کپی رایت ماله بدبخت بیچاره هاست؛ کی به کیه؟!
انا لله وانا اليه راجعون حضرت آیت الله عظمی منتظری دار فانی را وداع گفت. آيتالله حسينعلی منتظری، از مراجع تقليد شيعه در قم و از مهمترین
روحانیون منتقد حکومت، شنبه شب، در سن ۸۷ سالگی، درگذشت. فرزندان وی خبر درگذشت این مرجع
بلندپایه شیعه را تأیید کردند. پ.ن : دوستان معذرت میخوام که کسی رو خبر نکردم برای آپم. اخه چند روزی سرم شلوغه و از طرفی هم امروز تو دانشگاه چند لحظه وقت کردم وبم رو آپ کنم. بازم شرمنده. جبران میکنم من شخصا مسئوليت پاره کردن عکس امام را به عهده می گيرم تا هرآنچه قرار است در اين هفته و هفته آينده اتفاق بيفتد تکليفش از همين حالا مشخص باشد . ديدم شما نقشه راه امام را که حرمت نهادن به مردم و کرامت يک يک آنان در آن بود و هست ، پاره کرده و پاره می کنيد ، زورم به عکس امام رسيد . نمونه ای از دستخط امیر کبیر به ناصرالدین شاه که نشان از قاطعیت وی دارد. ایران سبز من تقدیم به شهدای انقلاب و شهدای راه سبز با وجود اینکه تهران دیروز به شهری امنیتی تبدیل شده بود اما این مانع نشد مردم معترض، دانشجویان را تنها بگذارند. در اکثر نقاط تهران مردم شعارهایی در اعتراض به دولت برآمده از کودتا و وقایع بعد از انتخابات سر دادند و درگیریهای بسیاری میان آنها و نیروهای دولتی پیش آمد. میدان انقلاب، میدان ولیعصر، خیابانهای اطراف دانشگاه تهران، میدان فردوسی، میدان امام حسین، هفت تیر، بلوار کشاورز، فاطمی و فلسطین نقاطی بودند که خبرنگاران "روز" از برخوردهای خشونت بار پلیس با مردم گزارش داده اند. بر اساس این گزارش ها پلیس برای پراکنده کردن مردم اقدام به تیراندازی هوایی و پرتاب گاز اشک آور کرده و دهها تن را بازداشت کرده است. رادیو فردا نیز گزارش داده است که در تقاطع خيابان هاى انقلاب و ولى عصر بين نيروهاى ضد شورش و مردم حاضر در تجمع هاى اعتراضى درگيرى هاى شديدى رخ داده و مردم شعارهايى چون ... ادامه مطلب و متن کامل گزارش بهمراه چند عکس منتخب از تایم و اسوشیدت پرس... با توجه به آنكه مسئولان و رسانههای دولتی درهفتههای اخیر تمامی مشكلات كشور را متوجه چند دستگاه باقیمانده غیردولتی نظیر مجلس، شهرداری تهران، مترو و دانشگاه آزاد كردهاند، برای حل مشكلات دولت پیشنهادی آماده شده است. همچنین شب گذشته، از سوی رییس جمهور اقدامات كارشناسی و تغییرات انجام شده در لایحه هدفمند كردن یارانه ها با هدف تعدیل فشار وارده به مردم، كارهای اضافی و بیموردی خوانده شد كه تنها لایحه را پیچیده كرده است. به: ساركوزي پنجشنبهها تهران نيمهتعطيل است يعني ادارات دولتي و نيمهدولتي تعطيلند اما مدارس و بانكها كار ميكنند. بسياري از كاسبها صبح ميروند سر كسب و كار اما بعد از ظهر را به احترام شب جمعه تعطيل ميكنند. بعضيها هم در اين شب اضافهكاري ميكنند... مثل گداهاي محترم. سایت كلمه نوشت: اگر آنطوری كه محمود احمدی نژاد پیش از این مدعی شده بود سخت ترین لحظه زندگیش توهین مقامات یك كشور خارجی در استقبال سرد از مسوولان جمهوری اسلامی ایران كه نمایندگان ملت ایران هستند ، باشد، باید گفت هفته گذشته محمود احمدی نژاد رییس دولت دهم روزگار سختی را گذراند.احمدی نژاد در حالی هفته گذشته برای حضور در اجلاس «كومسك»، مهمان كشور تركیه بود كه چه در زمان ورود به فرودگاه و چه در زمان دیدار با نخست وزیر این كشور با سردی میزبان روبرو شد .دیدار سردی كه در عرف بین الملل از آن به عنوان توهین به مقام رسمی یك كشور یاد می شود. بر اساس عكسهای موجود از سفر سید محمدخاتمی به فرانسه، خاتمی بعد از ظهر روز سهشنبه، ۱۶ فروردین ماه سال ۸۴، برای دیدار با ژاك شیراك وارد كاخ الیزه شد و پس از ورود به این كاخ مورد استقبال رییس گارد و رییس تشریفات الیزه قرار گرفت و از گارد مستقر در آن سان دید. سپس شیراك كه برای استقبال از خاتمی از پلههای كاخ پایین آمده بود، به گرمی از خاتمی استقبال كرد. در سال 1358 و در هنگام تدوین قانون اساسی، نائب رئیس مجلس خبرگان (شهید آیت الله بهشتی) از این اصل به عنوان یك «تدبیر بشری» دفاع كرد و بر مبنای همان دفاع به تصویب مجلس رسید. استدلال ایشان این بود كه نظارت بر انتخابات در اختیار دولت و رئیس جمهور كه مسئولیت اجرائی دارند، نباید باشد تا این كار تحت تأثیر گرایش مجریان قرار نگیرد، او میگفت: ما نظارت را به نهادی میسپاریم كه از «مسائل اجرائی» به دوره بوده، و گرفتار «حبّ و بغض» نباشد، از این رو، در «مطالعات» به این نتیجه رسیدیم كه مناسبترین نهاد، شورای نگهبان است. ایشان با پیشنهاد كسانی كه میگفتند این نظارت به رهبری سپرده شود، مخالفت كرد تا «این كار از دائره كار رهبری دور باشد». در پیش نویس قانون اساسی هم كه توسط دكتر حبیبی و برخی حقوقدانان دیگر تهیه شده بود، باز هم با اقتباس از قانون اساسی فرانسه نظارت بر انتخابات با شورای نگهبان بود. اتفاقاً در مجلس تدوین قانون اساسی، برخی فقها حضور داشتند كه با سپردن نظارت بر انتخابات به شورای نگهبان مخالف بودند. مثلاً آیت الله جعفر سبحانی(عضو فقهای شورای نگهبان وقت) در مخالفت استدلال میكرد كه: اعضای شورای نگهبان كه فقیه یا حقوقدان هستند، برای نظارت بر انتخابات مناسب نیستند، زیرا فقیه كه كارشناس احكام شرع است، تناسبی با نظارت بر انتخابات و اینكه تقلبی صورت نگیرد، ندارد، ایشان در همان موقع اعلام كرد: «برای نظارت فكر دیگری باید كرد». با این حساب، وقتی افرادی درباره مسائل اجتماعی و سیاسی، سمت داوری پیدا میكنند و یك طرف اختلاف را حاكم و طرف دیگر را محكوم مینمایند، در صورتی كه از قبل نسبت به افراد موضعگیری كرده و به رفاقت و حمایت از یك طرف، و مخالفت با طرف دیگر شناخته شده باشند، نظرشان بی اعتبار است. آیا در این صورت «فقه»، «متّهم» است كه دست آنان را برای اینگونه داوری «بازگذاشته است». و یا فقه «مدعی» است كه چرا دست آنان را «باز گذاشتهاید»؟! برای مطالعه متن کامل مقاله اینجا را ملاحظه فرمائید. منبع: آینده ساكنان مجلس شوراي اسلامي، بعد از آن اعتراضها و ايرادهاي كلي و كمرشكن به «لايحه هدفمندكردن يارانهها به جيب دولت» (معمولا«جيب دولت» آن به قرينه معنوي حذف ميشود) آن را بدون هيچ تغييري و دقيقا مطابق خواست دولت تصويب كردند. گويا به موازات آن اعتراضات غرا عليه دولت، حضور سرزده احمدينژاد در مجلس و اعتراضات غراي دولت عليه مجلس كارساز شده است. يعني مثلاً از اين به بعد مثل قديم نيست كه اگر يك ميليارد دلار گم شد دولت مثل سابق پاسخگو باشد و فورا آن را پيدا كند بلكه براساس «قانون» (خنده دارد؟!) هيچ مرجعي به جز خود دولت هيچ دسترسي و نظارتي بر اين صندوق نخواهد داشت. از طرفی .... عکس اینبار تزئینی نیست و هشدار جدی است بنابراین باید پیشبینی درستی از ابعاد نارضایتی داشته باشیم. خصوصیت اعتراضات سیاسی در نخبه بودن معترضین، سازماندهی شدن اعتراضات، قابل كنترل بودن و هدفمندی اعتراضات است، در حالی كه نارضایتیهای اجتماعی فاقد این خصوصیات هستند، به طور نمونه در اعتراضات پس از انتخابت اكثر معترضین را اقشار نخبه جامعه، یعنی افرادی كه به رسانههای دیگر غیر از صداوسیما و مطبوعات رسمی دسترسی داشته، انگیزه رفتار سیاسی، بعنی رفتاری فراتر از حوزه منافع فردی دارند، به خاطر یك رهبر سیاسی اقدام به اعتراض كرده و توسط وی قابل كنترل میباشند و دارای رفتار هوشمند و هدفمندی میباشند . به همین دلیل شاهد بودیم در اجتماع میلیونی روز 25 خرداد در خیابان آزادی و یا 28 خرداد در میدان امامخمینی، هیچگونه رفتار خارج از چارچوبی از اكثریت قریب به اتفاق معترضین رخ نداد و حوادث خشونتبار 30 خرداد و 18 تیر، زمانی به وقوع پیوست كه عملاً كانال ارتباطی میان رهبری جریان اعتراضی و بدنه قطع شده بود، به همین شكل نظام نتوانست با استفاده از اهرمهای مختلف این اعتراضات را كنترل كند. به طور نمونه برنامه روز هفتم مهر كه با وقایع روز قبل در دانشگاه تهران بسیار نگرانكننده بود، تنها با یك اطلاعیه مهندس موسوی لغو شد. اما آیا جنس اعتراضات اجتماعی نیز همینگونه است؟ متأسفانه در ماههای اخیر یك فرض غلط در میان افكار عمومی و بسیاری از مسئولان رواج یافته است كه اعتراض به نتیجه انتخابات، به معنای غیرقانونی دانستن آن است. رابطه انواع مختلفي دارد كه بعضي از آنها نامشروع هستند و ما كاري به آنها نداريم (كاري هم اگر داشته باشيم در اينجا كه علني نميكنيم!) بعضي از انواع رابطه هم ، مشروع هستند كه چون كيفي ندارند، لزومي ندارد در اين مكان محدود و گرانبها به آنها بپردازيم اما بعضي از رابطهها مشخص نيست مشروعند يا نامشروع كه جا دارد تكليفشان هرچه زودتر مشخص شود و تا آن زمان در "روزگارما" جاي پرداخت دارند. مدتی است که عجیب دچار این مشکل شدهام که هرچه آدم میبینم، مسئلهدار و معلومالحال و اقلیت است. قبلاً هم هرکس را میدیدم و پرسوجو میکردم، جزو اقلیت 13 میلیونی بود. خلاصه مدتی است اقلیت خیلی بیشتر از اکثریت شده. چرایش را نمیدانم. اگر حافظ بود، لابد میگفت: «خدا را زین معما پرده بردار». البته حافظ آن روزگار را میگویم. حافظهای این روزگار احوالات و اعتقادات دیگری دارند. باور ندارید، دو تا پست پائین تر رو بخونید ... چند تا پوستر واسه فردا. امشب هم ساعت ۱۰ بانگ "الله اکبر " منم دیدم فضای پاچه خواری داغه. سوره "والمحمود" رو که به خانم رجبی در کتاب معجزه هزاره سوم نازل شده رو اینجا میارم. اگه کسی احساس کرد توهینه و یا توهین به مقدساته بگه حذف کنم میم الف نون.