي، ارزش‌ها را نيز حفظ كند مي‌توان فهميد كه آينده مبهم ورزشي بانوان كشور به چشم‌اندازي روشن تبديل شده است.

عادت مي‌كنيم

يكي از روزهاي اواسط اسفند‌ماه سال گذشته بود كه داورزني رئيس فدراسيون واليبال بانوان با ذوق و شوق خاصي خبر از اجازه حضور بانوان واليباليست در مسابقات جهاني با پوشش اسلامي داد و متعاقبا از بانوان هنرمند خواست تا چنانچه طراحي مناسبي براي اين پوشش در نظر دارند ارائه كنند.

بعد از اين ماجرا بود كه خيل طراحان لباس، طرح‌هاي پيشنهادي خود را به دبيرخانه فدراسيون ارائه دادند از ميان آنها چندين نفر از جمله خانم احمدي‌پور براي اين كار انتخاب شدند. وي مي‌گويد: «طرح‌هايي كه ما ارائه كرديم بارها مورد بررسي قرار گرفته، اشكالات رفع شده و دوباره در قالب جديدي ارائه شدند. هنوز هم در حال رفع اشكالات اين لباس‌ها هستيم.»

اين لباس مخصوص ورزش زنان از پنج تكه تشكيل شده است. يك كلاه كه بيشتر به سربند شبيه است، يك مقنعه، يك بلوز آستين‌بلند، يك شلوار و يك سارافون كه غير از سارافون براي نچسبيدن به بدن درصد بيشتري از پلاستيك را داراست، مابقي لباس‌ها همگي از جنس نخ مرغوب هستند.

احمدي‌پور كه به همراه تيم كوچكي از بانوان كار طراحي و دوخت لباس را تشكيل مي‌دهد ضمن بررسي تمامي مشكلات موجود در هنگام بازي كه بيشتر از جانب عرق كردن و تحرك زياد صورت مي‌گيرد سعي در طراحي مدل خاصي از لباس كرده است كه ضمن حفظ ارزش‌هاي اسلامي از قابليت لازم براي تحرك بالا برخوردار باشد.

زينب گيوه كه از اعضاي تيم ملي واليبال دختران ايران است و در حال حاضر در چهارمين اردوي تداركاتي به‌سر مي‌برد در خصوص ويژگي‌هاي اين لباس مي‌گويد: «همه چيز به سازگاري انسان با شرايط بستگي دارد.

فقط دو روز طول كشيد كه به اين لباس‌ها عادت كنيم بعد از آن حتي وزن آن را حس نمي‌كرديم فقط در اولين اردو وقتي عرق مي‌كرديم مقنعه به گردنمان مي‌چسبيد كه در نوبت بعدي اشكال آن نيز برطرف شد.»

سميه شيرازي نيز از اعضاي تيم ملي و همچنين از باشگاه ذوب آهن اصفهان است. او مي‌گويد: «وقتي لباس‌ها را ديدم فكر كردم اگر آن را بپوشم احتمالا در حين بازي دچار خفگي مي‌شوم اما اصلا اينطور نبود براي خودم هم عجيب است اما واقعيت اين است كه عادت كرده‌ايم.»

حمله به نقطه تمركز

بعد از تمرين داخل سالن بچه‌هاي تيم به سمت دوش حمله مي‌برند. آنها در روز دو نوبت توپ‌زني دارند و طبيعتا گرما و انرژي زيادي را صرف مي‌كنند. مجموع لباس ورزشي هر يك از آنها را كه دست بگيري بيشتر از نيم كيلو و شايد كم‌تر وزن ندارد.

پارچه‌ها از جنس نخ و بسيار سبك و خنك است. بچه‌ها بعد از 2 ساعت تمرين هر كدام به طرفي پراكنده مي‌شوند و به استراحت يا مطالعه مي‌پردازند. خوابگاه اردوي تيم ملي واليبال در سالن ورزشي بانوان استاديوم آزادي نه چندان لوكس اما بسيار راحت به نظر مي‌رسد. بچه‌ها بعد از هر بازي خودشان لباس‌هاي عرق كرده خود را شسته و خشك مي‌كنند.

در حال حاضر براي هر كدام از آنها دو دست لباس تهيه شده است و تا نهايي شدن طرح و دوخت لباس تصويب شده از اين‌ها استفاده مي‌شود.

گيوه مي‌گويد: «لباس تمرين كه بسيار راحت است البته به ما گفته‌اند كه در مسابقات اصلي از الياف سبك‌تر استفاده مي‌شود.» ورزش واليبال بسيار پرتحرك است و بيم آن مي‌رفت كه هنگام بازي مقنعه روي سر ثابت نماند به همين دليل طراحان كلاه سبكي كه شبيه سربند است زيرمقنعه طراحي كرده‌اند: «وقتي كلاه و مقنعه را سر مي‌كنيم ديگر خيالمان راحت است كه اشكالي به وجود نمي‌آيد و مجبور نيستيم كه مدام وسط بازي دست به سر باشيم.

تازه حتي اگر كمي هم سختي در كار باشد تصور اينكه ما زنان ايراني بتوانيم در كنار ساير كشورها وارد بازي‌هاي رقابتي شويم همه چيز را از ياد آدم مي‌برد. ما خوشحاليم كه با طراحي اين لباس اين فرصت به ما داده شد كه توانايي‌هايمان را به معرض ديد تمام جهانيان بگذاريم.»

بعد از آن همه مشكلاتي كه داورزني براي متقاعد كردن مسوولان سازمان تربيت بدني براي حضور زنان در رقابت‌هاي جهاني متحمل شد پذيرش لباس حتي سنگين‌تر از اين هم براي واليباليست‌هاي جوان بسيار مغتنم است.

سميه شيرازي با لحني قدرشناسانه مي‌گويد:«ما هميشه ممنون مسوولان ورزشي كشور هستيم، هرگز فكر نمي‌كرديم كه روزي به مصاف تيم‌هاي ملي ساير كشورهاي جهان برويم و اميدوارم كه با نتيجه بازگرديم.»

آنها حتي اينكه در ميان تيم‌هاي ملي ساير كشورهاي جهان با پوشش اسلامي غيرعادي به نظر آمده و مورد توجه قرار گيرند را نيز به عنوان يك نقطه قوت در جريان مسابقات در نظر گرفته و مي‌گويند: «ما اصلا از اينكه در مركز نگاه‌هاي نامانوس حاضران قرار گيريم احساس ناراحتي نمي‌كنيم بالعكس معتقديم كه به لحاظ رواني تعادل تيم حريف را به هم زده و حواس آنها را به نوع پوشش خودمان جلب مي‌كنيم.

با توجه به اينكه تمركز در چنين مسابقاتي اهميت زيادي دارد مي‌توان گفت كه تا حدودي اين نوع پوشش در برهم زدن تمركز حريف و افت سطح كيفي بازي‌هاي آنها تاثير زيادي دارد.»

تايلند دروازه ورود به بازي‌هاي جهاني

دختران ملي پوش واليبال تمرينات سختي را در چهارمين اردو پشت سر مي‌گذارند. آنها براي اعزام به مسابقات قهرماني آسيا در سوفانبوري تايلند كه از 14 تا 22 شهريور ماه امسال برگزار مي‌شود بايد در 10 دوره اردوي تداركاتي حضور پيدا كنند. اين اولين مسابقه بين‌المللي است كه بانوان در آن شركت مي‌كنند.

مينا فتحي سرمربي تيم ملي واليبال زنان مي‌گويد:«موضوع حضور دختران واليباليست زماني جدي شد كه كنفدراسيون واليبال آسيا (AVC) اواخر شهريور سال گذشته موافقت كرد كه زنان ايراني در مسابقه‌هاي رسمي با داشتن پوشش شركت كنند اين به معناي آن بود كه تيم واليبال بانوان ايران بعد از 27 سال فرصت شركت در مسابقات جهاني را پيدا مي‌كند به همين دليل بعد از رايزني‌هاي فراوان در داخل ما نيز براي مسابقات قهرماني بزرگسالان آسيا ثبت‌نام كرديم».

مينا فتحي كه خود سابقا پاسور و كاپيتان تيم ملي ايران در بازي‌هاي آسيايي 1966 بوده است 35 بازيكن جوان واليباليست را از سراسر كشور جمع كرده تا به آنها در لباس جديد تمرين بدهد: «اين پوشش هم از جنبه بين‌المللي مورد پذيرش واقع شده و هم بچه‌ها به آن عادت كرده‌اند.

مسوولان بين‌المللي به ما اين فضا را دادند و حالا اين ما هستيم كه بايد ثابت كنيم كه با پوشش اسلامي و حفظ ارزش‌ها باز هم مي‌توانيم قهرمان شويم» او معتقد است كه شايد نتوان با اين پوشش نه به طور صددرصد بلكه 80 درصد روي بازيكنان حساب كرد اما نفس حضور دختران واليباليست ايراني در رقابت‌هاي بين‌المللي مي‌تواند بسيار از قهرماني مهم‌تر باشد.

او مدت زيادي است كه روي وضعيت روحي و رواني علاوه بر وضعيت جسماني و توانايي‌هاي تكنيكي كار مي‌كند: «ما بعد از 27 سال بدون اينكه مسابقات تداركاتي داشته باشيم به مصاف تيم‌هايي خواهيم رفت كه در اين سال‌ها بارها فضاي رقابتي را تجربه كرده و توانمند شده‌اند.

پس راه دشوار و ناهمواري را پيش رو داريم. بدون اينكه امكان بازي تداركاتي و فرصت آن را داشته باشيم بايد بچه‌ها را به سطح  بين‌المللي برسانيم.»

او بعد از تصويب حضور زنان واليباليست در مسابقات جهاني بلافاصله از كشورهاي عربي براي انجام مسابقات تداركاتي دعوت به عمل آورد اما آنها پيش از اين برنامه‌ريزي خود را كرده بودند. از كشورهاي اروپايي تنها لهستان حاضر شده كه به اردوي ايران بپيوندند.

هدف بعدي اردوي ورزشي بانوان ايران، المپيك 2008 پكن است كه براي بازيكنان ايراني در صورت موفقيت بسيار ارزشمند خواهد بود. اين لباس‌هاي نخي با سارافون نه چندان بلند و دست و پاگير تنها كليد ورود زنان به عرصه‌هاي ورزش بين‌الملل است.

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |
آدم هاي شيشه‌اي

سما بابايي: مي‌گويد «‌اينجا كه ايستاده‌ام، انگار دنياي اطرافم سفيد است و سياه. اينجا در نگاهم سايه‌هايي، سايه به سايه بر هم افتاده‌اند و من و آنچه مي‌بينم را غرق در ابهام كرده است.

اينجا لكه‌هاي سياهي بر سفيدي، برشفافيت شيشه‌وار اصل اصل دنيايم با همه آنچه در آن است، ‌نقش بسته‌اند و سايه‌هايي در پس ذهن ثبت‌كننده‌ام ‌باقي مانده‌اند كه انگار همه آن اصل اصل ساده و شفاف، سايه‌اي بيش نبوده است.» عكس‌هاي «‌زهرا امير ابراهيمي» نيز پر از سايه است. تصوير نگاتيوها انگار اصلي است كه در نگاه به هر عكس مي‌شود به خاطر آوردش. اين آدم‌هاي روي شيشه چقدر تنهايند و پر از ابهام.

در اين نمايشگاه براي اولين بار عكس‌ها روي شيشه‌ها چاپ شده اند. اين بار شيشه‌ها، ‌عكس‌ها را قاب نگرفته كه خود بر آنها نقش بسته‌اند با سايه‌هاي درهم و ابهامي غريب و تو نمي‌داني از كجا مي‌آيد اين همه پرسش...

چاپ عكس بر روي شيشه براي اولين بار در نمايشگاه شما انجام شده است، درباره اين اتفاق توضيح دهيد؟‌

فكر نمي‌كردم كه چاپ عكس روي شيشه اتفاق تازه‌اي باشد. من از يك سال پيش روي «لايت باكس» كار مي‌كردم و تصميم داشتم آنان را سياه و سفيد نمايش دهم ،‌اما به اين نتيجه رسيدم كه قبل از تمركز روي اين دو رنگ، بايد كار ديگري انجام دهم و اتفاقا اين تصميم خيلي اتفاقي شكل گرفت و از آنجا كه الگويي نداشتم، ‌شروع به اتود زدن كردم و طي اين پروسه، ‌روي اندام آدم‌ها و پرتره‌ها تست زدم، ‌بعد متوجه شدم صورت سياه و خاكستري در نگاتيو شكل ديگري در مي‌آيد كه چندان مطلوب نيست.

به هر حال اين شكل را ادامه داده و سعي كردم بيشتر روي فضاها كار كنم تا به نقطه‌اي رسيدم كه هم اكنون در نمايشگاه مشاهده مي‌شود. البته در اين عكس‌ها برايم اهميت زيادي داشت که زندگي در جريان باشد.

از طرفي مي‌خواستم كه چارچوب عكس از چاپ روي كاغذ خارج شود و در اين ميان هدف اوليه‌ام شيشه بود، البته نگران بودم رنگ‌هاي سياه و خاكستري روي شيشه جواب ندهند ،‌به خصوص آنكه اين تجربه تا كنون اتفاق نيفتاده بود و يافتن فردي كه در چاپ اين نوع كار تخصص داشته باشد،‌ بسيار مشكل بود، اگرچه اولين تست روي شيشه قابل اعتنا شد و بعد من به فكر درست كردن يك قاب براي آنها افتادم و اندك اندك در فرايند كار به اين نتيجه رسيدم كه سايه هايي در عكس‌ها به وجود آورم.

مجموع فضاي نگاتيو، ‌قرار گرفتن آن روي شيشه و سايه اي از حضور اين فضا، ‌آن چيزي را پديد آورد كه هم اكنون در نمايشگاه ديده مي‌شود،‌ اگر چه سايه‌ها روي عكس چاپ شده روي شيشه شكل نگرفت و قرار دادن يك بك راند سفيد پشت عكس به ايجاد آن كمك كرد و توانست كنتراست مورد نظرم را در رنگ‌هاي سفيد و خاكستري به وجود آورد. در اين ميان «‌نور» نيز در ايجاد سايه‌ها از اهميت بسياري برخوردار است.

چقدر مي‌توان ‌آنچه در اين نمايشگاه عرضه شده است را عكس دانست؟ بيشتر به نظر مي‌رسد كه بايد نام «آرت» بر روي آنان گذاشت.

اتفاقا خيلي‌ها به من انتقاد كردند كه چرا نام اين نمايشگاه را «عكس» ‌گذاشته ام، اما از نظر من آنچه دراين نمايشگاه وجود دارد، ‌عكس است ،‌چرا كه از طريق يك پروسه عكاسي شكل گرفته و تنها به جاي كاغذ بر روي شيشه چاپ شده‌اند، ‌با اين حساب نمي‌توانند چيزي جز عكس باشند.

اسم اين نمايشگاه را نمي‌توانم «ديجيتال آرت»، «‌باكس»، «‌لايت باكس» ‌و يا هر چيز ديگري دانست. از طرفي در اوايل تاريخ عكاسي، روي شيشه موريسيون ريخته مي‌شده و روي آن چاپ مي‌شده است و فكر مي‌كنم مي‌توان اين نمايشگاه را بازگشت به تاريخ عكاسي قلمداد كرد.

