تبليغاتX
روزگارما
روزگارما

کپی رایت ماله بدبخت بیچاره هاست؛ کی به کیه؟!

امروز شنیدم خانم "ب" و "ص" (من فکر کنم بلوکات و پرستو صالحی باشن) حرکات زننده (احتمالا رقص) انجام دادن که بولوتوث فیلمش در اومده. منم تلافی کردم روزگارما در راستای تعهدات خود اقدام به انتشار تصاویر خصوصی برخی عزیزان نموده است که به صورت زیر برایتان منتظر میشود.

حیوانات خوابیده

 

 

حیوانات خوابیده

ادامه مطلب رو از دست ندید....


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |

نیکو خردمند بازیگر پیش کسوت سینما و تلویزیون فوت کرد.

وی که از بیماری قلبی رنج می برد و چندی پیش نیز در سی سی یو بستری بود بامداد امروز جان به جان آفرین تسلیم کرد.

وی متولد 1316 در رشت بود و کار خود را از سال 1337 با گویندگی در رادیو آغاز و از راه دوبله وارد سینمای ایران شد پرده آخر، مسافران ،خانه خلوت و کافه ستاره از جمله آثار سینمائی وی هستند.

نیکو خردمند بازیگر پیش کسوت سینما و تلویزیون فوت کرد.

وی که از بیماری قلبی رنج می برد و چندی پیش نیز در سی سی یو بستری بود بامداد امروز جان به جان آفرین تسلیم کرد.

وی متولد 1316 در رشت بود و کار خود را از سال 1337 با گویندگی در رادیو آغاز و از راه دوبله وارد سینمای ایران شد پرده آخر، مسافران ،خانه خلوت و کافه ستاره از جمله آثار سینمائی وی هستند.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |

سایت كلمه نوشت: اگر آنطوری كه محمود احمدی نژاد پیش از این مدعی شده بود سخت ترین لحظه زندگیش توهین مقامات یك كشور خارجی در استقبال سرد از مسوولان جمهوری اسلامی ایران كه نمایندگان ملت ایران هستند ، باشد، باید گفت هفته گذشته محمود احمدی نژاد رییس دولت دهم روزگار سختی را گذراند.احمدی نژاد در حالی هفته گذشته برای حضور در اجلاس «كومسك»، مهمان كشور تركیه بود كه چه در زمان ورود به فرودگاه و چه در زمان دیدار با نخست وزیر این كشور با سردی میزبان روبرو شد .دیدار سردی كه در عرف بین الملل از آن به عنوان توهین به مقام رسمی یك كشور یاد می شود.

عكس های منتشر شده توسط خبرگزاری مهر نشان می دهد، در هنگام ورود احمدی نژاد به فرودگاه، استقبال سردی از احمدی نژاد به عمل آمد . این تصاویر كه توسط همه خبرگزاری های مطرح جهان به سرعت مخابره شد نشان داد غیر از یك مقام نظامی ترك از دیگر افرادی كه به استقبال او رفتند برخی از ایرانی های مقیم تركیه و كاركنان سفارت ایران در این كشور بودند.

همچنین این عكس ها نشان می دهد كه رئیس دولت دهم برای دیدار با نخست وزیر تركیه در محل تدارك دیده شده برای مدت زمانی معطل ماند.تصاویر نشان می دهد كه احمدی نژاد با نگاه كردن به ساعت ناراحتی خود را ابراز می كند. این تصاویر گویای استقبال سرد مقامات ترك از احمدی نژاد است.

پیش از این احمدی نژاد در رقابت های انتخاباتی یكی از غم انگیزترین لحظات زندگی اش را اینگونه توصیف كرده بود: «روزی كه رئیس‌جمهور سابق كشور با آن وضعیت به فرانسه رفت یكی از غم‌انگیزترین روزهای زندگی‌ام بود؛ چرا كه شیراك بالای پله‌ها ایستاده بود و رئیس‌جمهور ایران پله‌های متعدد را پشت‌سر گذاشت تا به او برسد.»

ادعای احمدی نژاد البته با انتشار تصاویر مربوط به آن زمان رد شد

بر اساس عكس‌های موجود از سفر سید محمدخاتمی به فرانسه، خاتمی بعد از ظهر روز سه‌شنبه، ۱۶ فروردین ماه سال ۸۴، برای دیدار با ژاك شیراك وارد كاخ الیزه شد و پس از ورود به این كاخ مورد استقبال رییس گارد و رییس تشریفات الیزه قرار گرفت و از گارد مستقر در آن سان دید. سپس شیراك كه برای استقبال از خاتمی از پله‌های كاخ پایین آمده بود، به گرمی از خاتمی استقبال كرد.

حال با انتشار تصاویر جدید سفر احمدی نژاد به تركیه باید پرسید :آقای احمدی نژاد غم انگیز ترین لحظه زندگی شما چه زمانی بود ؟

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |

در سال 1358 و در هنگام تدوین قانون اساسی، نائب رئیس مجلس خبرگان (شهید آیت الله بهشتی) از این اصل به عنوان یك «تدبیر بشری» دفاع كرد و بر مبنای همان دفاع به تصویب مجلس رسید. استدلال ایشان این بود كه نظارت بر انتخابات در اختیار دولت و رئیس جمهور كه مسئولیت اجرائی دارند، نباید باشد تا این كار تحت تأثیر گرایش مجریان قرار‌ نگیرد، او می‌گفت: ما نظارت را به نهادی می‌سپاریم كه از «مسائل اجرائی» به دوره بوده، و گرفتار «حبّ و بغض» نباشد، از این رو، در «مطالعات» به این نتیجه رسیدیم كه مناسب‌ترین نهاد، شورای نگهبان است. ایشان با پیشنهاد كسانی كه می‌گفتند این نظارت به رهبری سپرده شود، مخالفت كرد تا «این كار از دائره كار رهبری دور باشد». در پیش نویس قانون اساسی هم كه توسط دكتر حبیبی و برخی حقوق‌دانان دیگر تهیه شده بود، باز هم با اقتباس از قانون اساسی فرانسه نظارت بر انتخابات با شورای نگهبان بود.

به‌هرحال همان‌گونه كه آشكار است، این استدلال مبتنی بر یك «دلیل فقهی» نیست و نباید آن را یك «حكم شرعی» تلقی كرد و بروز هر گونه اشكال در اجرای این ماده قانونی را به شرع نسبت داده و دلیل ناكارآمدی تئوری حكومت اسلامی دانست. كسانی كه چنین مسائلی را مستمسكی برای تخطئه مبانی نظام اسلامی قرار می‌دهند، از قلمرو «شبهه علمی»‌خارج شده و به اقتضای «شهوت عملی» سخن می‌گویند.
كسانی كه در حوزه اندیشه سیاسی وارد می‌شوند، برای جلو‌گیری از ابتلا به این لغزش و برای مصون ماندن از این‌گونه تغییرات، باید بین «تدبیر بشری» و «تشریع الهی» تفكیك كنند. آنها باید توجه كنند، كه برخی از روّیه‌ها و ساز‌وكار‌هایی كه برای اداره حكومت، در نظر گرفته شده است، صرفاً یك «تدبیر بشری» است كه مبتنی بر محاسبات عقلائی بوده و پیوسته یا «تجربه و كار‌آمدی» مورد باز‌بینی قرار می‌گیرد، چنین تدبیر‌هایی را نباید «جزئی از تشریع الهی» ، تلقی كرد و به آنها جامه قداست پوشانده و به صاحب شریعت نسبت داد. علامه طباطبایی درباره این‌گونه قوانین و مقرّرات متغیر، به صراحت می‌گوید كه این مسائل «جزء دین» نیست، حتی اگر حكمی باشد كه از سوی صاحب ولایت، صادر شده باشد: «احكام و مقرراتی كه در جامعه اسلامی از مقام ولایت صادر می‌شود، عموماً قابل تغییر بوده و در بقاء یا زوال تابع مصلحت وقت می‌باشد و از این جهت شریعت نامیده نمی‌شود»