قسم به محمود (۱) و در آن نشانه های فراوان است (۲) و ما به شما چشم ندادیم مگر برای دیدن نشانه های محمود (۳) و دولت نهم (۴) نه آن خاتمی سوسول (۵) و درحالیکه اسرائیل محو میشود (۶) همانا پس باید در ایران قحطی بیاید (۷) و برق هی برود (۸) و بنزین سهمیه ای باشد (۹) چونکه صواب دارد (۱۰) ای کسانیکه هنوز به محمود ایمان نیاورده اید (۱۱) همانا بروید زودتر ایمان بیاورید (۱۲) که ما او را آفریدیم (۱۳) تا شما اینقدر مصیبت بکشید که در آن دنیا بار گناهانتان کم بشود (۱۴) ژ گ پ چ (۱۵) همانا که این چهار حرف در عربی نمیباشد (۱۶) ولی ما چون خدائیم حال میکنیم که بگوئیم (۱۷) و این اعجاز ماست (۱۸) همانطوریکه محمود (۱۹) و ما به شما مسکن دادیم (۲۰) تا محمود مشکلش را حل بکند (۲۱) و نعمتهای فراوان دادیم (۲۲) تا محمود برایتان جیره بندی بکند (۲۳) بلکه قدر نعمتهای ما را بیشتر بدانید (۲۴) خ (۲۵) و این حرف سرکاری بود (۲۶) همانطوریکه محمود هست (۲۷) و ما به شما گاز دادیم (۲۸) تا ترکمنستان آنرا قطع بنماید (۲۹) و کی فکرش را میکرد که اینطوری بشود (۳۰) جز محمود (۳۱) آیا نمی بینید (۳۲) که نفت سر سفره مردم است (۳۳) و جزایر تنبان (!) مال امارات (۳۴) همانگونه که خزر مال روسیه (۳۵) و "مال روسیه" مال مردم ایران (۳۶) و محمود برای آبرو حیثیت میجنگد (۳۷) چونکه ناپلئون گفته است هر کسی برای آنچه که ندارد میجنگد (۳۸) و نشانه های بسیار است (۳۹) پودر رختشوئی (۴۰) چای (۴۱) برنج (۴۲) روغن نباتی (۴۳) و کلاً هر آنچه که میشود خورد (۴۴) پس آیا شما نمی بینید (۴۵) که اینها سرطان زاست (۴۶) و باید نداشته باشید (۴۷) ولی لبنانیها باید داشته باشند (۴۸) و فلسطین هم همینطور (۴۹) همانگونه که قبلاً بوسنی هرزگووین داشت (۵۰) و چچن این گوش (۵۱) و چچن آن گوش (۵۲) که وقتی شما زیر بمب و موشک بودید (۵۳) پس اینها کدام گوری بودند که از شما حمایت نکردند (۵۴) ولی شما خودتان را برایشان جر میدهید (۵۵) چون شما خدا دارید ولی آنها ندارند (۵۶) همین محمود را میفرمایم (۵۷) که همه چیز به او مربوط است (۵۸) جز تورم و گرانی (۵۹) ولی ناراحت نباشید (۶۰) بروید بمیرید چون به شما پاداش زیاد میدهیم (۶۱) در بهشت (۶۲) که درخت هم دارد (۶۳) و به شما در بهشت روزی دو استکان چائی میدهیم (۶۴) مفتی (۶۵) و سه بشقاب برنج (۶۶) بازم مفتی (۶۷) و چسفیل فراوان (۶۸) که همان ذرت بو داده است (۶۹) که هرچی هست از محمود بو داده خیلی بهتر است (۷۰) پیف پیف (۷۱) کی اینو بهشت راه داده (۷۲) و ما فرمودیم تمام مردم ایران (۷۳) ولی اینکه ایرانی نیست (۷۴) خاک بر سر وطن فروشش بکنند الهی (۷۵) و همانا ما فقط حرف راست میزنیم محل نزول آیه حمله گروه هاي فشار به ستادهاي مير حسين ادامه دارد گروه سياسي - اميد محدث: شب گذشته در هنگام پخش فيلم تـبليغاتي دكتر احمدينژاد، 2 ستاد بزرگ حاميان مهندس موسوي در تــهــران تــوســط افـرادي ناشناس و لباس شخصيهاي بيسيم به دست تخريب و تعطيل شد. با آنهايي كه دوستشان داريم ادامه از صفحه اول خبر ميرحسين موسوي: رقابت در انتخابات، بهدليل دامنه گسترده آن و بهدليل شوري كه ميآفريند، شيرينترين نوع رقابت است. چراكه پيروزي در اين رقابت براي هواداران رقبا شرايطي را فراهم ميكند كه چه بسا سالهاي سال اثر اين پيروزي در كام علاقهمندان به برنده رقابت بماند و از آن متنعم شوند اعم از نعمت مادي يا نعمت معنوي. اما اگر بر صفحه اين رقابت، سنگي فرود آيد و تركشهايي بسازد كه هواداران را زخمي كند، اين شيريني تبديل به تلخي ميشود و اولين ثمرهاش اين ميشود كه بيتفاوتها و نيروهاي اجتماعي بيعلاقه به مشاركت در سرنوشت خود، تصميمي به حضور در صحنه نخواهند گرفت و آرا را به نفع تماميتخواهان و مخالفان مردمسالاري رقم ميزنند براي انتخابات رياستجمهوري دهم، دو نامزد از جناح اصلاحطلب وارد رقابت شدهاند كه هر كدام طرفداراني را گرد آورده و سعي ميكنند زمينههاي كسب آرا بيشتر را فراهم سازند. ناگفته پيداست كه هر جناحي از جمله اصلاحطلبان بايد حداقل دو نامزد، تا روزهاي آخر تبليغات داشته باشد. اگر توانستند در واپسين روزهاي انتظار، يكي از آنها به نفع ديگري كنار رود، زهي سعادت و خوشبختي، اما اگر چنين سعادتي نصيب اصلاحطلبان نشد، ايجاد كدورت بين هواداران اين دو نفر كمال بيانصافي است. شم سياسي، عقل را فرا ميخواند كه در مقابل جناح رقيب، آن هم در آستانه روزي كه قرار است مردم را با تمام توان به صحنه آورد، هواداران رقباي همفكر و هممرام، صبوري پيشه كنند و بههمديگر نپيچند. من نبايد براي بزرگان فكري جناح اصلاحطلب نسخه بپيچم، اما چه بايد گفت كه اين بزرگان و سرشناسان، متوجه شوند كه نبايد علاقهمندان خود را برنجانند؟ فرض كنيم 30 سال است كه در ذهن و دل آقاي محمود دولتآبادي، نويسنده شناخته شده در حوزه ادبيات داستاني، مساله انقلاب فرهنگي، چون نقطه رنجآوري خانه كرده است و فرض كنيم كه در وجود دكتر عبدالكريم سروش، دانشمند پرآوازه در حوزه شناخت، ارادهاي وجود دارد كه نميخواهد بر تاريخ انقلاب اسلامي و عملكرد دوران ميانسالياش به ويژه در امر انقلاب فرهنگي، اعم از شروع آن و ستاد آن و شوراي آن، چشم بربندد. حال اين دو چهره سرشناس، براساس معادلات سياسي امروز و با جمعبندي تمامي محاسن و معايب نامزدهاي مقام رياستجمهوري، يكي به مهندس موسوي و يكي هم به شيخ مهدي كروبي، تمايل پيدا كردهاند. اين دو براي اثبات حقانيت خود در گزينش راه سياسي پيش رو، دلايلي دارند و عليالظاهر به روال گذشته، براي اين گزينش انديشهها كرده و چون هر دو انديشمندند، نميتوان و نبايد در چند روزه انتخابات خرده گرفت، اما ميتوان لختي بر جگر دندان گذاشت تا اصلاحطلبان با آرامش و بدون رنجش وزن خود را بيابند و برنامههاي خود را عرضه نمايند، آنگاه در جلسات متعدد تاريخي نشست و مقصر و متبكر و قاصر و عامل و باني در انقلاب فرهنگي را پيدا كرد و به حسابشان رسيد. يا جايزه داد يا بيچارشان كرد. باز فرض كنيم كه احتمالا انتخابات به مرحله دوم ميرسد و هر دو نامزد اصلاحطلب در آن مرحله به رقابت ميپردازند، آنگاه توپخانه مكتوب دو سنگرنشين ميدان منازعات تاريخي از شليك باز نايستد و آتش افروزتر شود، يا فرض كنيم كه يكي از نامزدهاي اصلاحطلب با يكي از نامزدهاي محافظهكار به مرحله دوم راه يافتند. در اين صورت، دو توپخانه در يك سنگر قرار ميگيرند و آتشدان آنها خاموش ميشود، اما و صد اما كه وجود دشمن مشترك اين دو مرد سرخم ناكرده در مقابل قدرتها، ديگر فرض نيست و واقعيت تحملناپذيري است كه در هتاكي و پروندهسازي به هيچكدام رحم نميكند. اين تهديدات كه به نيت ثواب شرعي صورت ميگيرد، غير از تهديدي است كه بگومگوها و دل چركيها و احيانا خصومتهاي حاصل از دعواي سروش و دولتآبادي بين دوستداران و شاگردان اين دو استاد نهادينه ميشود. هواداراني و علاقهمنداني كه دوست ندارند وارد كارزاري شوند كه نتيجهاش شناسايي مقصران يك رخداد 30سال پيش است. آري، برادران! اين ديگر فرض نيست كه روزنامه بزرگ جناح راست و هوادار سرسخت احمدينژاد، با نازلترين عبارات و با امكانات متعلق به بيتالمال، اخباري را از نزاع قلمي و زباني دو شخصيت غيرسياسي اما فعال در عرصه فرهنگي، جعل كند و صدها نشريه هفتگي و ماهانه و حتي روزنامه ريزودرشت متعلق به مخالفان روشنفكري و ايضا رسانه ملي از آن مادر بزرگ- جريده كيهان- تغذيه كنند و بر هر بام و برزن، به قصد هتك انسانيت و هدم انديشه اصلاحطلبي، فرياد برآورند. اگر در يك جناح فكري مثلا اصلاحطلب، بيشتر از دو نامزد در صحنه حضور ميداشتند و هواداران اين نامزدها، فرصت تبليغات انتخابات را به جدل و بيحرمتي به يكديگر ميگذراندند، چه اتفاقي ميافتاد؟ اكنون كه دو نفر بيشتر نامزد نشدهاند چنين تلخياي وجود دارد و اگر هواداران موسوي و كروبي، زاويه اختلافات را بين اين دو نامزد محترم زيادتر كنند، به ضرر اصلاحات و به نفع جناح حاكم كه مملكت را به اين حال و روز انداختهاند نيست؟ اختلافات و بگومگوها نهتنها هيچ آرايي را وارد صندوق به نفع اين و آن نميكند، بلكه از آراي دو طرف ميكاهد. آيا اين وضعيت، به سود دشمنان روشنفكران اين مرزوبوم نيست؟ اگر هست بايد در رفتارمان تامل كنيم. مستقر در ستاد انتخابات کشور، دومین روز از ثبت نام کاندیداهای انتخاباتی ریاست جمهوری در حالی در حال برگزاری است که نسبت به روز گذشته از ازدحام داوطلبان کاسته شده و تاکنون تعداد داوطلبان ریاست جمهوری به 100 نفر نرسیده است . بنا بر این گزارش هنوز هیچ چهره سیاسی شاخص در میان داوطلبان دیده نشده است، با این حال دغدغه های تعدادی از آنان جذابیت تصویری و خبری زیادی برای نمایندگان رسانه های خبری داخلی و خارجی داشته است .
آيتالله منتظری که متولد سال ۱۳۰۱
شمسی در شهر نجفآباد اصفهان بود، از جمله روحانيون سرشناس سياسی بود که
در دوران پيش از انقلاب به دليل مخالفت با رژيم شاه سالها در تبعيد و
زندان به سر برد. وی از نخستین همراهان آیتالله خمینی در مبارزه علیه
رژیم شاهنشاهی بود و نقش عمدهای در معرفی و شرح نظریه حکومتی آیتالله
خمینی، ولایت فقیه داشت.
آقای منتظری که پس از ۸ سال تبعید در
مناطق مختلف در سال ۵۴ به زندان اوین منتقل شده بود، در آبان ماه سال ۵۷
از زندان آزاد شد و در همان زمان برای همفکری با آیتالله خمینی که در
نوفل لوشاتو به سر میبرد به فرانسه رفت.
پس از پیروزی انقلاب
اسلامی در بهمن ۵۷، آيتالله منتظری رياست مجلس خبرگان قانون اساسی را بر
عهده گرفت و با درگذشت آیتالله طالقانی به عنوان امام جمعه تهران منصوب
شد.
با این حال با اتمام کار مجلس خبرگان قانون اساسی، وی به قم
بازگشت و امامت جمعه تهران را به علی خامنهای رهبر کنونی جمهوری اسلامی
واگذاشت.
با تشکیل اولین دوره مجلس خبرگان رهبری، آیتالله منتظری
در سال ۶۴ به عنوان مصداق شرایط ولایت فقیه معرفی و به عنوان قائم مقام
آیتالله خمینی انتخاب شد.
با این حال از اواسط دهه ۶۰ این مرجع
تقلید شیعه اختلاف نظرهایی با آیتالله خمینی پیدا کرد و به دليل
سوءرفتار، شکنجه و اعدام مخالفان سياسی به منتقد جدی و سرسخت هیئت حاکمه
جمهوری اسلامی مبدل شد و به همين دليل در روزهای آغازین سال ۶۸ چند ماه
پیش از درگذشت آیتالله خمینی از تمام فعاليتهای حکومتی کنار گذاشته شد.
آيتالله
منتظری همچنین در سال ۷۶ به دليل مخالفت با اعلام مرجعيت آيتالله
خامنهای به مدت پنج سال در حبس و حصر خانگی به سر برد، ولی با اين همه تا
پايان عمر خود، پيوسته و در همه حال حامی اصلاحطلبی، حقوق بشر و
آزادیهای سياسی و اجتماعی و منتقد سياستهای استبدادی و سرکوبگرانه
باقی ماند.