براي گرفتن اين عكس‌ها از دوربين مونولوگ بهره گرفته‌ايد يا ديجيتال؟‌

من چندان آنالوگ كار نكرده‌ام و از آغاز فعاليت حرفه‌اي‌ام، با دوربين ديجيتال عكاسي كرده‌ام، ‌اما در اين نمايشگاه نوع دوربين تفاوت چنداني در اصل كار نداشت، چون نگاتيو به همان شكل چاپ شده است. اگر اتفاقي هم افتاده و دستي بر آن برده‌ام، ‌كاملا با رعايت محدوده اي بوده كه اگر با دوربين آنالوگ كار مي‌كردم.

خيلي از دوستانم به من پيشنهاد مي‌دادند كه فضاي مورد نظرم را با فتوشاپ ايجاد كنم، ‌اما براي من اهميت داشت همان اتفاقي كه در طبيعت مي‌افتد، ‌در اين عكس‌ها رخ دهد و من فقط در سفيدي و سياهي آنها تغيير ايجاد كنم.

در تمام اين عكس‌ها «‌سايه» وجود دارد، حتي به نظر مي‌رسد كه دو بعدي شدن آدم‌ها و تبديل رنگ سياه به سفيد هم در جهت تقويت سايه‌هاي موجود در عكس‌ها باشد، اصرار به اين مساله خودخواسته بود؟

قطعا. من مي‌خواستم كه كليه عكس‌هايم همراه با سايه باشد. در اين ميان فضايي كه مي‌خواستم شكل نمي‌گرفت،‌ اما قاب چهار سانتي‌اي كه براي آنان انتخاب كردم، ‌اين فضا را در اختيارم گذاشت و آنچه حاصل شده كاملا حسي است كه من داشتم و مي‌خواستم كه تجلي داشته باشد. در اين عكس‌ها حسي كه از سايه بودن نگاتيو به وجود مي‌آيد ،‌باعث ايجاد سايه‌اي ديگر مي‌شود، ‌يعني حسي دروني و در عين حال تكنيكا ل.

و با اين حساب ‌ابهامي‌هم كه در آثار وجود دارد، نيز عمدي بوده است؟

بله ،‌ايجاد اين ابهام كاملا عمدي بود. ترجيح مي‌دادم كسي كه از اين نمايشگاه ديدن مي‌كند، جلوي هر اثر چند لحظه‌اي ايستاده و تامل كند تا به فضايي كه من مي‌خواستم، برسد. بخشي از قاب كردن آثار هم به اين خاطر بود كه كارم را از فضاي ديوار و گالري جدا كنم. برايم واقعا مهم بود فضاي عكس‌ها از هر چيزي جدا باشد.

در بيشتر عكس‌هاي اين نمايشگاه يك انسان وجود دارد، انساني كه به نظر مي‌رسد بسيار تنهاست، اين روند به شكل تعمدي شكل گرفت و يا اينكه بدون آنكه بخواهيد اين فضا به وجود آمد؟

از ابتدا مي‌خواستم كه تمركزم بر روي انسان‌ها باشد، ‌اما خيلي اتفاقي به يك انسان رسيدم، ‌چون گمان مي‌كنم وقتي كه يك آدم را وارد فضاي يك عكس و يا نقاشي مي‌كنيم، ‌بهتر مي‌توانيم آنچه را كه در ذهن داشتيم، به مخاطب منتقل كنيم. به خصوص اينكه سايه‌اي كه از حضور يك انسان ايجاد مي‌شود، ‌به خفه بودن و يا باز بودن آن كمك بسياري مي‌كند.

در اين نمايشگاه هم در سه عكس آدم‌ها بسيار بسته اند و در اثر ديگري به فضايي خالي از هر آدمي مي‌رسيم. اين فضاها را در چيدمان نمايشگاه نيز رعايت كرديم و عكس‌ها را طوري قرار داديم كه از سياهي به خاكستري برسيم يا از حضور آدم‌ها در عكس به شيشه شيشه.

البته در چند اثرم «‌انسان» وجود ندارد، ‌اما حتي در تابلوهايي كه اين اندام وجود ندارد، حضور آدمي در پشت فضا حس مي‌شود. اصرار من بر اينكه اين عكس‌ها روي شيشه چاپ شوند، ‌هم بر اين اساس بود، ‌چون مي‌خواستم آنچه در ذهن دارم به شكل كاملي به تصوير كشيده شود و «شيشه» ‌بهترين ابزار براي رسيدن به اين مقصود بود.

تضادي نيز بين برخي از تابلوها وجود داشت كه مي‌توانست در فضاي كلي كار تاثير گذار باشد،‌ البته در جاهايي اين فضا كاملا شكسته شده است، ‌مثلا در يك عكس فضا با حضور يك انسان كاملا رئال است و در برخي ديگر اين مساله وجود ندارد.

از‌آنجا كه دستگاهي براي چاپ عكس روي شيشه در ايران وجود ندارد، با مشكلي مواجه نشديد؟

همان طور كه اشاره كرديد دستگاه چاپ و پرينت روي شيشه در ايران بسيار محدود است ،‌من ابتدا به چند مركزي كه در اين زمينه فعاليت مي‌كرد ،‌مراجعه كردم كه نتيجه كار چندان مطلوب نبود ،‌چون در آثاري كه چاپ مي‌شد،رنگ‌دانه‌هاي بسياري وجود داشت.

در نهايت با آقاي «اخوين» ‌آشنا شده و چاپ كار را به او سپردم و ايشان با توجه به تخصصي كه در مبحث چاپ و پرينت داشت، ‌دقت عمل ويژه اي صرف كرد. البته در اين رابطه ساعت‌ها بحث كرده و خروجي گرفتيم و در نهايت كارها به همان شكلي درآمد كه در نظر داشتيم.

عكاسي را با همين شكل ادامه خواهيد داد؟ يعني اگر قرار باشد كه نمايشگاه ديگري از عكس‌هاي شما برگزار شود در هيمن سبك و سياق خواهد بود؟‌

من به خاطر عشقم به فيلمسازي به عكاسي روي آوردم و حتي ورودم به سينما با يك فيلم كوتاه شروع شد، اما به تدريج «عكاسي» ‌برايم بسيار جدي شد، ‌البته نمي‌دانم روال عكاسي ام به همين شكل ادامه خواهد يافت و يا خير، ‌به خصوص اينكه من در حال حاضر مشغول عكاسي خبري براي يك سايت نيز هستم، ‌اما اگر قرار باشد، حتي فيلم هم بسازم و يا نقاشي كنم، ‌سعي‌ام بر اين است كه از زاويه ديگري به اين مقولات نگاه كنم.

شايد برخي‌ها بعد از ديدن اين نمايشگاه به اين نتيجه برسند كه آنچه به تصوير كشيده شده است، ‌عكس نيست، ‌اما من مي‌گويم كه عكس را اين گونه مي‌بينم كه به نمايش گذاشته‌ام.

چه اندازه به طور آكادميك با هنر عكاسي آشنا هستيد؟

من به واسطه دانشگاه تا حدي به شكل تئوري با مقوله عكس آشنا شده‌ام، ‌اما عكاسي را با همان راه «‌آزمون و خطا» پيدا كرده و به اين نتيجه رسيدم كه چطور مي‌شود يك عكس درست گرفت ،‌در واقع كاملا تجربي با اين هنر آشنا شدم.

حالا كه نمايشگاه برگزار و با عكس‌العمل مخاطبان همراه شده ايد، ‌چه اندازه از نتيجه كار راضي هستيد؟

نمي‌دانم. اين اتفاق قبلا نيفتاده بود تا بتوانم نمايشگاه خود را با آن مقايسه كنم، ‌ضمن آنكه تصويري از اتفاقي كه قرار است، ‌بيفتد وجود نداشت. از طرفي فرصت كافي نداشتم تا هر 17 اثري كه در اين نمايشگاه وجود دارد را تست بزنم، بنابراين بسيار نگران بودم كه آنچه مي‌خواستم اتفاق نيفتاده باشد و تا آثار روي ديوار قرار نگرفت و به آنها نور داده نشد، مضطرب بودم،‌ اما حالا كه عكس‌ها روي ديوارند، ‌بسيار راضي هستم.

به غير از چند عكس كه به خاطر ابعاد كوچكش به نتيجه لازم نرسيد، حالا حتي مي‌توانم بگويم كه مقداري هم هيجان زده‌ام، چون توانسته ام كه آنچه را كه مي‌خواستم منتقل كنم. مخاطبانم هم سايه‌ها را دوست داشتند،‌ اگر چه متاسفانه حس سياهي درون عكس‌ها بر فضا تاثير گذاشته است.

فكر نمي‌كنيد كه چاپ شدن اين عكس‌ها روي شيشه توجه مخاطب را از هدفي كه مي‌خواستيد، ‌منحرف كند ؟

چاپ شدن روي شيشه و سايه اي كه در پشت آن وجود دارد بيشتر مي‌توانست ابهامي را كه مي‌خواستم، ‌ايجاد كند. از طرفي من ترجيح مي‌دهم كه از آنجا كه زاويه نگاه دايم در حال تكرار مي‌شود، شكل كار متفاوت باشد.

از طرفي من فكر مي‌كنم كه چاپ اينها روي شيشه چندان هدف مرا خنثي نكرده است و اتفاقي كه مي‌خواسته‌ام رخ داده. از طرفي مخاطبي كه براي ديدن عكس مي‌آيد، ‌آنها را روي شيشه مي‌بيند و اين جا خوردن آن برايم جذاب است.

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |
 شرايطي كه حدود 9 ماه فرصت به انتخابات مجلس هشتم مانده است تعدادي از نمايندگان اصولگراي مجلس هفتم روز گذشته در قالب نطق‌هاي پيش از دستور به انتقاد شديداللحني از اصلاح‌طلبان پرداختند.موسي قرباني، عضو شوراي مركزي فراكسيون اصولگرايان و عضو هيات رئيسه مجلس از پشت تريبون مجلس در جلسه علني پروژه انتخابات مجلس هشتم را كليد زد و محمود ابطحي ديگر عضو فراكسيون اصولگرايان از عملكرد اعضاي فراكسيون اقليت مجلس به دليل تذكرات كتبي جمعي به دولت انتقاد كرد.

انتقادات اعضاي فراكسيون اصولگرايان مجلس در حالي نسبت به اصلاح‌طلبان مطرح شد كه در روز قبل از آن (روز سه‌شنبه) فضاي جلسه علني مجلس به دلايل اعتراض اعضاي فراكسيون اقليت به عملكرد محمدرضا باهنر، رئيس فراكسيون اصولگرايان كه رياست جلسه علني را بر عهده داشت، متشنج شد.

باهنر به دليل آنچه عملكرد سازماندهي شده فراكسيون اقليت در دادن تذكرات مكتوب دسته‌جمعي به رئيس‌جمهور و دولت عنوان كرد، حاضر نشد بر خلاف رويه گذشته اسامي نمايندگان تذكر‌‌دهنده را قرائت كند. تفسير جديد باهنر از نحوه قرائت تذكرات مكتوب و اتهام وي به اقليت كه با دادن اين تذكرات قصد گرفتن وقت جلسه را دارند، موجب اعتراض اعضاي فراكسيون به نايب رئيس مجلس و تنش 20 دقيقه‌اي در جلسه علني روز سه‌شنبه شد.

 برخي از اعضاي فراكسيون اقليت عنوان كردند باهنر با سانسور كردن تذكرات و عدم قرائت اسامي افراد قصد يك‌دست كردن مجلس و پوشاندن معايب دولت را دارد.اين انتقادات نمايندگان اقليت از رئيس فراكسيون اصولگرايان واكنش اعضاي فراكسيون اصولگرايان را برانگيخت و سه تن از اعضاي اين فراكسيون روز گذشته سعي كردند در قالب نطق پيش از دستور پاسخ انتقادات اصلاح‌طلبان چه در مجلس و چه در خارج از آن را بدهند.

ابتدا موسي قرباني، عضو شوراي مركزي فراكسيون اصولگرايان وقت يكي ديگر از نمايندگان مجلس را براي ايراد نطق پيش از دستور گرفت و خطاب به اصلاح‌طلبان گفت: «راستي چه شده است كه مجلس‌ششميان اميدوار به بازگشت شده‌اند و براي تصاحب مجلس هشتم تلاش مي‌كنند و خواب مي‌بينند و براي استفاده از تريبون مجلس برنامه‌ريزي وسيعي كرده‌اند.»

قرباني كه در مجلس ششم جزو فراكسيون اقليت و از منتقدان جدي اصلاح‌طلبان مجلس بود به انتقاد از عملكرد نمايندگان مجلس ششم پرداخت و گفت: كاش فراموش نمي‌كرديم كه مجلس ششم با طرح اصلاح قانون مطبوعات در پي تصويب مطالبي بود كه رهبر معظم انقلاب فرمودند نه مشروع است و نه به مصلحت.قرباني سپس با اشاره به بحث استعفاي جمعي از اصلاح‌طلبان مجلس ششم كه در اعتراض به رد صلاحيت‌هاي گسترده در انتخابات مجلس هفتم صورت گرفته بود يادآور شد: اي كاش فراموش نمي‌كرديم كه نمايندگان در خانه ملت دست به تحصن گروهي زده و برخي وزرا و معاونان آنها بعدازظهر به خداقوت آنان مي‌آمدند و با دعوت از رسانه‌هاي خارجي و ارتباط مستقيم با آنها حرف‌هايي مي‌زدند كه گويا امروز و فردا مردم به كمك آنها خواهند آمد و كار نظام را يكسره خواهند كرد.

 وي در پايان نطق خود به اصلاح‌طلبان پيشنهاد كرد از گذشته عبرت بگيرند و با حضور فعال در صحنه انتخابات هشتم از افراط‌گري پرهيز و از ساختارشكني دوري جويند و اصولگرايان با تجربه انتخابات شوراها راه اتحاد پيشه سازند تا انسجام يافته و همچنان پيروز باشند.

عماد افروغ، نماينده تهران و عضو جريان اصولگرايان مستقل درخصوص نطق قرباني به هم‌ميهن گفت كه اگرچه نمي‌توان جلوي برخي اظهارات نمايندگان در نطق‌هاي پيش از دستور را گرفت اما بسياري از مطالب مطرح شده جاي نقد و صحبت دارد.

 محمود ابطحي ديگر عضو فراكسيون اصولگرايان محور نطق خود را به انتقاد از اقليت مجلس اختصاص داد و با اشاره به تنش‌هاي رخ داده در جلسه علني روز سه‌شنبه مجلس عنوان كرد: «چند صباحي است كه گروهي كمر به هتاكي و اسائه ادب به دولت بسته‌اند.»

اعضاي فراكسيون اقليت به دنبال توصيه‌هاي تشكيلاتي براي فعال شدن تذكرات دسته‌جمعي 20 نفري را در دستور قرار دادند تا طرح فعال بودن اقليت را به نمايش گذارند.

 ابطحي در ادامه خطاب به اعضاي فراكسيون اقليت مجلس گفت: «شايد بتوانيد وقت مفيد مجلس اصولگرا را بگيريد و روزنامه‌هاي زنجيره‌اي با تيتر درشت بنويسند 300 تذكر در يك جلسه به دولت، اما ملت بزرگ ايران بدانند كه 300 تذكر كه سهل است كه سه‌هزار تذكر هم باشد دست‌پخت 20 نفر از اقليت است كه مي‌خواهند فعال بودن خود را به نمايش بگذارند.»

