کپی رایت ماله بدبخت بیچاره هاست؛ کی به کیه؟!
حمله گروه هاي فشار به ستادهاي مير حسين ادامه دارد گروه سياسي - اميد محدث: شب گذشته در هنگام پخش فيلم تـبليغاتي دكتر احمدينژاد، 2 ستاد بزرگ حاميان مهندس موسوي در تــهــران تــوســط افـرادي ناشناس و لباس شخصيهاي بيسيم به دست تخريب و تعطيل شد. با آنهايي كه دوستشان داريم ادامه از صفحه اول خبر ميرحسين موسوي: رقابت در انتخابات، بهدليل دامنه گسترده آن و بهدليل شوري كه ميآفريند، شيرينترين نوع رقابت است. چراكه پيروزي در اين رقابت براي هواداران رقبا شرايطي را فراهم ميكند كه چه بسا سالهاي سال اثر اين پيروزي در كام علاقهمندان به برنده رقابت بماند و از آن متنعم شوند اعم از نعمت مادي يا نعمت معنوي. اما اگر بر صفحه اين رقابت، سنگي فرود آيد و تركشهايي بسازد كه هواداران را زخمي كند، اين شيريني تبديل به تلخي ميشود و اولين ثمرهاش اين ميشود كه بيتفاوتها و نيروهاي اجتماعي بيعلاقه به مشاركت در سرنوشت خود، تصميمي به حضور در صحنه نخواهند گرفت و آرا را به نفع تماميتخواهان و مخالفان مردمسالاري رقم ميزنند براي انتخابات رياستجمهوري دهم، دو نامزد از جناح اصلاحطلب وارد رقابت شدهاند كه هر كدام طرفداراني را گرد آورده و سعي ميكنند زمينههاي كسب آرا بيشتر را فراهم سازند. ناگفته پيداست كه هر جناحي از جمله اصلاحطلبان بايد حداقل دو نامزد، تا روزهاي آخر تبليغات داشته باشد. اگر توانستند در واپسين روزهاي انتظار، يكي از آنها به نفع ديگري كنار رود، زهي سعادت و خوشبختي، اما اگر چنين سعادتي نصيب اصلاحطلبان نشد، ايجاد كدورت بين هواداران اين دو نفر كمال بيانصافي است. شم سياسي، عقل را فرا ميخواند كه در مقابل جناح رقيب، آن هم در آستانه روزي كه قرار است مردم را با تمام توان به صحنه آورد، هواداران رقباي همفكر و هممرام، صبوري پيشه كنند و بههمديگر نپيچند. من نبايد براي بزرگان فكري جناح اصلاحطلب نسخه بپيچم، اما چه بايد گفت كه اين بزرگان و سرشناسان، متوجه شوند كه نبايد علاقهمندان خود را برنجانند؟ فرض كنيم 30 سال است كه در ذهن و دل آقاي محمود دولتآبادي، نويسنده شناخته شده در حوزه ادبيات داستاني، مساله انقلاب فرهنگي، چون نقطه رنجآوري خانه كرده است و فرض كنيم كه در وجود دكتر عبدالكريم سروش، دانشمند پرآوازه در حوزه شناخت، ارادهاي وجود دارد كه نميخواهد بر تاريخ انقلاب اسلامي و عملكرد دوران ميانسالياش به ويژه در امر انقلاب فرهنگي، اعم از شروع آن و ستاد آن و شوراي آن، چشم بربندد. حال اين دو چهره سرشناس، براساس معادلات سياسي امروز و با جمعبندي تمامي محاسن و معايب نامزدهاي مقام رياستجمهوري، يكي به مهندس موسوي و يكي هم به شيخ مهدي كروبي، تمايل پيدا كردهاند. اين دو براي اثبات حقانيت خود در گزينش راه سياسي پيش رو، دلايلي دارند و عليالظاهر به روال گذشته، براي اين گزينش انديشهها كرده و چون هر دو انديشمندند، نميتوان و نبايد در چند روزه انتخابات خرده گرفت، اما ميتوان لختي بر جگر دندان گذاشت تا اصلاحطلبان با آرامش و بدون رنجش وزن خود را بيابند و برنامههاي خود را عرضه نمايند، آنگاه در جلسات متعدد تاريخي نشست و مقصر و متبكر و قاصر و عامل و باني در انقلاب فرهنگي را پيدا كرد و به حسابشان رسيد. يا جايزه داد يا بيچارشان كرد. باز فرض كنيم كه احتمالا انتخابات به مرحله دوم ميرسد و هر دو نامزد اصلاحطلب در آن مرحله به رقابت ميپردازند، آنگاه توپخانه مكتوب دو سنگرنشين ميدان منازعات تاريخي از شليك باز نايستد و آتش