اعتراف می کنم که: خطا کردم . احساساتی شدم . وقتی ديدم هرکدام شما يک چيزی از امام را پاره می کنيد، من هم بچگی کردم و عکس امام را پاره کردم . ديدم شما طومار سپاه و بسيج و عزت امام را پاره کرده ايد، من به عکس او بسنده کردم. 
ديدم شما وصيت نامه امام را که در آن به خير وخوبی و عزت و سربلندی برای ايران و ايرانی تاکيد شده ، پاره می کنيد ، سهم من همان عکس امام شد.
من با چشم برزخی خدا داده ام جمال مبارک امام را ديدم که به قيل و قال شما تبسم می کرد . و صدای دلنشين او را شنيدم که از يک بلندی برسرشما فرياد می زد و می فرمود : ای همه شما که برای پاره شدن عکس من گريبان می دريد ، آن روز که فرزندان مرا به جرم اعتراض آرام به نتيجه انتخابات به گلوله بستند و خونشان برزمين ريختند ، چرا کفن نپوشيديد و به اسم توهين به عقل و اسلام و راه خمينی ، به شعارگويی های تند و پرتنش نپرداختيد ؟
اصلا من خودم ، روح الله الموسوی الخمينی ، گفتم : برو و عکس مرا پاره کن تا خدا و عقل و تاريخ و آينده به شوربختی جماعتی بنگرند که استعداد خلق يک دروغ ساده را نيز ندارند .
در کشوری که فراورده های فکری و سياسی و معرفتی و اجتماعی و فرهنگی امام توسط برجستگان حکومت به شوخی گرفته می شود ، پاره شدن عکس امام ، احترام به اوست .
من از اين مضحکه ای که دوستان بپاکرده اند ، دو گرايش برآورده ام . که دومی برای اولی بستر سازی می کند . يک : احساس خطر دوستان . و دو : نياز دوستان به عوام . که يعنی اگر در اين سالهای پس از انقلاب ، صداو سيما و منبريان و مداحان ما بر رشد مردمان اصرار می ورزيدند ، امروز نمی توانستند به ضرب يک چنين ترفند کودکانه ای ، عوام را بخاطر پاره شدن يک عکس به خيابان آورند و در نقطه مقابل ، بخاطر کشته شدن جوانانمان در خانه نگهشان دارند . احساس خطر دوستان که به داستان مفصلی خيمه بسته است . حتی تصور برکناری مصدر نشينان نيز رعشه بجانشان می اندازد ، چه برسد به واقعيتی که چهار نعل پيش می تازد .
قربانت شوم
الساعه که در ایوان منزل با همشیرهی همایونی به شکستن لبهی نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثقالدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کردهبودم به توصیهی عمهی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان راندهاید.
فرستادم او را تحتالحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که ادارهی امور مملکت به توصیهی عمه و خاله نمیشود.
زیاده جسارت است، تقی
ادامه مطلب
بر اساس این پیشنهاد، چند دستگاه باقیمانده غیردولتی كشور كه در هفتههای اخیر به طور مرتب از سوی دكتر احمدینژاد، مقامات دولتی و رسانههای حامی دولت متهم به كارشكنی، اخلال، ناكارآمدی و سوءمدیریت شده و مسئولیت مشكلات معیشتی، سیاسی و فرهنگی جامعه به گردن آنها انداخته میشود، این دستگاهها هم در اختیار دولت قرار گیرد تا به سرعت دولت محترم كلیه مشكلات ایران را حل كند.
به طور نمونه هماكنون دولت مسئولیت عدم ارائه برنامه پنجم توسعه، عدم ارائه بودجه سال آینده و عدم اجرای طرح تحول اقتصادی و پرداخت نقدی یارانهها كه ادعا میشود نفت را سر سفره مردم میآورد، متوجه مجلس نموده و از سوی دیگر نظارت دیوان محاسبات بر نحوه هزینه كردن بودجه و وجوهات دولتی را موجب اخلال در كار دولت قلمداد میكند و بر همین اساس، بخش قابل توجهی از وقت مسئولان دولتی و رسانههای وابسته صرف حمله و تخریب هیأت رئیسه مجلس، دیوان محاسبات و قوه مقننه میشود.
در این شرایط اگر مدیریت مجلس در اختیار دكتر احمدینژاد یا نزدیكان ایشان قرار گیرد و یا منحل شود ،هم وقت و امكانات مسئولان دولتی جهت تخریب و تضعیف مجلس هدر نمیرود و هم اینكه قوه مجریه بدون هیچگونه نگرانی به هر اقدامی كه تمایل دارد، دست میزند و بودجه كشور را بدون وجود قوانین دست و پا گیر، بلافاصله با تشخیص خود هزینه میكند.
از سوی دیگر با این اقدام و با توجه به هماهنگیهای شورای نگهبان با دولت، عملاً نقش مجمع تشخیص مصلحت نظام كه مسئول رسیدگی به اختلافات مجلس و شورای نگهبان است، بلاموضوع میشود و مانع بزرگ دیگری از سر راه دولت خدمتگزار برداشته میشود.
اقدام بعدی در اختیار قرار دادن شهرداری و متروی تهران به دولت است كه با توجه به اینكه اقدامات عمرانی بیسابقه دولت نهم و دهم مشكلات شهری تمام مردم ایران را حل كرده است و مردم 13 شهر بزرگ كشور كه مدیریت حملونقل آنها در چهار سال گذشته در اختیار دولت بوده است، با ازدیاد تراموا، مترو و منوریل مواجه هستند، نوبت مردم تهران است كه از رایحه خوش خدمت لذت ببرند و همچنین با راحتی خیال دكتر احمدینژاد و دوستان از رقابت احتمالی شهردار تهران در انتخابات آینده شوراها و ریاستجمهوری، زمینه خدمترسانی بیشتر آنان نیز فراهم میشود.
نكته پایانی این پیشنهاد آن است كه برای اینكه پس ازپایان عمر چهار سال دولت دهم، مسئولیت مشكلات كشور به گردن یكی از دولتهای همسایه نظیر عراق یا قزاقستان و ازبكستان نیفتد و دولتمردان محترم به جای پاسخگویی درباره سرنوشت صدها میلیادر دلار درآمد ارزی و تعداد بی شمار زمینها، كارخانههای بزرگ خصوصی (خودمانی) شده، وامهای بانكی و...، زحمت انداختن تقصیر به دوش دیگران را نكشند، تضمین كوچكی از دكتر احمدینژاد گرفته شود كه ایشان در برابر این مقدار ناچیز از اختیارات و بودجه، مقدار ناچیزتری پاسخگو باشند؛ البته به نحوی كه شئون ریاست محترم دولت كاملاً رعایت گردد.
به: امیرحسین.ق؛ وبلاگ نویس ايراني
آقاي امیرحسین عزيز
همانگونه كه حتما در اخبار خواندهايد رئيسجمهور شما پرزيدنت احمدينژاد به يكي از طنزپردازان فرانسوي به نام دييودونه كه با ما و اسرائيل مشكل دارد و حتي محكوميت قضايي هم دارد كمك مالي هنگفتي كرده است تا به فعاليتهايش ادامه دهد. اين كمك به حدي است كه دييودونه اخيرا اعلام كرده است با آن مبلغ ميتواند فيلمهايي در حد هاليوود بسازد.
براي مقابله با اين كار ابتدا دستور دادم كه دادگستري او را بازداشت كند اما آنها گفتند طبق استقلال قوا در فرانسه امكان اين امر نيست و براي بازداشت مجدد او بايد صبر كنيم، آنگاه بعد از طي مراحل وقتگير قضايي او را محاكمه و جريمه كنيم. بنابراين به وزارت فرهنگ فرانسه دستور دادم پروانه كار او را لغو كند اما پاسخ دادند اولا طنزپردازها در فرانسه براي كارشان از وزارت فرهنگ مجوز نميگيرند كه حالا بشود آن را لغو كرد و ثانيا اگر چنين كاري بكنيم نهادهاي حقوق بشري و مدافعان آزادي بيان پوستمان را ميكنند.
از اين رو تنها كاري كه به ذهن من و جمعي از زيبارويان كه مشاوران امور جوانان و ساير امور من هستند رسيد اين بود كه مقابله به مثل كنيم و براي يك وبلاگ نویس ايراني كه با احمدينژاد مشكل دارد پول بفرستيم. از اين ميان شما كه انتخاب شديد. در جوف نامه 10 هزار يورو هست كه اميدوارم به نحو احسن هزينه كنيد.
با احترام؛ نيكلا
از: خودم
سلام. نامه شما رسيد و به ضميمه اين نامه به همراه وجه ارسالي برگشت داده ميشود چون بنا به دلايل زير نميتوانم آنرا قبول كنم:
1 - در كشور ما دريافت هرگونه كمك مالي، جايزه نقدي يا بورس تحصيلي از خارج در حكم خيانت به كشور محسوب ميشود. البته بالعكسش هيچ اشكالي ندارد و جايزه زياد ميدهيم.
2 - مبلغ ارسالي هرچند كه در مقايسه با درآمد ماهانه من قابل توجه بود اما در مقابل كمكي كه آقاي احمدينژاد به طنزپرداز فرانسوي كردهاند حقير و توهينآميز بود. شما چطور به خودتان اجازه ميدهيد وقتي رئيس دولت ايران -در حالي كه كشورش با تورم دست و پنجه نرم ميكند – كمكي در مقياس هاليوود به طنزپرداز فرانسوي ميكند برداريد كمك در حد سياهي لشكرهاي باليوود به من بكنيد؟ ضمن اينكه لطفا از احمدينژاد ياد بگيريد كه وقتي به كسي يا كشوري كمك كرد ديگر برايشان تعيين تكليف نميكند و حساب نميكشد. «نحو احسن» ديگر چه صيغهاي است؟
3 - چه كسي گفته من با آقاي احمدينژاد مشكل دارم؟ چرا شايعهپراكني ميكنيد؟ در ايران هيچ كس با ايشان مشكلي ندارد و اگر كساني القاي مخالفت عدهاي از مردم با ايشان را بكنند مطمئن باشيد كار شبكه بيبيسي و بازيگران خارجي است. مداركش هم موجود است.
4 - خوب است من بردارم ماجراها و عكسهاي كارلا خانم را به شما يادآوري كنم؟!
5 - اصلا چه كسي به شما اجازه داده است در امور داخلي يك كشور ديگر دخالت كنيد؟ اگر پرزيدنت احمدينژاد چنين كارهايي ميكند ربطي به شما ندارد چون ايشان مشغول مديريت جهان هستند كه بنا به عرف 50 ساله كشور ما، سهمالارث دولت است. من شما را دوست دارم... به شما علاقه دارم... دلسوزانه ميگويم لازم نكرده است شما پول مالياتدهندگان فرانسوي را خرج دخالت در امور داخلي ساير كشورها و از اين قبيل كارها بكنيد.
اما تا به حال فكر كردهايد كه آدمهاي مشهور پنجشنبهها را چطور ميگذرانند؟ فكر ميكنيد خيلي بعيد است امروز اينطوري بگذرد:
محمود احمدينژاد: 5 صبح از خواب بيدار ميشود. تا 7 نامههاي مردمي را ميخواند. 7 تا 7 و ربع نان و پنير با يك چاي شيرين كمرنگ ميخورد. تا ساعت 9 باز هم نامههاي مردمي را ميخواند و چكپول توي پاكت برگشت ميگذارد. از 9 تا 12 رايزني با انواع مشاوران از رحيم مشائي گرفته تا كلهر و جوانفكر و بذرپاش.
ساعت 12 تصميم خودش را كه شبيه مشاوره هيچكدام از مشاورانش نيست اتخاذ ميكند اما چون پنجشنبهها رسانهها تعطيلند اعلامش را موكول ميكند به فردا كه خوب بازخورد خبري داشته باشد. مجددا 3 ساعت نامههاي مردمي را ميخواند. ساعت 3 يك ناهار ساده با يك ليوان آب. 2 ساعت بعدي با مشائي و رحيمي و كردان يك بحث كاملا علمي و كارشناسي عليه مترو ميكنند و در انتها چند ميليارد ديگر به حساب مونوريل واريز ميشود.
از 5 و نيم تا 9 در مورد افشاگري روز شنبه رايزني ميشود. 9 شام و عزل 25 نفر از مديران در حين صرف غذا. 9 تا وقت خواب رسيدگي به نامههاي مردمي. از شروع خواب تا صبح، خواب يك صندوق پر از پول هدفمند در راستاي چارديواري اختياري ميبيند.
محمدباقر قاليباف: ساعت 4و نيم بيدار باش. 4و نيم تا 5 نرمش. از 5 تا 5 و نيم استخر. 5 و نيم تا 6 صبحانه توپ با نان سنگك و پنير ليقوان و جوز و چاي كله مورچه. 6 تا 8 جلسه در مورد مترو. 8 تا 9 جلسه در مورد تونل توحيد. 9 تا 10 جلسه در مورد كارشكنيهاي دولت در مترو و راههاي مقابله با آن. 10 و نيم تا 12 جلسات جداگانه و خصوصي با اعضاي شوراي شهر، تفهيم كردن مفهوم شهرداري به آنها و شنيدن انتقادات آنها. 12 تا 12 ونيم اجراي مجدد مراسم استيصال اين بار از دست اعضاي شوراي شهر. 12و نيم تا يك، صرف ناهار با نخبگان در شهرداري تهران (در عمل: ديدار صميمي شهردار با تقريبا تمام مديران و روساي شهرداري!).