اتفاقاً در مجلس تدوین قانون اساسی، برخی فقها حضور داشتند كه با سپردن نظارت بر انتخابات به شورای نگهبان مخالف بودند. مثلاً آیت الله جعفر سبحانی(عضو فقهای شورای نگهبان وقت) در مخالفت استدلال می‌كرد كه: اعضای شورای نگهبان كه فقیه یا حقوق‌دان هستند، برای نظارت بر انتخابات مناسب نیستند، زیرا فقیه كه كارشناس احكام شرع است، تناسبی با نظارت بر انتخابات و اینكه تقلبی صورت نگیرد، ندارد، ایشان در همان موقع اعلام كرد: «برای نظارت فكر دیگری باید كرد».
اینك صاحب‌نظران می‌توانند در یك بررسی منصفانه به تحقیق در این موضوع بپردازند كه اصل 99 قانون اساسی، در تجربه سی ساله خود چه دستاوردی داشته است؟ آیا شورای نگهبان به عنوان نهادی به «دور از حبّ و بغض» و خارج از «نفوذ قوه مجریه» ـ آنگونه كه شهید بهشتی در نظر داشت ـ عمل كرده است، و یا آن طرح، در عمل به گونه دیگری اتفاق افتاده است؟ آیا آن روز ، شهید ‌بهشتی پیش‌بینی می‌كرد كه در این نهاد، برخی از اعضای كابینه و معاونان رئیس قوه مجرّیه حضور خواهند داشت، یعنی در عمل دست مجریان برای دخالت در نظارت باز‌ خواهد بود؟! كسی كه درباره موفق بودن این تجربه تردید می‌كند، درباره كامیابی یك «تدبیر بشری» ، تردید كرده است، و این گونه تردید خارج از قلمرو فقه و بیرون از مبانی دینی حكومت اسلامی است. چنین تردیدی با هیچ «نص» دینی و یا فتوای فقهی قابل پاسخ نیست. و تنها باید با اثبات «تقلیل تخلفات» در این شیوه نظارتی، بهتر‌بودن این شیوه را در مقایسه با شیوه‌های كشور‌های دیگر آشكار نمود. در اینجا «تجربه» تنها «معیار درست» یا «نادرست بودن» و كارآمدی یا ناكار‌آمدی یك نظریه است.
تجربه سی‌ساله نظارت بر انتخابات توسط شورای نگهبان، از سوی بسیاری از صاحب‌نظران مورد ارزیابی قرار گرفته است، ولی این مقاله درصدد باز‌خوانی این پرونده قطور نیست. آنچه در اینجا اهمیت دارد این است كه بدانیم سپردن این مسئولیت به اعضای شورا، چه تأثیری در انجام وظایف اصلی‌شان برای بررسی انطباق یا عدم انطباق مصوبات مجلس با موازین شرعی و قانون اساسی دارد. شاید در نگاه عده‌ای این دو مسئولیت كاملاً مجزّا از یكدیگر تلقی شود، در حالی كه در نگاه برخی دیگر، كار نظارت بر انتخابات، آسیب‌جدّی ای به مسئولیت‌های اصلی فقهای شورای نگهبان وارد می‌كند، لذا برای آنكه آراء فقهی فقهای شورای نگهبان درباره مصوبات مجلس، در جامعه از اعتبار برخور‌دار باشد، نباید در قضیه انتخابات وارد شوند. آیت الله حاج شیخ رضا استادی(امام جمعه مستعفی قم) كه مدتی عضو شورای نگهبان و سخنگوی آن بوده و در انتخابات مجلس ششم هم نقش نظارتی به عهده داشته است، به همین دلیل از ادامه حضور در شورا كناره‌گیری كرد. او معتقد بود: این كار، نه تنها تناسبی با مسئولیت‌ اصلی شورا ندارد، بلكه جایگاه شورا را تنزّل می‌دهد. وی در خاطرات خود می گوید: عقیده دارم كه رد و قبول صلاحیت كاندیداهای مجلس و ریاست جمهوری نباید با شورای نگهبان باشد. انتخابات، تنش‌هایی به دنبال دارد و به جایگاه رفیع این شورا لطمه وارد می‌كند، در اعضای شورای نگهبان شش نفر فقیه مورد اعتماد هستند كه وظیفه‌ی اصلی‌شان تطبیق مصوبه‌های مجلس شورای اسلامی با شرع مقدس اسلام و قانون اساسی است. آنها نظارت دقیقی بر این كار دارند، ولی وقتی مسأله انتخابات پیش می‌آید. و نزاع‌های جناحی آغاز می‌شود، جایگاه معنوی این شورا دركشمكش‌های سیاسی و خطی و جناحی قرار می‌گیرد و از منزلت آنها می‌كاهد» بر مبنای چنین اظهاراتی كه از سوی برخی شخصیت‌های فقهی برجسته در نظام اعلام می‌شود، برای آنكه فقه از اعتبار بالاتری در جامعه برخور‌دار باشد و بتواند نقش اساسی خود را در شرعی بودن قوانین حفظ كند، باید «فقیه» در برخی از اموری كه اصالتاً در حوزه مسئولیت‌های او قرار ندارد، دخالت نكند.

با این حساب، وقتی افرادی درباره مسائل اجتماعی و سیاسی، سمت داوری پیدا می‌كنند و یك طرف اختلاف را حاكم و طرف دیگر را محكوم می‌نمایند، در صورتی كه از قبل نسبت به افراد موضع‌‌گیری كرده و به رفاقت و حمایت از یك طرف، و مخالفت با طرف دیگر شناخته شده باشند، نظرشان بی اعتبار است. آیا در این صورت «فقه»، «متّهم» است كه دست آنان را برای این‌گونه داوری «باز‌گذاشته است». و یا فقه «مدعی» است كه چرا دست آنان را «باز گذاشته‌اید»؟!

موضوع نظارت بر انتخابات ، یكی از مواردی است كه فقه ، مدّعی است ، نه متّهم . و البته از اینگونه موارد ، فراوان است كه با تبیین آنها ، اصالت ، عمق و عقلانیت فقه شیعه ، هر چه بیشتر آشكار می شود.

 

برای مطالعه متن کامل مقاله   اینجا    را ملاحظه فرمائید.

نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |

 منبع: آینده

ساكنان مجلس شوراي اسلامي، بعد از آن اعتراض‌ها و ايرادهاي كلي و كمرشكن به «لايحه هدفمندكردن يارانه‌ها به جيب دولت» (معمولا«جيب دولت» آن به قرينه معنوي حذف مي‌شود) آن را بدون هيچ تغييري و دقيقا مطابق خواست دولت تصويب كردند. گويا به موازات آن اعتراضات غرا عليه دولت، حضور سرزده احمدي‌نژاد در مجلس و اعتراضات غراي دولت عليه مجلس كارساز شده است. يعني مثلاً از اين به بعد مثل قديم نيست كه اگر يك ميليارد دلار گم شد دولت مثل سابق پاسخگو باشد و فورا آن را پيدا كند بلكه براساس «قانون» (خنده دارد؟!) هيچ مرجعي به جز خود دولت هيچ دسترسي و نظارتي بر اين صندوق نخواهد داشت. از طرفی ....

 اگر تورم مطابق با پیش‌بینی دولت سال آینده به 30 درصد برسد و پول پرداختی به مردم 20 هزار تومان باشد، سال آینده عملاً معادل 14 هزار تومان امروز به مردم پرداخت می‌شود، سال بعد حدود 10 هزار تومان، سال سوم 7 هزار تومان، سال چهارم 5 هزار تومان و سال پنجم حدود 3 هزار تومان. به عبارتی دیگر با وجود تورم شدید و گرانی كالا، رقم پرداختی به همان مردمی كه در این طرح قرار است دریافت‌كننده نقدی باشند، ثابت بوده و قدرت خرید آن‌ها سال به سال كمتر می‌شود تا به صفر برسد.

نتیجه اجرای این طرح، قطعاً وارد شدن شوك شدید به اكثر مردم و بروز اختلال در تأمین زندگی آن‌ها خواهد بود، نتیجه این اختلال، تولید نارضایتی است و جنس این نارضایتی با نارضایتیهای سیاسی كه نمونه آن را پس از انتخابات شاهد بودیم، متفاوت است. به طور نمونه گفته می‌شود در حوادث پس از انتخابات، دو پمپ‌بنزین در طول چهار ماه آتش ‌زده شد، اما در ماجرای سهمیه‌بندی بنزین، 22 پمپ‌بنزین در یك شب توسط معترضان آتش زده شد، و اگر به تفاوت‌های طرح هدفمند كردن یارانه‌ها با سهمیه‌بندی بنزین توجه كنیم متوجه می‌شویم كه حجم یارانه حذف شده در این طرح، بیش از 20 برابر طرح سهمیه‌بندی بنزین است.