افروزتر شود، يا فرض كنيم كه يكي از نامزدهاي اصلاحطلب با يكي از نامزدهاي محافظهكار به مرحله دوم راه يافتند. در اين صورت، دو توپخانه در يك سنگر قرار ميگيرند و آتشدان آنها خاموش ميشود، اما و صد اما كه وجود دشمن مشترك اين دو مرد سرخم ناكرده در مقابل قدرتها، ديگر فرض نيست و واقعيت تحملناپذيري است كه در هتاكي و پروندهسازي به هيچكدام رحم نميكند. اين تهديدات كه به نيت ثواب شرعي صورت ميگيرد، غير از تهديدي است كه بگومگوها و دل چركيها و احيانا خصومتهاي حاصل از دعواي سروش و دولتآبادي بين دوستداران و شاگردان اين دو استاد نهادينه ميشود. هواداراني و علاقهمنداني كه دوست ندارند وارد كارزاري شوند كه نتيجهاش شناسايي مقصران يك رخداد 30سال پيش است. آري، برادران! اين ديگر فرض نيست كه روزنامه بزرگ جناح راست و هوادار سرسخت احمدينژاد، با نازلترين عبارات و با امكانات متعلق به بيتالمال، اخباري را از نزاع قلمي و زباني دو شخصيت غيرسياسي اما فعال در عرصه فرهنگي، جعل كند و صدها نشريه هفتگي و ماهانه و حتي روزنامه ريزودرشت متعلق به مخالفان روشنفكري و ايضا رسانه ملي از آن مادر بزرگ- جريده كيهان- تغذيه كنند و بر هر بام و برزن، به قصد هتك انسانيت و هدم انديشه اصلاحطلبي، فرياد برآورند. اگر در يك جناح فكري مثلا اصلاحطلب، بيشتر از دو نامزد در صحنه حضور ميداشتند و هواداران اين نامزدها، فرصت تبليغات انتخابات را به جدل و بيحرمتي به يكديگر ميگذراندند، چه اتفاقي ميافتاد؟ اكنون كه دو نفر بيشتر نامزد نشدهاند چنين تلخياي وجود دارد و اگر هواداران موسوي و كروبي، زاويه اختلافات را بين اين دو نامزد محترم زيادتر كنند، به ضرر اصلاحات و به نفع جناح حاكم كه مملكت را به اين حال و روز انداختهاند نيست؟ اختلافات و بگومگوها نهتنها هيچ آرايي را وارد صندوق به نفع اين و آن نميكند، بلكه از آراي دو طرف ميكاهد. آيا اين وضعيت، به سود دشمنان روشنفكران اين مرزوبوم نيست؟ اگر هست بايد در رفتارمان تامل كنيم.
روابـط عمومي مركز تحقيقات استراتژيك در ايـن بـيـانـيـه كـه بعدازظهر جمعه در اختيار رسـانـههـا قـرار گـرفـت، از رئـيـس دولـت نهم خـواسـتـه اسـت «طـي روزهـاي آيـنده بهجاي هــرگــونـه فـرافـكـنـي، تـخـريـب و حـمـلـه بـه دولـتهـاي گـذشتـه درصـدد پـاسخگـويي به سؤالات مردم و نخبگان پيرامون وقايع دوران مـديـريـت خـود بـرآيند و بهجاي طرح مطالب نادرست; توضيحاتي درباره انبوه تخلفاتي كه از سـوي مـراجـع رسمـي نظير مجلس شوراي اسـلامـي، ديوان محاسبات و سازمان بازرسي كل كشور اعلام شده است، ارائه كنند.»
در بخشـي از ايـن بيـانيـه آمـده است: طي چـنــد روز گــذشـتــه مــوج تـازهاي از حمـلات بـيمحابا و غير منصفانه مسئولان ارشد دولت نهم به سياستهاي هستهاي نظام در فاصله ميان سالهاي 82 تا 84 آغاز شده است. روال گـذشـتـه تـاكـنـون ايـنـگـونـه بـوده كه روءساي مــحـتــرم جـمـهــور در دور دوم رقــابــتهــاي انـتخاباتي خود، همواره انباني پر از دستاورد و مـوفـقـيـت داشـتـهاند و كوشيدهاند فعاليتها، خـدمـات و دسـتـاوردهـاي خـود را با افتخار در پيشگـاه ملـت ايـران تشـريـح كنند. اكنون كه ظـاهـرائ انبان خالي برخي از مسئولان اجرايي، آنهـا را واداشتـه اسـت كه سياست فرافكني، تخريب گذشته و حمله به مسئولان پيشين را دنبـال كننـد; مـركـز تحقيقات استراتژيك نيز خـود را نـاچار ميبيند كه با هدف جلوگيري از تـحــريــف تـاريـخ، حقـايقـي را بـه استحضـار نخبگان و مردم بزرگوار ايران برساند.