بعد از ظهر رسيدگي به پروژههاي عمراني و در راس همه تونل توحيد به همراه پيمانكاراني كه فس-فس ميكنند. شب تمرين خلباني بر روي پشتبام منزل و فرود با چتر نجات. ساعت 11 شام. ساعت 11و نيم تا 2 مجددا سركشي به تونل توحيد. 3 بيهوش.
سيدمحمد خاتمي: 7 بيدار ميشود. تا 8 دودل است كه صبحانه بخورد يا نه. 8 تصميم ميگيرد بخورد و تا 8 و نيم مشورت ميكند كه چي بخورد. به توصيه مشاوران 8 و نيم تا 9 و نيم را به خوردن مارمالات با نان بربري و چاي ميكس با خامه خاشخاشي ميگذراند.
10 تا 1 ظهر مطالعه در مورد تقدم دينداري بر آزادي. 1 تا 2 صرف ناهار (احتمالا پيتزاي قرمه سبزي). 2 تا 4 چرت. 4 تا 6 مطالعه درباره تقدم آزادي بر دينداري. 6 تا 6 و نيم عصرانه. 7 تا 9 گعده با دوستان به همراه صرف شام و خوردن تاسف. 9 تا 10 نوشتن خاطرات روزانه با پر شترمرغ و جوهر. 10 تا 10 و نيم سوزاندن خاطرات از ترس افتادن به دست نامحرمان. 11 مسواك و لالا.
علي لاريجاني: از 8 صبح تا 8 شب با داداشها در جلسه سران دو قوا و نصفي شركت ميكند كه محرمانه است و غيرقابل انتشار. بقيهاش هم غيرقابل انتشارتر!
عكس های منتشر شده توسط خبرگزاری مهر نشان می دهد، در هنگام ورود احمدی نژاد به فرودگاه، استقبال سردی از احمدی نژاد به عمل آمد . این تصاویر كه توسط همه خبرگزاری های مطرح جهان به سرعت مخابره شد نشان داد غیر از یك مقام نظامی ترك از دیگر افرادی كه به استقبال او رفتند برخی از ایرانی های مقیم تركیه و كاركنان سفارت ایران در این كشور بودند.
همچنین این عكس ها نشان می دهد كه رئیس دولت دهم برای دیدار با نخست وزیر تركیه در محل تدارك دیده شده برای مدت زمانی معطل ماند.تصاویر نشان می دهد كه احمدی نژاد با نگاه كردن به ساعت ناراحتی خود را ابراز می كند. این تصاویر گویای استقبال سرد مقامات ترك از احمدی نژاد است.
پیش از این احمدی نژاد در رقابت های انتخاباتی یكی از غم انگیزترین لحظات زندگی اش را اینگونه توصیف كرده بود: «روزی كه رئیسجمهور سابق كشور با آن وضعیت به فرانسه رفت یكی از غمانگیزترین روزهای زندگیام بود؛ چرا كه شیراك بالای پلهها ایستاده بود و رئیسجمهور ایران پلههای متعدد را پشتسر گذاشت تا به او برسد.»
ادعای احمدی نژاد البته با انتشار تصاویر مربوط به آن زمان رد شد
حال با انتشار تصاویر جدید سفر احمدی نژاد به تركیه باید پرسید :آقای احمدی نژاد غم انگیز ترین لحظه زندگی شما چه زمانی بود ؟

بههرحال همانگونه كه آشكار است، این استدلال مبتنی بر یك «دلیل فقهی» نیست و نباید آن را یك «حكم شرعی» تلقی كرد و بروز هر گونه اشكال در اجرای این ماده قانونی را به شرع نسبت داده و دلیل ناكارآمدی تئوری حكومت اسلامی دانست. كسانی كه چنین مسائلی را مستمسكی برای تخطئه مبانی نظام اسلامی قرار میدهند، از قلمرو «شبهه علمی»خارج شده و به اقتضای «شهوت عملی» سخن میگویند.
كسانی كه در حوزه اندیشه سیاسی وارد میشوند، برای جلوگیری از ابتلا به این لغزش و برای مصون ماندن از اینگونه تغییرات، باید بین «تدبیر بشری» و «تشریع الهی» تفكیك كنند. آنها باید توجه كنند، كه برخی از روّیهها و سازوكارهایی كه برای اداره حكومت، در نظر گرفته شده است، صرفاً یك «تدبیر بشری» است كه مبتنی بر محاسبات عقلائی بوده و پیوسته یا «تجربه و كارآمدی» مورد بازبینی قرار میگیرد، چنین تدبیرهایی را نباید «جزئی از تشریع الهی» ، تلقی كرد و به آنها جامه قداست پوشانده و به صاحب شریعت نسبت داد. علامه طباطبایی درباره اینگونه قوانین و مقرّرات متغیر، به صراحت میگوید كه این مسائل «جزء دین» نیست، حتی اگر حكمی باشد كه از سوی صاحب ولایت، صادر شده باشد: «احكام و مقرراتی كه در جامعه اسلامی از مقام ولایت صادر میشود، عموماً قابل تغییر بوده و در بقاء یا زوال تابع مصلحت وقت میباشد و از این جهت شریعت نامیده نمیشود»
اینك صاحبنظران میتوانند در یك بررسی منصفانه به تحقیق در این موضوع بپردازند كه اصل 99 قانون اساسی، در تجربه سی ساله خود چه دستاوردی داشته است؟ آیا شورای نگهبان به عنوان نهادی به «دور از حبّ و بغض» و خارج از «نفوذ قوه مجریه» ـ آنگونه كه شهید بهشتی در نظر داشت ـ عمل كرده است، و یا آن طرح، در عمل به گونه دیگری اتفاق افتاده است؟ آیا آن روز ، شهید بهشتی پیشبینی میكرد كه در این نهاد، برخی از اعضای كابینه و معاونان رئیس قوه مجرّیه حضور خواهند داشت، یعنی در عمل دست مجریان برای دخالت در نظارت باز خواهد بود؟! كسی كه درباره موفق بودن این تجربه تردید میكند، درباره كامیابی یك «تدبیر بشری» ، تردید كرده است، و این گونه تردید خارج از قلمرو فقه و بیرون از مبانی دینی حكومت اسلامی است. چنین تردیدی با هیچ «نص» دینی و یا فتوای فقهی قابل پاسخ نیست. و تنها باید با اثبات «تقلیل تخلفات» در این شیوه نظارتی، بهتربودن این شیوه را در مقایسه با شیوههای كشورهای دیگر آشكار نمود. در اینجا «تجربه» تنها «معیار درست» یا «نادرست بودن» و كارآمدی یا ناكارآمدی یك نظریه است.
تجربه سیساله نظارت بر انتخابات توسط شورای نگهبان، از سوی بسیاری از صاحبنظران مورد ارزیابی قرار گرفته است، ولی این مقاله درصدد بازخوانی این پرونده قطور نیست. آنچه در اینجا اهمیت دارد این است كه بدانیم سپردن این مسئولیت به اعضای شورا، چه تأثیری در انجام وظایف اصلیشان برای بررسی انطباق یا عدم انطباق مصوبات مجلس با موازین شرعی و قانون اساسی دارد. شاید در نگاه عدهای این دو مسئولیت كاملاً مجزّا از یكدیگر تلقی شود، در حالی كه در نگاه برخی دیگر، كار نظارت بر انتخابات، آسیبجدّی ای به مسئولیتهای اصلی فقهای شورای نگهبان وارد میكند، لذا برای آنكه آراء فقهی فقهای شورای نگهبان درباره مصوبات مجلس، در جامعه از اعتبار برخوردار باشد، نباید در قضیه انتخابات وارد شوند. آیت الله حاج شیخ رضا استادی(امام جمعه مستعفی قم) كه مدتی عضو شورای نگهبان و سخنگوی آن بوده و در انتخابات مجلس ششم هم نقش نظارتی به عهده داشته است، به همین دلیل از ادامه حضور در شورا كنارهگیری كرد. او معتقد بود: این كار، نه تنها تناسبی با مسئولیت اصلی شورا ندارد، بلكه جایگاه شورا را تنزّل میدهد. وی در خاطرات خود می گوید: عقیده دارم كه رد و قبول صلاحیت كاندیداهای مجلس و ریاست جمهوری نباید با شورای نگهبان باشد. انتخابات، تنشهایی به دنبال دارد و به جایگاه رفیع این شورا لطمه وارد میكند، در اعضای شورای نگهبان شش نفر فقیه مورد اعتماد هستند كه وظیفهی اصلیشان تطبیق مصوبههای مجلس شورای اسلامی با شرع مقدس اسلام و قانون اساسی است. آنها نظارت دقیقی بر این كار دارند، ولی وقتی مسأله انتخابات پیش میآید. و نزاعهای جناحی آغاز میشود، جایگاه معنوی این شورا دركشمكشهای سیاسی و خطی و جناحی قرار میگیرد و از منزلت آنها میكاهد» بر مبنای چنین اظهاراتی كه از سوی برخی شخصیتهای فقهی برجسته در نظام اعلام میشود، برای آنكه فقه از اعتبار بالاتری در جامعه برخوردار باشد و بتواند نقش اساسی خود را در شرعی بودن قوانین حفظ كند، باید «فقیه» در برخی از اموری كه اصالتاً در حوزه مسئولیتهای او قرار ندارد، دخالت نكند.
موضوع نظارت بر انتخابات ، یكی از مواردی است كه فقه ، مدّعی است ، نه متّهم . و البته از اینگونه موارد ، فراوان است كه با تبیین آنها ، اصالت ، عمق و عقلانیت فقه شیعه ، هر چه بیشتر آشكار می شود.
اگر تورم مطابق با پیشبینی دولت سال آینده به 30 درصد برسد و پول پرداختی به مردم 20 هزار تومان باشد، سال آینده عملاً معادل 14 هزار تومان امروز به مردم پرداخت میشود، سال بعد حدود 10 هزار تومان، سال سوم 7 هزار تومان، سال چهارم 5 هزار تومان و سال پنجم حدود 3 هزار تومان. به عبارتی دیگر با وجود تورم شدید و گرانی كالا، رقم پرداختی به همان مردمی كه در این طرح قرار است دریافتكننده نقدی باشند، ثابت بوده و قدرت خرید آنها سال به سال كمتر میشود تا به صفر برسد.
نتیجه اجرای این طرح، قطعاً وارد شدن شوك شدید به اكثر مردم و بروز اختلال در تأمین زندگی آنها خواهد بود، نتیجه این اختلال، تولید نارضایتی است و جنس این نارضایتی با نارضایتیهای سیاسی كه نمونه آن را پس از انتخابات شاهد بودیم، متفاوت است. به طور نمونه گفته میشود در حوادث پس از انتخابات، دو پمپبنزین در طول چهار ماه آتش زده شد، اما در ماجرای سهمیهبندی بنزین، 22 پمپبنزین در یك شب توسط معترضان آتش زده شد، و اگر به تفاوتهای طرح هدفمند كردن یارانهها با سهمیهبندی بنزین توجه كنیم متوجه میشویم كه حجم یارانه حذف شده در این طرح، بیش از 20 برابر طرح سهمیهبندی بنزین است.
شركتكنندگان در اعتراضات اجتماعی از تمامی اقشار به ویژه اقشار كمتر فرهنگی هستند، بنابراین احتمال رخ دادن اعتراضات فیزیكی از سوی آنها به مراتب بیشتر است.
این طیف، انگیزه شخصی از اعتراضات برای جبران كمبودهای مادی زندگی دارند. بنابراین از سوی شخص دیگری به سختی قابل مدیریت بوده و احتمال دست زدن به اقداماتی نظیر تخریب و غارت بانكها و فروشگاهها برای كسب منافع در این نوع اعتراضات بیشتر است.
اعتراضات اجتماعی فاقد رهبری بوده و جایگزین این قوه، افرادی تحت عنوان لیدر میگردند كه ویژگی آنها قدرت جسمی بیشتر و جرأت زیادی برای ایجاد درگیری است، عدم امكان سازماندهی و كنترل و رهبری این اعتراضات موجب میشود تا برخورد با آنها دشوارتر شده و عملاً دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی كه توان شناسایی و برخورد با اعتراضات سیاسی را از طریق قطع ارتباطات سازمانی و دستگیری مهرههای كلیدی دارند، در برابر اعتراضات اجتماعی به دلیل تودهای و كور بودن اعتراضات، كارآمدی خود را از دست میدهند.
بنابراین به نظر میرسد با توجه به شرایط ملتهب فعلی جامعه، فرسودگی نیروهای انتظامی و امنیتی به دلیل تحمل چندین ماه فشار مداوم حاصل از حوادث پس از انتخابات، ناپخته بودن لایحه ارائه شده به مجلس و تغییرات مجلس در این لایحه كه بر ابهامات افزوده است، پیامدهای اجرای شتابزده طرح مذكور ضربه مهلكی بر ساختار امنیتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی كشور وارد كرده و احتمال وقوع هر رخداد نامطلوبی را فراهم میسازد.