اظهارت ابطحي اعتراض برخي از فراكسيون اقليت را برانگيخت به نحوي كه محمدرضا تابش، دبير كل فراكسيون اقليت قصد دادن تذكر آيين‌نامه‌اي را داشت اما غلامعلي حدادعادل با بيان اينكه مجلس وارد دستور جلسه شده و ديگر نمي‌توانيد تذكر دهيد، اجازه تذكر به تابش نداد و شنيدن تذكر وي را موكول به پايان جلسه علني كرد اما در نهايت تابش گفت كه به درخواست مهدي طباطبايي، نماينده تهران از دادن تذكر منصرف شده است هرچند طي روزهاي آينده اعضاي فراكسيون اقليت در نطق‌هاي پيش از دستور خود پاسخ اين اتهامات را خواهند داد.

در جلسه‌ علني روز گذشته غلامعلي حداد‌عادل هنگام قرائت تذكرات مكتوب رسما اعلام كرد كه هيات رئيسه از اين پس تذكراتي كه به صورت جمعي از سوي نمايندگان به مسوولان داده شود را قرائت نمي‌كند. بنابراين به نظر مي‌رسد پس از حذف تذكرات شفاهي نمايندگان در صحن علني هيات‌رئيسه مجلس با اعمال سانسور در تذكرات مكتوب محدوديت بيشتري را براي نمايندگان درنظر گرفته است.

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |
سيدمحمد خاتمي، رئيس‌جمهور سابق ايران فيلم اخيري كه عليه او در برخي از سايت‌هاي اينترنتي اصولگرايان منتشر شده و نشان‌دهنده مصافحه او با چند زن ايتاليايي است، مونتاژ شده خواند و به كل آن را تكذيب كرد.

رئيس مركز گفت‌وگوي تمدن‌ها كه در جلسه بنيادباران شركت كرده بود، رسما اعلام كرد كه با هيچ زني مصافحه نكرده است و فيلم ارائه شده با واقعيت همخواني ندارد.نزديك به دو هفته است كه سايت‌هاي اينترنتي اصولگرايان اقدام به انتشار فيلمي كوتاه به مدت شش دقيقه كرده‌اند كه تصاوير ارائه شده آن، نشان‌ مي‌دهد سيدمحمد خاتمي در يك سفر خارجي - ايتاليا – با برخي از زنان دست داده است.

خاتمي اين فيلم را مونتاژشده خواند و پيش از اين نيز دفتر او در اولين اقدام و پس از انتشار آن با انتشار بيانيه‌اي اين اقدام را تكذيب و انتشار فيلم را عملي غيراخلاقي و خلاف شرع خواند.بدين‌ترتيب، سومين پروژ‌ه‌اي كه عليه خاتمي آغاز شده است، نيز با اعلام رسمي او مبني بر كذب‌بودن ماجرا نقش بر آب شد.بنابر خبرهاي دريافتي، سيدمحمد خاتمي در ارديبهشت‌ماه سال‌جاري به ‌دعوت مجامع دانشگاهي ايتاليا به اين كشور سفر كرد.

 او پيش از اين نيز به نروژ، سوئيس، قزاقستان، مصر و هند رفته بود. يكي از نزديكان خاتمي به «هم‌ميهن» گفت: «اگر او به تمام دعوت‌هاي مجامع دانشگاهي و غيره پاسخ مثبت دهد، در هيچ روزي از ايام سال در ايران نخواهد بود. به همين دليل نيز، دعوت‌هاي ارائه شده را گزينش مي‌كند و در مجامعي كه فكر مي‌كند صداي ايران بهتر شنيده مي‌شود، شركت مي‌كند.

در سفر به ايتاليا كه از 13 تا 27 ارديبهشت‌ماه امسال انجام شد، خاتمي به چند دانشگاه و موسسه فرهنگي – اجتماعي ايتاليا رفت. در كنار آن نيز با پاپ، رهبر كاتوليك‌هاي جهان، پرودي نخست‌وزير ايتاليا و نيز با وزيرخارجه اين كشور گفت‌وگو كرده بود.بنا به گزارش دريافتي، خاتمي در ديدار با پاپ توانسته بود، بيش از 50 دقيقه با وي گفت‌وگو كند. در حالي كه معمولا پاپ به هيچ‌كس اجازه نمي‌دهد بيش از 15 دقيقه نزد او باشد.

همزمان با آن ديدارها، سخنراني‌هاي خاتمي نيز در ايتاليا انجام مي‌شد. در 20 ارديبهشت‌ماه او به شهر اودينه رفت و قرار شد در بين اصحاب قلم و طبع و نشر سخن بگويد. اين شهر از جمله شهرهاي فرهنگي ايتالياست كه اغلب ناشران اين كشور در آن شهر به‌سر مي‌برند.

در هر سال يك فستيوال نيز بين آنها برگزار مي‌شود. سالني كه خاتمي در آن سخن مي‌گفت، حدود 800 نفر گنجايش دارد. اما بيش از 2500 نفر در اين جلسه شركت كرده بودند و مراسم از طريق ويدئو كنفرانس براي كساني كه موفق نشده بودند وارد سالن بشوند، پخش مي‌شد.

 در پايان اين سخنراني، او به همراه اطرافيان و البته كساني كه وي را همراهي مي‌كردند، به فستيوال رفت اما به علت استقبال بسيار زياد و ازدحام جمعيت او مجبور بود در هر چند قدم بايستد و با برخي از ميهمانان و شركت‌كنندگان سخن بگويد و خوش و بش كند.

 يك ماه پس از اين اتفاق، ناگهان فيلمي منتشر شد كه نشان مي‌داد سيدمحمد خاتمي در حال احوالپرسي با چند زن ايتاليايي، مصافحه كرده است. فيلم 6 دقيقه بود اما گويي در كوتاه‌ترين زمان ممكن به 6 هزار برابر تكثير شده است.

فيلم ابتدا در اينترنت و سپس در شبكه موبايل وارد شد. همزمان با اين اقدام عكس‌هايي نيز از خاتمي با چند زن ايتاليايي منتشر شد. از قرار معلوم خاتمي از طريق پسر خود از ماجرا باخبر شده است. گويا پسر وي به او خبر مي‌دهد فيلمي در اينترنت منتشر شده است كه نشان مي‌دهد او در حال مصافحه با چند ايتاليايي است.

خاتمي فيلم را مي‌بيند، يكه مي‌خورد و بلافاصله متعجب از آنچه كه آن بي‌اخلاقي مي‌داند، از طريق دفتر خود آن را تكذيب مي‌كند. به گفته نزديكان او، اين ادامه پروژه عصر عاشورا است. چراكه درست در ايام فاطميه و شب‌هاي عزاداري اين فيلم با اهدافي خاص منتشر شده است تا خاتمي و اصلاح‌طلبان ر ا در بين متدينين لاابالي جلوه دهد.

پروژه عصر عاشورا

دو روز مانده به انتخابات سال 76، ناگهان فيلمي در مجامع مذهبي منتشر شد كه لاابالي‌گري برخي از هواداران خاتمي در شهرك غرب را نشان مي‌داد. در آن فيلم در عصر عاشورا، برخي جوانان به تصوير كشيده شده بودند كه به اباحه‌گري مشغول بودند و البته خود را از حاميان كانديداتوري سيدمحمد خاتمي مي‌دانستند.

 آن فيلم نيز به صورت گسترده در شب انتخابات، در مساجد شهر مذهبي قم و مشهد و ... پخش شد. هدف تخريب شخصيت خاتمي بود. اما كساني كه اين هدف را دنبال مي‌كردند، نتيجه عكس گرفتند، خاتمي با آراي باورنكردني، در دوم خرداد 76 پيروز انتخابات شد.

 پس از رياست‌جمهوري، يك دستگاه امنيتي ماجراي عصر عاشورا را پيگيري كرد. خاتمي يكبار نيز خبر داد كه پرونده اين پروژه همچنان در كشوي ميزش است. او دانسته بود كه چه كساني و با چه اهدافي و از طريق چه بودجه‌اي عليه او اقدام كرده بودند، اما به گفته خود، از آنها گذشت و پرونده را پيگيري نكرد.

عکس‌هاي جعلي


اما عصر عاشورا پايان ماجرا نبود. چرا كه در سال 78 اولين سفر خاتمي به عنوان رئيس‌جمهور ايران به ايتاليا انجام شد. او اصرار داشت كه ايتاليا اولين كشوري باشد كه به آن سفر مي‌كند زيرا تئوري گفت‌وگوي تمدن‌ها را بنا داشت در اولين سفر خارجي خود محقق كند و با رئيس‌جمهور اين تمدن ديرين به گفت‌و‌گو بنشيند.

 آن سفر نيز در بهار انجام شد و دست به قضا اتفاق مشابهي از سوي افراطيون رخ داد. در اولين نماز جمعه هفته اول عيد، عكس‌هايي از خاتمي در كنار دختر رئيس‌جمهور ايتاليا منتشر شد. عكس‌ها از چند منظر بود. اول آنكه او را در كنار آن خانم و در حال سرو مشروب نشان مي‌دادند.

روي عكس‌ها، با ماژيك قرمز، دور ليوان‌هاي پايه‌دار خط كشيده بودند. در عكس ديگر خاتمي دست در دست دختر رئيس‌جمهور ايتاليا ديده مي‌شد و عكس سوم، خانمي را در كنار خاتمي نشان مي‌داد كه روسري توري بر سرداشت و زير عكس نيز قيد شده بود كه اين دختر كه موهاي او معلوم است؛ دختر خاتمي است. عكس‌ها در نماز‌جمعه تهران و قم با تيراژ وسيع منتشر شد.

همراه با آن عكس‌ها نامه‌اي با امضاي «جمعي از اعضاي انجمن اسلامي برادفورد انگلستان» ديده مي‌شد كه در آن حضور رئيس‌جمهور در چنين صحنه‌هايي «عامل سرافكندگي مسلمانان غيور» عنوان شده بود. در واقع شخص رئيس‌جمهور كانون حملات بود. انتشار اين عكس‌ها در حالي بود كه چند روز قبل از آن وزارت خارجه ايران خبر داده بود،‌ خاتمي سفر به كشور فرانسه را لغو كرده است.

 زيرا ژاك شيراك رئيس‌جمهور وقت فرانسه نپذيرفته بود، شراب را از ميز ميهماني حذف كند. روزنامه صبح امروز در اولين اقدام، عكس‌ها را جعلي خواند و خبر داد كه براساس پروتكل‌هاي امضا شده توسط مقامات ايران و ايتاليا در روزهاي قبل از سفر، شئونات اسلامي كاملا رعايت و از سرو مشروبات الكلي خودداري شده بود.

 اندك زماني بعد روزنامه اصولگراي جمهوري اسلامي نيز، نسبت به انتشار اين عكس واكنش نشان داد و در ستون «جهت اطلاع» خود با اشاره به سومين عكس توضيح داد كه توزيع‌كنندگان عكس به دورغ نوشته‌اند زني كه روسري توري بر سر دارد دختر آقاي خاتمي است. در حاليكه در اين سفر هيچ زن يا دختري همراه ايشان نبوده و اقدام كساني كه اين عكس را توزيع كرده‌اند، مغاير اخلاق اسلامي است.

روزنامه كيهان نيز عكس‌ها را جعلي خواند و مدير مسوول آن در سرمقاله خود نامه جمعي از اعضاي انجمن اسلامي برادفورد انگلستان را كذب دانست و نوشت: «سخن درباره ساختگي بودن عكس‌ها، توضيح واضحات است زيرا نه فقط آنچه در اين عكس‌ها ارائه شده كمترين هم‌خواني و انطباقي با شخصيت مذهبي آقاي خاتمي ندارد، بلكه از انبوه خبرنگاران و عكاسان داخلي و خارجي كه در اين مراسم حضور داشته و از آن عكس و فيلم و گزارش تهيه كرده‌اند، هيچ كدام اين صحنه‌‌ها را تاييد نكرده‌اند و بديهي است كه امروز با كمك كامپيوتر، مونتاژ عكس‌ها و تغيير صحنه‌هاي اصلي به صحنه‌هاي ساختگي به آساني امكان‌پذير است.»

فراز آخر يادداشت كيهان در سال 78، استدلال امروز خاتمي و همراهان اوست. آنها تاكيد دارند كه اين فيلم مونتاژ شده است و نزديكان وي يادآور مي‌شوند، به علت نقش خاتمي در بهبود مناسبات اصلاح‌طلبان، برخي نگران از تاثير‌گذاري او هستند.البته خاتمي در جلسه باران يك بار ديگر يادآور شد كه قدرتمندان و كساني كه مي‌خواهند در قدرت بمانند، بدانند كه من براي خيلي‌ها اعلام كرده‌ام عطاي قدرت رسمي را به لقاي آن بخشيده‌ام تا قدرتمندان احساس نكنند مزاحمشان هستم.

 اما آنها مطمئن باشند كه به سرنوشت مردم، كشور، انقلاب و اسلام پشت نمي‌كنم اما كمك مي‌كنم و مساعدت به ديگران كه آنها بيايند.خاتمي گفت: من جا را براي كسي تنگ نمي‌كنم اما انتظار داريم آنها نيز جا را براي ما تنگ نكنند. اجازه بدهند مردم انتخاب كنند. جاي هر كس را ملت تعيين مي‌كند اما بايد امكان انتخاب نيز داشته باشد.

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |

مردم می خندند وقتی سیاه قرمز پوش با آن صدای زیر آشنا به صحنه می آید. وقتی می گوید:«ننه م رو چهار راه ولیعصر گرفتن، من مانتوی قرمزش رو پوشیدم.» مردمی که در حیاط خانه هنرمندان به تماشای تئاتر خیابانی ایستاده اند، کف می زنند و هورا می کشند. وقتی عزاداری های مدام این سال ها را به سخره می گیرد و مردم هورا می کشند، معلوم نیست از کجا دستور می رسد که این سیاه برزنگی را خفه کنید، آمر نمی داند اعتراض، تمام هویت این سیاه مبارک نام است و مبارک بدون زخم زبان به دستگاه حاکم دیگر مبارک نیست.

بعد از رفتن سیاه قرمز پوش نوبت به کودکان می رسد، این بار شخصیت مبارک در کسوت عروسک سیاه ملبس به جامه قرمز پشت پرده خیمه شب بازی ظاهر می شود، اما دیگر خبری از اعتراض نیست، انگار این روزها مبارک هم باید تغییر چهره دهد.

هما جدی کار، کارشناس نمایش عروسکی و مدرس این رشته در دانشگاه هنرهای زیبا نظرهای منفاوتی را درباره تولد مبارک بیان می کند:«اساتیدی چون بهرام بیضایی مبارک را حاصل حضور سیاهان و کولیان هندی در ایران و در زمان بهرام گور می دانند. شخصیت سیه چرده، شاد، بشاش و بذله گوی هندی در ایران ماندگار می شود و به دلیل شادمانی و حراف بودن، به زندگی خود ادامه می دهد، با خلق و خوی ایرانی ترکیب و تبدیل به مبارک امروزی می شود. اما بعضی ها هم عقیده دارند سیاه بودن مبارک ریشه در دورانی دارد که بازرگانان و تاجران ایرانی از کشورهای دور و نزدیک برای خود غلام می آوردند. اغلب این غلامان سیاه بودند.»

اما خودش نظر دیگری دارد:«من فکر می کنم علت سیاه بودن مبارک ایجاد وجه تمایزی میان او و عموم مردم در جامعه است. مبارک شخصیت نقادی است، طنز سیاسی می گوید، با پادشاهان و حاکمان و دولتمردان در می افتد، با آنها شوخی می کند و به آنها متلک می گوید. سیاه است به این دلیل که اگر به دنبال این انتقادها مشکلی پیش آمد، گردانندگان او بگویند او از ما نیست، او سیاهی است که با همه ما سفیدها فرق دارد. برداشت شخصی من این است که مبارک ایرانی و متعلق به ایرانیان است و سیاه بودنش هم دلیلی بر زیرکی سازنده آن، تا به این ترتیب بتواند مبارک منتقد را در امان نگه دارد.»