در ادامه اين بيانيه آمده است: جناب آقاي دكـتــر احـمــدينــژاد طــي سـخـنـرانـيهـاي انتخاباتي خود در 10 روز گذشته و از جمله نطق تـلــويــزيـونـي دوشنبـه 4/3/88 حـداقـل در ســه نــوبـت بـه مـذاكـرات ايـران و سـه كـشـور اروپـايـي در مـهـرمـاه 1382 (مـعـروف به بيانيه سـعـدآباد) حمله كرده و تا آنجا پيش رفتهاند كـه آن بـيـانـيـه را «نـنگين» خواندهاند. جناب ايـشـان هـمـچـنـيـن ادعـا كـردهانـد كـه بـيانيه سـعـدآبـاد، مـلت ايران را در «ذلت» فرو برده، واقـعـيـت ايـن اسـت كه دقيقائ برخلاف ادعاي جـنـاب آقـاي دكـتـر احـمـدينـژاد و حـمـلات رســانــهاي طــرفــداران ايـشــان; مــذاكــرات سعـدآبـاد يكـي از نشانههاي پرافتخار تدبير و تعقـل در سيـاسـت خارجي جمهوري اسلامي اسـت. در شـرايطـي كـه بـه تعبيـر مقـام معظم رهـبـري جـبـهـهاي گـسـتـرده در مـقابل ايران شكل گرفته بود، مذاكرات سعدآباد نتيجهاي جـز تثيبت حقوق هستهاي ايران و شكست و نـاكـامـي آمـريـكـا و رژيـم صهيونيستي در پي نـداشـت و حـضـور بيسابقه وزراي خارجه سه كـشـور اروپـايـي در تـهـران و تـمـكـين آنها در مـقـابـل شـروط اصـلـي جـمهوري اسلامي نيز مطمئنائ جز «عزت ملي»، هيچ معناي ديگري نميداد.
ايـن بـيـانـيـه اضـافـه كـرده اسـت: حضرت آيـتالـلـه خـامـنـهاي در تاريخ 29/7/84 در خـطبههاي نماز جمعه تهران تاكيد كردند كه مـذاكـرات هـسـتـهاي از آغـاز بـا «حـكـمـت و مـشـورت» دنـبـال شـده و تـصـمـيـمـات انجام گرفته همگي بر اساس فكر جمعي بوده و هيچ گـاه يـك تـصـمـيـم فـردي نبوده است. ايشان فـرمـودنـد: «كـاري كـه در كشور چه در چالش بـيـنالـمـلـلـي مربوط به كار هستهاي، چه در خـود كـار هستهاي دارد انجام ميگيرد، كاري اسـت كـه بـا حـكـمـت و مـشـورت دارد انـجـام مـيگيـرد; ايـن را ملـت ايـران بـداننـد. گـاهـي اظــهــار نـگــرانــي مــيشــود كــه مـبــادا كــار غـيـرمـدبرانهاي انجام بگيرد; نبادا تصميمات فردي گرفته بشود; نه، قضيه اينجور نيست. كــار بــا مـشــورت، بـا تـدبيـر، از اول و در ايـن دو سـال و انـدي هـم همينجور بوده است و با فـكـر جـمـعـي انـجـام گـرفـته است و پيشرفت كـردهايـم». در ادامـه ايـن بـيـانـيه آمده است: مـتـاسفانه حملات بيمحاباي مسئولان ارشد دولـت نـهـم بـه مـذاكـرات هـسـتـهاي دو سال نخست، به نحو تاسفآور و نگرانكنندهاي در نقطه مقابل اظهارات رهبر معظم انقلاب قرار دارد. از كـسـانـي كـه مدعي اطاعت از نظرات رهبري نظام هستند، انتظار ميرود هيچگاه به خـود اجـازه نـدهـنـد رونـدي كـه به صراحت از سـوي رهـبـر انـقلاب مورد حمايت قرار گرفته اسـت را «نـنـگـيـن» بـخـوانـنـد. هـر چـنـد كـه بـسـيـاري از مـسـائـل پشت پرده در چهارسال اخـيـر از جـمـلـه ماجراي سازمان حج و زيارت نـشـان داد كـه بـيـن مقام سخن و عمل فاصله زيادي وجود دارد. مطمئنائ كساني كه گزارش دوپـهلو و منفي محمد البرادعي را «بزرگترين پـيـروزي صـد سـال اخـيـر» خـوانـدهانـد، مايل نـيستند آن پيروزي واقعي كه هيچ شباهتي به پيروزيهاي تخيلي ندارد به گوش ملت ايران بــرســد. در پــايــان ايـن بـيـانـيـه آمـده اسـت: علـيرغـم آن كـه بـرخـي مـيخـواهنـد خود را قهـرمـان ملي فناوري هستهاي معرفي كنند و تلاش بيوقفه دانشمندان كشور و دولتهاي گـذشـتـه تـحت هدايتها و تدابير مقام معظم رهـبـري را يـكـسـره بـه جـيـب خـود و حـسـاب شخصـي خـود واريـز نمايند. بايد يك بار براي هـمـيشـه بـه ايـن سـؤال پـاسـخ داده شـود كـه حـضـور همزمان و بيسابقه وزراي خارجه سه كـشـور اروپـايـي در تهران در جريان مذاكرات سـعـدآبـاد و شـكـسـت سـياستهاي آمريكا و صـهـيـونـيستها باعث عزت ايران شد يا آزاد كـردن عجولانه ملوانهاي متجاوز انگليسي، بـدرقـه شـكـوهمند آنها و خروج آنان از كشور هـمـانـنـد مـهـمـانـان رسـمـي آن هـم كـمتر از 24 ساعت پس از اولتيماتوم تونيبلر؟ بايد به ايـن سـؤال پـاسـخ داده شـود كـه جـلـوگيري از ارسال پرونده هستهاي به شوراي امنيت باعث عـزت ايـران شـد يـا فـشـارهاي جهاني در سايه سـخـنـرانـيهـاي آتـشـيـن و مـوضعگيريهاي غـيـرضـرور تا جايي كه ايران به ناحق به عنوان كشور تهديدكننده صلح و امنيت جهاني مطرح شــد؟ بــه راسـتــي آيــا حـضــور جـنــاب آقــاي احـمـدينژاد در كنار تابلوي «خليج ع رب ي» بــاعــث عــزت مـلــي ايـرانـيـان شـده اسـت يـا سياستهاي هوشمندانه و مذاكرات مقتدرانه نـظــام در ســالهــاي 82 تــا 84؟ بــه راستـي نـامـههـاي بدون پاسخ و سفرهاي بدون پاسخ جـنـاب آقـاي احـمدينژاد عزت ملي ايران را افـزايـش داده اسـت يـا مـذاكـرات قدرتمندانه تـهــران بــا كـشـورهـاي غـربـي و شـرقـي و بـه شكسـت كشـانـدن طـرح آمريكا در بازنگري N.P.T در سال 1384؟
بـا شـروع زمـان تـبـلـيـغات كانديداهاي رياست جمهوري دهم، حـدس زده مـيشـد كـه افـراد و گـروههـايـي كه از كانديداي خاص حـمـايـت مـيكـنـنـد بـه جـاي اسـتفاده از زمان تبليغات براي تبليغ كـانـديـداي خـود اقـدام به تخريب ستادهاي ديگر كانديدها كنند. شـب گـذشـتـه درست در زماني كه فيلم تبليغاتي دكتر احمدينژاد پخش ميشد، عدهاي از افراد ناشناس به ستاد مهندس موسوي در خيابان قيطريه حمله بردند و ضمن شكستن شيشه پنجرهها، اقدام بـه ضرب و شتم افراد حاضر در ستاد كردند و اقلام تبليغاتي موجود در سـتـاد را از بـيـن بـردنـد. هـمـچـنين به موازات تخريب ستاد در خـيـابـان قـيـطـريـه، چـند جوان بيسيم به دست در حالي كه به گاز اشــكآور مـجـهـز بـودنـد بـه سـتـاد اصـلاح طـلـبان حامي مهندس مـوسـوي حـمـلـه و خـسـاراتـي را بـه سـتاد وارد كردند و شيشههاي ورودي را شكستند.
درحـالـيكـه مهاجمان بعد از انجام ماموريت خود تلاش داشتند مـتـواري شـوند يكي از جوانان مهاجم توسط اعضاي ستاد دستگير شد و تحويل نيروهاي پليس 110 شد.
گـفـتـنـي اسـت بـعد از اين اقدام چند موتورسوار مرتب از مقابل ستاد عبور ميكردند و شعار ميدادند فقط احمدينژاد!
دو روز پيش نيز عدهاي مجهز به باتوم و دست بند به افرادي كه در حـال شـعـارنـويـسي با اسپري در محل مجاز تبليغات در خيابان پـاركوي بـودند حمله كردند و در صدد دستگيري اين افراد برآمدند كه با اعتراض مردم و مقاومت آنها از اين كار منصرف شدند .
اعضـاي ستـاد ميـر حسيـن مـوسـوي در تجريش نيز از حمله به ستـادشان مصون نماندند . هنگامي كه هواداران مهندس موسوي در حــال تــوزيــع اقـلام تبليغـاتـي خـود بودند رئيس يكي از مراكز شبـه نظــامــي نــزديــك بــه ستـاد تجـريش، به فحاشي نسبت به مهندس موسوي و حاميان وي اقدام كرد و سپس تعدادي از جوانان همراه او بـه اعضـاي ايـن ستـاد حملـه كـردنـد و تعـدادي از حاميان مهنـدس مـوسـوي را مـورد ضـرب و شتـم قـرار دادنـد كـه با دخالت مردم اين حركت نيز ناكام ماند.