این اشتباه موجب شده است تا از یكسو معترضان به انتخابات، از هر گونه اقدامی كه به منزله به رسمیتشناختن و قانونی دانستن دولت دهم است، خودداری كرده و آن را به معنای عقبنشینی از اعتراض و پذیرش صحت انتخابات بدانند و در مقابل حاكمیت و دستگاههای قضایی و امنیتی نیز هر گونه سؤال و ایجاد ابهام و اعتراض به نتایج انتخابات را فعالیتی در جهت اغتشاشات و اقدام علیه امنیت جامعه و براندازی ارزیابی كنند، در حالی كه هر دو طرف اشتباه میكنند و میان صحت انتخابات و قانونی بودن آن تفاوت وجود دارد.
اصولاً صحت ارتباط مستقیمی با قانونی بودن ندارد. صحت موضوعی ماهیتی و محتوایی است، اما قانونی بودن امری شكلی محسوب میشود، به موضوعی قانونی گفته میشود كه رویه اداری درج شده در قانون را طی كرده باشد، اما صحت یك موضوع بسته به محتوای آن است و یك ادعای صحیح اگر روند قانونی را طی نكند، غیرقانونی است اما یك ادعای اشتباه پس از طی كردن مراحل، قانونی و رسمی میشود.
به طور مثال فرض كنید جنایتی واقع شده و همه شواهد و قرائن حاكی از مجرم بودن فردی است. اما در واقع این فرد بیگناه بوده و شخص دیگری مرتكب جنایت شده است، اما ردی از خود به جای نگذاشته، مسئولان قانون یعنی پلیس و قاضی، بر اساس شواهد و مدارك رأی به محكومیت نفر اول میدهند و نفر دوم آزاد و بدون تعقیب رها میشود، اگر حكم محكومیت نفر اول مراحل قضایی را بگذراند و قطعی شود، این فرد مجازات قانونی میشود و نمیتوان گفت حكم صادر شده برای وی غیرقانونی است و نفر دوم نیز در جامعه آزاد است و كسی به طور قانونی نمیتواند او را مجازات كند.
در حالی كه از نظر صحت، فرد اول بیگناه و فرد دوم گناهكار است. بنابراین نفر اول اگر پایبند به قانون باشد، باید خود را تسلیم قانون كند اما هیچكس نمیتواند حق اعتراض و اظهار بیگناه بودنش را از او سلب كند و با وجودی كه قانون به محكومیت او رأی داده، وی تا لحظه آخر بر بیگناه بودن خود اصرار میكند و رسانهها نیز این ادعا را پوشش میدهند، اما هیچكس این ادعا را به منزله غیرقانونی بودن حكم صادر شده تلقی نمیكند، بلكه ممكن است بخشی از افكار عمومی این حكم را غیرمنصفانه و غیرصحیح بدانند.
به طور نمونه میتوان به ماجرای حكم محكومیت شهلا جاهد، همسر موقت ناصر محمدخانی به جرم قتل همسر اول وی كه 7 سال است مورد توجه افكار عمومی است، اشاره كرد كه با وجود قطعی شدن و بررسی چند باره پرونده، باز هم شهلا خود را بیگناه میداند و رسانههای مختلف حتی صداوسیما نیز اعتراضات او را پوشش میدهند، اما این به معنای غیرقانونی بودن حكم صادر شده نیست.
در موضوع انتخابات نیز رویه قانونی كار، اعلام نتایج توسط وزارت كشور و رسیدگی به اعتراضات توسط شورای نگهبان بوده است كه این رویه طی سه هفته پس از انتخابات به اتمام رسید و شورای نگهبان آقای دكتر احمدی نژاد را به عنوان پیروز انتخابات معرفی كرد، بنابراین از نظر قانونی نمیتوان گفت آقای احمدینژاد رئیسجمهور نیست، اما قانونی بودن انتخابات لزوماً به معنای صحیح بودن آن نبوده و نمیتوان حق اعتراض معترضین را سلب كرد.
بنابراین از یكسو معترضین نباید منكر قانونی بودن انتخابات شوند و از سوی دیگر دستگاههای قانونی نیز نباید حق اعتراض حذفی را در چارچوب قانون یعنی از طریق رسانههای عمومی و یا درخواست تجمعات قانونی سلب كنند و به نظر میرسد رفتارهای نادرست از دو سوی این مناقشه موجب بروز شرایط فعلی شده است كه بخشی از جامعه دكتر احمدینژاد را رئیس جمهور قانونی نمیداند و حاكمیت نیز ادامه اعتراض به نتایج انتخابات را براندازی، اغتشاش و غیرقانونی میداند.
: البته نواقص موجود در قانون و برخی تخلفات در ایجاد این ذهنیت كه طی شدن روال قانونی صوری بوده و دلیلی بر صحت نیست، مؤثر بوده است. اما هم معترضان باید بدانند كه قانون هر چند ناقص باشد باید در عمل فصلالخطاب باشد و هم حاكمیت باید توجه كند كه برای جلب اعتماد معترضان، باید نواقص قانونی برطرف گردد.
البته به دلیل اشتباهات طرفین، آسیبهای سنگین و جبرانناپذیری به نظام و مردم وارد شده است، اما بهترین اقدام بستن راه ضرر در اولین فرصت است و بنابراین مناسب است هم معترضان و هم مسئولان با بازگشت به این اصل بدیهی و منطقی كه «اعتراض به حكمی به معنای غیرقانونی بودن آن نیست و قانونی بودن حكم نیز حق اعتراض را سلب نمیكند، به بازگشت جامعه به شرایط طبیعی كمك كنند.
مثل رابطه با آمريكا كه 30 سال است، نداريم و به شدت از آن احتراز ميشود كه اين نشان از نامشروع بودن احتمالي آن دارد اما خيليها هم معتقدند كه اين رابطه اصولا نامشروع نيست و ميتواند شروع شود. حتي رئيس قوه قضائيه (كه اخيرا بر آملي بودن ايشان بيشتر از لاريجاني بودنشان تاكيد ميشود و البته اين مطلب ربطي به بحث امروز ما ندارد و فقط گفتم كه نگويند طرف نفهميد!) گفتهاند كه رابطه با آمريكا منع ذاتي ندارد و به مصالح مربوط ميشود.
آقاي احمدينژاد هم كه برخلاف امور داخلي در عرصه بينالمللي اصولا مردي است با سعهصدر زياد و وسعت ديد بالا و با همه از سر صلح و دوستي درميآيد گويا از قائلان به همين نظر دوم است اما مشكل اينجاست كه يك قهر ديپلماتيك عميق 30 ساله را به همين راحتيها نميتوان زدود و نميشود بعد از اين همه شعار و تهديد و پرچمسوزي و تحريم، مثلا همين فردا سفارت ايالات متحده آمريكا (لانه جاسوسي سابق) را تحويل وزارت امور خارجه اين كشور داد.
از اينرو پيشنهاد ميكنم اين مشكل هم به جاي روال رسمي از روال غيررسمي و خودموني و ابداعي دنبال شود كه در سالهاي اخير به وفور در دستگاه ديپلماسي كشور بهكار گرفته شد. اين هم خلاصه چند روش كه در صورت عملي شدن تمامي حقوق براي طنزنويس مربوطه محفوظ است:
1 - روش يهويي: احمدي نژاد و اوباما به صورت كاملا غيرمنتظره با هم برخورد كنند. بعد مثل دو تا پسرعمو كه سالها با هم قهر بودهاند و در اولين برخورد به طور ناخودآگاه به هم سلام ميكنند، به هم سلام كنند و بعد توي رودربايستي بمانند و شروع به خوش و بش كنند و در همان رودربايستي از همديگر حلاليت بخواهند و قرار بگذارند كه ديگر همديگر را اذيت نكنند و داراييهاي توقيف شده را برگردانند و تحريمها را بردارند و از دشمنان همديگر حمايت نكنند و به هم فحش ندهند و... ماجرا به خوبي و خوشي تمام شود.
مشاوران و برنامهريزان ارشد وزارت امور خارجههاي دو كشور ميتوانند ترتيب حداكثر غيرمنتظره بودن اين ديدار را در محوطه سازمان ملل يا جاي ديگري بدهند!
2 - روش زوركي: چند نفر واسطه شوند و طرفين را تهديد كنند كه اگر آشتي نكنند و با همديگر رابطه برقرار نكنند دمار از روزگارشان درخواهند آورد. مثلا چين، روسيه، فرانسه و هند هرچقدر سلاح و بمب اتمي دارند روي هم بريزند و به سمت آمريكا و ايران نشانه بروند؛ آنوقت آدم بامزهاي مثل برلوسكوني دست اوباما و احمدينژاد را بگيرد و مجبورشان كند به خاطر حفظ مصالحشان هم كه شده به زور با هم روبوسي كنند. منع ذاتي هم كه ندارد!
3 - روش موقت: طرفين قرار بگذارند به طور موقت و مدتدار رابطه با همديگر را شروع كنند، آنوقت اگر تفاهم حاصل شد به آن ادامه بدهند اگر نه فورا به آن خاتمه بدهند. خوبي اين كار اين است كه تا وقتي به صورت موقتي است ميتواند پنهاني و بهدور از اطلاع ديگران باشد.
5 - روش نيك برواني: يكي از سياستمداران برجسته، خوشنام، تحصيلكرده، خانوادهدار، اصيل و فراجناحي كه حتيالمقدور به طور همزمان به روساي دو قوه از سه قوه دسترسي داشته باشد از ايران برود يك تنه قول و قرارها را بگذارد و مشكلات را حل كند.
در صورت اقدام به چنين كاري سه نتيجه بيشتر محتمل نيست: اگر ماجرا به خوبي و خوشي انجام شد كه فبهاالمراد. اگر كاري از پيش نبرد ولي داستان محرمانه ماند كه مشكلي نيست و به قول معروف نه خاني آمده و نه رفته. و در حالت سوم اگر ماجرا لو رفت تقصيرات به گردن لوده مربوطه انداخته شود. 

ادامه مطلب
روابـط عمومي مركز تحقيقات استراتژيك در ايـن بـيـانـيـه كـه بعدازظهر جمعه در اختيار رسـانـههـا قـرار گـرفـت، از رئـيـس دولـت نهم خـواسـتـه اسـت «طـي روزهـاي آيـنده بهجاي هــرگــونـه فـرافـكـنـي، تـخـريـب و حـمـلـه بـه دولـتهـاي گـذشتـه درصـدد پـاسخگـويي به سؤالات مردم و نخبگان پيرامون وقايع دوران مـديـريـت خـود بـرآيند و بهجاي طرح مطالب نادرست; توضيحاتي درباره انبوه تخلفاتي كه از سـوي مـراجـع رسمـي نظير مجلس شوراي اسـلامـي، ديوان محاسبات و سازمان بازرسي كل كشور اعلام شده است، ارائه كنند.»
در بخشـي از ايـن بيـانيـه آمـده است: طي چـنــد روز گــذشـتــه مــوج تـازهاي از حمـلات بـيمحابا و غير منصفانه مسئولان ارشد دولت نهم به سياستهاي هستهاي نظام در فاصله ميان سالهاي 82 تا 84 آغاز شده است. روال گـذشـتـه تـاكـنـون ايـنـگـونـه بـوده كه روءساي مــحـتــرم جـمـهــور در دور دوم رقــابــتهــاي انـتخاباتي خود، همواره انباني پر از دستاورد و مـوفـقـيـت داشـتـهاند و كوشيدهاند فعاليتها، خـدمـات و دسـتـاوردهـاي خـود را با افتخار در پيشگـاه ملـت ايـران تشـريـح كنند. اكنون كه ظـاهـرائ انبان خالي برخي از مسئولان اجرايي، آنهـا را واداشتـه اسـت كه سياست فرافكني، تخريب گذشته و حمله به مسئولان پيشين را دنبـال كننـد; مـركـز تحقيقات استراتژيك نيز خـود را نـاچار ميبيند كه با هدف جلوگيري از تـحــريــف تـاريـخ، حقـايقـي را بـه استحضـار نخبگان و مردم بزرگوار ايران برساند.
در ادامه اين بيانيه آمده است: جناب آقاي دكـتــر احـمــدينــژاد طــي سـخـنـرانـيهـاي انتخاباتي خود در 10 روز گذشته و از جمله نطق تـلــويــزيـونـي دوشنبـه 4/3/88 حـداقـل در ســه نــوبـت بـه مـذاكـرات ايـران و سـه كـشـور اروپـايـي در مـهـرمـاه 1382 (مـعـروف به بيانيه سـعـدآباد) حمله كرده و تا آنجا پيش رفتهاند كـه آن بـيـانـيـه را «نـنگين» خواندهاند. جناب ايـشـان هـمـچـنـيـن ادعـا كـردهانـد كـه بـيانيه سـعـدآبـاد، مـلت ايران را در «ذلت» فرو برده، واقـعـيـت ايـن اسـت كه دقيقائ برخلاف ادعاي جـنـاب آقـاي دكـتـر احـمـدينـژاد و حـمـلات رســانــهاي طــرفــداران ايـشــان; مــذاكــرات سعـدآبـاد يكـي از نشانههاي پرافتخار تدبير و تعقـل در سيـاسـت خارجي جمهوري اسلامي اسـت. در شـرايطـي كـه بـه تعبيـر مقـام معظم رهـبـري جـبـهـهاي گـسـتـرده در مـقابل ايران شكل گرفته بود، مذاكرات سعدآباد نتيجهاي جـز تثيبت حقوق هستهاي ايران و شكست و نـاكـامـي آمـريـكـا و رژيـم صهيونيستي در پي نـداشـت و حـضـور بيسابقه وزراي خارجه سه كـشـور اروپـايـي در تـهـران و تـمـكـين آنها در مـقـابـل شـروط اصـلـي جـمهوري اسلامي نيز مطمئنائ جز «عزت ملي»، هيچ معناي ديگري نميداد.