عکس اینبار تزئینی نیست و هشدار جدی است

بنابراین باید پیش‌بینی درستی از ابعاد نارضایتی داشته باشیم. خصوصیت اعتراضات سیاسی در نخبه بودن معترضین، سازماندهی شدن اعتراضات، قابل كنترل بودن و هدفمندی اعتراضات است، در حالی كه نارضایتی‌های اجتماعی فاقد این خصوصیات هستند، به طور نمونه در اعتراضات پس از انتخابت اكثر معترضین را اقشار نخبه جامعه، یعنی افرادی كه به رسانه‌های دیگر غیر از صداوسیما و مطبوعات رسمی دسترسی داشته، انگیزه رفتار سیاسی، بعنی رفتاری فراتر از حوزه منافع فردی دارند، به خاطر یك رهبر سیاسی اقدام به اعتراض كرده و توسط وی قابل كنترل می‌باشند و دارای رفتار هوشمند و هدفمندی می‌باشند .

به همین دلیل شاهد بودیم در اجتماع میلیونی روز 25 خرداد در خیابان آزادی و یا 28 خرداد در میدان امام‌خمینی، هیچ‌گونه رفتار خارج از چارچوبی از اكثریت قریب به اتفاق معترضین رخ نداد و حوادث خشونت‌بار 30 خرداد و 18 تیر، زمانی به وقوع پیوست كه عملاً كانال ارتباطی میان رهبری جریان اعتراضی و بدنه قطع شده بود، به همین شكل نظام نتوانست با استفاده از اهرم‌های مختلف این اعتراضات را كنترل كند. به طور نمونه برنامه روز هفتم مهر كه با وقایع روز قبل در دانشگاه تهران بسیار نگران‌كننده بود، تنها با یك اطلاعیه مهندس موسوی لغو شد. اما آیا جنس اعتراضات اجتماعی نیز همین‌گونه است؟

شركت‌كنندگان در اعتراضات اجتماعی از تمامی اقشار به ویژه اقشار كمتر فرهنگی هستند، بنابراین احتمال رخ دادن اعتراضات فیزیكی از سوی آن‌ها به مراتب بیشتر است.

این طیف، انگیزه شخصی از اعتراضات برای جبران كمبودهای مادی زندگی دارند. بنابراین از سوی شخص دیگری به سختی قابل مدیریت بوده و احتمال دست زدن به اقداماتی نظیر تخریب و غارت بانك‌ها و فروشگاه‌ها برای كسب منافع در این نوع اعتراضات بیشتر است.

اعتراضات اجتماعی فاقد رهبری بوده و جایگزین این قوه، افرادی تحت عنوان لیدر می‌گردند كه ویژگی آن‌ها قدرت جسمی بیشتر و جرأت زیادی برای ایجاد درگیری است، ‌عدم امكان سازماندهی و كنترل و رهبری این اعتراضات موجب می‌شود تا برخورد با آن‌ها دشوارتر شده و عملاً دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی كه توان شناسایی و برخورد با اعتراضات سیاسی را از طریق قطع ارتباطات سازمانی و دستگیری مهره‌های كلیدی دارند، در برابر اعتراضات اجتماعی به دلیل توده‌ای و كور بودن اعتراضات، كارآمدی خود را از دست می‌دهند.

بنابراین به نظر می‌رسد با توجه به شرایط ملتهب فعلی جامعه، فرسودگی نیروهای انتظامی و امنیتی به دلیل تحمل چندین ماه فشار مداوم حاصل از حوادث پس از انتخابات، ‌ناپخته بودن لایحه ارائه  شده به مجلس و تغییرات مجلس در این لایحه كه بر ابهامات افزوده است، پیامدهای اجرای شتاب‌زده طرح مذكور ضربه مهلكی بر ساختار امنیتی، ‌سیاسی، ‌اجتماعی و اقتصادی كشور وارد كرده و احتمال وقوع هر رخداد نامطلوبی را فراهم می‌سازد.

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |

 متأسفانه در ماه‌های اخیر یك فرض غلط در میان افكار عمومی و بسیاری از مسئولان رواج یافته است كه اعتراض به نتیجه انتخابات، به معنای غیرقانونی دانستن آن است.

 این اشتباه موجب شده است تا از یك‌سو معترضان به انتخابات، از هر گونه اقدامی كه به منزله به رسمیت‌شناختن و قانونی دانستن دولت دهم است، خودداری كرده و آن را به معنای عقب‌نشینی از اعتراض و پذیرش صحت انتخابات بدانند و در مقابل حاكمیت و دستگاه‌های قضایی و امنیتی نیز هر گونه سؤال و ایجاد ابهام و اعتراض به نتایج انتخابات را فعالیتی در جهت اغتشاشات و اقدام علیه امنیت جامعه و براندازی ارزیابی كنند، در حالی كه هر دو طرف اشتباه می‌كنند و میان صحت انتخابات و قانونی بودن آن تفاوت وجود دارد.

عکس طبق معمول تزئینی است

 اصولاً صحت ارتباط مستقیمی با قانونی بودن ندارد. صحت موضوعی ماهیتی و محتوایی است، اما قانونی بودن امری شكلی محسوب می‌شود، به موضوعی قانونی گفته می‌شود كه رویه اداری درج شده در قانون را طی كرده باشد، اما صحت یك موضوع بسته به محتوای آن است و یك ادعای صحیح اگر روند قانونی را طی نكند، غیرقانونی است اما یك ادعای اشتباه پس از طی كردن مراحل، قانونی و رسمی می‌شود.

به طور مثال فرض كنید جنایتی واقع شده و همه شواهد و قرائن حاكی از مجرم بودن فردی است. اما در واقع این فرد بی‌گناه بوده و شخص دیگری مرتكب جنایت شده است، اما ردی از خود به جای نگذاشته، مسئولان قانون یعنی پلیس و قاضی، بر اساس شواهد و مدارك رأی به محكومیت نفر اول می‌دهند و نفر دوم آزاد و بدون تعقیب رها می‌شود، ‌اگر حكم محكومیت نفر اول مراحل قضایی را بگذراند و قطعی شود، این فرد مجازات قانونی می‌شود و نمی‌توان گفت حكم صادر شده برای وی غیرقانونی است و نفر دوم نیز در جامعه آزاد است و كسی به طور قانونی نمی‌تواند او را مجازات كند.

در حالی كه از نظر صحت، فرد اول بی‌گناه و فرد دوم گناه‌كار است. بنابراین نفر اول اگر پایبند به قانون باشد، باید خود را تسلیم قانون كند اما هیچ‌كس نمی‌تواند حق اعتراض و اظهار بی‌گناه بودنش را از او سلب كند و با وجودی كه قانون به محكومیت او رأی داده، وی تا لحظه آخر بر بی‌گناه بودن خود اصرار می‌كند و رسانه‌ها نیز این ادعا را پوشش می‌دهند، اما هیچ‌كس این ادعا را به منزله غیرقانونی بودن حكم صادر شده تلقی نمی‌كند، بلكه ممكن است بخشی از افكار عمومی این حكم را غیرمنصفانه و غیرصحیح بدانند.

به طور نمونه می‌توان به ماجرای حكم محكومیت شهلا جاهد، همسر موقت ناصر محمدخانی به جرم قتل همسر اول وی كه 7 سال است مورد توجه افكار عمومی است، اشاره كرد كه با وجود قطعی شدن و بررسی چند باره پرونده، باز هم شهلا خود را بی‌گناه می‌داند و رسانه‌های مختلف حتی صداوسیما نیز اعتراضات او را پوشش می‌دهند، اما این به معنای غیرقانونی بودن حكم صادر شده نیست.

 در موضوع انتخابات نیز رویه قانونی كار، اعلام نتایج توسط وزارت كشور و رسیدگی به اعتراضات توسط شورای نگهبان بوده است كه این رویه طی سه هفته پس از انتخابات به اتمام رسید و شورای نگهبان آقای دكتر احمدی نژاد را به عنوان پیروز انتخابات معرفی كرد، بنابراین از نظر قانونی نمی‌توان گفت آقای احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور نیست، اما قانونی بودن انتخابات لزوماً به معنای صحیح بودن آن نبوده و نمی‌توان حق اعتراض معترضین را سلب كرد.

 بنابراین از یك‌سو معترضین نباید منكر قانونی بودن انتخابات شوند و از سوی دیگر دستگاه‌های قانونی نیز نباید حق اعتراض حذفی را در چارچوب قانون یعنی از طریق رسانه‌های عمومی و یا درخواست تجمعات قانونی سلب كنند و به نظر می‌رسد رفتارهای نادرست از دو سوی این مناقشه موجب بروز شرایط فعلی شده است كه بخشی از جامعه دكتر احمدی‌نژاد را رئیس جمهور قانونی نمی‌داند و حاكمیت نیز ادامه اعتراض به نتایج انتخابات را براندازی، اغتشاش و غیرقانونی می‌داند.