در ديگـر استـانها نيز نمونه اين رفتارها گزارش شده است. در شيراز عضو ستاد ايثارگران مهندس موسوي توسط افراد ناشناس با اسلحـه سـرد و چـاقـو مضـروب و بـه بيمـارستان منتقل شد .روز اول خـرداد در اصفهـان نيـز 2 نفر لباس شخصي با كلت كمري به ستاد يـاران دبستـانـي مهنـدس مـوسـوي در خيـابـان نظر اصفهان حمله كـردنـد. ايـن 2 نفـر، اعضـاي ستـاد را تهـديد كردند و ضمن ربودن لپتـاپ حـاوي كليـپهـاي تبليغـاتـي ستـاد، يـك نفـر را بـا دستبنـد بازداشت كردند. در روز 5 خرداد 2 نفر از اعضاي ستاد 88 و جوانان حـامـي مـيــرحـسـيــن مــوسـوي منطقه 10 تهران نيز درحاليكه در خيابان 16 مـتـري امـيـري در حـال تبليغات ميداني بودند، با سلاح سـرد 3 فرد نـاشـنـاس مـورد هـجـوم قـرار گرفتند. شواهد نشان مي دهد كه در روزهـاي بـاقـي مـانـده تـا بـرگزاري انتخابات بر حجم اين حـمــلات و تــخـــريـــب هـــا افـــزوده خــواهــد شــد. بـسـيـاري از تحليلگران سياسي مـعـتـقدند افزايش اين رفتارها ناشي از ضعف و نـاتـوانـي مـهـاجمان و هـراس از نـتـيجهاي است كه بر خلاف اراده آنان در روز 22 خرداد رقم خواهد خورد.
زيرا وقتي زيارت عاشورا ميخوانديم با سرور شهيدان عهد كرديم با هر كس كه به او سـلام داده بـاشـد در مسالمت به سر ببريم. در مسالمت به سر بردن يعني آن كه اگر با چـاقـو بـه سـتـادهـاي مـا حمله كردند تحمل و صبر كنيم، ولي بدان معنا نيست كه شما كشور را از بين ببريد و ما ساكت بمانيم.
دفتر امور رسانههاي رياست جمهوري طي نامهزير تقريبا به تمامي مطالب مطروحه در مـورد آقـاي دكـتـر احـمـدينـژاد در مقاله «رسم شريعتمداري» كه چندي پيش در هـمـين روزنامه به چاپ رسيد پاسخ گفته است; به همه موارد غير از اين نكته كه دولت صراحتا دروغ ميگويد. ما همين توجه نويسنده جوابيه را به عنوان تاييدي كامل بر آنچه گفتهايم تلقي ميكنيم. ذيلا متن جوابيه را بخوانيد:
رسالت رسانه، سياهنمايي و بداخلاقي نيست
در سرمقاله 4/3/88 آن روزنامه مطالبي با رويكرد هتك و تخريب دولت به نگارش درآمـده اسـت كـه اگـرچـه ادبـيـات مـغـرضـانـه و توهينآميز راه بر هرگونه ترديد درباره انـگـيـزههاي بداخلاقانه و سياهنمايانه نويسنده مطلب مذكور ميبندد، با اين حال ذكر نكاتي چند با هدف تنوير افكار عمومي اجتنابناپذير مينمايد:
1-در دولـت نـهـم بـراي نـخـستين بار، رئيسجمهور را\سا از كارشناسان و نخبگان اقتصادي درباره طرح تحول اقتصادي دولت نظرخواهي كرد و خواستار مشاركت فعال و مستقيم ايشان در اصلاح ساختار اقتصاد كشور شد. همچنين همانديشيهاي رو در رو و چـنـدين ساعته رئيسجمهور محترم با اقتصاددانان به همين منظور و درحالي صورت گـرفـت كـه در دولـتهـاي قـبـل هرگز مجالي براي طرح مستقيم نظرات كارشناسي با رئيس قوه مجريه وجود نداشته است.
2-تعطيلي سازمان مديريت و برنامهريزي، نه فقط بهمعناي حذف برنامهريزي در دولت نهم نبود، بلكه با تبديل سازماني عريض و طويل و فاقد كارايي خاص به معاونت بـرنـامـهريـزي و نظارت راهبردي رئيسجمهور، موانع بوروكراتيك برنامهريزي از ميان برداشته شد.
3-در مـقـايـسـه تورم در دولت نهم و دولتهاي قبل ناگفته پيداست كه دولتهاي پـيـشـين ركورددار تورم در كشور بودهاند، بهطوريكه دولت آقاي هاشمي رفسنجاني با تورم 50 درصدي در سال 74 و تورم 34 درصدي در سال 73 به ركورد تورم دست يافت و پس از وي، دولت آقاي موسوي با تورم 5/28 درصدي در سالهاي 66 و 67 در جايگاه دوم قـرار گـرفـت. حـال آنكـه نـرخ تورم در دولت نهم در دو سال اول بهگونهاي كاهش يـافـت كـه از 15 درصد سال 83 به 12 درصد در سال 84 و 13 درصد در سال 85 رسيد. افـزايـش نـرخ تـورم در يـك سـال گـذشته در نتيجه افزايش رشد اقتصادي و تسريع در اجراي طرحهاي عمراني و نيز بحران جهاني اقتصاد بوده است كه باز نرخي پايينتر از ارقام فوق را نشان ميدهد.
4-بـا تـحـريـف آشـكـار سـخـنـان رئـيسجمهور از قول ايشان نوشتهايد: «من علم اقـتصادي كه چنين و چنان بگويد، قبول ندارم»، حال آنكه ذكر عبارت مذكور با حذف جملات ماقبل و مابعد آن، خود حاكي از انگيزه تخريب نويسنده آن روزنامه است. چه، رئـيـسجـمهور محترم تاكنون با تعابير گوناگون، ضمن اعلام عزم جدي دولت در قطع دسـت رانـتخواران و مافياي نفتي از بيتالمال، در مقابل بهانهجوييهاي اين عدهكه سرريز ثروتهاي ملي به جيب خود و اطرافيان خويش را در حكم برترين «تئوريهاي اقتصادي» ميخوانند، ايستادهاند.