او در پاسخ به این سوال که «مبارک بیش از آنکه سرگرمی باشد، تمهیدی برای نقد حکومت است؟» اینطور می گوید:«مبارک تمام مظاهر زندگی روزمره مردم را نقد می کند اما همیشه آنچه مورد توجه منتقدان قرار گرفته، نقد عملکرد حاکمان است. به ویژه در گذشته که مثل امروز رسانه ای برای ابراز نظر مردم وجود نداشت.»

جدی کار، مبارک را شخصیتی عصیانگر معرفی می کند:«او اعتراض می کند، دعوا می کند، پشت سر شاه بد می گوید، تخت و بارگاه شاه را به هم می ریزد و کارهایی انجام می دهد که مردم به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی قادر به انجام آنها نیستند. او قراردادهای دست و پاگیر اجتماعی را زیر پا می گذارد و قهرمان مردم می شود.»

 

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |

به گفته مهدي کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی رهبر انقلاب درباره انتقاد شديد خود از نمايندگان مجلس ششم توضيح داده‌اند.

به گزارش « فردا » به نقل از سایت حزب اعتماد ملی، كروبي با آیت‌الله خامنه‌ای در محل دفترشان دیدار و گفتگو کرده و در این ملاقات که بر اساس رویکرد حزب به تحرک ، پویایی و تعامل بیشتر در سال جاری و بادرخواست دبیر کل در فضایی صمیمی و دوستانه انجام شد، ابتدا وی گزارش مبسوطی از فعالیتهای حزب اعتماد ملی در سال گذشته به خصوص مشارکت فعالانه در سومین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و چهارمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری ارائه داده که مورد توجه مقام معظم رهبری قرار گرفته است.

بنا بر این گزارش، رهبر انقلاب در این دیدار ضمن ارج گذاری به مجموعه فعالیتهایی که در راستای تامین حقوق مردم و استحکام پایه های نظام جمهوری اسلامی ایران انجام می شود ، همچون گذشته خواستار حضور و فعالیت بیشتر کروبی و یارانش در عرصه های اجتماعی شده‌اند .

همچنین در این دیدار رئیس مجلس ششم نسبت به بازتاب سخنان رهبری در دیدار اخیر با نمایندگان مجلس هفتم در خصوص مجلس گذشته اظهار نگرانی نموده که ممکن است برخی با تعمیم و مطلق انگاری این سخنان در آستانه انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی نسبت به گروه ها و احزاب اصلاح طلب، رویکرد حذفی اتخاذ کنند که رهبر انقلاب در پاسخ تصریح کردند که مخاطب آن سخنان ، معدود افراد افراطی و تندخویی بوده اند که در جایگاه عضویت مجلس به جای حل مشکلات جامعه با قهر ، تحصن ، استعفا و ماجراجویی به دنبال تضعیف نظام و یا جلب توجه بیگانگان بوده اند .

در پایان نیز ایشان تقدیر و تشکر شفاهی و مکتوب قبلی خود از کروبی و همکارانش در مجلس ششم را نشانه تایید خدمات آن مجلس دانستند.

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |
رئيس کل دادگستري استان قزوين از توقف اجراي حکم سنگسار يک زن و مرد خبر داد. طبق اخبار منتشرشده؛ حکم سنگسار اين زن و مرد قرار بود صبح ديروز و در ملاء عام در بهشت زهراي تاکستان انجام شود.

به گزارش فارس؛ حسن قاسمي توقف اين حکم را بر اساس بخشنامه رئيس قوه قضائيه ذکر کرد و افزود؛ «اجراي حکم سنگسار که توسط برخي افراد منتشر شده بود صحت نداشته و چنين حکمي در استان قزوين اجرا نمي شود.» وي در حالي صحت اين خبر را تکذيب کرد که يک منبع آگاه قضايي در خبري که به فارس داد، از تدارک برنامه هاي لازم براي اجراي حکم سنگسار اين زن و مرد گفت؛ «رئيس کل دادگستري استان قزوين در ساعات پاياني روز سه شنبه دستور سريع و شفاهي توقف اجراي اين حکم را به مسوولان ذي ربط اعلام داشت و با اظهار گلايه از صدور چنين حکمي بر اجراي بخشنامه رياست قوه قضائيه مبني بر عدم صدور احکام رجم تاکيد کرده است.»

به گزارش سايت کانون زنان ايراني؛ يکي از مقامات دادگستري تاکستان نيز گفت؛« تاکنون دستور توقف اين حکم به دست ما نرسيده و طبق آنچه قبلاً اعلام شده در بهشت زهراي تاکستان اين دو نفر را سنگسار خواهيم کرد.»مکرمه ابراهيمي 43 ساله، 11 سال است که به همراه مردي که به جرم زناي محصنه با وي دستگيرشده در زندان چوبين قزوين در انتظار اجراي حکم سنگسار به سر مي برد. اين مرد و زن فرزندي دارند که اکنون 11 ساله است. شنيده ها حاکي از آن است که حکم سنگسار پس از رد درخواست مکرمه در کميسيون عفو و بخشودگي و به اصرار يکي از مقامات قضايي استان قزوين قرار بود اجرا شود.
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |
طيفي از نيروهاي وابسته به جريان اصولگرايان در مشهد عليه سيدمحمد خاتمي تجمع وشکايتي را عليه او مطرح کردند.همزمان در جلسه علني مجلس هم اتهام هاي سنگين از سوي نمايندگان اصولگرا عليه جريان اصلاح طلب مطرح شد.موج اتهام و راهپيمايي عليه سران و جريان اصلاح طلب چندماهي مانده به برگزاري انتخابات مجلس هشتم به راه افتاده است؛ انتخاباتي که گفته مي شود احتمال پيروزي جناح اصلاح طلب در آن فراوان است زيرا اصولگرايان حاکم بر دولت و مجلس طي دو سال اخير عملکرد ناموفقي را به خصوص در حوزه اقتصاد و سياست خارجي از خود نشان داده اند و همين مساله هم روگرداني افکار عمومي را از جريان اصولگرا باعث شده است. از اين رو اصولگرايان درصدد برآمده اند براي بهبود جايگاه خود نزد افکار عمومي سران اصلاح طلب و اعتدال گرا را هدف قرار دهند و از سوي ديگر کليت جريان اصلاح طلبي و اعتدال گرايي را زير سوال ببرند. در اين راستا سيدمحمد خاتمي در رأس حملات تخريبي اصولگرايان و جريان تندرو قرار گرفته است، زيرا به فاصله چند روز از پخش يک فيلم مشکوک درباره سفر خاتمي به ايتاليا موج تجمعات نيروهاي تندرو شروع شده و در تازه ترين مورد، جمعي از مخالفان خاتمي در مشهد مقابل دادگاه روحانيت تجمع کردند و خواستار محاکمه سيدمحمد خاتمي شدند. سايت

انصار نيوز وابسته به جريان تندرو درباره تجمع مشهد نوشته است؛نمايندگان جمعي از طلاب و روحانيان مشهد مقدس، شوراي هماهنگي نيروهاي حزب الله مشهد مقدس، جامعه اسلامي دانشگاه هاي مشهد، طلاب عدالتخواه مشهد و جبهه حاميان دولت اسلامي، ظهر روز دوشنبه (29/3/1386) در اعتراض به هتک حيثيت روحانيت توسط «محمد خاتمي» با عمل حرام دست دادن با زنان نيمه عريان ايتاليايي، در مقابل دادگاه ويژه روحانيت مشهد تجمع کرده و شکايت خود را به همراه مستندات و فيلم اين عمل حرام به دادگاه تسليم کردند.تجمع کنندگان پلاکاردهايي با مضامين «خلع لباس محمد خاتمي، اعاده حيثيت از روحانيت، اعاده حيثيت از ملت ايران»، «دادگاه ويژه روحانيت سکوت مکن»، «اعاده حيثيت از لباس پيامبر»، «دست دادن با زنان نامحرم (محمد خاتمي)، عاقبت تساهل و تسامح ليبرالي» در دست داشتند.در اين تجمع شعارهاي «الله اکبر»، «لا اله الا الله»، «دادگاه روحانيت، واکنش واکنش»، «مرگ بر دشمن روحانيت» و... داده شد.در پايان اين تجمع بيانيه هاي طلاب و روحانيان مشهد مقدس و جامعه اسلامي دانشجويان خوانده شد.در اين بيانيه آمده است؛ ضديت با شريعت و هنجارشکني جامعه ً متشرعه، از جانب هر کس که باشد محکوم است و مورد تبري جامعه اسلامي است.اينان نه حجت الاسلامند و نه آيت الله، که... «محمد خاتمي» نيز يکي از همان قماش است که... او روحاني نيست بلکه عملکرد او بايد در دادگاه صالحه يي بررسي شود و اين لباس مقدس...

شکستن هر حکمي از احکام الهي زشت است و سرآغاز دين زدايي و بي عدالتي هاي آينده است و باعث وقيح تر شدن گنه کاران و اراذل و بسط گناه و فساد مي شود و مي تواند در مسير اندïلïïسيزه کردن ايران و فروپاشي اجتماعي موثر باشد؛ لذا واکنش نشان دادن به اين مهم بر همه ضرورت دارد...

جمعي از طلاب و روحانيون حوزه هاي علميه

البته اين تنها سيدمحمد خاتمي نيست که مورد آماج حملات تخريبي گروه هاي تندرو قرار گرفته است بلکه در داخل مجلس هم نطق هاي سنگيني عليه جريان اصلاح طلب به راه افتاده است. اين نطق ها در جلسه علني ديروز مجلس قرائت شد. نطق هاي ياد شده پس از آن ايراد شد که جمعي از نمايندگان اصلاح طلب مجلس نسبت به جو سانسور در جلسه علني مجلس اعتراض کردند و از هيات رئيسه مجلس خواستند تا مانع نقد عملکرد دولت و مجلس اصولگرا نشود، اما اعتراض فراکسيون اقليت...

و اصلاح طلب که حدود 30 نماينده از 290 نماينده مجلس هستند با اعتراض و واکنش شديداللحن اصولگرايان مواجه شد و محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس که اداره جلسه علني را برعهده داشت نمايندگان معترض را تهديد کرد آنان را از جلسه علني مجلس اخراج مي کند. با اين وجود موج حملات اصولگرايان عليه جريان اصلاح طلب به همين جا ختم نشد بلکه در جلسه علني ديروز مجلس هم حملات سنگيني عليه اصلاح طلبان به راه افتاد و برخي نمايندگان متنفذ اصولگرا هشدار دادند بايد از وقوع شکل گيري مجلسي مانند مجلس ششم جلوگيري کنيم. در اولين اقدام غلامعلي حدادعادل اعلام کرد ديگر اسامي نمايندگاني را که به صورت گروهي به وزراي دولت محمود احمدي نژاد تذکر مي دهند، قرائت نمي کنيم. گفتني است فراکسيون اقليت اعلام کرده است بعد از دو سال از عمر دولت محمود احمدي نژاد بايد به نقد عملکرد اين دولت به ويژه در حوزه اقتصاد پرداخت.

از ديدگاه اصلاح طلبان محمود احمدي نژاد و مجلس هفتم بايد توضيح دهند طي سال هاي اخير براي رفاه مردم چه اقدامي کرده اند؟ در همين راستا نمايندگان فراکسيون اقليت به صورت گروهي درباره اشتباهات سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي اعضاي دولت تذکر مي دهند اما در جلسه علني روز يکشنبه مجلس محمدرضا باهنر از اعلام نام نمايندگان تذکردهنده به وزراي دولت احمدي نژاد خودداري کرد و گفت چون قرائت نام ها زمان زيادي مي خواهد لذا اسامي را قرائت نمي کنم.

همين مساله موجب اعتراض فراکسيون اقليت شد و متعاقب آن نمايندگان اصولگرا هم به درگيري با اقليت پرداختند و آنان را به اقدام تبليغاتي در آستانه انتخابات مجلس هشتم متهم کردند. در ادامه اين درگيري ها، غلامعلي حدادعادل هم اعلام کرد ديگر نام نمايندگاني که گروهي تذکر مي دهند، قرائت نمي شود.

اما حدادعادل تصميم تازه هيات رئيسه مجلس را در شرايطي اعلام کرد که چند نماينده فراکسيون اصولگرا هم طي نطق هاي پيش از دستور حملات گسترده يي را عليه اصلاح طلبان ترتيب دادند.

واکنش اصلاح طلبان

اما موج تبليغاتي جريانات تندرو و اصولگرا در شرايطي عليه اصلاح طلبان و جريان اعتدال گرايي کشور به راه افتاده است که از ديد شخصيت ها و گروه هاي سياسي اصلاح طلب اين حملات ناشي از هراس اصولگرايان از پيروزي قاطع اصلاح طلبان و اعتدال گرايان در انتخابات مجلس هشتم است. از اين رو نيروهاي تندرو ماموريت يافته اند تا از يک سو سران اصلاح طلب و اعتدال گرا را که از شخصيت هايي چون خاتمي، کروبي و هاشمي تشکيل مي شود، هدف قرار دهند و از سوي ديگر کليت جريان اصلاح طلب را هم به انحراف هاي متعددي متهم کنند تا بدين وسيله راه را براي حذف رقباي انتخاباتي پيش از برگزاري انتخابات باز کنند. در همين راستا محمد سلامتي دبيرکل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي گفت؛ با توجه به عملکرد دولت نهم، بازگشت مجدد اصلاح طلبان به عرصه قدرت و حاکميت حتمي است گرچه امروز قدرت از دست اصلاح طلبان خارج و آنها به حاشيه رفته اند اما طبيعي است که به دليل عملکرد منفي دولت و عدم رضايت مردم از اين جريان، اصلاح طلبان بار ديگر وارد عرصه قدرت شوند.

وي افزود؛ اگر دولت نهم خوب عمل مي کرد، ممکن بود بتواند آراي مردم را در دوره بعد به خود اختصاص دهد اما با توجه به ميزان نارضايتي ها در عرصه هاي مختلف، بعيد مي دانم مردم در انتخابات آينده بار ديگر به سراغ اين جريان آمده و با آراي خود موجب استمرار قدرت در دست آنها شوند.

سلامتي اظهار داشت؛ عدم استقبال مردم از کانديداهاي حاميان دولت در انتخابات شوراها، نشانگر عدم رضايت آنها از عملکرد دولت است و به اعتقاد من همين روند در انتخابات مجلس هشتم نيز ادامه خواهد داشت.البته تحليلي که محمد سلامتي ارائه مي دهد همان تحليلي است که از سوي ساير اصلاح طلبان و اعتدال گرايان ارائه مي شود. به خصوص دولت و مجلس اصولگرا در تيررس اين انتقاد هستند که به رغم شعارهاي شان نتوانسته اند اوضاع اقتصادي را بهبود بخشند بلکه برعکس در اوج درآمدهاي نفتي اوضاع اقتصادي خراب شده و موج گراني و تورم کشور را فرا گرفته است.