: البته نواقص موجود در قانون و برخی تخلفات در ایجاد این ذهنیت كه طی شدن روال قانونی صوری بوده و دلیلی بر صحت نیست، مؤثر بوده است. اما هم معترضان باید بدانند كه قانون هر چند ناقص باشد باید در عمل فصل‌الخطاب باشد و هم حاكمیت باید توجه كند كه برای جلب اعتماد معترضان، باید نواقص قانونی برطرف گردد.

 البته به دلیل اشتباهات طرفین، آسیب‌های سنگین و جبران‌ناپذیری به نظام و مردم وارد شده است، اما بهترین اقدام بستن راه ضرر در اولین فرصت است و بنابراین مناسب است هم معترضان و هم مسئولان با بازگشت به این اصل بدیهی و منطقی كه «اعتراض به حكمی به معنای غیرقانونی بودن آن نیست و قانونی بودن حكم نیز حق اعتراض  را سلب نمی‌كند، به بازگشت جامعه به شرایط طبیعی كمك كنند.
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |

منبع: خبر آنلاین

دیروز روزنامه‌ای تیتر زده بود: «هشدار خانم وزیر به زنان ایرانی»

ماجرا از این قرار است که سرکار خانم مرضیه وحید‌دستجردی پنج‌شنبه هفته گذشته در حاشیه کنگره زنان و مامایی گفته است: «زنان در صورت تصمیم به بارداری سعی کنند در دوران اپیدمی و ناندومی آنفلوآنزای نوع A اقدام به بارداری نکنند».

فقط یک نکته کوچک هم به عرض برسانم که پیش‌بینی می‌شود این دوران حدود دو تا سه سال باشد، که البته خانم وزیر به این نکته اشاره‌ای نکرده‌اند. طبیعتاً این سفارش موقعیت‌های گوناگونی پدید می‌آورد.

آنفولانزا

مطابق معمول عکس ربطی به نوشته ندارد و جهت تفنن قرار داده شده است


موقعیت اول: دادگاه خانواده
زن: آقای قاضی من خواهش می‌کنم من رو از دست این دیو پلید نجات بدین.

قاضی: چرا؟ مگه چی شده خانوم؟ چرا این‌قدر از شوهرتون ناراحتین؟

زن: هیچی، دیشب داشت یواشکی می‌اومد توی اتاق خوابمون.

قاضی: خب عیبش چیه؟ توی اتاق خواب همسایه که نمی‌رفته.

زن: این می‌خواد منو بکشه!

قاضی: آخه چرا؟ همسرتونه.

زن: مرتیکه از من بچه می‌خواد! می‌خواد من آنفلوآنزای خوکی بگیرم.

قاضی: غلط کرده. اگه نظر «بد» داره و مطمئن هستین، بگم سه سال بندانزش هلفدونی.

موقعیت دوم: آرایشگاه زنانه
زری خانوم: والا خدا شانس بده. واقعاً ثریا شوهر کرد؟ اونم توی این موقعیت بحرانی که شوهر گیر فلک نمی‌یاد؟

پری خانوم: آره پس چی، یه جوون باکلاس و برازنده و پولدار و خوش‌تیپ.

زری خانوم: اوه! اوه! این جوری که تو می‌گی با اخلاقی که من از اون ثریای جیگر در اومده می‌شناسم، آنفلوآنزای خوکی روی شاخشه!

پری خانوم: نه خواهر. دو قبضه شانس آورده. شوهره اجاقش کوره!

زری خانوم: والا اون شوهر رو باید بذاره روز سرش قیمه قورمه کنه.

پری خانوم: قیمه قورمه نه! حلوا حلوا!

زری خانوم: چه می‌دونم. اونقده حرصم گرفته که نمی‌دونم چی می‌گم. 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |

رابطه انواع مختلفي دارد كه بعضي از آنها نامشروع هستند و ما كاري به آنها نداريم (كاري هم اگر داشته باشيم در اينجا كه علني نمي‌كنيم!)‌ بعضي از انواع رابطه هم ، مشروع هستند كه چون كيفي ندارند، لزومي ندارد در اين مكان محدود و گرانبها به آنها بپردازيم‌ اما بعضي از رابطه‌ها مشخص نيست مشروعند يا نامشروع كه جا دارد تكليف‌شان هرچه زودتر مشخص شود و تا آن زمان در "روزگارما" جاي پرداخت دارند. 

مثل رابطه با آمريكا كه 30 ‌سال است، نداريم و به شدت از آن احتراز مي‌شود كه اين نشان از نامشروع بودن احتمالي آن دارد اما خيلي‌ها هم معتقدند كه اين رابطه اصولا نامشروع نيست و مي‌تواند شروع شود. حتي رئيس قوه قضائيه (كه اخيرا بر آملي بودن ايشان بيشتر از لاريجاني بودن‌شان تاكيد مي‌شود و البته اين مطلب ربطي به بحث امروز ما ندارد و فقط گفتم كه نگويند طرف نفهميد!) گفته‌اند كه رابطه با آمريكا منع ذاتي ندارد و به مصالح مربوط مي‌شود. 

آقاي احمدي‌نژاد هم كه بر‌خلاف امور داخلي در عرصه‌‌ بين‌المللي اصولا مردي ا‌ست با سعه‌صدر زياد و وسعت ديد بالا و با همه از سر صلح و دوستي درمي‌آيد گويا از قائلان به همين نظر دوم است اما مشكل اينجاست كه يك قهر ديپلماتيك عميق 30 ‌ساله را به همين راحتي‌ها نمي‌توان زدود و نمي‌شود بعد از اين همه شعار و تهديد و پرچم‌سوزي و تحريم، مثلا همين فردا سفارت ايالات متحده آمريكا (لانه جاسوسي سابق) را تحويل وزارت امور خارجه اين كشور داد. 

از اين‌رو پيشنهاد مي‌كنم اين مشكل هم به جاي روال رسمي از روال غيررسمي و خودموني و ابداعي دنبال شود كه در سال‌هاي اخير به وفور در دستگاه ديپلماسي كشور به‌كار گرفته شد. اين هم خلاصه چند روش كه در صورت عملي شدن تمامي حقوق براي طنزنويس مربوطه محفوظ است: 

1 - روش يهويي: احمدي نژاد و اوباما به صورت كاملا غيرمنتظره با هم برخورد كنند. بعد مثل دو تا پسرعمو كه سال‌ها با هم قهر بوده‌اند و در اولين برخورد به طور ناخودآگاه به هم سلام مي‌كنند، به هم سلام كنند و بعد توي رودربايستي بمانند و شروع به خوش و بش كنند و در همان رودربايستي از همديگر حلاليت بخواهند و قرار بگذارند كه ديگر همديگر را اذيت نكنند و دارايي‌هاي توقيف شده را برگردانند و تحريم‌ها را بردارند و از دشمنان همديگر حمايت نكنند و به هم فحش ندهند و... ماجرا به خوبي و خوشي تمام شود. 

مشاوران و برنامه‌ريزان ارشد وزارت امور خارجه‌هاي دو كشور مي‌توانند ترتيب حداكثر غيرمنتظره بودن اين ديدار را در محوطه سازمان ملل يا جاي ديگري بدهند! 

2 - روش زوركي: چند نفر واسطه شوند و طرفين را تهديد كنند كه اگر آشتي نكنند و با همديگر رابطه برقرار نكنند دمار از روزگارشان درخواهند آورد. مثلا چين، روسيه، فرانسه و هند هرچقدر سلاح و بمب اتمي دارند روي هم بريزند و به سمت آمريكا و ايران نشانه بروند؛ آن‌وقت آدم بامزه‌اي مثل برلوسكوني دست اوباما و احمدي‌نژاد را بگيرد و مجبورشان كند به خاطر حفظ مصالح‌شان هم كه شده به زور با هم روبوسي كنند. منع ذاتي هم كه ندارد! 

3 - روش موقت: طرفين قرار بگذارند به طور موقت و مدت‌دار رابطه با همديگر را شروع كنند، آن‌وقت اگر تفاهم حاصل شد به آن ادامه بدهند اگر نه فورا به آن خاتمه بدهند. خوبي اين كار اين است كه تا وقتي به صورت موقتي است مي‌تواند پنهاني و به‌دور از اطلاع ديگران باشد. 