5-رفـتارهاي دولت را تشديدكننده مشكل بيكاري خواندهايد; درحاليكه به استناد گـزارش مـركـز آمـار ايـران، نـرخ بـيكاري كه در دولت اصلاحات به بالاي 3/14 درصد افـزايـش يـافـتـه بـود، در دولـت نـهـم در نـتـيـجـه سـيـاسـتهاي اشتغالزايي و گسترش بـنگاههاي زودبازده به 5/9 درصد در پاييز سال قبل، يعني پايينترين رقم بيكاري در 12 سال گذشته رسيد.
6-نـوشـتـهايـد: «ايـن دولـت از عـظمت كشور در سطح جهاني كاسته است»، ملت ايران از ياد نبرده كه پيش از تشكيل دولت نهم، در دولت موسوم به اصلاحات، فعاليت غـنـيسـازي صلحآميز هستهاي بهمدت 2 سال به حالت تعليق درآمد، سايت اصفهان پلمب و ايران از حق آموزش فناوري هستهاي محروم شد; و در اوج سياست تنشزدايي، بـوش ايـران را مـحـور شـرارت خـواند و با تشديد سياست محاصره و مهار ايران از سوي آمريكا و غرب، كشور در معرض تهديد قرار گرفت. آيا تنها همين نكته كه آمريكا پس از تشكيل دولت نهم دست نياز به سوي كشورمان دراز ميكند و مصرانه خواستار مذاكره بـراي بـحـران عـراق مـيشـود، در حـكم احياي عظمت و اقتدار ايران نيست؟ آيا حفظ بـرنـامـه هـسـتهاي و پيشرفت تا مرحله غنيسازي صنعتي كه با بروز رفتار قاطع و فعال دولت نهم بهجاي سياستهاي انفعالي دولت اصلاحات حاصل شد، عزت و عظمت را به ايران و ايراني بازنگرداند؟ و مگر نه اينكه در همين ماه گذشته عموم رسانههاي غربي پيشبيني كرده بودند يكي از عوامل اصلي پيروزي دوباره دكتر احمدينژاد در انتخابات دهـمـيـن دوره ريـاسـتجـمـهـوري افـزايـش غـرور مـلي ايرانيان در سطح دنيا در نتيجه سياستهاي دولت نهم خواهد بود.
وزير چندصد ميليارد توماني نشانه جدايي دولت از زهد است
مـيــرحسيـن مـوسـوي در گفـتوگـو بـا راديـو مـعـارف ضـمـن تشريح ديدگاههاي خـود در زمـيـنـه مـسـايل فرهنگي تصريح كــرد: امـام و رهـبـري بـه سـاده زيـسـتـي و انتخـاب وزرايـي كه از قشر مردمي هستند تــوصيـه داشتنـد و نـه انتخـاب وزرايـي كـه مـشـهــور بــه تـوان بـالاي مـالـيانـد; وزيـر چنـدصـد ميليـارد تـومـانـي بيـانگـر جـدايي دولت از زهد است.
ممكن است دوست ميلياردري داشته بـاشيـم كـه پـولش را از راه حلال به دست آورده باشد و اين خوب است اما وزير بايد از طبقـه متـوسـط رو بـه پـاييـن جامعه باشد و ريخـت و پاشهاي وسيع و بركت نداشتن هزينههاي دولت به دليل اين است كه در جـاي خـود هـزينه نشده و نتيجه آن ايجاد تـورم در جـامعه است. دولتي كه نميتواند مـنــش اخــلاقــي را در انتخـاب مـديـران، هـمـكاران و كارمندان خود و نيز وعدهها و سـيـاستهاي خود داشته باشد، نميتواند مدعي رشد فضايل اخلاقي باشد. چنانچه فـرهـنگ غيردولتي كه من مطرح كردهام بــايــد از ســوي مــردم در راسـتــاي دولـت اخــلاقــي و در ارتبـاط بـا رقبـا، منتقـديـن، مـخـالـفـيـن بـه وضـوح ديده شود. بهدليل نـزديـكـي به فضاي انتخابات و امكان نقد صـريـح مـيتوانم اين مساله را يادآور شوم كـه اگـر مـدير ورزشياي كه بازي را باخته در هـمان شب با بيادبي كنار ميگذاريم، نمونهاي از بياخلاقي است. وي در پايان تـصـريـح كـرد: مـا در مـقـطـعـي دشـنـام به اسـرايـيـل مـيدهـيـم و زمـان ديگر مجبور مــيشــويــم صـحـبــت از دوسـتــي مـلـت اسـراييـل مطرح كنيم; اين موارد اقتدار ما را در داخـل كشـور از بيـن مـيبرد و بيانگر عـلامـتهايي از سوي ماست. يا به جهان امپرياليستي و سردمدار آن آمريكا فحش مـيدهيم و در جايي ديگر نامه تبريكي به آنهـامـيفـرستيـم يـا مـاجـراي سفر رييس جمهـور بـه سـوييـس و اتفاقي كه به كشور لطمـه زده امـا مـا در داخـل كشـور از آن به عنـوان حماسه ياد ميكنيم كه اين رفتار ما از سـوي رسـانـههـاي خـارجـي بيـانگـر آن اسـت كه ما در داخل كشور نگراني از بيان وقايع داريم و نميتوانيم آنچه اتفاق افتاده را با مردم در ميان بگذاريم.