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |

unit Unit1;

interface

uses

Windows, Messages, SysUtils, Classes, Graphics, Controls, Forms, Dialogs,

ExtCtrls, StdCtrls;

type

TMainForm = class(TForm)

ImageSnake: TImage;

BtUp: TButton;

BtDown: TButton;

BtLeft: TButton;

BtRight: TButton;

TimerVert: TTimer;

TimerHorz: TTimer;

procedure BtUpClick(Sender: TObject);

procedure BtLeftClick(Sender: TObject);

procedure BtDownClick(Sender: TObject);

procedure BtRightClick(Sender: TObject);

procedure FormCreate(Sender: TObject);

procedure TimerHorzTimer(Sender: TObject);

procedure TimerVertTimer (Sender: TObject);

private

{ Private declarations }

FSnakeSpeed : integer;

public

{ Public declarations }

end;

var

MainForm: TMainForm;

implementation

{$R *.DFM}

procedure TMainForm.FormCreate(Sender: TObject);

begin

FSnakeSpeed := 6; //speed you want the snake to travel at

TimerHorz.Tag := 1;

TimerVert.Tag := 1;

TimerHorz.Enabled := false;

TimerVert.Enabled := false;

end;

procedure TMainForm.BtUpClick(Sender: TObject);

begin

TimerHorz.Enabled := false;

TimerVert.Enabled := false;

TimerVert.Tag := -1; //minus

TimerVert.Enabled := true;

TimerVertTimer(nil); //calls the timer's OnTimer event

end;

procedure TMainForm.BtDownClick(Sender: TObject);

begin

TimerHorz.Enabled := false;

TimerVert.Enabled := false;

TimerVert.Tag := 1; //plus

TimerVert.Enabled := true;

TimerVertTimer(nil); //calls the timer's OnTimer event

end;

procedure TMainForm.BtLeftClick(Sender: TObject);

begin

TimerHorz.Enabled := false;

TimerVert.Enabled := false;

TimerHorz.Tag := -1; //minus

TimerHorz.Enabled := true;

TimerHorzTimer(nil);

end;

procedure TMainForm.BtRightClick(Sender: TObject);

begin

TimerHorz.Enabled := false;

TimerVert.Enabled := false;

TimerHorz.Tag := 1; //plus

TimerHorz.Enabled := true;

TimerHorzTimer(nil);

end;

procedure TMainForm.TimerHorzTimer(Sender: TObject);

var

x: integer;

begin

x := ImageSnake.Left +(FSnakeSpeed *TimerHorz.Tag);

if x > ClientWidth then

x := 1

else

if x < 1 then

x := ClientWidth;

ImageSnake.Left := x;

end;

procedure TMainForm.TimerVertTimer(Sender: TObject);

var y: integer;

begin

y := ImageSnake.Top +(FSnakeSpeed *TimerVert.Tag);

if y > ClientHeight then

y := 1

else

if y < 1 then

y := ClientHeight;

ImageSnake.Top := y;

end;

end.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |
تعلق خاطر احمد رضا درويش به سينماي دفاع مقدس شايد يك بخشهايي از تعلق خاطر خودش براي حضور در دفاع مقدس است و يك چيزي مي خواهم به شما بگويم كه شايد براي شما جذاب باشد 2 برادر احمد رضا درويش برادر بزرگتر و كوچكترش كساني هستند كه در دفاع مقدس از جانشان گذشتند براي دفاع از كشور و ناموس مردم و شايد اين پررنگ تر ميكند تعلق خاطر احمد رضا درويش را درموضوع دفاع مقدس مي خواستم اين را بگويم كه هر سخن كه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند .  من يك چيزي بگويم، اولاً من از شما خواهش ميكنم كه وسط حرف من نرويد من در حدود 30 دقيقه قبل به برنامه شما آمدم و شما تشريف نداشتيد براي اينكه كمي ذهنم آماده تر بشود كه در اين محيط قرار بگيرم و شما به هر دليلي دير رسيديد و من وقتي كه روي صندلي نشستم 3،2دقيقه بعد برنامه شروع شد آقاي رشيد پور اين اولين بار است در حدود 23يا 24 سالي كه من در سينما هستم در معرض افكار عمومي در مطبوعات و روزنامه ها و تلويزيون كسي در مورد برادران شهيد من دارد حرف ميزند و دوست دارم كه توجه بكنيد بسياري از دوستان من در سينما اطلاع ندارند كه خانواده من دو برادر ش را تقديم كرده به عرصه دفاع مقدس و بنده هم افتخار ميكنم و از ابتداي حضور حرفه ايم در سينما يك تصميم گرفتم و شما امروز تصميم من را شكستيد و من قطعاً چهره شما را تا آخر عمر فراموش نخواهم كرد من نميدانم كه كي تصميم گرفته كه به اين نكته اشاره بكند هركه بوده من را نميشناخته و من به دوستان و تهييه كننده گفتم كه اگر اطلاعاتي در مورد من مي خواهيد بياييد با من صحبت كنيد علت اينكه من الان در واقع كمي برافروخته هستم اين است كه به دليل شرايطي كه در كشور وجود داشته ودارد اصلاً حاضر نيستم امتيازاتي كه متعلق به يك ملت است به حساب من گذاشته بشود اين را واقعي عرض ميكنم اگر شما اينگونه بخواهيد بگوييدمن صدها برابر برادران خودم را در جنگ از دست دادم من رفقايي داشتم كه بيشتر از برادرانم با آنها مأنوس بودم و در يك رديف حركت ميكرديم و سر رفيق من با تركش توپ پريده از روي بدنش در عمليات بيت المقدس من آن رفيقم را بيشتر از برادرم دوست داشتم اسم نميبرم دوست مفقود الاسري كه آن را از برادر بزرگم بيشتر دوست داشتم كه سالها مفقود الجسد بود و بعد پيدا شدما رفقاي زيادي را از دست داديم متأسفانه جامعه ما وارد يك شرايطي شده است كه خيلي ها چون محيط سينما عرصه حساسي است من فكر كردم كه به خودم اين اجازه را ندهم كه با بليط آنها خودم را وارد يك ورطه هايي بكنم كه بخواهم با اعتبار آنها حركت بكنم من نفس خودم را ضعيف ميديدم و فكر ميكردم كه در واقع هيچ جا نبايد بليطي بابت اينكه من برادر شهيد هستم به من بدهند اگر امتيازي داده ميشود به دليل زحمت كفايت و تلاش خودم بايد باشد شما امشب اين را شكستيد من خدمت بينندگان عزيز عرض بكنم كه برادران من و برادران همه كساني كه عزيزان خودشان را پيشكش كردند به صاحت مقدس ايران برادران همه ملت ايران هستند من الان در آپارتماني زندگي ميكنم كه همسايگان من خبرندارند كه برادران من شهيد شده اند شما در اين برنامتان دل من را شكستيد كاري كرديد كه من خدمت شما عرض بكنم كه حرفي كه شما اول برنامه زديد كه با كسي حرف نزديد كه دعوت كنيد به من گفتيد آقاي رشيد پور تهيه كننده شما من را 1 ماه پيش دعوت كرده است و تمام پيامهاي شما را من دارم من قبول نميكردم كه وارد برنامه شما بشوم و فقط به اين دليل كه برنامه شما بسيار جذاب است اما آقاي رشيد پور من هنر مند را اعتقاد ندارم كه بايد حرف بزند نقد هنري مال منتقد است هنر مند بايداثرش را بسازد و در مورد اثرش حرف بزندساحت برنامه شما يك گفتگو و نقد است من اول برنامه به شما گفتم كه وارد ساحت خصوصي من نشويد من به شما عرض كردم كه وارد مسائل شخصي زندگي من نشويد درست است خانواده شهيد بودن بسيار ارزشمند و مقدس است من از آن دنياي خودم مي ترسم كه وارد ورطه اي بشوم كه اين ورطه را خيلي ها رفته اند و سقوط كرده اند . - آقاي درويش عزيز من به دستور شما وسط حرفهاي شما نپريدم و طبيعي ترين واكنشي كه از شما انتظار داشتم همين بود شايد قيمت طرح اين قضيه به اين نتيجه بيانجامد كه تصورات سهام خواهي و سهم كشي و استفاده كردن از سوبسيدهاي خاص و امضاهاي خاص گرفتن و نامه هاي معتبر داشتن در مورد خانواده شهدا طلسمش را بايد در يك برنامه مفصل تر تلويزيوني شكست .  آقاي رشيد پور برادر اصلي من محمد جهان آرا است در همه فيلمهاي من شهدا وبرادران من وجود دارند. - چقدر خوب است كه بازتاب حضور يك هنر مند در برنامه ما كمكي به شكستن اين طلسم بكند شما از من دلگير نشويد و بگذاريد همان قدر كه احمد رضا درويش در فيلمهايش فرياد آزادي خواهانه سر ميدهد در يك برنامه تلويزيوني هم مدد حضورش اين باشد كه يك صحبت جدي بشود راجع به اين قضيه كه همه برادران و فرزندان ايران مثل يك برادر و خواهر در جبهه ها حاضر شدند و از كشورشان دفاع كردند و هيچ بحث سهم كشي و سهم خواهي نيست
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |

در حالي كه هنوز كارت هوشمند سوخت قريب يك ميليون تن در اختيار آنان قرار نگرفته، گفته مي‌شود كارت هوشمند براي برخي چهره‌هاي خاندان پهلوي و درباريان صادر شده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، يکي از نکات جالب توجه در شخصي‌سازي و صدور کارت هوشمند سوخت براي مالکان خودروها، صدور کارت براي افراد است که اصلا در كشور حضور ندارند يا سال‌هاست مرده‌اند كه اين مسئله نشان‌دهنده ضعف جدي بانک اطلاعات خودروهاست.

شنيده مي‌شود، براي برخي از درباريان نظير حسين فردوست، غلامرضا پهلوي و اردشير زاهدي نيز کارت هوشمند سوخت صادر شده است.

گفتني است، در حالي که كارت سوخت بيش از يک ميليون مالک خودرو، هنوز به دست آنان نرسيده، براي برخي ديگر از افراد، بيش از يک کارت سوخت صادر شده است.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |

جمعي از طلاب و فضلاي بسيجي حوزه علميه قم با ارسال نامه‌اي سرگشاده به رئيس‌جمهور، از عملكرد وزارت ارشاد در حوزه سينما به شدت انتقاد كردند. در متن اين نامه آمده است:

رياست محترم جمهور، برادر ارزشي، جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد
سلام عليكم
در ايام شهادت الگوي عفاف و شهيده راه ولايت، با دلي پر از خون، بايد مصيبتي ديگر را نيز تحمل كنيم و قطعا باور اين مصيبت كه معاصي كبيره به سادگي از سوي دستگاه‌هاي رسمي دولتي و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كه به ناصواب عنوان اسلام را همراه خود ساخته، ترويج مي‌شود، بسيار سخت است.

براي عموم مردم، متدينين و حوزه‌هاي علميه سخت است كه تبليغ و ترويج بزرگ‌ترين گناهان با مجوز دولتي انجام شود و در ام‌القراي جهان اسلام و قلب جهان تشيع، شاهد تبليغ فحشا، قمار و مشروب با امضاي مجوز وزارت ارشاد دولتي باشيم كه با شعار ارزش‌گرايي و ترويج مهدويت به قدرت رسيده است.

اكنون دل شكسته كساني با شما سخن مي‌گويد كه به رغم محروميت و فقر مادي، بضاعت ناچيزشان را تقديم ستادهاي انتخاباتي شما كردند تا دولتي عدالت‌طلب، سكان مديريت كشور را در دست گيرد و از ترويج لاابالي‌گري و فساد اخلاقي ممانعت به عمل آيد اما افسوس! آنچه در دوران عملكرد وزارت فرهنگ و ارشاد دولت شما به خصوص در حوزه سينما رخ داده، آنچنان جسارت و گستاخي به محضر احكام مقدس شرع روا كرده كه در دوران دولت‌‌هاي قبل و حتي دوران وزير اسبق ارشاد كه پيشتاز حرمت‌شكني در حوزه فرهنگ بود، جرأت چنين اقداماتي نبود.

برادر ديني، آقاي احمدي‌نژاد!
دردمندانه از شما مي‌پرسيم: آيا به خود اجازه مي‌دهيد خانواده متدين و متشرع خود را به تماشاي آثار مستهجن و پر از معصيت در اين هفته‌ها و در ايام سوگواري مادر سادات، صديقه طاهره(س) كه با مجوز وزارت ارشاد شما در سينماهاي جمهوري اسلامي نمايش داده مي‌شود و تبليغات آن از صداوسيما پخش مي‌شود، ببريد؟ با اعتقادي كه به ديانت و اخلاص شما داريم، مطمئنيم حاضر نخواهيد شد همسر و فرزندان شما تبليغ زنا، قماربازي و مشروب‌خواري را به نظاره بنشينند، اما چرا وقتي اجازه حضور اين معاصي را در حريم مقدس خانواده خود نمي‌دهيد، در برابر صدور مجوز آن براي ساخته شدن و نمايش اين آثار در صدها سينما و تكثير ميليون‌ها لوح فشرده آن كه به ادعاي توليدكنندگان اين آثار از نسخه بازبيني وزارت ارشاد تكثير شده است، سكوت كرده‌ايد؟

رئيس‌جمهور بسيجي ايران
آيا باور كنيم كه در دولت شما، مجوز ساخت و اجازه نمايش فيلمي به شمار مي‌آيد كه «تله»اي است براي هر دختر و پسر مسلمان، كه به تحريك شهوات و ترغيب آنان به فحشا بپردازد؟
آيا باور مي‌كنيد كه در اين فيلم، علنا از رابطه نامشروع هم‌زمان قهرمان فيلم با حداقل هفت دختر سخن گفته مي‌شود و اين قهرمان تا پايان فيلم نيز هيچ‌گونه ابراز ندامت و شرمندگي از ولنگاري جنسي خود نمي‌كند؟

آيا مي‌دانيد در همين فيلم كه مورد تأييد‌ وزارت ارشاد شما بوده، علنا قمار و مشروبات الكلي ترويج مي‌شود و سازندگان فيلم عامدانه در ترويج آن مي‌كوشند، چراكه در همين فيلم به همراه ذكر پياپي همراه با خوشي از مشروب و قمار، مواد مخدر تقبيح مي‌شود.

اگر با چشمان خود نديده بوديم، باور نمي‌كرديم در جمهوري اسلامي فيلمي ساخته شود كه در آن ازدواج به عنوان قفس نمايش داده شده و متدينين غيركراواتي، پيرمردهايي نشان داده شوند كه در كهولت سن و با وجود زن و فرزند به دنبال هوسراني از نوع «ازدواج» باشند و قهرمانان فيلم كه تصويري مثبت از آنان پخش مي‌شود، به دنبال فحشا و زنا!

در كنار اين فيلم، «نقاب» اثر ديگري از وزارت ارشاد مجوز نمايش دارد كه علنا به دفاع از زنان متأهلي كه به شوهران خود خيانت كرده و مرتكب معصيت اكبر زناي محصنه شده‌اند، مي‌پردازد و آنان را قربانيان بي‌گناه نشان مي‌دهد و... .
و اگر بنا باشد به اين‌گونه آثار بپردازيم، شمارشان فراوان است، اما به عنوان برادران شما كه به فراگيري علوم ديني اشتغال دارند، به شما اين مسئله شرعي را يادآور مي‌شويم كه تبليغ و اشاعه منكر، حرام است و فراهم كردن آن نيز ارزباب ايجاد مقدمه حرام، حرام است و قطعا دولت شما در اين معصيت شريك است.