ايـن بـيـانـيـه اضـافـه كـرده اسـت: حضرت آيـتالـلـه خـامـنـهاي در تاريخ 29/7/84 در خـطبههاي نماز جمعه تهران تاكيد كردند كه مـذاكـرات هـسـتـهاي از آغـاز بـا «حـكـمـت و مـشـورت» دنـبـال شـده و تـصـمـيـمـات انجام گرفته همگي بر اساس فكر جمعي بوده و هيچ گـاه يـك تـصـمـيـم فـردي نبوده است. ايشان فـرمـودنـد: «كـاري كـه در كشور چه در چالش بـيـنالـمـلـلـي مربوط به كار هستهاي، چه در خـود كـار هستهاي دارد انجام ميگيرد، كاري اسـت كـه بـا حـكـمـت و مـشـورت دارد انـجـام مـيگيـرد; ايـن را ملـت ايـران بـداننـد. گـاهـي اظــهــار نـگــرانــي مــيشــود كــه مـبــادا كــار غـيـرمـدبرانهاي انجام بگيرد; نبادا تصميمات فردي گرفته بشود; نه، قضيه اينجور نيست. كــار بــا مـشــورت، بـا تـدبيـر، از اول و در ايـن دو سـال و انـدي هـم همينجور بوده است و با فـكـر جـمـعـي انـجـام گـرفـته است و پيشرفت كـردهايـم». در ادامـه ايـن بـيـانـيه آمده است: مـتـاسفانه حملات بيمحاباي مسئولان ارشد دولـت نـهـم بـه مـذاكـرات هـسـتـهاي دو سال نخست، به نحو تاسفآور و نگرانكنندهاي در نقطه مقابل اظهارات رهبر معظم انقلاب قرار دارد. از كـسـانـي كـه مدعي اطاعت از نظرات رهبري نظام هستند، انتظار ميرود هيچگاه به خـود اجـازه نـدهـنـد رونـدي كـه به صراحت از سـوي رهـبـر انـقلاب مورد حمايت قرار گرفته اسـت را «نـنـگـيـن» بـخـوانـنـد. هـر چـنـد كـه بـسـيـاري از مـسـائـل پشت پرده در چهارسال اخـيـر از جـمـلـه ماجراي سازمان حج و زيارت نـشـان داد كـه بـيـن مقام سخن و عمل فاصله زيادي وجود دارد. مطمئنائ كساني كه گزارش دوپـهلو و منفي محمد البرادعي را «بزرگترين پـيـروزي صـد سـال اخـيـر» خـوانـدهانـد، مايل نـيستند آن پيروزي واقعي كه هيچ شباهتي به پيروزيهاي تخيلي ندارد به گوش ملت ايران بــرســد. در پــايــان ايـن بـيـانـيـه آمـده اسـت: علـيرغـم آن كـه بـرخـي مـيخـواهنـد خود را قهـرمـان ملي فناوري هستهاي معرفي كنند و تلاش بيوقفه دانشمندان كشور و دولتهاي گـذشـتـه تـحت هدايتها و تدابير مقام معظم رهـبـري را يـكـسـره بـه جـيـب خـود و حـسـاب شخصـي خـود واريـز نمايند. بايد يك بار براي هـمـيشـه بـه ايـن سـؤال پـاسـخ داده شـود كـه حـضـور همزمان و بيسابقه وزراي خارجه سه كـشـور اروپـايـي در تهران در جريان مذاكرات سـعـدآبـاد و شـكـسـت سـياستهاي آمريكا و صـهـيـونـيستها باعث عزت ايران شد يا آزاد كـردن عجولانه ملوانهاي متجاوز انگليسي، بـدرقـه شـكـوهمند آنها و خروج آنان از كشور هـمـانـنـد مـهـمـانـان رسـمـي آن هـم كـمتر از 24 ساعت پس از اولتيماتوم تونيبلر؟ بايد به ايـن سـؤال پـاسـخ داده شـود كـه جـلـوگيري از ارسال پرونده هستهاي به شوراي امنيت باعث عـزت ايـران شـد يـا فـشـارهاي جهاني در سايه سـخـنـرانـيهـاي آتـشـيـن و مـوضعگيريهاي غـيـرضـرور تا جايي كه ايران به ناحق به عنوان كشور تهديدكننده صلح و امنيت جهاني مطرح شــد؟ بــه راسـتــي آيــا حـضــور جـنــاب آقــاي احـمـدينژاد در كنار تابلوي «خليج ع رب ي» بــاعــث عــزت مـلــي ايـرانـيـان شـده اسـت يـا سياستهاي هوشمندانه و مذاكرات مقتدرانه نـظــام در ســالهــاي 82 تــا 84؟ بــه راستـي نـامـههـاي بدون پاسخ و سفرهاي بدون پاسخ جـنـاب آقـاي احـمدينژاد عزت ملي ايران را افـزايـش داده اسـت يـا مـذاكـرات قدرتمندانه تـهــران بــا كـشـورهـاي غـربـي و شـرقـي و بـه شكسـت كشـانـدن طـرح آمريكا در بازنگري N.P.T در سال 1384؟
بـا شـروع زمـان تـبـلـيـغات كانديداهاي رياست جمهوري دهم، حـدس زده مـيشـد كـه افـراد و گـروههـايـي كه از كانديداي خاص حـمـايـت مـيكـنـنـد بـه جـاي اسـتفاده از زمان تبليغات براي تبليغ كـانـديـداي خـود اقـدام به تخريب ستادهاي ديگر كانديدها كنند. شـب گـذشـتـه درست در زماني كه فيلم تبليغاتي دكتر احمدينژاد پخش ميشد، عدهاي از افراد ناشناس به ستاد مهندس موسوي در خيابان قيطريه حمله بردند و ضمن شكستن شيشه پنجرهها، اقدام بـه ضرب و شتم افراد حاضر در ستاد كردند و اقلام تبليغاتي موجود در سـتـاد را از بـيـن بـردنـد. هـمـچـنين به موازات تخريب ستاد در خـيـابـان قـيـطـريـه، چـند جوان بيسيم به دست در حالي كه به گاز اشــكآور مـجـهـز بـودنـد بـه سـتـاد اصـلاح طـلـبان حامي مهندس مـوسـوي حـمـلـه و خـسـاراتـي را بـه سـتاد وارد كردند و شيشههاي ورودي را شكستند.
درحـالـيكـه مهاجمان بعد از انجام ماموريت خود تلاش داشتند مـتـواري شـوند يكي از جوانان مهاجم توسط اعضاي ستاد دستگير شد و تحويل نيروهاي پليس 110 شد.
گـفـتـنـي اسـت بـعد از اين اقدام چند موتورسوار مرتب از مقابل ستاد عبور ميكردند و شعار ميدادند فقط احمدينژاد!
دو روز پيش نيز عدهاي مجهز به باتوم و دست بند به افرادي كه در حـال شـعـارنـويـسي با اسپري در محل مجاز تبليغات در خيابان پـاركوي بـودند حمله كردند و در صدد دستگيري اين افراد برآمدند كه با اعتراض مردم و مقاومت آنها از اين كار منصرف شدند .
اعضـاي ستـاد ميـر حسيـن مـوسـوي در تجريش نيز از حمله به ستـادشان مصون نماندند . هنگامي كه هواداران مهندس موسوي در حــال تــوزيــع اقـلام تبليغـاتـي خـود بودند رئيس يكي از مراكز شبـه نظــامــي نــزديــك بــه ستـاد تجـريش، به فحاشي نسبت به مهندس موسوي و حاميان وي اقدام كرد و سپس تعدادي از جوانان همراه او بـه اعضـاي ايـن ستـاد حملـه كـردنـد و تعـدادي از حاميان مهنـدس مـوسـوي را مـورد ضـرب و شتـم قـرار دادنـد كـه با دخالت مردم اين حركت نيز ناكام ماند.
در ديگـر استـانها نيز نمونه اين رفتارها گزارش شده است. در شيراز عضو ستاد ايثارگران مهندس موسوي توسط افراد ناشناس با اسلحـه سـرد و چـاقـو مضـروب و بـه بيمـارستان منتقل شد .روز اول خـرداد در اصفهـان نيـز 2 نفر لباس شخصي با كلت كمري به ستاد يـاران دبستـانـي مهنـدس مـوسـوي در خيـابـان نظر اصفهان حمله كـردنـد. ايـن 2 نفـر، اعضـاي ستـاد را تهـديد كردند و ضمن ربودن لپتـاپ حـاوي كليـپهـاي تبليغـاتـي ستـاد، يـك نفـر را بـا دستبنـد بازداشت كردند. در روز 5 خرداد 2 نفر از اعضاي ستاد 88 و جوانان حـامـي مـيــرحـسـيــن مــوسـوي منطقه 10 تهران نيز درحاليكه در خيابان 16 مـتـري امـيـري در حـال تبليغات ميداني بودند، با سلاح سـرد 3 فرد نـاشـنـاس مـورد هـجـوم قـرار گرفتند. شواهد نشان مي دهد كه در روزهـاي بـاقـي مـانـده تـا بـرگزاري انتخابات بر حجم اين حـمــلات و تــخـــريـــب هـــا افـــزوده خــواهــد شــد. بـسـيـاري از تحليلگران سياسي مـعـتـقدند افزايش اين رفتارها ناشي از ضعف و نـاتـوانـي مـهـاجمان و هـراس از نـتـيجهاي است كه بر خلاف اراده آنان در روز 22 خرداد رقم خواهد خورد.
زيرا وقتي زيارت عاشورا ميخوانديم با سرور شهيدان عهد كرديم با هر كس كه به او سـلام داده بـاشـد در مسالمت به سر ببريم. در مسالمت به سر بردن يعني آن كه اگر با چـاقـو بـه سـتـادهـاي مـا حمله كردند تحمل و صبر كنيم، ولي بدان معنا نيست كه شما كشور را از بين ببريد و ما ساكت بمانيم.
دفتر امور رسانههاي رياست جمهوري طي نامهزير تقريبا به تمامي مطالب مطروحه در مـورد آقـاي دكـتـر احـمـدينـژاد در مقاله «رسم شريعتمداري» كه چندي پيش در هـمـين روزنامه به چاپ رسيد پاسخ گفته است; به همه موارد غير از اين نكته كه دولت صراحتا دروغ ميگويد. ما همين توجه نويسنده جوابيه را به عنوان تاييدي كامل بر آنچه گفتهايم تلقي ميكنيم. ذيلا متن جوابيه را بخوانيد:
رسالت رسانه، سياهنمايي و بداخلاقي نيست
در سرمقاله 4/3/88 آن روزنامه مطالبي با رويكرد هتك و تخريب دولت به نگارش درآمـده اسـت كـه اگـرچـه ادبـيـات مـغـرضـانـه و توهينآميز راه بر هرگونه ترديد درباره انـگـيـزههاي بداخلاقانه و سياهنمايانه نويسنده مطلب مذكور ميبندد، با اين حال ذكر نكاتي چند با هدف تنوير افكار عمومي اجتنابناپذير مينمايد:
1-در دولـت نـهـم بـراي نـخـستين بار، رئيسجمهور را\سا از كارشناسان و نخبگان اقتصادي درباره طرح تحول اقتصادي دولت نظرخواهي كرد و خواستار مشاركت فعال و مستقيم ايشان در اصلاح ساختار اقتصاد كشور شد. همچنين همانديشيهاي رو در رو و چـنـدين ساعته رئيسجمهور محترم با اقتصاددانان به همين منظور و درحالي صورت گـرفـت كـه در دولـتهـاي قـبـل هرگز مجالي براي طرح مستقيم نظرات كارشناسي با رئيس قوه مجريه وجود نداشته است.
2-تعطيلي سازمان مديريت و برنامهريزي، نه فقط بهمعناي حذف برنامهريزي در دولت نهم نبود، بلكه با تبديل سازماني عريض و طويل و فاقد كارايي خاص به معاونت بـرنـامـهريـزي و نظارت راهبردي رئيسجمهور، موانع بوروكراتيك برنامهريزي از ميان برداشته شد.