ممانعت از ورود كروبي
به دانشگاه اميركبير
مـهـدي كـروبي كه روز گذشته براي سـخـنـرانـي در دانشگاه اميركبير به اين دانـشـگـاه رفـته بود همزمان با مخالفت مـسـئـولين دانشگاه براي حضور وي در آنـجــا بــا حـمـايـت دانـشـجـويـان، وارد دانــشــگــــاه شــــد. ازدحــــام و فـشـــار دانشجويان بهحدي بود كه درب اصلي دانشگاه اميركبير شكسته شد.
از احمدينژاد حمايت نميكنم
دبـيــركــل جمعيـت فـدائيـان اسـلام بـا تــكـــذيـــب خــبـــر اعــلام حـمــايـتــش از احمدينژاد اظهار داشت: من در انتخابات نـظـر بـه شخص خاصي ندارم بلكه نظر به نـظـام دارم. مـحـمـدمـهدي عبدخدايي در گـفـتوگـو بـا خبرنگار ايلنا، ضمن تكذيب خــبـــر اعـــلام حــمـــايــتـــش از مـحـمــود احمدينژاد در انتخابات رياستجمهوري دهـم اظـهـار داشت: بنا به اعتقاد ما و البته هـمـانگـونـه كـه در كـتـب شـيـعـه راجـع به دمـوكراسي آمده تشخيص با مكلف است يـعـني افراد بايد خودشان تشخيص بدهند كه به چه كسي را\ي خواهند داد.
خاتمي در خوزستان:
همه به موسوي رايميدهيم
ادامه از صفحه اول
رئيس دولت اصلاحات تاكيد كرد: بنده شـمــا را درك مــيكـنــم، در گــذشـتــه بـرنـامـههـاي مهمـي انجام شد از جمله ايجـاد بندر آزاد تا موجب شود خرمشهر رشـد و تحـول داشتـه بـاشد اما حالا بايد پـرسيـد كـه مسـولان ايـن كارها را ادامه مـيدهنـد يـا خيـر. خـاتمـي خاطرنشان كـرد: بايد در انتخابات فردي را انتخاب كنيم كه واقعا دلش براي مردم ميسوزد تا انشاالله جايگاه واقعي خرمشهر احيا شــود. گـفـتـنــي اسـت تنهـا سخنـرانـي بـرنامهريزيشده سيدمحمد خاتمي در سـفـر بـه خـوزسـتان ساعت 19 ديروز در خيابان لقمان جنب دانشكده ادبيات در اهواز برگزار شده است.
مــديــريــت قــوي دولــت در دهـه اول انـقــلاب، بــهرغــم كــاهــش چـشـمـگيـر درآمـدهـا، چـنـان بـود كـه تأمين كالاهاي اســاســي كـشـور حـفـظ شـد و سـطـح رفـاه اجـتـمــاعــي بــالا رفــت و همچنيـن تمـام شـبـكـههاي بهداشتي كشور در آن دوران شـكـل گـرفـت و 60% از ظـرفـيـت دارويـي كـشــور در آن زمــان ايجـاد شـد. امـا امـروز شـاهـد آن هـسـتـيـم كـه 200 ميليارد دلار از درآمد كشور مصرف ميشود و هيچ اتفاقي در سـطـح رفـاه اجـتماعي كشور نمي افتدو هـيـچ ارتـقـائي در سرمايهگزاريها صورت نميگيرد، بيكاري و تورم بهشدت احساس مـيشـود. گـزارشهـاي رسمي حكايت از افــزايـش فـاصـلـه دهـكهـاي درآمـدي و بـيـشتـر شـدن بـيعـدالتـي مـيكنـد. تـورم 27725 درصـدي كـمر طبقات متوسط و پــايـيــن جــامـعــه را خــم كــرده و بـه قـول اقتصـاددانـان تورم كه «ماليات فقرا» است بـسـتـري بـراي فـرو بـردن آرامـش، رفـاه و مـطـلـوبـيـت گـشـته است. تورم مهمترين عـامـل بـيعـدالـتـي و فـقر است و سياست ضـدتـورمـي، مـهـمتـريـن ابزار فقرزدايي و توانمندسازي مردم ميباشد. آمارها نشان مـيدهـنـد كـه كـمـتـريـن مـيـزان تـورم در طــول30 ســال انقـلاب در 8 سـال جنـگ اتـفاق افتاده است و ما امروز با توجه به دارا بودن سرمايهاي وسيع بهدليل سوءتدبير با امــواج وسـيــع تــورم روبــهرو شـدهايـم كـه مستضعفيـن را در فشـار شديد اقتصادي و عسرت، و گسترش فقر قرار داده است. در زمينه ماليات نيز در حالي كه ماليات بايد از شهـرونـدان پـردرآمـد گـرفته شود و صرف هـزينـههـاي تـأميـن رفـاه اقشار كمدرآمد گــردد، ولــي سـيـاسـتهـاي تـورمزا عمـلا منجر به خسارت ديدن فقرا شده است.