5 - روش نيك برواني: يكي از سياستمداران برجسته، خوش‌نام، تحصيلكرده، خانواده‌دار، اصيل و فراجناحي كه حتي‌المقدور به طور همزمان به روساي دو قوه از سه قوه دسترسي داشته باشد از ايران برود يك تنه قول و قرارها را بگذارد و مشكلات را حل كند. 

در صورت اقدام به چنين كاري سه نتيجه بيشتر محتمل نيست: اگر ماجرا به خوبي و خوشي انجام شد كه فبهاالمراد. اگر كاري از پيش نبرد ولي داستان محرمانه ماند كه مشكلي نيست و به قول معروف نه خاني آمده و نه رفته. و در حالت سوم اگر ماجرا لو رفت تقصيرات به گردن لوده مربوطه انداخته شود. 


نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |

دوستان شرمنده که دیر شد. از دیروز با این بلاگفا درگیرم که عکس آپلود کنم. چون عکس ها معمولا از سایتهای فیلتره اگه کپی کنم عکس رو نشون نمیده. چند تا میزبان آپلود کردم تا این یکی رو قبول کرده.

ببخشید به بزرگواریتون

از ميان رويدادهای تاريخی ۱۳ آبان، ۱۳ آبان ۵۷ يادآور استبدادستيزی است و امسال پس از ۳۰ سال بازگشت به ۱۳ آبان استبدادستيزی ماه ها و اتفاقاتی سبز را نويد می داد. ۱۳ آبانی عليه استبداد برای يادآوری سال ۵۷. ديروز ۱۳ آبانی متفاوت از همه ۱۳ آبان های پس از انقلاب ۵۷ رقم خورد. ديروز هزاران دانشجوی معترض در شهر های بزرگ کشور، به دنبال فراخوان و بيانيه ی تشکل ها و گروه های دانشجويی برای شرکت در راهپيمايی ۱۳ آبان و اعتراض به سياست های فعلی حاکم بر کشور و اتفاقات پس از انتخابات، از ساعات اوليه صبح به صفوف مردم معترض پيوستند. ديروز در اغلب شهر های بزرگ کشور؛ ميادين اصلی شهر و محوطه دانشگاه ها صحنه رويارويی دانشجويان معترض با نيروهای دولتی و پليس ضد شورش بود. اگر سال ۵۷ دانش آموزان به سوی دانشگاه تهران آمدن و همبستگی شان را با دانشجويان برای ادامه مسير استبدادستيزی اعلام داشتند، ديروز دانشجويان برای همبستگی و همراهی با جنبش مردمی ملت ايران آمادگی خود را اعلام کردند.13 آبان


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |

مدتی است که عجیب دچار این مشکل شده‌ام که هرچه آدم می‌بینم، مسئله‌‌دار و معلوم‌الحال و اقلیت است. قبلاً هم هرکس را می‌دیدم و پرس‌وجو می‌کردم، جزو اقلیت 13 میلیونی بود. خلاصه مدتی است اقلیت خیلی بیشتر از اکثریت شده. چرایش را نمی‌دانم. اگر حافظ بود، لابد می‌گفت: «خدا را زین معما پرده بردار». البته حافظ آن روزگار را می‌گویم. حافظ‌های این روزگار احوالات و اعتقادات دیگری دارند. باور ندارید، دو تا پست پائین تر رو بخونید ...

چند تا پوستر واسه فردا. امشب هم ساعت ۱۰ بانگ "الله اکبر  "

 

p333


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |

قرار شده است پايتخت ايران طي مدت 16 سال از تهران به شهر ديگري منتقل شود و همان‌طوري كه همه ما مي‌دانيم تمام قرار و مدارها و مصوبات، به خصوص اگر طويل‌المدت باشند حتما اجرا مي‌شوند. 

این طرح با اینکه به نظر من از منظر اقتصادی اصلا به صرفه نیست چون هزاران شرکت دولتی و نیمه دولتی و چند صد سفارت و کنسولی و قرارگاه و چند میلیون کارمند اینها باید بار مهاجرت ببندند و اون پایتخت جدید (که البته هنوز من موندم چه شهری انتخاب خواهد شد. زاهدان یا بوشهر یا تبریز یا کرمان یا کهکیلویه یا ....) باز هم همین آش و همین کاسه...

برای برون رفت از مشکلات پایتخت میشه با انتقال برخی وزرات خانه هایی که نیازشون توی تهران الزامی نیست از بار مشکلات ساخت. ولی در وهله اول توسعه دولت الکترونیک و فضای مجازی  
نیز است که مثلا اگر کسی از وزارت کشور که مثلا توی تهرانه برای وزرات مسکن که مثلا توی تبریزه و سپس وزارت اقتصاد که توی اصفهانه نامه نگاری داشت مجبور نشه یه تور ایرانگردی برای یک وام مسکن انجام بده.

با این حال من به عنوان مسئول امور دخالت در تمام امور براي داشتن سهمي در اين حركت خداپسندانه چند منطقه براي پايتختي ايران پيشنهاد مي‌كنم:
۱- قم. عرق  بومی ایجاب میکنه اول شهر خودم رو بنویسم.مزایای شهر من اینه که با انتقال مجلس و دولت و سایر نهاد ها به قم‌‌ با صرفه جویی در هزینه ها محل تجمع کفن پوشان و طلاب و فضلا رو مشخص کنیم تا هر جا اسلام رو در خطر دیدن بلافاصله تجمع کنیم. از طرفی برای هر نماز جمعه یا مراسمی که به حضور مردم نیازه نیاز نباشه چند صد دستگاه اتوبوس به سمت تهران راه بیافته.

 ۲- ارادان. شهري است در مركز ايران با آب‌وهوا و محصولاتي خوش و خوشحال كه احتمالا در 16 سال آينده هم همچنان زادگاه شخص محترم رياست محترم دولت خواهد بود، ضمن آنكه نزديكي اين شهر با پايتخت سابق ايران باعث صرفه‌جويي در وقت و هزينه خواهد شد و با توجه به رشد تهران از شرق و غرب، تا 16 سال آينده ارادان-تهران-زنجان كلا يك شهر خواهد بود و فقط كافيست از آن طرف حسابش كنيم. 

۳- طرقبه. منطقه‌اي سرسبز در نزديكي مشهد كه محصولات چشم آبي قشنگي دارد. انتقال پايتخت به اين شهر باعث خواهد شد تا نيازي به تعويض شهردار و بسياري از پرسنل خدوم شهرداري پايتخت فعلي نباشد كه اين امر باعث صرفه‌جويي فراواني از منظر مديريت شهري خواهد شد. كافيست اين‌بار اتوبوس‌ها در مسير عكس كار كنند! 

۴- رفسنجان. شهر پسته‌هاي خندان و سياستمداران جان! اقتصاد يكي از كليدهاي اصلي هر پايتختي است و از اين منظر، انباشت سرمايه‌هاي كلان در اين شهر، همين الان هم آن را براي پايتختي مناسب مي‌سازد ضمنا محسن هاشمي هم براي خريد زمين جهت حفر مترو مشكلي نخواهد داشت. چارديواري اختياري! 

۵- سرباز. اين شهر مرزي بيشترين نزديكي را با پاكستان يعني پناهگاه و مقر اصلي گروه‌هاي تروريستي كه عليه ايران فعاليت مي‌كنند دارد. از اين رو اگر سرباز به عنوان پايتخت انتخاب شود و وزارت كشور به اين شهر منتقل گردد، وزارتخانه معظم مذكور مجبور خواهد شد براي امنيت كارمندان خودش هم كه شده فكري براي مقابله با تروريست‌ها بكند. (هرچند كه همچنان تضميني وجود ندارد.) 

۶- ماكو. اين شهر از شهرستان‌هاي مرزي استان آذربايجان غربي در شمال غرب ايران است. ماكو در طول شرقي ۲۴ درجه و ۲۰ دقيقه و عرض شمالي ۳۹ درجه و ۱۸ دقيقه قرار گرفته ‌است و ارتفاعش از سطح آب ۱۶۳۴ متر است كه البته هيچ كدام از اين موارد ربطي به پايتخت آينده ايران ندارد. 

احمدي‌نژاد از فرمانداري اين شهر شروع كرد و در سال 84 به رياست‌جمهوري ايران رسيد و الان هم كه در موقعيت فعلي است. نظر به استعدادپروري، اين شهر به عنوان پايتخت بعدي ايران پيشنهاد مي‌شود. 