3-در مـقـايـسـه تورم در دولت نهم و دولتهاي قبل ناگفته پيداست كه دولتهاي پـيـشـين ركورددار تورم در كشور بودهاند، بهطوريكه دولت آقاي هاشمي رفسنجاني با تورم 50 درصدي در سال 74 و تورم 34 درصدي در سال 73 به ركورد تورم دست يافت و پس از وي، دولت آقاي موسوي با تورم 5/28 درصدي در سالهاي 66 و 67 در جايگاه دوم قـرار گـرفـت. حـال آنكـه نـرخ تورم در دولت نهم در دو سال اول بهگونهاي كاهش يـافـت كـه از 15 درصد سال 83 به 12 درصد در سال 84 و 13 درصد در سال 85 رسيد. افـزايـش نـرخ تـورم در يـك سـال گـذشته در نتيجه افزايش رشد اقتصادي و تسريع در اجراي طرحهاي عمراني و نيز بحران جهاني اقتصاد بوده است كه باز نرخي پايينتر از ارقام فوق را نشان ميدهد.
4-بـا تـحـريـف آشـكـار سـخـنـان رئـيسجمهور از قول ايشان نوشتهايد: «من علم اقـتصادي كه چنين و چنان بگويد، قبول ندارم»، حال آنكه ذكر عبارت مذكور با حذف جملات ماقبل و مابعد آن، خود حاكي از انگيزه تخريب نويسنده آن روزنامه است. چه، رئـيـسجـمهور محترم تاكنون با تعابير گوناگون، ضمن اعلام عزم جدي دولت در قطع دسـت رانـتخواران و مافياي نفتي از بيتالمال، در مقابل بهانهجوييهاي اين عدهكه سرريز ثروتهاي ملي به جيب خود و اطرافيان خويش را در حكم برترين «تئوريهاي اقتصادي» ميخوانند، ايستادهاند.
5-رفـتارهاي دولت را تشديدكننده مشكل بيكاري خواندهايد; درحاليكه به استناد گـزارش مـركـز آمـار ايـران، نـرخ بـيكاري كه در دولت اصلاحات به بالاي 3/14 درصد افـزايـش يـافـتـه بـود، در دولـت نـهـم در نـتـيـجـه سـيـاسـتهاي اشتغالزايي و گسترش بـنگاههاي زودبازده به 5/9 درصد در پاييز سال قبل، يعني پايينترين رقم بيكاري در 12 سال گذشته رسيد.
6-نـوشـتـهايـد: «ايـن دولـت از عـظمت كشور در سطح جهاني كاسته است»، ملت ايران از ياد نبرده كه پيش از تشكيل دولت نهم، در دولت موسوم به اصلاحات، فعاليت غـنـيسـازي صلحآميز هستهاي بهمدت 2 سال به حالت تعليق درآمد، سايت اصفهان پلمب و ايران از حق آموزش فناوري هستهاي محروم شد; و در اوج سياست تنشزدايي، بـوش ايـران را مـحـور شـرارت خـواند و با تشديد سياست محاصره و مهار ايران از سوي آمريكا و غرب، كشور در معرض تهديد قرار گرفت. آيا تنها همين نكته كه آمريكا پس از تشكيل دولت نهم دست نياز به سوي كشورمان دراز ميكند و مصرانه خواستار مذاكره بـراي بـحـران عـراق مـيشـود، در حـكم احياي عظمت و اقتدار ايران نيست؟ آيا حفظ بـرنـامـه هـسـتهاي و پيشرفت تا مرحله غنيسازي صنعتي كه با بروز رفتار قاطع و فعال دولت نهم بهجاي سياستهاي انفعالي دولت اصلاحات حاصل شد، عزت و عظمت را به ايران و ايراني بازنگرداند؟ و مگر نه اينكه در همين ماه گذشته عموم رسانههاي غربي پيشبيني كرده بودند يكي از عوامل اصلي پيروزي دوباره دكتر احمدينژاد در انتخابات دهـمـيـن دوره ريـاسـتجـمـهـوري افـزايـش غـرور مـلي ايرانيان در سطح دنيا در نتيجه سياستهاي دولت نهم خواهد بود.
وزير چندصد ميليارد توماني نشانه جدايي دولت از زهد است
مـيــرحسيـن مـوسـوي در گفـتوگـو بـا راديـو مـعـارف ضـمـن تشريح ديدگاههاي خـود در زمـيـنـه مـسـايل فرهنگي تصريح كــرد: امـام و رهـبـري بـه سـاده زيـسـتـي و انتخـاب وزرايـي كه از قشر مردمي هستند تــوصيـه داشتنـد و نـه انتخـاب وزرايـي كـه مـشـهــور بــه تـوان بـالاي مـالـيانـد; وزيـر چنـدصـد ميليـارد تـومـانـي بيـانگـر جـدايي دولت از زهد است.
ممكن است دوست ميلياردري داشته بـاشيـم كـه پـولش را از راه حلال به دست آورده باشد و اين خوب است اما وزير بايد از طبقـه متـوسـط رو بـه پـاييـن جامعه باشد و ريخـت و پاشهاي وسيع و بركت نداشتن هزينههاي دولت به دليل اين است كه در جـاي خـود هـزينه نشده و نتيجه آن ايجاد تـورم در جـامعه است. دولتي كه نميتواند مـنــش اخــلاقــي را در انتخـاب مـديـران، هـمـكاران و كارمندان خود و نيز وعدهها و سـيـاستهاي خود داشته باشد، نميتواند مدعي رشد فضايل اخلاقي باشد. چنانچه فـرهـنگ غيردولتي كه من مطرح كردهام بــايــد از ســوي مــردم در راسـتــاي دولـت اخــلاقــي و در ارتبـاط بـا رقبـا، منتقـديـن، مـخـالـفـيـن بـه وضـوح ديده شود. بهدليل نـزديـكـي به فضاي انتخابات و امكان نقد صـريـح مـيتوانم اين مساله را يادآور شوم كـه اگـر مـدير ورزشياي كه بازي را باخته در هـمان شب با بيادبي كنار ميگذاريم، نمونهاي از بياخلاقي است. وي در پايان تـصـريـح كـرد: مـا در مـقـطـعـي دشـنـام به اسـرايـيـل مـيدهـيـم و زمـان ديگر مجبور مــيشــويــم صـحـبــت از دوسـتــي مـلـت اسـراييـل مطرح كنيم; اين موارد اقتدار ما را در داخـل كشـور از بيـن مـيبرد و بيانگر عـلامـتهايي از سوي ماست. يا به جهان امپرياليستي و سردمدار آن آمريكا فحش مـيدهيم و در جايي ديگر نامه تبريكي به آنهـامـيفـرستيـم يـا مـاجـراي سفر رييس جمهـور بـه سـوييـس و اتفاقي كه به كشور لطمـه زده امـا مـا در داخـل كشـور از آن به عنـوان حماسه ياد ميكنيم كه اين رفتار ما از سـوي رسـانـههـاي خـارجـي بيـانگـر آن اسـت كه ما در داخل كشور نگراني از بيان وقايع داريم و نميتوانيم آنچه اتفاق افتاده را با مردم در ميان بگذاريم.
ممانعت از ورود كروبي
به دانشگاه اميركبير
مـهـدي كـروبي كه روز گذشته براي سـخـنـرانـي در دانشگاه اميركبير به اين دانـشـگـاه رفـته بود همزمان با مخالفت مـسـئـولين دانشگاه براي حضور وي در آنـجــا بــا حـمـايـت دانـشـجـويـان، وارد دانــشــگــــاه شــــد. ازدحــــام و فـشـــار دانشجويان بهحدي بود كه درب اصلي دانشگاه اميركبير شكسته شد.
از احمدينژاد حمايت نميكنم
دبـيــركــل جمعيـت فـدائيـان اسـلام بـا تــكـــذيـــب خــبـــر اعــلام حـمــايـتــش از احمدينژاد اظهار داشت: من در انتخابات نـظـر بـه شخص خاصي ندارم بلكه نظر به نـظـام دارم. مـحـمـدمـهدي عبدخدايي در گـفـتوگـو بـا خبرنگار ايلنا، ضمن تكذيب خــبـــر اعـــلام حــمـــايــتـــش از مـحـمــود احمدينژاد در انتخابات رياستجمهوري دهـم اظـهـار داشت: بنا به اعتقاد ما و البته هـمـانگـونـه كـه در كـتـب شـيـعـه راجـع به دمـوكراسي آمده تشخيص با مكلف است يـعـني افراد بايد خودشان تشخيص بدهند كه به چه كسي را\ي خواهند داد.
خاتمي در خوزستان:
همه به موسوي رايميدهيم
ادامه از صفحه اول
رئيس دولت اصلاحات تاكيد كرد: بنده شـمــا را درك مــيكـنــم، در گــذشـتــه بـرنـامـههـاي مهمـي انجام شد از جمله ايجـاد بندر آزاد تا موجب شود خرمشهر رشـد و تحـول داشتـه بـاشد اما حالا بايد پـرسيـد كـه مسـولان ايـن كارها را ادامه مـيدهنـد يـا خيـر. خـاتمـي خاطرنشان كـرد: بايد در انتخابات فردي را انتخاب كنيم كه واقعا دلش براي مردم ميسوزد تا انشاالله جايگاه واقعي خرمشهر احيا شــود. گـفـتـنــي اسـت تنهـا سخنـرانـي بـرنامهريزيشده سيدمحمد خاتمي در سـفـر بـه خـوزسـتان ساعت 19 ديروز در خيابان لقمان جنب دانشكده ادبيات در اهواز برگزار شده است.
مــديــريــت قــوي دولــت در دهـه اول انـقــلاب، بــهرغــم كــاهــش چـشـمـگيـر درآمـدهـا، چـنـان بـود كـه تأمين كالاهاي اســاســي كـشـور حـفـظ شـد و سـطـح رفـاه اجـتـمــاعــي بــالا رفــت و همچنيـن تمـام شـبـكـههاي بهداشتي كشور در آن دوران شـكـل گـرفـت و 60% از ظـرفـيـت دارويـي كـشــور در آن زمــان ايجـاد شـد. امـا امـروز شـاهـد آن هـسـتـيـم كـه 200 ميليارد دلار از درآمد كشور مصرف ميشود و هيچ اتفاقي در سـطـح رفـاه اجـتماعي كشور نمي افتدو هـيـچ ارتـقـائي در سرمايهگزاريها صورت نميگيرد، بيكاري و تورم بهشدت احساس مـيشـود. گـزارشهـاي رسمي حكايت از افــزايـش فـاصـلـه دهـكهـاي درآمـدي و بـيـشتـر شـدن بـيعـدالتـي مـيكنـد. تـورم 27725 درصـدي كـمر طبقات متوسط و پــايـيــن جــامـعــه را خــم كــرده و بـه قـول اقتصـاددانـان تورم كه «ماليات فقرا» است بـسـتـري بـراي فـرو بـردن آرامـش، رفـاه و مـطـلـوبـيـت گـشـته است. تورم مهمترين عـامـل بـيعـدالـتـي و فـقر است و سياست ضـدتـورمـي، مـهـمتـريـن ابزار فقرزدايي و توانمندسازي مردم ميباشد. آمارها نشان مـيدهـنـد كـه كـمـتـريـن مـيـزان تـورم در طــول30 ســال انقـلاب در 8 سـال جنـگ اتـفاق افتاده است و ما امروز با توجه به دارا بودن سرمايهاي وسيع بهدليل سوءتدبير با امــواج وسـيــع تــورم روبــهرو شـدهايـم كـه مستضعفيـن را در فشـار شديد اقتصادي و عسرت، و گسترش فقر قرار داده است. در زمينه ماليات نيز در حالي كه ماليات بايد از شهـرونـدان پـردرآمـد گـرفته شود و صرف هـزينـههـاي تـأميـن رفـاه اقشار كمدرآمد گــردد، ولــي سـيـاسـتهـاي تـورمزا عمـلا منجر به خسارت ديدن فقرا شده است.
گـاه تـلـفـيـقهـاي بـيمـورد هـمچون ادغـام سـازمـان حـج و زيـارت بـا سـازمان مـيـراث فـرهـنـگـي حـتـي نارضايتي مقام مـعـظــم رهـبــري را هــم بـهدنـبـال خـود مـيآورد. اقدامات ديگر و متعدد شرايطي را ايجـاد كـرده كـه فروپاشي نظام اجرايي كـشـور را تـداعـي مـيكنـد و بـديـن لحـاظ رسـالـت و مـسئوليتي بزرگ براي تكتك اعضاي دلسوز و وطندوست و علاقهمند به آينده كشور ايجاد ميكند.
ايـن شـرايـط نـيـازمـند نوعي بازنگري جـدي بـر مـديـريت كلان كشوري است. ايـن سـوال امروزه بهصورت جدي مطرح اسـت كه در حالي كه كشور بحرانيترين شـرايط يعني در دوران جنگ را پشت سر مـيگـذاشـت امـور جاري با 7 ميليارد دلار مـيتـوانـسـت اداره شـود و قيمتها ثابت بماند و چگونه است كه با 200 ميليارد دلار درآمـدگـرفـتـار 27% تـورم است و بهجاي پـرورش فـرهـنـگ كـار و تلاش براي رفع بـيـكــاري فــرهـنــگ صــدقـهاي تـرويـج مـيگـردد و چـرا بـا 70 ميليارد دلار واردات معـادل 7 ميليـون فـرصـت شغلـي از بيـن مـيرود؟ چـرا بـايد امكانات و منابع كشور بــراي واردات كــالاهـاي سـاخـتـه شـده و محصـول نهـايـي مصـرف شـود؟ چرا بايد منـابع كشور براي حل مشكل بيكاري در ساير كشورها مصرف شود؟
گرچه در میان داوطلبان ریاست جمهوری دهم که روز چهارشنبه در ستاد انتخابات کشور ثبت نام کرده اند، چند نفر از نمایندگان ادوار گذشته مجلس دیده می شوند ، اما سخنان جذاب برخی ثبت نام کنندگان انتخابات ریاست جمهوری در جمع خبرنگاران شنیدنی تر است.
