کپی رایت ماله بدبخت بیچاره هاست؛ کی به کیه؟!
رقابت در انتخابات، بهدليل دامنه گسترده آن و بهدليل شوري كه ميآفريند، شيرينترين نوع رقابت است. چراكه پيروزي در اين رقابت براي هواداران رقبا شرايطي را فراهم ميكند كه چه بسا سالهاي سال اثر اين پيروزي در كام علاقهمندان به برنده رقابت بماند و از آن متنعم شوند اعم از نعمت مادي يا نعمت معنوي. اما اگر بر صفحه اين رقابت، سنگي فرود آيد و تركشهايي بسازد كه هواداران را زخمي كند، اين شيريني تبديل به تلخي ميشود و اولين ثمرهاش اين ميشود كه بيتفاوتها و نيروهاي اجتماعي بيعلاقه به مشاركت در سرنوشت خود، تصميمي به حضور در صحنه نخواهند گرفت و آرا را به نفع تماميتخواهان و مخالفان مردمسالاري رقم ميزنند براي انتخابات رياستجمهوري دهم، دو نامزد از جناح اصلاحطلب وارد رقابت شدهاند كه هر كدام طرفداراني را گرد آورده و سعي ميكنند زمينههاي كسب آرا بيشتر را فراهم سازند. ناگفته پيداست كه هر جناحي از جمله اصلاحطلبان بايد حداقل دو نامزد، تا روزهاي آخر تبليغات داشته باشد. اگر توانستند در واپسين روزهاي انتظار، يكي از آنها به نفع ديگري كنار رود، زهي سعادت و خوشبختي، اما اگر چنين سعادتي نصيب اصلاحطلبان نشد، ايجاد كدورت بين هواداران اين دو نفر كمال بيانصافي است. شم سياسي، عقل را فرا ميخواند كه در مقابل جناح رقيب، آن هم در آستانه روزي كه قرار است مردم را با تمام توان به صحنه آورد، هواداران رقباي همفكر و هممرام، صبوري پيشه كنند و بههمديگر نپيچند. من نبايد براي بزرگان فكري جناح اصلاحطلب نسخه بپيچم، اما چه بايد گفت كه اين بزرگان و سرشناسان، متوجه شوند كه نبايد علاقهمندان خود را برنجانند؟ فرض كنيم 30 سال است كه در ذهن و دل آقاي محمود دولتآبادي، نويسنده شناخته شده در حوزه ادبيات داستاني، مساله انقلاب فرهنگي، چون نقطه رنجآوري خانه كرده است و فرض كنيم كه در وجود دكتر عبدالكريم سروش، دانشمند پرآوازه در حوزه شناخت، ارادهاي وجود دارد كه نميخواهد بر تاريخ انقلاب اسلامي و عملكرد دوران ميانسالياش به ويژه در امر انقلاب فرهنگي، اعم از شروع آن و ستاد آن و شوراي آن، چشم بربندد. حال اين دو چهره سرشناس، براساس معادلات سياسي امروز و با جمعبندي تمامي محاسن و معايب نامزدهاي مقام رياستجمهوري، يكي به مهندس موسوي و يكي هم به شيخ مهدي كروبي، تمايل پيدا كردهاند. اين دو براي اثبات حقانيت خود در گزينش راه سياسي پيش رو، دلايلي دارند و عليالظاهر به روال گذشته، براي اين گزينش انديشهها كرده و چون هر دو انديشمندند، نميتوان و نبايد در چند روزه انتخابات خرده گرفت، اما ميتوان لختي بر جگر دندان گذاشت تا اصلاحطلبان با آرامش و بدون رنجش وزن خود را بيابند و برنامههاي خود را عرضه نمايند، آنگاه در جلسات متعدد تاريخي نشست و مقصر و متبكر و قاصر و عامل و باني در انقلاب فرهنگي را پيدا كرد و به حسابشان رسيد. يا جايزه داد يا بيچارشان كرد. باز فرض كنيم كه احتمالا انتخابات به مرحله دوم ميرسد و هر دو نامزد اصلاحطلب در آن مرحله به رقابت ميپردازند، آنگاه توپخانه مكتوب دو سنگرنشين ميدان منازعات تاريخي از شليك باز نايستد و آتش افروزتر شود، يا فرض كنيم كه يكي از نامزدهاي اصلاحطلب با يكي از نامزدهاي محافظهكار به مرحله دوم راه يافتند. در اين صورت، دو توپخانه در يك سنگر قرار ميگيرند و آتشدان آنها خاموش ميشود، اما و صد اما كه وجود دشمن مشترك اين دو مرد سرخم ناكرده در مقابل قدرتها، ديگر فرض نيست و واقعيت تحملناپذيري است كه در هتاكي و پروندهسازي به هيچكدام رحم نميكند. اين تهديدات كه به نيت ثواب شرعي صورت ميگيرد، غير از تهديدي است كه بگومگوها و دل چركيها و احيانا خصومتهاي حاصل از دعواي سروش و دولتآبادي بين دوستداران و شاگردان اين دو استاد نهادينه ميشود. هواداراني و علاقهمنداني كه دوست ندارند وارد كارزاري شوند كه نتيجهاش شناسايي مقصران يك رخداد 30سال پيش است. آري، برادران! اين ديگر فرض نيست كه روزنامه بزرگ جناح راست و هوادار سرسخت احمدينژاد، با نازلترين عبارات و با امكانات متعلق به بيتالمال، اخباري را از نزاع قلمي و زباني دو شخصيت غيرسياسي اما فعال در عرصه فرهنگي، جعل كند و صدها نشريه هفتگي و ماهانه و حتي روزنامه ريزودرشت متعلق به مخالفان روشنفكري و ايضا رسانه ملي از آن مادر بزرگ- جريده كيهان- تغذيه كنند و بر هر بام و برزن، به قصد هتك انسانيت و هدم انديشه اصلاحطلبي، فرياد برآورند. اگر در يك جناح فكري مثلا اصلاحطلب، بيشتر از دو نامزد در صحنه حضور ميداشتند و هواداران اين نامزدها، فرصت تبليغات انتخابات را به جدل و بيحرمتي به يكديگر ميگذراندند، چه اتفاقي ميافتاد؟ اكنون كه دو نفر بيشتر نامزد نشدهاند چنين تلخياي وجود دارد و اگر هواداران موسوي و كروبي، زاويه اختلافات را بين اين دو نامزد محترم زيادتر كنند، به ضرر اصلاحات و به نفع جناح حاكم كه مملكت را به اين حال و روز انداختهاند نيست؟ اختلافات و بگومگوها نهتنها هيچ آرايي را وارد صندوق به نفع اين و آن نميكند، بلكه از آراي دو طرف ميكاهد. آيا اين وضعيت، به سود دشمنان روشنفكران اين مرزوبوم نيست؟ اگر هست بايد در رفتارمان تامل كنيم.
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت
توسط امیرحسین| |