۷- سرخس. شهري مرزي در شمال شرق كشور كه داراي پالايشگاه عظيم گازي است اما پيشنهاد اين شهر براي پايتختي ايران نه به اين دليل بلكه به دليل بيشترين فاصله اين شهر با نيروگاه بوشهر است كه با تكنولوژي نيروگاه چرنوبيل شوروي ساخته شده است. آمديم همان «توالي حيرت‌انگيز اشتباهات نادر» كه روس‌ها براي توجيه انفجار نيروگاه چرنوبيل ذكر كردند دوباره جفت و جور شد.... 

۸- نطنز. اين شهر داراي گلابي، تاسيسات هسته‌اي و تحفه‌هاي مشهور مي‌باشد كه همگي براي آنكه شهري پايتخت و مقر اصلي دولت باشد لازم هستند البته در صورت تصويب اين پيشنهاد بايد از اختلاط اين سه عنصر شديدا جلوگيري كرد كه فاجعه‌آميز است. 

۹- ابركوه. اين شهر همان شهري است كه تا بيست سي سال اخير «ابرقو» ناميده مي‌شد و هرچند كه در استان يزد در مركز ايران واقع شده، در فرهنگ بومي ما نماد دوري از مركز است. با انتخاب اين شهر به عنوان پايتخت و مركز ايران، ديگر هيچ جايي دور از مركز نخواهد بود الا خود مركز! 

نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |
امروز توی خبر آنلاین خوندم که یه بنده خدایی در یک مراسم به رسم پاچه خواری در پاسخ به صرح معروف "ادب مرد به ز دولت اوست" گفته حافظ هزار سال پیش اعلام کرده که  "محمود بود عاقبت کار در این راه".

منم دیدم فضای پاچه خواری داغه. سوره "والمحمود" رو که به خانم رجبی  در کتاب معجزه هزاره سوم نازل شده رو اینجا میارم.

اگه کسی احساس کرد توهینه و یا توهین به مقدساته بگه حذف کنم

 

میم الف نون.قسم به محمود (۱) و در آن نشانه های فراوان است (۲) و ما به شما چشم ندادیم مگر برای دیدن نشانه های محمود (۳) و دولت نهم (۴) نه آن خاتمی سوسول (۵) و درحالیکه اسرائیل محو میشود (۶‎) همانا پس باید در ایران قحطی بیاید (۷) و برق هی برود (۸) و بنزین سهمیه ای باشد ‎(۹‎) چونکه صواب دارد (۱۰) ای کسانیکه هنوز به محمود ایمان نیاورده اید (۱۱) همانا بروید زودتر ایمان بیاورید (۱۲) که ما او را آفریدیم (۱۳) تا شما اینقدر مصیبت بکشید که در آن دنیا بار گناهانتان کم بشود (۱۴) ژ گ پ چ (۱۵) همانا که این چهار حرف در عربی نمیباشد (۱۶) ولی ما چون خدائیم حال میکنیم که بگوئیم (۱۷) و این اعجاز ماست (۱۸) همانطوریکه محمود (۱۹) و ما به شما مسکن دادیم (۲۰) تا محمود مشکلش را حل بکند (۲۱) و نعمتهای فراوان دادیم (۲۲) تا محمود برایتان جیره بندی بکند (۲۳) بلکه قدر نعمتهای ما را بیشتر بدانید (۲۴) خ (۲۵) و این حرف سرکاری بود (۲۶) همانطوریکه محمود هست (۲۷) و ما به شما گاز دادیم (۲۸) تا ترکمنستان آنرا قطع بنماید (۲۹) و کی فکرش را میکرد که اینطوری بشود (۳۰) جز محمود (۳۱) آیا نمی بینید (۳۲) که نفت سر سفره مردم است (۳۳) و جزایر تنبان (!) مال امارات (۳۴) همانگونه که خزر مال روسیه ‎(۳۵‎) و "مال روسیه" مال مردم ایران (۳۶) و محمود برای آبرو حیثیت میجنگد (۳۷) چونکه ناپلئون گفته است هر کسی برای آنچه که ندارد میجنگد (۳۸) و نشانه های بسیار است ‎(۳۹‎) پودر رختشوئی (۴۰) چای (۴۱) برنج (۴۲) روغن نباتی (۴۳) و کلاً هر آنچه که میشود خورد (۴۴) پس آیا شما نمی بینید (۴۵) که اینها سرطان زاست (۴۶) و باید نداشته باشید (۴۷) ولی لبنانیها باید داشته باشند (۴۸) و فلسطین هم همینطور (۴۹) همانگونه که قبلاً بوسنی هرزگووین داشت (۵۰) و چچن این گوش (۵۱) و چچن آن گوش (۵۲) که وقتی شما زیر بمب و موشک بودید (۵۳) پس اینها کدام گوری بودند که از شما حمایت نکردند (۵۴)‎ ولی شما خودتان را برایشان جر میدهید (۵۵) چون شما خدا دارید ولی آنها ندارند ‎(۵۶)‎ همین محمود را میفرمایم (۵۷) که همه چیز به او مربوط است (۵۸) جز تورم و گرانی ‎(۵۹‎) ولی ناراحت نباشید (۶۰) بروید بمیرید چون به شما پاداش زیاد میدهیم (۶۱) در بهشت (۶۲) که درخت هم دارد (۶۳) و به شما در بهشت روزی دو استکان چائی میدهیم (۶۴‎) مفتی (۶۵) و سه بشقاب برنج (۶۶) بازم مفتی (۶۷) و چسفیل فراوان (۶۸) که همان ذرت بو داده است (۶۹) که هرچی هست از محمود بو داده خیلی بهتر است (۷۰) پیف پیف (۷۱) کی اینو بهشت راه داده (۷۲) و ما فرمودیم تمام مردم ایران (۷۳) ولی اینکه ایرانی نیست ‎(۷۴‎) خاک بر سر وطن فروشش بکنند الهی (۷۵) و همانا ما فقط حرف راست میزنیم

محل نزول آیه

نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |
 اصلا قصد توهین به مشکل ایشان و سایر معلولین را ندارم ولی میدونم هرچی میکشیم کار همین ....(هی میخوام هیچی نگم...)

 

نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |

اعتراف میکنم امسال برای اولین بار دلم تنگ شده...

باره اولمه که با چشم خیس مطلب مینویسم....

نمیدونم شاید چون خاطرات شیرین زیاد دارم ازش... شاید چون منو به وصالم رسونده... شاید چون هر چی میخواستم بهم داده ...ولی خیلی دوستش دارم... شاید بخاطره اینه که هنوز بقیع نرفتم ... شاید چون هنوز کربلا نرفتم و اینجا رو رفتم این حس و دارم ... شاید چون اینجا در جوار خواهرش هستم این حس رو دارم ... ولی هر طوری که هست حس قشنگیه...

عیدتون مبارک....

 

این کرتهای زیبا تقدیم لبخندهای شما....


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |

بيش از 5/4 ماه از برگزاري انتخابات رياست جمهوري مي‌گذرد. در اين مدت همه طرف‌ها، حضور 40 ميليوني مردم در انتخابات را ستودند و در عين حال ادعاها و بحث‌هاي مختلفي مطرح شد و طي شدن دوره 5/4 ماهه، از حجم ادعاهاي متقابل دو طرف، نكاست.

تجمع ميليوني مردم تهران در اعتراض به اغتشاشات اخير

عکس ها هیچ ازتباطی به متن ندارد و تفننی است دانلود تصاویر حامیان محمود از اینجا
 
اصلاح طلبان، شائبه‌هايي نسبت به مقدمات برگزاري انتخابات مـطـرح كـردنـد كـه هـنوز بر آن ادعاها پافشاري دارند و طرف مقابل، بدون توجه به نقش غيرقابل انكار اصلاح طلبان در 40 ميليوني شدن انتخابات، اين رقم را به رخ طرفداران موسوي و كروبي مي‌كشد. 

در اين ميان، كساني كه مايل به فعاليت قانوني در داخل كشور هستند ناچارند التزام خود به نتيجه انتخابات را به نمايش بگذارند حتي اگر همچنان، اعتقادي به آن نداشته باشند.البته اين التزام، به آن معنا نيست كه اصلاح برخي روش‌ها براي رفع شائبه‌هاي احتمالي مورد تاكيد قرار نگيرد.
متن کامل در ادامه مطلب...

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |
بخدا همه عکس ها واسه مانور امروز توی اصفهانه.!

فقط  چند تا نکته قابل توجه داره. !