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
در روز ۱۳ آبان، که از طرف حکومت روز" مبارزه با استکبار جهانی" نام گرفته است، جدیترین و اساسیترین خط قرمز جامعه با پاره و لگدمال کردن عکس آیتالله خامنهای توسط مردم معترض و نیز شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه دانشجویان دانشگاه تهران شکسته شد و سماجت مردم در ماندن و بحث کردن با نیروهای بسیجی، بهرغم باتوم و گاز اشکآور، نشان داد که ترس از نیروهای گوناگون نظامی و سرکوب رنگ باخته است.
با اینکه از هفته دوم اعتراضات مردم پس از انتخابات شعار "مرگ بر دیکتاتور" سر داده شد و تا حد زیادی هدف از این شعار رهبری ایران بود که در خطبههای نماز جمعه رو در روی مردم ایستاده بود اما مردم از بهکار بردن شعار مستقیمی علیه آقای خامنهای در راهپیماییها پرهیز می کردند، مگر در اللهاکبرهای شبانه و در تاریکی شب بر پشتبامها که برخی از مردم اللهاکبرهای خود را با شعار مرگ بر خامنهای به پایان میرساندند. اما پرهیز از شعار مستقیم علیه او در تظاهرات باز گذاشتن راهی برای حاکمیت برای میانجیگری و حل و فصل این اختلاف بزرگ بود اما اصرار رهبری ایران بر حمایت از احمدینژاد و تکرار سخنان تند و تهدیدآمیز در سخنرانیهای بعدی او را که از کاریزمای امام خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی بیبهره است، به هدف اول انتقادات نخبگان و حملات مردم در شعارها تبدیل کرد.
یک هفته قبل از ۱۳ آبان جوانی نخبه از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در اقدامی شجاعانه انتقادات خود را در حضور آقای خامنهای در مقابل جمع هزار نفری نخبگان مطرح کرده بود و مورد تشویق برخی از حضار هم قرار گرفته بود اما آنچه در روز ۱۳ آبان اتفاق افتاد، فقط انتقادی آرام نبود بلکه نفی و طرد قانونی بود که تاکنون جرمی بزرگ به شمار میرفته است.
در روز ۱۳ آبان، جوانی از جمعیت تظاهرکننده در میدان ولیعصر بر بلندی پرید و پلاکارد بزرگی را که عکس خامنهای بر آن نقش بسته بود، پاره کرد و بر زمین انداخت و مردم بر آن پا کوبیدند. در همان روز دانشجویان دانشگاه تهران که در دانشگاه محبوس شده و اجازه خروج نیافته بودند تا مراسم دولتی ۱۳ آبان در مقابل سفارت امریکا در آرامش برگزار شود، در کنار نردههای دانشگاه رو به خیابان جمع شدند و آویزان بر نردهها با شعار" مرگ بر اصل ولایت فقیه" و نیز "تجاوز، جنایت؛ مرگ بر این ولایت"، آقای خامنهای و اصل ولایت فقیه را به چالش کشیدند.
دانشجوی فوقلیسانس حقوق در دانشگاه تهران که خود در این اعتراض شرکت داشته است، می گوید،" این شعار نتیجه و پیامد بیمسئولیتی مقام ولایت در انجام وظایفش است. وظیفه کسی که قدرت زیادی دارد این نیست که مرتب دستور سرکوب صادر کند و مردم را تهدید کند. حالا مردم خواهان از بین رفتن قوانینی هستند که به افراد چنین قدرت بیحدی می دهد".
یک استاد دانشگاه در باره این شعارها می گوید:" اگر از ابتدا مخالفان در نظر گرفته میشدند و ایشان با لحن مناسبی با معترضانی که اصرار داشتند حرمت مقام اول مملکت را حفظ کنند، صحبت می کردند، کار به اینجا نمی کشید. مقاومت حکومت در برابر مخالفان با اتکای به سرکوب خود عامل افزایش تقاضاهای مردم شد. حالا دیگر بازگرداندن اوضاع به روزهای اول ممکن نیست." وی در باره تاثیر این خط قرمزشکنی گفت: "علاوه بر قداستزدایی ، این شعارها اصول و قوانینی را نشانه گرفته است که مانعی بر سر راه دموکراسی تلقی می شود. این روزها انتقاد از رهبر، مستقیم و غیرمستقیم، زیاد است اما طرح گسترده آن در جامعه به شکلی عیان چنانکه در روز ۱۳ آبان اتفاق افتاد، آن را بهتدریج به تقاضای جدی بدل می کند و به متفکران مخالف این اصل فرصت نظریهپردازی علیه آن را می دهد و به فعالان سیاسی مخالف، امتیازی دیگر برای چانه زنی؛ اگر مذاکره ای در کار باشد."
اما در سوی دیگر، مردم معترض در خیابان که اجازه تجمع را نیافتند، رفتاری جدید از خود به نمایش گذاشتند. در میدان هفتم تیر نیروهای نظامی مردم معترض را با باتون و گاز اشکآور متفرق میکردند تا راه برای تظاهرات دولتی دانشآموزان بسیجی باز شود. تظاهرات تعداد اندک دانشآموزان و بسیجیان به معترضان که حاضر نبودند خیابان ها را ترک کنند، فرصتی به مردم میداد که با حامیان دولت بحث کنند. بازار گفتمان در خیابان قائم مقام داغ بود، دانشجوی بسیجی قسم می خورد و فریاد میزد که از سهمیه بسیج برای ورود به دانشگاه استفاده نکرده است و حاضر است این را ثابت کند. یکی از معترضان به جوانی که دانشجوی گرافیک و حامی دولت بود و تقصیر ناآرامیها را متوجه طرفداران موسوی و کروبی می دانست، می گفت: چرا به ما اجازه تجمع نمیدهید؟ مگر نمیگویید ما اقلیت هستیم، خب به ما اجازه تجمع دهید تا ما هم خواستههایمان را بیان کنیم و هم تعدادمان را بدانید." مردی که خود را کارمند وزارت کشور معرفی می کرد، به معترضان می گفت که شما نتیجه انتخابات را قبول نکردید و این یعنی نقض قانون. خانم معترضی که ادعا میکرد او هم در زمان خاتمی، رئیس جمهور پیشین، در وزارت کشور کار کرده است و قانون را هم میداند به او پاسخ داد: "قانون معنیش این نیست که اصلا اعتراض نباشد. حق اعتراض برای مردم در قانون پیش بینی شدهاست. شما با این خشونتی که علیه ما اعمال می شود و همین آلان دیدید، موافقید؟" و مرد متواضعانه پاسخ داد: " نه، موافق نیستم."
اما این بحثها با دخالت نیروهای سپاه و بسیج بههم میخورد، گویی که آنها علاقهای نداشتند که دو گروه مردم به هم نزدیک شوند. معترضان که اصرار داشتند با طرفداران دولت صحبت کنند، معتقد بودند که دولت از انشقاق جامعه سواستفاده می کند. زنی در پاسخ به یکی از فرماندهان سپاهی که لباس نظامی به تن نداشت و از مردم خواهش میکرد که به خانههایشان بروند، گفت:" ما برای اعتراض آمدهایم، نیامده ایم برای اینکه با خواهش شما که همین چند دقیقه قبل با گاز اشکآور و باتون به ما حمله کردید، به خانههایمان برگردیم." مردان و زنانی که سن بیشتری داشتند، این بحثها را شبیه بحثهایی میدانستند که در جریان انقلاب میان گروههای مختلف در میگرفت.
سماجت مردم برای ماندن در خیابان و هو کردن ماموران بیشمار بسیج و جر و بحث کردن با آنها، ماموران را کلافه کرده بود. مردم در حین باتوم خوردن از ماموران سوال میکردند که چرا آنها را میزنند، برخی به آنها میگفتند که برای زدن مردم چقدر پول میگیرند و زنان و مردان مسن آنها را نفرین میکردند تا ماموران خود خسته میشدند و میرفتند. ماموری از دختری که خودش با باتون به شانه او زده بود و دختر بیحال و لرزان روی پلههای بانک افتاده بود، خواهش می کرد که تاکسی بگیرد و به خانه برود و دختر عصبانی به او می گفت: "بهتر است برای من تصمیم نگیری! تو پول میگیری که ما را بزنی و زدی و من هم برای اعتراض آمده ام و خانه نمیروم."
با توجه به خشونت شدیدی که علیه مردم در خیابانها اعمال میشود، هنوز نمیتوان گفت که نیروهای نظامی اعم از بسیج و سپاه از برخورد با مردم خسته شده اند، هرچند لایه های معتقد و منصف آنها از این فاصله ای که میان آنها و مردم ایجاد شده است، تکان خورده است و ناراضی است. اما سماجت مردم معترض می تواند این تغییر را بهتدریج ایجاد کند. آغاز اعتراضات، خود دلیل و جلوهای از غلبه خشم بر ترس در میان مردم بود اما حمله دستهجمعی و باتوم بهدست نیروهای نظامی در خیابان می توانست مردم را متفرق کند. بهتدریج و هر اندازه مامور در خیابان ها بیشتر شد، ترس مردم از مامور و باتوم کمرنگتر شد. آنها دیگر به جزئی از خیابانها تبدیل شدهاند و هیبت گذشته را از دست داده اند. در روز ۱۳ آبان معترضان دیگر از ماموران فرار نمیکردند، در عوض چشم در چشم ماموران از آنها سوال میکردند و یا پاسخشان را میدادند. باتوم میخوردند و میماندند و این امر، ماموری را که می خواهد وقتی باتوم بلند میکند، مردم فرار کنند، در وضع بدی قرار میداد. برای ماموری که احتمالا ترجیح میدهد بی آنکه فردی را ببیند، بزند، دشوار است تا باتوم را بر سر کسی فرود بیاورد که دارد او را با سماجت نگاه میکند. شاید برای همین بود که پس از زدن معترضان، برخی از آنها باز می گشتند و حال کسی را که باتوم خورده بود، میپرسیدند و یا توصیه میکردند که بروند تا مجبور نباشند آنها را دوباره کتک بزنند. یک روزنامه نگار با سابقه که در میان جمعیت بود، در باره اعتراض ۱۳ آبان گفت: روزهایی که مانند همین ۱۳ آبان مناسبتهای حکومتی است، تاثیر متفاوت و شگفت انگیزی داشته است. در این روزها خواهی نخواهی میزان خشونت محدود است زیرا مردم حامی دولت هم در خیابانها هستند و ماموران نمیخواهند جلوی چشم آنها رفتارهای خیلی خشن بکنند. از طرف دیگر در چنین روزهایی امکان گفتوگوی میان مخالفان و موافقان دولت را با هم پیش می آورد و فاصله میان مردم را کمتر میکند.
به نظر میرسد صبوری و پیگیری جنبش سبز در بیان خواستهها، جامعه را از قدرتش آگاه ساخته است. مردم دریافتهاند که قانون مادامی قانون است که اراده مردم به آن اعتبار بخشد. ایستادگی مردم در مقابل امر و نهی نیروهای نظامی و نیز اصول بنیادین جمهوری اسلامی نه تنها اعتبار آنها را به چالش کشیده است بلکه بهتدریج دارد مرز و یا خط قرمز جدیدی را - خصوصا برای دولتمردان - بنا میگذارد، این خط قرمز جدید "اراده مردم" نام دارد.
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
از: نيكلاي ساركوزي؛ رئيسجمهور فرانسه
نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
عکس طبق معمول تزئینی است
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
امروز توی خبر آنلاین خوندم که یه بنده خدایی در یک مراسم به رسم پاچه خواری در پاسخ به صرح معروف "ادب مرد به ز دولت اوست" گفته حافظ هزار سال پیش اعلام کرده که "محمود بود عاقبت کار در این راه".
نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
مـــركـــز تـحـقـيـقــات اسـتـراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام كـه ريـاست آن برعهده حسن روحاني مسئول اســبــق پــرونــده هـسـتــهاي و دبـيــر اسـبــق شـورايعـالـي امـنـيـت مـلـي اسـت بـا انـتـشار بيانيهاي به حملات اخير محمود احمدينژاد و ديـگـر مـسـئولان دولت نهم درباره مذاكرات سعدآباد پاسخ داد.
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
قـرارگرفتن مديريت مسلط باتجربه و كـارآمـد در را\س امـور مـمـلـكت ميتواند مارا از وضع نابسامان كنوني رهايي دهد. «مـديـراني كه طبق برنامه مصوب و سند چــشـــمانـــداز در مـسـيــري مـشـخــص برنامههاي كشور را پيش برند مانع بزرگي بـراي هـرج و مـرج مـديـريـتـي و فرصتي كـمنـظـيـر بـراي تـضـمـين مطلوب آينده كشور هستند.
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت
توسط امیرحسین| |
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت
توسط امیرحسین| |