مصرانه از شما مي‌خواهيم با برخورد قاطع و فوري با مسئولان اين معاصي كبيره، پيش از فرا رسيدن سالروز شهادت صديقه طاهره(س) مرهمي بر قلب متدينين گذارده و از شرمندگي حوزه‌هاي علميه مسلمين در برابر ساحت مقدسه حضرت زهرا(س) كه به حق شهيده راه عصمت، عفاف و ولايت بود، بكاهيد.
توفيقات شما را از درگاه الهي خواستاريم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |
سعيد ايزدبخش، دانشجوي دانشگاه علامه طباطبايي كه در جريان وقايع اخير اين دانشگاه يك هفته را در بازداشت به سر برد، در نامه‌‏اي به رييس‌‏جمهور وضعيت دشوار نگهداري خود در بازداشت‌‏گاه را تشريح كرد. 
متن نامه این دانشجو به شرح زیر است:

اين نامه را در حالي مي‌‏نويسم كه دانشجويان زيادي به جرم انتقاد به عملكرد دولت اين روزها را در زندان انفرادي سپري مي‌‏كنند، ستاره‌‏باران مي‌‏شوند و از حقوق مسلم اجتماعيشان محروم مي‌‏شوند. آيا اين عدالت است دانشجويي كه جايي براي ارائه شكايتش در اين مملكت ندارد، وقتي به مجلس مي‌‏رود و در خانه خودش از عملكرد غلط رييس دانشگاهش شكايت مي‌‏كند، مورد تعقيب قرار گيرد و يك ساعت بعد از ديدار در خيابان و در جلوي چشمان همگان بازداشت شود و يك هفته تمام در يك سلول انفرادي سه در سه متر با چشمان بسته نگهداري شود و هر روز در حالي كه داروهاي روان‌‏گردان به او مي‌‏دهند به بازجويي از او بپردازند و اعتراف از او بگيرند و بعد از يك هفته فشارهاي روحي و رواني سخت در خيابان اصلي شهر و با آن وضعيت زننده رها شود.
اين نامه مي‌‏افزايد: با آنكه مي‌‏دانستيم از اين پس كشور روي آرامش را نخواهد ديد اما براي احترام به خواست و اراده توده ملت هيچ نگفتيم و منتظر مانديم كه به شعارهايتان عمل كنيد اما نه‌‏تنها به شعارهايتان عمل نكرديد بلكه خلاف آنها را نيز انجام داديد. دولتي كه با شعار مهرورزي بر روي كار آمد، بيشترين نامهرباني‌‏ها را با منتقدان داشت و روز نيست كه فعال منتقدي بازداشت نشود و به گوشه زندان افكنده نشود. 
با گذشت نزديك به دو سال از زمان دولت شما نگاهي به كارنامه‌‏تان در مدت اين دو سال حاكي از آن است كه كشور در تمامي حوزه‌‏ها دچار ضعف شده ‌‏است. دانشگاه‌‏هاي كشور نيز همانند ديگر حوزه‌‏ها دچار چالش‌‏هاي مختلفي بوده است و فضاي ملتهبي را تجربه مي‌‏كنند. از اخراج اساتيد دگرانديش گرفته تا زنداني كردن و ستاره‌‏باران كردن دانشجويان و تمام اين رفتارها نشان از يك تسويه حساب سياسي دارد كه ريشه در غرض‌‏ورزي ديرينه دارد. با انتخاب فردي بر راس وزارت علوم كه با محيط آكادميك بيگانه است، نشان داديد كه هيچ ميانه‌‏اي با دانشگاه و دانشجو نداريد. وزيري كه فقط يك مأموريت از طرف جبهه اقتدارگرايان به او واگذار شده است و آن مقابله با جنبش دانشجويي به هر صورت و با هر قيمتي است. آقاي زاهدي و تيم همراه او كه با انتصاب مديران بعضاً ناكارآمد عزم خودشان را در برخورد با فعالان دانشجويي جزم كرده‌‏اند، اين روزها بسيار عريان و افسارگسيخته به دانشگاه و دانشجو تاخته و اجازه كوچك‌‏ترين فعاليت منتقدانه‌‏اي را به هيچ‌‏كس نمي‌‏دهند.
در ادامه نامه ايزدبخش به احمدي‌‏نژاد آمده است: شرح مصائبي كه طي اين دو سال بر دانشجو و دانشگاه رفته، از حوصله اينجانب خارج است اما دانشجو و دانشگاه هيچ‌‏گاه تا به امروز چنين روزهاي تيره و تاري را تجربه نكرده است و اين‌‏گونه به سوگ ننشسته است. بله؛ دانشگاه در سوگ است چون اساتيدمان را بيرون مي‌‏كنيد، دوستانمان را به زندان مي‌‏اندازيد و ستاره‌‏بارانشان مي‌‏كنيد و اجازه تحصيل به آنها نمي‌‏دهيد، تشكل‌‏هاي منتخب دانشجويي را تعطيل كرده‌‏ايد و مي‌‏خواهيد فضاي تك‌‏صدايي را در دانشگاه‌‏ها حاكم كنيد اما بدانيد كه ما همچنان چون كوه ايستاده‌‏ايم و جنبش دانشجويي در طول مبارزات خود ناملايمات زيادي را تحمل كرده است و به راه خود ادامه داده است.
اين نامه تصريح مي‌‏كند: هنوز دير نشده است و بياييد با دانشجو و دانشگاه آشتي كنيد و با بركناري وزير علوم، حسن‌‏نيت خود را به جامعه دانشگاهي كشور نشان دهيد در غير اين صورت يك روز به يكي از دانشگاه‌‏هاي كشور برويد و استقبال دانشجويان را از خودتان ببينيد.


نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |
نه نامه سرگشاده پيشكسوتان باشگاه پاس به احمدي‌نژاد موثر بود نه اظهارنظرهاي تند اصغر شرفي، محمود ياوري، داريوش اسداللهي و ديگران، نه يادآوري 44 سال تاريخ، نه گردگيري كاپ‌هاي قهرماني دهه‌هاي 50، 70، 80 و نه يادداشت‌ها، مقاله‌ها و گزارش‌هاي روزنامه‌نگاران، هيچ چيز براي نجات پاس از سرنوشتي كه انتظارش را مي‌كشيد كافي نبود.

يك نفر در مراسمي قول داده بود پاس را به همدان هديه كند و همين شد. حتي آن همه ادله‌هاي قانوني هم كه ثابت مي‌كرد انتقال امتياز باشگاه‌دولتي بدون مزايده غيرقانوني است، بي‌فايده بود. يك نفر تصميم گرفته بود پاس را هديه كند و ديروز هديه كرد. ‌ خبر واگذاري امتياز باشگاه پاس را به نقل از ايسنا بخوانيد: عصر روز شنبه در نشستي با حضور بازيكنان، اعضاي كادر فني، مديران و رئيس هيات‌مديره باشگاه پاس تهران، استاندار همدان، برخي از نمايندگان استان همدان در مجلس شوراي اسلامي، كاظم اوليايي و سردار سرتيپ جزيني، نماينده تام‌الاختيار فرماندهي كل نيروي انتظامي، امتياز تيم فوتبال بزرگسالان پاس تهران، رسما به موسسه فرهنگي ورزشي شهداي الوند همدان منتقل شد. ‌ سيدكاظم اوليايي، مدير باشگاه شهداي الوند، در اين‌رابطه به خبرنگار ايسنا گفت: در اين جلسه‌مسائل بسيار مهم و قابل توجهي مطرح شد كه در نهايت با تاكيد نماينده نيروي انتظامي، امتياز تيم فوتبال بزرگسالان باشگاه پاس تهران به شهداي الوند منتقل شد. ‌ باشگاه پاس رسما اعلام كرد كه از امروز در هيچ يك از رشته‌هاي ورزشي، فعاليت حرفه‌اي نخواهد داشت و با همكاري موسسه فرهنگي شهداي الوند، برنامه‌هاي حرفه‌اي ورزش خود را دنبال خواهد كرد. ‌

اوليايي تاكيد كرد با انتقال رسمي تيم فوتبال بزرگسالان پاس به شهداي الوند، فعاليت اين تيم رسما آغاز شد و اين باشگاه نيز در شروع فعاليت خود، آمادگي راه‌اندازي 6 الي 7 رشته ورزشي ديگر به جز فوتبال را داراست. اوليايي كه حاضر نشد اين مطلب را كه آيا امتياز باشگاه پاس به همدان منتقل شده يا تنها امتياز تيم فوتبال بزرگسالان پاس به شهداي الوند منتقل شده است را تاييد كند، به ايسنا گفت: باشگاه پاس امتياز تيم فوتبال خود را به همدان منتقل كرده است و تاكيد دارد كه در هيچ رشته ورزشي، فعاليت حرفه‌اي انجام نخواهد داد؛ چرا كه ظاهرا اين يك ابلاغ اجرايي از سوي مسوولان رده‌بالاي باشگاه پاس است. تيم پاس از فصل آينده با عنوان تيم فوتبال الوند همدان در رقابت‌هاي ليگ برتر حضور خواهد يافت. ‌ اوليايي در گفت‌وگو با مهر هم گفت ممكن است پسرش كه از نسل سوم انقلاب است مديرعامل <الوند همدان> شود. او همچنين وعده داد كه تيمي قدرتمند از تاريخ 44 ساله باشگاه پاس تشكيل خواهد شد. ‌

نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |
در حالي كه روز گذشته رئيس دفتر رئيس‌جمهور اقدام به انتصاب پانزده عضو شوراي سياستگذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشه‌هاي دكتر احمدي‌نژاد كرد، اعضاي اصلي معرفي‌شده در اين شورا، از اقدام مذكور بي‌اطلاع بودند.

بنا بر اين گزارش، در فهرست پانزده نفره مذكور در كنار تعدادي از دانشجويان يا كارمندان و مديران دولتي، نام سه چهره صاحب تأليفات به چشم مي‌خورد كه تاكنون دو نفر از آنان كه از تشكيل شوراي مذكور و عضويت خود در آن بي‌اطلاع بودند، پس از اعلام رسمي خبر، تصميم خود را براي عدم حضور در آن اعلام كرده‌اند. چنان كه حسن رحيم‌پور ازغدي و روح‌الله حسينيان كه چهره‌هاي صاحب تأليفات و آثار منتشرشده در ميان اعضاي شوراي مذكور هستند، در خبر تصحيح‌شده،‌ جزو اعضاي شورا نمي‌باشند.

گفتني است، در طول 26 سال گذشته، آيت‌الله خامنه‌اي و حجج اسلام هاشمي رفسنجاني و خاتمي، به رغم دارا بودن كتب و آثار منتشرشده پيش از انتخاب به سمت رياست‌جمهوري، هيچ‌گاه به تشكيل شوراي نظارت بر نشر آثار و انديشه‌هاي خود در زمان تصدي رياست‌جمهوري، اقدام نكردند و در جمهوري اسلامي، تنها دفتر رهبر انقلاب داراي چنين نهادي است.
نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |

این روزها با مجوز وزارت ارشاد یک رپرتاژ آگهی صرف به نفع بندر دوبی و به هدف زیر سوال بردن تفریح گاه های ترکیه در سینماهای کشور به نمایش درآمده که در کمال تعجب پس از 3 سال ممنوعیت اکران در دولت گذشته، سرانجام به قول کارگردان با حوصله اش موفق به دریافت مجوز شده است تا برای نخستین بار تبلیغ مستقیم دوبی، امکانات اقتصادی این شهر مانند سیتی سنتر، دانشگاه آمریکایی ها و خیابان آل مکتوم به راحتی به پرده سینماهای ایران کشیده شود.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در شرایطی که سینمای هالیوود با ساخت فیلم تاثیرگذار و موثر «بی وفایی» به دنبال ترساندن منطقی جامعه آمریکا و خانواده های این کشور از بی بندوباری های اخلاقی و خیانت به خانواده در زندگی یانکی هاست، در این سوی جهان و در پناه فرهنگ اصیل ایرانی، برای نخستین بار با مجوز وزارت ارشاد فیلمی در سینماهای ایران به نمایش درآمده که به صورت عملی راه های مختلف ضبط تصاویر خصوصی از افراد، راه های وسوسه زنان شوهردار و روش های خیانت را به زنان شوهردار آموزش داده و متاسفانه تا امروز نه کسی در وزارت ارشاد متوجه این ماجراهای آشکار شده و نه منتقدی برایش صرف می کند که با این محصول 100 درصد اقتصادی و تبلیغاتی مقابله فرهنگی کند!

در این فیلم سراسر اغراق و بزرگ نمایی شده از جذابیت های ساختمانی، تزیینی و ژورنالیستی دوبی که با شعارهای اقتصادی به نفع سرمایه گذاری خصوصی برای این بندر همراه است، یک سری اتفاق بی سر و ته بهانه ای می شود که موضوع ازدواج پسران در قفس امروزی با زنان مسن در هوس دیروزی به روایت تصویر کشیده شود.

داستانی که در سراسر آن روش های سوء استفاده از زنان به شیوه های گوناگون آموزش داده می شود و چقدر جالب است که سازمان های غیر دولتی دفاع از حقوق بانوان و سینه چاکان حقوق فمنیستی حتی ذره ای هم از محتوای این فیلم دلخور و آزرده نمی شوند!

البته شاید فضای فانتزی و ویترینی این فیلم حتی توانسته شوالیه های حقوق فمنیستی را هم خام کند تا کسی از وزارت ارشاد جمهوری اسلامی سوال نکند، به چه ارزشی چنین محصولاتی را بر پرده سینما آورده و زندگی اجتماعی خانواده ها را به مخاطره می اندازید؟

آیا به صرف نشان دادن اتومبیل گران قیمت «فراری» و «لامبورگینی»، یک خانم با دست های آرایش شده حنای مراکشی، چادر عربی که یک جفت چشم فقط از آن معلوم است، موسیقی های تند عربی، ضرب آهنگ تدوین تصاویر با مراکز تجاری دوبی، شعارهایی مانند: دوبی به مراتب بهتر از ترکیه است، در دوبی هر چیزی پیدا می شود، اینجا پر از رستوران های ایرانی است! یا بدتر، جمله وقیحانه؛ نباید با این یائسه ها زندگی کرد، باید این ها را سر کیسه کرد! می توان یک فیلم سینمایی اجتماعی و اخلاقگرا را به پرده نقره ای سینماهای وزارتخانه اصولگرا آورد؟!

در بخشی از این فیلم سراسر توهین و افترا به زنان بزرگ ایرانی که در محتوای فرهنگی دست کمی از محصول آمریکایی پسند «پرسپولیس» و فیلم ضد ایرانی «300 » ندارد، دو پسر یا بهتر بگوییم، دوست پسر دو زن بیوه متمول در پی حادثه ای با هم آشنا شده و با سوار کردن یک سری کلک های عاشقانه و دوستی های غیر مشروع و البته اظهار محبت های غیر متداول با فرهنگ ایرانی و بیشتر شبیه فرهنگ کشورهای غربی، زنان عقدی خود را وارد بازی کثیفی می کنند.

در این بازی این زنان در پس نمایش های ظاهری مجبور می شوند به شوهران خود خیانت کرده و مراحل این شکسته شدن حریم های اخلاقی با دوربین مخفی ضبط می شود تا از آنها ضمن اخاذی، طلاق شرعی گرفته شود و در مقابل قهرمانان خوشگل و خوش تیپ با درآمد هنگفت این کار در دوبی رستوران بزنند!