۱-لباس شخصی ها با چوب و چماق هم در مانور هستند.(نیرو های خودسر سابق)!

۲-اون جوون بد بخت لباس سبز ژوشیده!

۳-چون زنی توی این مانور عکسش نیست احتمالا کهریزک بردنشون!

۴-هیچ شباهتی با وحشی گری های صهیونیست ها ندارن!

۵-اقتدار نیرو های مسلح که در حوادث شرق کشور زیر سوال رفته بود با این مانور احیا شد!

ادامه عکسها در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |

به كلمه نگاه مي كنيم و از ميان آنها سانسور را كه بسيار آشناست برمي گزينيم تا با ماهيت اين كلمه و نوع حضور متفاوت ، تعريف آن و تأثير بر حركت ها در دو وادي درست وغلط در جامعه هاي متفاوت گذري اجمالي داشته باشيم .

فرهنگ لغت سانسور را اينگونه معني مي كند : انتقاد ،‌عيب جويي ، خرده گيري ، تفتيش و مراقبت از طرف دولت در فيلم ها ، نمايش نامه هاو مطالب روزنامه ها و ساير مطبوعات پيش از انتشار آنها ، بازرسي كردن .

به ظاهر كلمه و تعريف آن شايد اگر به ديد مثبت نگاه شود نه تنها عيبي ندارد بلكه نظارت به حقي را براي جلوگيري از هرج و مرج و از بين رفتن فرهنگ و يا داشته هاي مهم يك ملت به وجود مي آورد و اما واقعيت اين است كه اين كلمه در جوامع مختلف از طريق نوع حكومت به شكل هاي بسيار مختلف به اجرا در مي آيد و حضور پيدا مي كند ، قدرت اجرايي پيدا مي كند و از طريق ابزارهاي مختلف در جامعه و در هر بستري خود را به شكلي نشان مي دهد . ابزاري كه به وسيع ترين حد ممكن براي سركوب ، مغشوش كردن و قتل عام از آن استفاده مي شود .اينجا ما ديگر با يك كلمه در فرهنگ لغت و يا تعريفي در قانون روبرو نيستيم بلكه با ابزاري به نام سانسور روبرو هستيم كه قدرت به فعل رساندن دارد . كلمه اي كه دامنه ي فعاليتش به راحتي در هر جايي قابل ديدن است .

سانسور ، تنها اجازه ندادن براي چاپ و نشر نيست ، بر عكس جلوه دادن ، تحت الشعاع قرار دادن ، كم رنگ نشان دادن ، فشار آوردن در جهت توضيح يا تكذيب كاري و .. هر چيزي كه واقعيت موجود امري را از چهره ي واقعي آن دور كند و يا وارونه جلوه دهد را هم در زير مجموعه هاي كلمه اي كلي به نام سانسور مي توان جا داد . اين پوشش در دهكده جهاني امروز به شكل كاملاً علمي و خاصي رعايت مي شود و بكار گرفته مي شود .جايي كه خبر نبايد پخش شود يا به شكل مطلوب پوشش داده شود ، به راحتي از آن مي گذرند و اذهان عمومي را به چيزي ديگر و يا خبري نه چندان بزرگ و خاص جلب مي كنند . مانور خبري ، بمباران با داده هاي ضد و نقيض ، مخاطب را هميشه در سردرگمي باور كردن يا باور نكردن نگه داشتن و تفسيرهاي گاه تشريفاتي و.. همه و همه از اولين الفباي زيرنويس هاي مجموعه اي كلي به نام سانسور به وجود مي آيد .

به چند سال پيش ، زمان تصادف پرنسس ديانا و ثروتمند مصري و كشف همزمان گورهاي دسته جمعي در بوسني هرزگوين نگاه كنيم ، تمام شبكه هاي ماهواره و پخش خبر كشورها بارها و بارها صحنه ي تصادف ، كروكي تصادف و حتا دانه دانه گل هاي روبروي كاخ را نشان دادند ، نه اينكه اتفاق مهمي نيفتاده بود اما گويي جهان از خوشي نشئه آوري ناگهان به باور يك كابوس و فاجعه لغزيده بود و هيچ اتفاق ديگري به اين عظمت فاجعه نمي توانست برسد . و در كنار آن دو تا سه بار به شكل چند صحنه ي كوتاه تنها محل گورهايي را ديديم كه مشغول بيرون آوردن جنازه ها از گودال ها بودند . هيچ تفسيري ، توضيحي ، نقدي ، پوششي مبني بر اين تصويرها داده نشد و شبكه ها كماكان به پخش بيوگرافي لحظه لحظه ي زندگي پرنسس ديانا مشغول بودند .

ادوارد البي نويسنده ي آمريكايي معتقد است دو نوع سانسور وجود دارد : سانسور تجارتي و سانسور ناقدان كه هنر واقعي را درك نمي كنند . او در مورد وضعيت هنرمند آمريكايي پيش رو نيز كه هنرش سليقه هاي زيبا شناسي جامعه را تعريف مي كند معتقد است ، كساني كه هنر واقعي را توليد مي كنند و وضع مالي خوبي ندارند اما خود را نمي فروشند و بدين گونه به انزوا و زندگي سخت كشانده مي شوند ، جامعه آنها را اين طور تنبيه مي كند . و در مورد كشوري مانند ايران معتقد است ، سانسور زيادي وجود دارد . سانسور دولتي ، سانسور افكار عمومي ، سانسور اقتصادي و غيره .

نمي توان با حذف ، مجازات قانوني و برچسب جرم چسباندن به هر تفكري آن را از بين برد و ادعا كرد كه جامعه اي سالم با فرهنگي پويا داريم ، بلكه زير ساخت فرهنگي به تعريف هاي درست ، جامع و اساسي و دور از برخورد سليقه اي با حفظ حقوق انساني به آ,وزش اصولي و بدون هر گونه ديكته كردن ،‌تبليغ كردن در راستاي حفظ سياست ها و نظام بندي هاي رايج نياز دارد . و اين يعني احترام به آگاهي انسان ها در جامعه اي آگاه . نبودن اين آگاهي و بار فرهنگي ديگر مختص به قبايل آفريقايي ، كشورهاي اسلامي ، اروپايي ، آمريكا و جهان اول و چندم نيست . وقتي ادعاي دهكده ي جهاني از طريق رسانه هايي مانند ماهواره ، شبكه هاي اينترنتي و نشريات به شكل وسيع و دائمي به زندگي روزمره انسان ها كوبيده مي شود و بر زبان كوچك و بزرگ مي افتد اين معضل ، متعلق به همه است .

آنچه جهان امروز به آن نياز دارد قائل شدن حق فكر ، زندگي و حركت براي انسان هاست جداي از مليت ، نژاد ، رنگ ، دين ، زبان و هر جغرافيايي كه متعلق به آن هستند . نه از سر خيرخواهي بلكه حق طبيعي هر فرد بي هيچ منت و تشكري .

سانسور تيره ترين و بدترين نيست اما در تيره ترين و بدترين شكل ممكن وجود دارد چون سياست هاي پر اشتباه و نظام هاي شكست خورده و حكومت هاي بازنده اما با حفظ قدرت در رأس مانده ، وجود دارد . چون تعادل فكري هر شهروندي در هر جاي دنيا در اين چرخه به هم مي خورد تا مهره هاي حفظ قدرت در امان بماند . سانسور وجود دارد چون هر قانون اساسي در هر كشوري ، تعدادي شرط براي چطور فكر كردن و براي مجازات خاطي از دستورالعمل ها دارد ، از حبس گرفته تا جريمه و يا لغو مجوز كار و البته اگر جرم او به حد كيفر و در حد خاص نرسد و گرنه آن وقت جرمش را مي توان نبخشيد .

 ترس ، سانسور را به همراه دارد و امنيت ، پويش فكر را. اولي مي تواند نظام و نظم حكومت را دچار تخريب و ريزش دروني كند و دومي مي تواند به تعالي وجوه مثبت نظام سياسي و اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي كمك كند . و كداميك در ثبات و تعادل فرهنگ يك جامعه مؤثر است ؟ مشخص است . اگر چه آنچه در دهكده جهاني امروز به كار گرفته مي شود قسمت اول است در شكل و اندازه و داده هاي متفاوت و خوشبختانه آنچه در انزوا و دور از توانايي قدرت ها به زندگي ادامه مي دهد و ريشه مي گيرد آن هم در همين دهكده جهاني قسمت دوم است و به قول نيچه : « جهان نه گرد پايه گذاران هياهوهاي نو ، كه گرد پايه گذاران ارزش هاي نو مي گردد ، با گردشي بي صدا . خاموش ترين كلام هايند كه توفان مي زايند . انديشه هايي كه با گام كبوتر مي آيند جهان را رهبري مي كنند . » هر چند به سختي اما در قابليت هاي فراوان . و اين يعني رسيدن به جايي كه فكر در برابر قدرت همه گير مخرب جهاني برنده از ميدان بيرون آمده و خواهد آمد.