گـاه تـلـفـيـقهـاي بـيمـورد هـمچون ادغـام سـازمـان حـج و زيـارت بـا سـازمان مـيـراث فـرهـنـگـي حـتـي نارضايتي مقام مـعـظــم رهـبــري را هــم بـهدنـبـال خـود مـيآورد. اقدامات ديگر و متعدد شرايطي را ايجـاد كـرده كـه فروپاشي نظام اجرايي كـشـور را تـداعـي مـيكنـد و بـديـن لحـاظ رسـالـت و مـسئوليتي بزرگ براي تكتك اعضاي دلسوز و وطندوست و علاقهمند به آينده كشور ايجاد ميكند.
ايـن شـرايـط نـيـازمـند نوعي بازنگري جـدي بـر مـديـريت كلان كشوري است. ايـن سـوال امروزه بهصورت جدي مطرح اسـت كه در حالي كه كشور بحرانيترين شـرايط يعني در دوران جنگ را پشت سر مـيگـذاشـت امـور جاري با 7 ميليارد دلار مـيتـوانـسـت اداره شـود و قيمتها ثابت بماند و چگونه است كه با 200 ميليارد دلار درآمـدگـرفـتـار 27% تـورم است و بهجاي پـرورش فـرهـنـگ كـار و تلاش براي رفع بـيـكــاري فــرهـنــگ صــدقـهاي تـرويـج مـيگـردد و چـرا بـا 70 ميليارد دلار واردات معـادل 7 ميليـون فـرصـت شغلـي از بيـن مـيرود؟ چـرا بـايد امكانات و منابع كشور بــراي واردات كــالاهـاي سـاخـتـه شـده و محصـول نهـايـي مصـرف شـود؟ چرا بايد منـابع كشور براي حل مشكل بيكاري در ساير كشورها مصرف شود؟
ادامه مطلب
مـــركـــز تـحـقـيـقــات اسـتـراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام كـه ريـاست آن برعهده حسن روحاني مسئول اســبــق پــرونــده هـسـتــهاي و دبـيــر اسـبــق شـورايعـالـي امـنـيـت مـلـي اسـت بـا انـتـشار بيانيهاي به حملات اخير محمود احمدينژاد و ديـگـر مـسـئولان دولت نهم درباره مذاكرات سعدآباد پاسخ داد.
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
قـرارگرفتن مديريت مسلط باتجربه و كـارآمـد در را\س امـور مـمـلـكت ميتواند مارا از وضع نابسامان كنوني رهايي دهد. «مـديـراني كه طبق برنامه مصوب و سند چــشـــمانـــداز در مـسـيــري مـشـخــص برنامههاي كشور را پيش برند مانع بزرگي بـراي هـرج و مـرج مـديـريـتـي و فرصتي كـمنـظـيـر بـراي تـضـمـين مطلوب آينده كشور هستند.
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
عقربه هاي ساعت صبح ديروز به کندي جلو مي رفت و دانشجويان پرتعداد حاضر در سالن اجتماعات لحظه به لحظه بي قرارتر مي شدند که ناگهان خبر رسيد درهاي دانشگاه اميرکبير روي «مهدي کروبي» و همراهانش بسته شده است.مسوولان دانشگاه اعلام کرده بودند مراسم سخنراني اين کانديداي اصلاح طلب انتخابات رياست جمهوري دهم غيرقانوني است چون مجوزي درخواست نشده است، ولي «کانون انديشه» دانشگاه پلي تکنيک عنوان کرد درخواست دعوت از کروبي براي ديدار با دانشجويان در ارديبهشت ماه به هيات نظارت ارائه شده و بنابراين اين اظهارات بهانه جويي است. مخالفت مديران دانشگاه با سخنراني يکي از دو کانديداي اصلاح طلبان در انتخابات پيش رو منجر به نارضايتي دانشجويان شد و به همين دليل آنها خود به استقبال کروبي رفتند و پشت در دانشگاه ازدحام کردند. دبيرکل حزب اعتماد ملي پيشتر مطرح کرده بود به رغم مخالفت ها و کارشکني هاي گردانندگان دانشگاه به وعده اش براي گفت وگو با دانشجويان عمل خواهد کرد و حتي همچون همدان از پشت ميله ها با آنها سخن مي گويد. اما ماجراي اميرکبير خيلي شبيه همدان نشد ..........
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت
توسط امیرحسین| |