این موضوع ها در شرایطی به راحتی به تصویر کشیده شد که جامعه ایران سال گذشته چندین مورد حادثه تلخ در انتشار فیلم های خصوصی پشت سر گذاشت و حتی دستگاه های فرهنگی و قضایی در یک مورد خاص و حساسیت برانگیز به دنبال راهکارهای برخورد منطقی و قانونی با این حرمت شکنان بودند.

اما در قامت چنین فیلم سینمایی به اصطلاح اجتماعی که تصاویر تبلیغاتی آن سراسر پایتخت را در اختیار گرفته، ضبط تصاویر غیر اخلاقی از یک زن شوهردار به صورت کامل آموزش داده شده و حتی در برخی از لحظات بازیگران چنان با قدرت، راه های تنظیم زاویه دوربین و روش های فنی آن را اجرا می کنند که می توان حالت رضایت مندی مخاطب را در خنده های تماشاگران و صورت های هیجان زده آنها دید.

اما در نمونه مشابهی از یک فیلم آمریکایی که سینمای هالیوود آن را ساخته ، زنی راضی از زندگی با شوهر و پسرش که در حومه نیویورک ساکن است. برای خرید لوازم تولد پسرش راهی مرکز شهر می شود. 

در این میان حادثه ای موجب می شود، او وارد خانه پسر جوان فرانسوی شود که در نهایت به زوال اخلاقی و خیانت او به شوهرش ختم می شود، شوهر در مقابل برای اعاده حیثیت خود پسر فرانسوی را می کشد و پس از اینکه پلیس از پس اثبات جرمش برنمی آید، تصمیم می گیرد برای نجات زندگی اش راهی مکزیک شود.

در این فیلم تکان دهنده که در لحظاتی وجدان درد آشکار از انجام یک گناه بزرگ را به نمایش کشیده و سعی دارد آن را به مخاطب القا کند، کارگردان با هشیاری تمام برای سکانس پایانی دو نتیجه گیری کرده و حتی در نسخه DVD  سکانس سفر به مکزیک در متن اصلی فیلم قرار داده شده و برداشت دومی به عنوان سکانس حذفی باقی می ماند.

در برداشت دوم از سکانس پایانی مرد ضمن آرزوی روزهای خوش برای خانواده اش در برابر چراغ قرمز اداره پلیس از ماشین پیاده می شود تا خودش را به پلیس معرفی کند.

جالب است که در ینگه دنیا که دوستان حتی ذره ای مردم و هنر آنها را به دینمداری و فرهنگی بودن قبول ندارند، این گونه ظریف یک بحران اجتماعی به تصویر کشیده می شود، ولی در کشور ما که فرهنگ های مهاجم هر آن منتظر حمله به سوی سرمایه های اخلاقی و اجتماعی ما هستند، این گونه براحتی ناموس فروشی و خیانت را آموزش داده و در قالب فیلمی جذاب برای نوجوان و جوانان، آینده کشور را به مخاطره می اندازیم.

آیا به واقع وزارت ارشاد قبلی حق نداشت که 3 سال پیش مجوز اکران به این فیلم نداده بود؟!

نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |
با وجود انتقادهاي متعدد از صداوسيماي جمهوري اسلا‌مي، رويه شبكه سوم سيما براي دريافت تصاوير تلويزيوني از شبكه‌هاي خارجي و پخش آنها بدون خريدن حقوق تلويزيوني همچنان ادامه دارد.

به نظر مي‌آيد اين رويه ديگر نه‌تنها مسابقات فوتبال اروپايي، بلكه حالا‌ مسابقات تيم‌هاي ملي را هم شامل مي‌شود. بعد از اينكه شبكه 3 فينال مسابقات فوتسال قهرماني آسيا بين ايران و ژاپن را به خاطر اينكه حقوق پخش مستقيم اين بازي را از ژاپني‌ها نخريده بود، پخش نكرد، بازي دوستانه تيم ملي فوتبال مقابل مكزيك هم روز يكشنبه به همين دليل با تاخير، با كيفيتي نازل و بدون صداي عادل فردوسي‌پور كه به‌عنوان گزارشگر به سن‌‌لوئيس رفته بود، پخش شد. ظاهرا شبكه سوم نتوانست ترفندي بزند تا صداي فردوسي‌پور را كه چند ثانيه جلوتر بود، با تصوير هماهنگ كند. نكته جالب توجه اين است كه شنيده مي‌شود صداوسيما تصاوير اين بازي را از كانال ورزشي <پي‌اس‌‌سي> ‌(Persian sport channel) كه روي شبكه <جام‌جم اينترنشنال> لس‌آنجلس پخش مي‌شود، گرفت. ظاهرا خود پي‌اس‌سي هم تصاوير را از يك شبكه مكزيكي گرفته كه به دليل پخش تبليغاتش، در جريان بازي، شبكه 3 مجبور شد صحنه‌هاي آهسته تكراري پخش كند. اگر صداوسيما حقوق پخش تلويزيوني اين مسابقه دوستانه را از فدراسيون فوتبال مكزيك مي‌خريد، آنگاه در ايران هم علا‌قه‌مندان مجبور نبودند بيدار بمانند تا بازي را ساعت 5/3 صبح به وقت تهران تماشا كنند. چون احترام به خواسته مشتري در بازار حقوق تلويزيوني هم مستثني نيست و در صورت خريد حقوق پخش بازي، فدراسيون فوتبال مكزيك هم طوري برنامه‌ريزي مي‌كرد كه ساعت پخش در ايران هم مناسب‌تر باشد.

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |
تندباد در گلوگاه نفت جهان


تنگه هرمز در انتظار شديدترين تندبادي است که شبه جزيره عربستان در 60 سال گذشته به خود ديده و قيمت نفت در همين حال رو به افزايش است. روزانه بخش عمده اي از نفت جهان که در کشورهاي حاشيه خليج فارس توليد مي شود، با عبور از تنگه هرمز، جهان را تغذيه مي کند و تندباد حاره اي موسوم به گïنو در دومين روز فعاليت اش در اين حوزه نفت خيز، پس از درنورديدن عمان در ساحل جنوبي درياي عمان با حرکت به سمت شمال غرب به تنگه هرمز و آب هاي ايران نزديک مي شود.

آخرين گزارش ها حاکي از آن است که قيمت هر بشکه نفت چهارشنبه به 71 دلار رسيد که بالاترين رقم در دو هفته اخير به شمار مي رود. اين افزايش قيمت به تعطيلي بندر فحل و پايانه سور براي دومين روز متوالي نسبت داده مي شود. بندر فحل تنها محل بارگيري تمام صادرات نفتي عمان به شمار مي رود و تعطيلي دو روزه آن براي بازار نفت به معناي از دست دادن روزي 650 هزار بشکه نفت خام است. پايانه سور نيز سالانه 10 ميليون تن گاز مايع طبيعي توليد مي کند و از منابع اصلي درآمد عمان محسوب مي شود.

روز گذشته منوچهر تکين تحليلگر مسائل خاورميانه در مرکز مطالعات انرژي جهاني در لندن در مصاحبه آسوشيتدپرس از نگراني جهان از تاخير در بارگيري نفت کش ها سخن گفت و تاکيد کرد؛ «روزانه بين 17 تا 21 ميليون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور مي کند و حتي اگر تنها چند فروند از اين نفت کش ها دچار مشکل شوند و حرکت آنها به تاخير بيفتد اين به معناي کاهش عرضه در بازار جهاني نفت و افزايش قيمت آن خواهد بود.» عربستان سعودي که بزرگترين توليدکننده نفت در جهان به شمار مي رود، به رغم اين که در مقايسه با همسايه شرقي خود، عمان، از صدمات اين تندباد مصون است، سه شنبه اعلام کرد حرکت اين تندباد و تاثيرات آن را به دقت تحت نظر خواهد داشت و در صورتي که دامنه توفان گنو عربستان را نيز دربر بگيرد، اين کشور پيشاپيش نقشه اضطراري براي مقابله با آن آماده کرده است.

امارات متحده عربي نيز که يکي ديگر از اعضاي سبد نفتي اوپک است از روز سه شنبه دستخوش تاثيرات توفان گنو شده است و به ويژه در بندر فجيره که سومين سکوي بارگيري نفت و سوخت جهان به شمار مي رود، دچار مشکلاتي شده است. در اين بندر تمامي عمليات بارگيري سوخت لغو شده است و تنها به کشتي ها اجازه داده مي شود در اين بندر کناره بگيرند.

اکنون با حرکت اين تندباد به سمت ايران، به رغم کاهش سرعت آن تا 175 کيلومتر در ساعت، پيش بيني مي شود قيمت نفت باز هم دستخوش تغييرات چشمگيري شود. علاوه بر اين تلاطم دريا همچنان تردد کشتي ها را در خليج فارس و درياي عمان پرخطر ساخته است و رساندن محموله هاي نفتي را فارغ از مقوله بارگيري با مشکل مواجه کرده است.

در بعد انساني ماجرا نيز توفان گنو چهارشنبه شرايط جوي عمان را تحت تاثير قرار داد و مقامات عماني را واداشت هزاران سکنه سواحل اين کشور را به مناطق امن منتقل کنند. تاثير اين تندباد در مسقط پايتخت عمان به صورت بارش شديد باران بود. مقامات عماني با پيش بيني اين وضعيت تمامي مدارس و ادارات دولتي را تعطيل کرده و ساختمان هاي آنها را براي پناه دادن به افرادي که بر اثر توفان آواره مي شوند، آماده کردند.

در عمان، گنو موجب شد تمام عمليات بندر سوهار، در 190 کيلومتري شمال مسقط، متوقف شود و 1100 نفر کارگر و کارمند اين بندر به منطقه ديگري منتقل شوند. فعاليت هاي پالايشي و پتروشيميايي در پالايشگاه سوهار نيز تا پايين ترين سطح ممکن تقليل داده شده تا از بروز هر گونه سانحه اي جلوگيري شود. 60 هزار سکنه اين شهر که در نزديکي ساحل زندگي مي کردند محل سکونت خود را از بيم موج هاي بلند و سيلاب ترک کرده و به مناطق امن گريخته اند.

«ديرک يان دووينک»، سخنگوي سازمان بندر سوهار، ظهر چهارشنبه در حالي که عمان هنوز دستخوش بادها و امواج توفان بود، دراين باره گفت؛ «اين مردم قدرت دريا را به خوبي درک کرده اند و کاري که مي کنند درست ترين واکنش است. بسياري از آنها هم اکنون خانه هاي خود را تخليه کرده اند و ديگران هم در حال گريز هستند.»

بر اثر اين توفان ظهر چهارشنبه برق مسقط قطع شد. سرعت باد زماني که باعث قطع خطوط برق رساني در پايتخت عمان شد، حدود 100 کيلومتر در ساعت بود. در همين حال تلويزيون عمان فيلم هايي از شهرهاي مختلف اين کشور پخش مي کرد که خيابان ها و ساختمان ها را در حالي که در آب فرورفته بودند، نشان مي داد.

در همين حال علي بن غفار بن محمديکي از مسوولان وزارت بهداشت و سلامت عمان از مشکلات گروه هاي امدادي در رساندن خدمات به مناطق آسيب ديده خبر داد و گفت؛ «حتي هلي کوپترها هم در اين شرايط قادر به پرواز نيستند و اين وضعيت را بسيار سخت کرده است.» علي بن غفار ظهر چهارشنبه در شرايطي اظهار نظر مي کرد که در پي بارش هاي شديد، رانش زمين مسير کمک رساني به شهر العامرات را در نزديکي مسقط ساعاتي قبل مسدود کرده و مردم بحران زده شهر را در شرايطي نامساعد قرار داده بود.

همچنين به گفته حمد بن علي العبري، يکي از مسوولان فرودگاه بين المللي «سيب» در مسقط، تمامي پروازهاي ورودي و خروجي چهارشنبه به اين فرودگاه لغو شدند و تمامي هواپيماهايي که به سمت مسقط در حرکت بودند نيز به سمت فرودگاه هاي ديگري در کشورهاي مجاور هدايت شدند.

مقامات نظامي امريکا که در خليج فارس مستقر هستند پيش بيني کرده اند که اين توفان بين 48 تا 72 ساعت آينده بسيار ضعيف مي شود. اين توفان که روز سه شنبه از لحاظ قدرت در رده توفان هاي خطرناک از مقوله 5 دسته بندي مي شد امروز توانش تا مقوله يک کاهش يافته است.
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |

جنگ سرد بين اتحاد شوروي سابق و ايالات متحده، بسيار ساده و مستقيم بود؛ قدرت نظامي تقريبا در حد متعادلي قرار داشت؛ هر دو طرف با هم بحث مي‌كردند؛ از يكديگر مي‌ترسيدند و داستان‌سرايي‌هايي را در مورد هم انجام مي‌دادند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «مسكونيوز»، جهان از اين رويارويي به خاطر وابستگي به منطق طرفين، جان سالم به در برد. ما از رخدادها و يا سوءتفاهم‌ها مي‌ترسيديم، اما باور داشتيم كه تمايل به بقا باعث خواهد شد هر دو طرف، زماني دوباره با هم بجنگند. رقابت به صحنه نظامي، ايدئولوژيك و نمادين كشيده شده بود و تنها دو رقيب بودند كه ديگر كشورها از آنها حمايت مي‌كردند.

امروزه شكل ديگري از آن جنگ سرد در جريان است. مواضع خشمگينانه، اقدامات تحريك‌آميز و زير سؤال بردن مقاصد اهداف طرفين، موارد اصلي بحث كنوني است. طرفين اعتمادي به هم ندارند. آرايش سياسي در انگليس، فرانسه و آلمان با توجه به تغييرات بزرگ در روسيه و موضع آمريكا در به شمار نياوردن چين و هند به عنوان دو قدرت جهاني، موضوع را پيچيده‌تر كرده است، اما جنگ سرد جديد، متفاوت است. آمريكا قصد احداث پايگاه‌هاي موشكي را دارد كه ارزش نمادين آنها بسيار بيشتر از ارزش نظامي آنهاست و نيز با توجه به قانون «Jackson-vanik» تصويب عضويت روسيه در سازمان تجارت جهاني را به تعويق مي‌اندازد. رهبران جديد در اروپا، به دنبال جايگزين‌هايي براي كشورهايي هستند كه به دنبال رابطه نزديك‌تر با روسيه‌اند.

اقدامات روسيه عليه اعضاي جديد اتحاديه اروپا مانند ممنوعيت ورود گوشت از لهستان و ممنوعيت‌هاي بازرگاني، حملات اينترنتي احتمالي عليه «استوني»، و توقف جريان نفت روسيه به ليتواني به همراه كل اروپا و آمريكا نيز از جمله ديگر مشكلات است.

در همين حال، اعضاي سابق اتحاد شوروي مانند گرجستان و اوكراين در صف عضويت در كلوپ غربي‌ها هستند.

اروپا هنوز هم مردد است. وابستگي سابق به حمايت‌هاي نظامي آمريكا عليه اتحاد شوروي، تبديل به وابستگي آنها به منابع انرژي دشمن سابق خودشان شده است. با رشد اتحاديه اروپا يورو، قدرت اقتصادي آلمان، شركت‌هاي اروپايي و بازارهاي مالي لندن اروپا، خود را به قدرتي بي چون و چرا تبديل كرده و اين تعريف جديد به فاكتور رواني اروپا براي نقش‌آفريني بدل شده است. اروپا وابستگي را دوست ندارد، اما مي‌داند كه آينده اقتصادي آنها به ذخاير روسيه وابسته است. آلمان هم‌اكنون 40 درصد گاز و 30 درصد نفت خود را از روسيه تأمين مي‌كند كه تا سال 2025 به 60 درصد افزايش خواهد يافت.