در پایان چندتا عکس که از ایرنا انتخاب شده که با عنوان "همراهی اغتشاشگران با بهشتی در نمایشگاه مبوعات" درج شده بود که البته من توی تصاویر موج سبز جمعیت را اغتشاشگر ندیدم و ..."سانسور"...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |

منبع: مجمع روحانیون مبارز

 

در پی جوسازی‌های ادامه‌دار رسانه‌های زنجیره‌ای دولتی و افراطی علیه آیت الله موسوی خوئینی، مجمع روحانیون مبارز با صدور بیانیه‌ای به این جوسازی‌ها پاسخ داد.

متن این بیانیه بدین شرح است:


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |
منبع: وبلاگ محمد نوری زاد

صداوسیمای آقای ضرغامی ، این روزها ، روزهای سختی را گذران می كند . رسانه ای كه مردم نداشته باشد مثل گل كاغذی ، از واقعیت واقعی اش به شمایلی بسنده كرده كه تنها می شود او را از دور تماشا كرد و هرگز نیز باورش نكرد .

رسانه امروز آقای ضرغامی ، به غصه ای مبتلا شده كه این غصه را با تزریق پول و نمایش مكرر فیلم و فوتبال  نمی توان دوا كرد . بله ، رسانه آقای ضرغامی ، مردم ندارد . یعنی همان خونی كه رسانه ها را حیات می بخشد و سرپا نگهشان می دارد . و كیست كه نداند رسانه ای كه مردم نداشته باشد ، مثل ساختمان بی ستون ، از  همه هیبتش ، تنها آوار او را می توان جدی گرفت .

صمیمانه می گویم كه بدنه مدیریتی  این رسانه حجیم و پرجمعیت و پرهزینه ،  از راهیابی به نخبگی متعارفی كه شایسته او بود و هست ، عاجز مانده . این نخبگی كه حتما به خصلت های درست و منصفانه و هوشمندانه راه می برد ، در كشاكش انتخابات اخیر ریاست جمهوری و  حوادث بعد از آن ، به سطحی ترین سطح خود تنزل كرد و با شتاب  از چشم مردم افتاد . 

 بهر حال نمی شود این رسانه را با هر رویكرد و سابقه ای كه دارد نادیده گرفت . حالا كه قرار است جناب آقای ضرغامی برای پنج سال آینده نیز این رسانه  را همچنان اداره كند ، مشفقانه مختصات یك رسانه دینی و شیعی و انسانی را برای ایشان برمی شمرم :

 ۱ - یك رسانه شیعی ، رسانه متاثر از سیره امام جعفر صادق (ع)  است . صادق یعنی كسی كه برجسته ترین جوهره شخصیتی اش ، صداقت اوست . درسیره امام صادق ، مشركان و پیروان  ادیان دیگر ، دارای ارزش و شان بوده اند . صداقت از شئون متعالی انسانی است كه هرچه به روح و روان مذهبی می آمیزد ، حیثیت نافذتری پیدا می كند . همان صداقتی كه هم از جامعه مدیریتی ما ، وهم رسانه ای ما رخت بربسته .  اگر آقای ضرغامی بتواند این صدق گمشده را به صداوسیما بازگرداند ، می تواند بخش قابل توجهی از هویت مخدوش رسانه اش را ترمیم كند . اگر چه می دانم این مهم به این سادگی ها میسر نمی شود  . وقتی از فلان نهاد ، فیلمی و خبری و تحلیلی و بیانیه ای را به تو دیكته می كنند كه پخشش كن ، مگر می توانی پخشش نكنی ؟

۲ - یك رسانه ملی ، مكلف است ملت را با هر تركیب فكری و جمعیتی تغذیه كند . اگر آقای ضرغامی بتواند تنها به گروه خاصی از مردم بسنده نكند و از كنار جمعیتی كثیر ، بی توجه عبور نكند و متعمدانه نگوید كه من شما ها را ندیده و نمی بینم ، می تواند اعتماد زخمی این بخش ازمردم را احیا كند . اگر چه می دانم این مهم نیز به این سادگی ها میسر نمی شود . وقتی به تو دیكته می كنند كه فقط در تحلیل ها و فیلم ها و خبرها و گزارش ها تنها و تنها این جمعیت خاص را ببین و باور كن ، مگر می شود تو كه از جانب همان جمعیت خاص ماموریت یافته ای ، فراتر از چارچوب های مشخص شده ، سربگردانی و مردم فراوانی  را كه تاكنون ندیده ای و مرتب به هیچشان گرفته ای ، ببینی و پای صحبتشان بنشینی ؟

 ۳ - یك رسانه انسانی ، رسانه ای هوشمند است . و این هوشمندی را نه برای  فریب مردم ، كه برای آراستگی  همان آزادگی ای كه حضرت سیدالشهدا در كربلا مخاطبش قرار داد و پاسخی نگرفت ، باور دارد و با روح هویتی خویش تطبیق می دهد . اگر آقای ضرغامی بتواند در كنار همه خواسته های غلیظ مذهبی خاص خود ، به یك چنین ریسمانی نیز دست ببرد ، می تواند در مقیاسی وسیع به دل مردم راه یابد .  سخن همه ضعیفان و نخبگان فراموش شده چیست مگر ؟ جز رعایت آزادگی ؟  اگر چه می دانم این مهم نیز  به این سادگی ها میسر نمی شود . وقتی به تو می گویند : اینگونه  باش كه ما می گوییم ، تو خود به خود  توجیه می كنی  كه  در این اینگونه بودن  ، آزادگی مورد نظر سیدالشهدا ، در كف كار تو قرار می گیرد .

درعین حال به آقای ضرغامی پیشنهاد می كنم برای مذهبی كردن فضای صداوسیما ، استعداد این رسانه را از حضور روحانیان و چهره های كم سواد حكومتی و مداحان گدازشگر ، بویژه در اعیاد  و وفیات دینی ، لبریز نكند . این امری آشكار است كه حضور فراوان این جماعت  درصداو سیما ، و تزریق غیركارشناسانه مواد مذهبی و دینی ، تاكنون نتیجه عكس داده و بعد از این نیز خواهد داد . بخصوص كه مردم ، بخش قابل توجهی از  نابسامانی های اجتماعی و كشوری را به چهره های دینی و به خود دین منتسب می كنند كه دراین انتساب ، تا حدودی  نیز باید به آنان حق داد . حضور روحانیان در صداوسیما ، متعمدانه می گویم : در سیما ، باید با گزینشی  در بالاترین سطح كیفی  ، هم بلحاظ محتوایی و هم فنی ، همراه باشد . انباشت برنامه های صداوسیما از سینه زنی و نوحه سرایی و سخنرانی های سطحی مذهبی ، ممكن است بیلان كار مدیران را اجابت كند  ، اما دین و سازوكار دینی را از كاركردهای ناب جهانی باز می دارد . و از دین ، چهره ای نحیف ، و عاجز از مواجهه با سایر نحله های فكری می پردازد . اگر چه این مهم نیز می دانم به این سادگی ها میسر نمی شود . دلیلش را همه می دانیم . همه !

من بجز این سه نكته ای كه در بالا بدان اشاره كردم ، حرف دیگری با آقای ضرغامی ندارم . این سه محور اساسی را به ایشان هدیه می دهم و برای وی در این پنج سال آینده ، بهترین های الهی را آرزو می كنم . اگر چه می دانم آقای ضرغامی  به راهی درافتاده است  كه بازگشت از آن به این سادگی ها میسر نیست . اما همه ما به امید زنده ایم . از آقای ضرغامی می خواهیم كه در ساحت رسانه ای اش ، آن باشد كه خدا می خواهد . و این ، می دانم  رویایی است بس شریف و شیرین! و شما نیك تر می دانید كه ایستادن بر مرز رویا و واقعیت ، برای درك این حلاوت عاریتی ، خود تمنای دیگری است كه : بماند

نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت توسط امیرحسین| |
====

كد آهنگ جدید

پخش موزیك آنلاین