درواقع هرچند روسيه هم به اندازه نياز اروپا به نفت و گاز آن، نيازمند بازارهاي اروپايي است، اين قدرت را داشته تا به اين روند، جهت دهد. حال آن‌كه آنچه بيش از همه اروپا را اذيت مي‌كند، اين است كه هيچ جايگزين كوتاه‌مدت ديگري براي آنان وجود ندارد. آنها اراده سياسي لازم براي اتحاد و پيشبرد سياست‌هاي انرژي و يا سيستم دفاعي مشترك را ندارند. براي آمريكا جنگ سرد با كاهش قدرت رهبري آنها نسبت به گذشته همراه است. آمريكا هم‌اكنون قدرتي منزوي است كه قدرت آن نيز در مرحله شروع به زوال است. حدود قدرت نظامي آمريكا هم در عراق و افغانستان تعريف شده است.

آمريكا كه با توجه به افزايش نيازهايش به واردات نفت و افزايش بدهي‌هايش با وابستگي رو به افزايش روبه‌روست نيز اراده سياسي لازم براي حفظ موقعيتش به عنوان تنها ابرقدرت جهان را ندارد، اما چيزي كه تغيير نكرده، ناتواني آمريكا در پيش‌بيني حركات ديگران است. آمريكا سال‌ها عادت كرده بود ديگران تنها به سياست‌هايش واكنش نشان دهند، نه آنها را شكل دهند.

اظهارات جديد پوتين در مونيخ و به دنبال آن مقايسه آمريكا با رايش سوم، مقامات آمريكايي را شوكه كرد. آنان با وجود هوگو چاوز و احمدي‌نژاد با اين لحن آشنا بوند، اما نه از جانب پوتين.

امروز اين ايده كه روسيه نه غربي است و نه شرقي و يك موجوديت مستقل دارد، دوباره قدرت گرفته است. نظرسنجي‌هاي اخير، بيان مي‌كند كه روس‌ها هم‌اكنون خود را جداي از اروپا مي‌دانند و نيمي از آنها حتي اروپا را تهديد مي‌دانند.

اما چيزي كه در جنگ سرد جديد غرب را نگران كرده، اقتصاد ملي روسيه و منافع آن است و كنترل كرملين بر ذخاير آسياي ميانه، معادلات را به نفع روسيه بر هم زده است.

و اين بار بحث به جايي رسيده است كه به گزارش «CNN»، گورباچف ابراز اميدواري كرده، بار ديگر جنگ سردي آغاز نشود.

وي با اشاره به نظرسنجي‌ها در چك، مبني بر مخالفت 70 درصد مردم با احداث سپر موشكي آمريكا در كشورشان، خواسته، آمريكا از اين هدف خود بازگردد.

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |

مي شوند

مساله دختر و پسر بودن
 
 
چند روز پیش معاون آموزش وزیر علوم درگفتگو با ایسنا خبر داده بود در بعضی از شهرهای کشور از جمله قم و مشهد دانشگاه دخترانه تاسیس می شود . این در حالی است که نسبت دانشجویان دختر به پسر کم کم از شش به چهاردهم بيشتر مي شود و زمزهايي (و گاه فراتر از زمزمه )برای سهميه بندی جنسيتي در رشته های خاص به گوش مي رسد که عده ای از آن به عنوان قرار دادن رشته های سطح بالا در انحصار مردان ومحصور کردن دخترها به دانشگاه هاي دخترانه ياد مي کنند. آنچه صاحب نظران را نگران مي کند اين است که گسترش دانشگاه هاي تک جنسيتي و به خصوص دخترانه،روند زنانه و مردانه شدن يا به عبارتي تفکيک جنسيتي را تندتر کند ونهايتاً منجر شود به کشيده شدن ديواره هاي بزرگ اجتماعي ميان دو جنس زن ومرد.
دختر و پسرها کي قرار است همديگر را بشناسند؟
براي جويا شدن نظر دانشجويان درباره اين خبر سراغ  دانشکده زبان دانشگاه تهران رفته ايم که اکثر دانشجويان آن دخترند و درميان دانشکده هاي دانشگاه تهران به دانشگاه دخترها معروف است . آنچه با شنيدن اين خبر به فکر دانشجو ها مي رسد ،کاملا خلاف چيزي است که معاون وزير گفته ، اکثر دانشجويان به جاي اينکه به خاطر ايجاد امکان براي تحصيل دختران  خوشحال شوند از جداسازي دختر و پسر ناراحت مي شوند.
شيرين وطن دوست دانشجو زبان و ادبيات ايتاليايي  صدرصد با اين طرح مخالف است . او معتقد است :این طور جدا سازي  در جايي مثل بيمارستان ها معقول است اما در دانشگاه نه. بايد ديد هدف چنين تفکيکي چيست ؟دانشگاه اشل کوچک جامعه است و اگر امروز دانشگاه ها جدا شوند ، فردا بايد شاهد تفکيک در جامعه باشيم.
مهرناز شفيعيان هم کلاس او معتقد است : بالاخره دختر وپسر کي قرار است همديگر را بشناسند ؟ منظورم شناخت براي دوستي و ازدواج نيست. منظور شناخت جنس مخالف با روحيات و عقايدش است . دانشگاه مي تواند سالم ترين واخلاقي ترين محيط برای شناخت دختر و پسر باشد . در چنين محيط هايي رقابت به وجود مي آيد رقابتي که سطح علمي را بالا مي برد.
فرزانه فيروز کوهي پارافراتر مي گذارد و مي گويد :از همان اول نبايد دو جنس را ازهم جدا کنند . اگر دختروپسر از ابتدا با هم باشند به حضور هم دراجتماع عادت مي کنند تعاملات مناسبت تري نسبت به زماني که از هم جداهستند خواهند داشت
اعظم شيری هم مثل دوستش فکر مي کند و مي گويد:ديگر زمان اين طرح ها گذشته است.
کتايون جان زمين تنها کسي که به (( ايجاد امکان تحصيل براي دختران )) اشاره مي کندو مي گويد : خانواده های سنتي زياد وجود دارند که اجازه نميدهند دخترشان با هيچ نامحرمي حتي حرف بزنند در نتيجه اجازه نميدهند برای تحصيل به دانشگاه بروند. چون در دانشگاه چيزي به نام (( پسر)) وجود دارد . از اين نظر تاسيس اين دانشگاه ها نکته مثبت دارد.اما اين دانشجويان بايد فکر کارکردن در جامعه را از سر بيرون کنند، مگر اينکه در ادامه اين طرح، براي ايجاد فضا کارهاي زنانه هم فکري شود.
 
مفهوم دانشگاه تک جنسيتي را اشتباه گرفته اند
 
دانشگاه های تک جنسيتي مختص به ايران نيست.در ايالات متحده هفت دانشگاه دخترانه وجود دارد اما مفهوم اين دو دانشگاه کاملا متفاوت است.
شيرين افضلي دانشجوي رشته کارشناسي ارشد مطالعات زنان به اين نکته اشاره می کند و توضيح مي دهد :  دردانشگاه هاي تک جنسيتي کشورهاي پيشرفته ، نظير آنچه در آمريکا هست ،به دختران ديدگاه جنسيتي آموزش مي دهند . رشته هاي آنها خاص است  و به گونه است که اعتماد به نفس و توانايي آنها را افزايش مي دهد.البته اين طور نيست که استاد مرد نداشته باشند ، کادر اداری شان کاملاً زنانه باشند و هيچ مردي نتواند وارد دانشگاه شود. بر عکس دانشجويان دختر مي توانند در کلاس هاي مشترک با پسرها هم شرکت کنند. او به عنوان تحقيق درسي درباره دانشجويان الزهرا مطالعه کرده است : اکثرشان از جو دبيرستاني دانشگاه گله دارند و معقتدند جو دانشگاه خموده است .
نسرين جنبه هاي مثبت چنين دانشگاه هايي را نيز متذکر مي شود : البته نبايد فراموش کرد اگر الزهرا وجود نداشت بعضي از دختران تيز هوش وکوشا به خاطر محدوديت هاي خانوادگي از تحصيل محروم مي شدند.اما فراموش نکنيم اين فرهنگ است بايد کم کم مترقي شود جدا کردن دانشگاه ها باعث مي شود ساختارازدواج سنتي شکسته نشود و شوهر اولين مرد باشد که زن در زندگي اش مي بيند.او درباره رشته هايي که قرار در اين دانشگاه ارائه شود پيش داوري نمي کند و مي گويد : فقط اميدوار است که رشته هاي کودک ياری و همسرداری ارائه نشود . اما اميدوارم  رشته هاي مرتبط با علوم انساني که بازار کارخوبي ندارند ارائه نشود و اين طرح در راستاي سهميه بندي جنسيتي ، که مردها برای انتخاب در رشته هاي فني به زن ترجيح مي دهد نباشد. نکند تاسيس دانشگاه هاي دخترانه ،خانواده را تشويق کند که دخترشان فقط به اين  دانشگاه ها بفرستد.نسيم سرابندی دانشجوي رشته جامعه شناسي هم با اين طرح مخالف است و مي گوید : همانطور که اتوبوس و مترو وصف هاي نانوايي و .. جدا است دانشگاه ها را هم جدا مي کنند تا ارتباط بين دوجنس مخالف از بين برود، حال آنکه فضاي دانشگاه فرصتي است که دو جنس پس از سال ها دوري مي توانند با هم رقابت  گفتگو و بحث بپردازند . آیا بهتر نِيست بودجه اي که قرار است صرف ساخت اين دانشگاه ها شود به مصرف دانشگاه هاي موجود برسد که امکانات کمي دارند ؟ . نسيم معتقد است اين طرح نه تنها به نفع دخترها نيست بلکه به ضرر آنها است و در ادامه مي گويد : هر تلاشي که براي تفکيک در جامعه مشکلات اجتماعي را زياد تر مي کند. اگرقرار است محيط اين دانشگاه زنانه باشد ، محيط رقابتي نابود مي شود و سطح علمي پايين مي آید. اين طرح به نظر من ادامه جدا کردن کلاس ها و راهرو هاست.
 
ماجرای دانشگا الزهرا
 
الزهرا تنها دانشگاه دولتي دخترانه است که مورد انتقاد بسياري قرار گرفته است و عده ايي  آن را تجربه اي ناموفق در دانشگاه هاي تک جنسيتي مي دانند. الزهرا در 1343 تاسيس شد و با 90 دانشجو به نام (( مدرسه عالی دختران )) آغاز به کار کرد و علاوه بر رشته هاي مترجمي زبان هاي خارجي،منشي گري، روانشناسي، تدريس و خانه داري را نيز در برنامه فعاليت هاي خود قرار داد .در 1354 مدرسه عالي دختران تبديل به دانشگاه شد و از سال 1356 در قالب مجموعه اي از چهار دانشکده علوم پايه ، ادبيات و علوم انساني ، علوم مديريت و اقتصاد در آمد. بعد از انقلاب مدرسه عالی دختران به  الزهرا  تبديل شد. درسال 1373 دانشکده هاي علوم تربيتي  وروانشناسي ، تربيت بدني ، علوم ورزشي و فني و مهندسي  هم به مجموعه دانشکده الزهرا اضافه شدو درسال 1380 نيز با تفکيک چند دانشکده تعداد دانشکده هاي الزهرا به عدد هشت رسيد .زمين الزهرا را خيري همان چهل سال پيش وقف دختران کرده بود. به خاطر همين تلاش ها زهرا رهنورد رييس سابق دانشگاه الزهرا براي پذيرش دانشجوي پسر، به دليل مغايرت با شرع بي نتيجه ماند. رهنورد آرزو داشت زنان به آزادي بيان و قلم و انديشه برسند و درپرتو آموزهاي مدرن دنياي معاصر و مبين اسلام متعالي شوند.
هدي مقدم فارغ التحصيل رشته اديان  و عرفان دانشگاه الزهرا مي گويد : دانشجويان در دانشگاه ما همه دخترند.استادان وکادر اداری هم غالبا دخترند . چادر هم از پيش از آمدن خانم رهنورد اجباري بود . فضاي دانشگاه بيش از حد تک جنسيتي است . در حالي که در دانشگاه به عنوان يک محيط علمي بايد دو جنس زن و مرد وجود داشته باشند، چون ديدگاه هاي آن متفاوت است  و ديدگاه متفاوت بحث و جدل ، بحث و جدل پويايي دانشگاه را به دنبال دارد. ما حتي براي ترتيب دادن همايش هاي علمي مشکل داريم . چون حضور مردان در دانشگاه تابو به شمار مي آيدحتي اگر اين مردان از دانشگاه هاي ديگر بيايند.
طاهره ميرزايي هم به عنوان کسي که درالزهرا درس مي خواند مشکل دانشگاهش را در نبودن فرصت برای تعامل سالم با جنس مخالف مي داند و  مي گويد  : از نظر علمي فکر نمي کنم بين ما و دانشگاه ديگر تفاوتي وجود داشته باشد تنها مورد اين است که دانشجويان ما بعدها احتمالا در برخورد با جنس مخالف به مشکل برمي خورند
دکتر ليلا هوشنگي استاد دانشگاه الزهرا اجراي تاسيس دانشگاه دخترانه را مستلزم تحقيق و آمارگيري دقيق مي داند و مي گويد : الزهرا مورد ويژه ای است که به خاطر مسائل شرعي  ووقفی بودن منحصرا به دخترها اختصاص داده شده اما بايد ديد به لحاظ جامعه شناسي و روانشناسي آيا اين کار درستي است. برای من به عنوان يک استاد تدريس در دانشگاه تک جنسيتي راحت ترا است چون کلاس را آسان تر و بهتر اداره مي کنم. اما بايد به تحقيق به روحيات دانشجويان وخوبي ها و بدي هاي جداشدن آنها پرداخت و در نهايت تصميم گرفت.
يک حقوقدان معتقد است طرح ايجاد دانشگاه های دولتي دخترانه دو هدف اصلي دارد : اولين هدف جداسازي جنسيتي است  ومساله اين است که دختر وپسر از لحاظ فيزيکي از هم جدا شوند .
دانشگا الزهرا یک استثنا است . قبل از انقلاب و در اوايل آن کشوري داشتيم که کمتر سراغ آموزش عالي مي رفتند و ايجاد دانشگاه دخترانه خانواده را تشويق مي کرد که دخترشان را به دانشگاه بفرستند. اما حالا که 66 درصد دانشگاه هاي دخترند ايجاد دانشگاه دخترانه ضرورتي ندارند .در نتيجه دانشگاه دخترانه ايجاد مانع و مصداق تفکيک جنسيتي در فضاي اجتماعي است.
وی در ادامه مي گويد : دليل دوم کمبود ظرفيت دانشگاه و اشغال آن توسط دخترها مي داند. با ايجاد دانشگاه دخترانه که احتمالا سطح پايين يا متوسطي خواهند داشت و با رفتن دخترها به اين دانشگاه ها مراکز عالي با کيفيت تر براي پسر ها خالي می شوندو کم کم دانشگاه ها پسرانه و دخترانه خواهند شد.
وی در پایان می گويد : تجربه ثابت کرده ه از وعده يک طرح تا اجراي شدن آن زمان طولاني طول مي کشد ، اما اينک جدا شدن کلاس ها و کتابخانه ها و سلف ها و راهروها به جدايي دانشگاه بينجامد دغدغه ايی است که برای مدت کوتاه هم تحملش سخت است.
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت توسط امیرحسین| |
==== منبع کد اهنگ گرگان نت

بهترین ها در گرگان نت ====